
کتاب مدیریت فناوری در صنعت فولاد ایران
معرفی کتاب مدیریت فناوری در صنعت فولاد ایران
کتاب مدیریت فناوری در صنعت فولاد ایران نوشتهی واحد پژوهش انتشارات دومینو اثری است که با تکیه بر نظریهی تلفیق مفاهیم میانرشتهای، به سراغ یکی از مهمترین صنایع کشور رفته است. انتشارات دومینو آن را منتشر کرده است و متن کتاب نشان میدهد که با یک کار گروهی و پژوهشی روبهرو هستیم که تلاش میکند میان دانشهای پراکندهی دانشگاهی و واقعیتهای صنعت فولاد پیوند برقرار کند. در این کتاب، مدیریت فناوری نه بهصورت کلی و انتزاعی، بلکه بهطور مشخص در بستر صنعت فولاد ایران تعریف و تحلیل شده است؛ صنعتی که از معدن و مواد اولیه تا خطوط تولید، بازار، حکمرانی و آیندهپژوهی را در بر میگیرد. ساختار کتاب بر چند بخش اصلی استوار است: از تبیین نظریهی تلفیق و چیستی مفاهیم میانرشتهای، تا مباحث علمی فولاد، زنجیرهی تولید، نقشآفرینان، مسئلههای کلیدی این صنعت و در نهایت، صورتبندی دقیق مدیریت فناوری در فولاد ایران و مراحل اجرایی آن. متن کتاب نشان میدهد که نویسندگان با نگاه مسئلهمحور، بهدنبال پاسخ به این پرسشاند که چگونه میتوان دانش، پژوهش و سیاستگذاری را حول محور صنعت فولاد منسجم کرد تا از وضعیت دانش جزیرهای فاصله گرفته شود. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب مدیریت فناوری در صنعت فولاد ایران
کتاب مدیریت فناوری در صنعت فولاد ایران با تمرکز بر نظریهی «تلفیق مفاهیم میانرشتهای با محوریت صنعت» آغاز میشود و از همان فصلهای ابتدایی نشان میدهد که مسئلهی اصلی آن، بحران پراکندگی دانش در نظام آموزش و پژوهش است. واحد پژوهش انتشارات دومینو در این کتاب توضیح داده است که مفاهیم میانرشتهای مانند مدیریت فناوری، تجاریسازی، نوآوری، کارآفرینی، آیندهپژوهی و… زمانی معنا و کارایی واقعی پیدا میکنند که در بستر یک صنعت مشخص آموزش و ارزیابی شوند. در بخشهای آغازین، نویسندگان با طرح پرسشهایی دربارهی مرزبندی علوم، بهرهوری علمی و نسبت علم با محصول، فناوری و صنعت، به این نتیجه رسیدهاند که «صنعت» میتواند محور انسجام دانش باشد؛ زیرا در آن، نیازهای جامعه، فناوری، اقتصاد و مدیریت در یک میدان واقعی به هم میرسند. در همین چارچوب، نظریهی تلفیق در چند لایه معرفی شده است: از زیرساختهای پژوهشی و تولید فناوری و ابزارهای هوشمند، تا مهندسی و زیرساخت فیزیکی، تجاریسازی و اقتصاد دانشبنیان، اقتصاد کلان و ثبات ساختاری، سرمایهی انسانی و حکمرانی، و در نهایت چشمانداز، قانون و آیندهپژوهی. کتاب مدیریت فناوری در صنعت فولاد ایران در ادامه این چارچوب نظری را بهطور خاص بر صنعت فولاد ایران منطبق کرده است. در فصلهای میانی، مباحث علمی و مقدماتی فولاد، انواع طبقهبندی فولادها، کاربردها، مواد و انرژی در زنجیرهی تولید، مراحل و فرایند تولید، روندهای پژوهشی جدید، نقشآفرینان و مهمترین مسئلههای صنعت فولاد ایران تشریح شده است. سپس کتاب وارد بخش محوری خود میشود و در فصلهای ۱۶ تا ۳۱، چیستی و چارچوب مدیریت فناوری در صنعت فولاد ایران را صورتبندی میکند: از روشهای طبقهبندی ماشینآلات و فناوریها، مراحل ساخت فناوری در این صنعت، تعاریف و مبانی فلسفی و معرفتشناختی مدیریت فناوری، نظریهها، اهداف، سطوح و مقیاسها، الگوهای کلان، اشتباهات رایج، نقشآفرینان، زیرساختها، اقتصاد و حکمرانی فناوری، خروجیها و ارزشآفرینی، تا موانع مدیریت فناوری. در بخش بعدی، کتاب به مراحل اجرایی مدیریت فناوری در صنعت فولاد ایران میپردازد؛ مراحلی مانند پایش و شناسایی نیازهای فناورانه، ارزیابی توان و شکافهای فناوری، آیندهنگاری و تعیین چشمانداز، انتخاب و اولویتبندی فناوریهای کلیدی، تدوین راهبرد و نقشهراه، تصمیمگیری در تأمین و انتقال فناوری، توسعه و نوآوری فناوریهای منتخب، استقرار و بهرهبرداری فناورانه، ارزیابی عملکرد و یادگیری سازمانی، و نوسازی و بازنگری راهبرد فناوری. در فصلهای پایانی نیز ارتباط مدیریت فناوری با دیگر مفاهیم نظریهی تلفیق و جایگاه صنعت فولاد در نظام آموزشی، حقوقی، اقتصادی و حکمرانی کشور بررسی شده است تا تصویر نسبتاً کاملی از مدیریت فناوری در این صنعت ارائه شود.
خلاصه کتاب مدیریت فناوری در صنعت فولاد ایران
کتاب مدیریت فناوری در صنعت فولاد ایران از یک مسئلهی بنیادین شروع میکند: دانش میانرشتهای در نظام آموزش و پژوهش، بدون تکیه بر یک صنعت مشخص، پراکنده و کماثر باقی مانده است. نویسندگان توضیح دادهاند که مفاهیمی مانند مدیریت فناوری، زمانی از سطح شعار و نظریه فراتر میروند که در یک صنعت معین، با همهی اقتضائات و محدودیتهای آن، تعریف و آزموده شوند. بر همین اساس، ابتدا نظریهی «تلفیق مفاهیم میانرشتهای با محوریت صنعت» معرفی شده است؛ نظریهای که میگوید برای حل مسئلههای پیچیده، باید علوم مختلف در اطراف یک محور عینی مانند صنعت سازماندهی شوند. در این چارچوب، صنعت فولاد بهعنوان یک نمونهی راهبردی انتخاب شده است. در فصلهای نخست، کتاب نشان داده است که دانش مربوط به فولاد در نظام آموزشی بهصورت جزیرهای در رشتههایی مانند شیمی، مهندسی مواد، زمینشناسی، مهندسی معدن، مدیریت صنعتی، اقتصاد، سیاستگذاری و… پراکنده است، درحالیکه در واقعیت صنعت، این دانشها ناگزیر در کنار هم عمل میکنند. سپس با معرفی لایههای نظریهی تلفیق (از زیرساختهای پژوهشی تا آیندهپژوهی)، نویسندگان این لایهها را برای صنعت فولاد بازخوانی کردهاند: مباحث علمی و نظری فولاد، روندهای پژوهشی، مدیریت دانش و علمسنجی؛ مدیریت فناوری، تولید فناوری، نوآوری، هوش مصنوعی و نرمافزار؛ مهندسی و زیرساخت فیزیکی، معادن، انرژی، طراحی کارخانه و زیرساختها؛ تجاریسازی، اقتصاد دانشبنیان، بازاریابی، سرمایهگذاری و مدیریت پروژه؛ اقتصاد صنعت، ثبات اقتصادی، اقتصاد مقاومتی، ظرفیتسنجی، فساد و رانت؛ سرمایهی انسانی، نخبگان، اشتغال پایدار، نقشآفرینان، اقتصاد مردمی و حکمرانی؛ و در نهایت، جایگاه فولاد در نظام حقوقی، آموزش و پژوهش، عوامل بینالمللی، ضعفها، نیازمندیها، چشمانداز و آیندهپژوهی. در بخش مرکزی کتاب، مدیریت فناوری در صنعت فولاد ایران بهصورت گامبهگام تعریف شده است. ابتدا ماهیت و تعاریف مدیریت فناوری در این صنعت، مبانی فلسفی و معرفتشناختی آن و نظریههای مرتبط توضیح داده شده است. سپس کتاب روشن کرده است که مدیریت فناوری در فولاد چه نیست، چه اهدافی را دنبال میکند، در چه سطوح و مقیاسهایی عمل میکند و چه روشها و الگوهای کلانی برای آن قابل تصور است. اشتباهات رایج در مسیر مدیریت فناوری فولاد، نقشآفرینان اصلی (از دولت و دانشگاه تا شرکتهای فولادی و نهادهای مالی)، زیرساختهای مورد نیاز، اقتصاد و حکمرانی فناوری، خروجیها و ارزشآفرینی و موانع ساختاری و اجرایی نیز بهتفصیل بررسی شده است. در ادامه، کتاب یک چرخهی عملیاتی برای مدیریت فناوری در صنعت فولاد ایران ترسیم کرده است: پایش و شناسایی نیازهای فناورانه، ارزیابی توان و شکافهای فناوری، آیندهنگاری و تعیین چشمانداز، انتخاب و اولویتبندی فناوریهای کلیدی، تدوین راهبرد و نقشهراه فناوری، تصمیمگیری دربارهی تأمین و انتقال فناوری، توسعه و نوآوری فناوریهای منتخب، استقرار و بهرهبرداری فناورانه، ارزیابی عملکرد و یادگیری سازمانی، و در نهایت نوسازی و بازنگری راهبرد فناوری. پیام اصلی کتاب این است که اگر مدیریت فناوری بهصورت تخصصی و صنعتمحور در فولاد پیاده شود و با نظریهی تلفیق مفاهیم میانرشتهای همراه گردد، میتواند دانش پراکنده را به نظامی هدفمند برای آموزش، پژوهش، نوآوری و ارزشآفرینی در این صنعت تبدیل کند.
چرا باید کتاب مدیریت فناوری در صنعت فولاد ایران را بخوانیم؟
کتاب مدیریت فناوری در صنعت فولاد ایران برای کسانی که بهدنبال درک عمیقتری از پیوند میان دانش، صنعت و سیاستگذاری هستند، یک نمونهی مشخص و پرجزئیات ارائه کرده است. این کتاب نشان داده است که مدیریت فناوری، اگر بهطور کلی و بدون صنعت مشخص بحث شود، در سطح شعار باقی میماند؛ اما وقتی در بستر صنعت فولاد ایران قرار میگیرد، به مجموعهای از تصمیمها، ساختارها، فرایندها و نقشآفرینان تبدیل میشود که میتوان آنها را شناسایی، طبقهبندی و اصلاح کرد. خواندن این اثر کمک میکند تصویر روشنی از زنجیرهی کامل فولاد، از معدن تا بازار و از پژوهش تا حکمرانی فناوری، شکل بگیرد. ویژگی دیگر این کتاب، صورتبندی نظریهی تلفیق مفاهیم میانرشتهای با محوریت صنعت است که فراتر از فولاد، برای فهم سایر صنایع نیز قابل استفاده است. متن کتاب نشان داده است چگونه میتوان لایههای مختلف دانش، فناوری، مهندسی، اقتصاد، حکمرانی و آیندهپژوهی را در یک چارچوب واحد دید و از وضعیت دانش جزیرهای فاصله گرفت. برای کسانی که به طراحی رشتههای دانشگاهی، بازنگری سرفصلها و پیوند آموزش عالی با صنعت فکر میکنند، بخشهای مربوط به «رشتهی صنعت فولاد با رویکرد تلفیقی در نظام آموزشی» نیز نکات قابلتوجهی دارد. این کتاب بیش از آنکه صرفاً دربارهی فولاد باشد، دربارهی این است که چگونه یک صنعت میتواند محور انسجام دانش و مدیریت فناوری قرار گیرد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
به پژوهشگران و دانشجویان حوزههای مدیریت فناوری، سیاستگذاری علم و فناوری، مهندسی مواد و متالورژی، مهندسی صنایع و مدیریت صنعتی پیشنهاد میشود کتاب مدیریت فناوری در صنعت فولاد ایران را بخوانند. همچنین به مدیران و کارشناسان شرکتهای فولادی، برنامهریزان آموزشی، طراحان رشتهها و سرفصلهای دانشگاهی و تصمیمگیران حوزهی صنعت و معدن که دغدغهی پیوند آموزش، پژوهش و صنعت را دارند، مطالعهی این کتاب توصیه میشود.
حجم
۲٫۰ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۵
تعداد صفحهها
۳۶۶ صفحه
حجم
۲٫۰ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۵
تعداد صفحهها
۳۶۶ صفحه