کتاب سفرنامه ژاک هردوان در آفتاب ایران ژاک هردوان + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب سفرنامه ژاک هردوان در آفتاب ایران

کتاب سفرنامه ژاک هردوان در آفتاب ایران

نویسنده:ژاک هردوان
امتیازبدون نظر

معرفی کتاب سفرنامه ژاک هردوان در آفتاب ایران

کتاب سفرنامه ژاک هردوان در آفتاب ایران نوشته‌ی ژاک هردوان و با ترجمه‌ی مصطفی مهذب روایتی از سفر یک جهانگرد فرانسوی به ایرانِ سال‌های ۱۳۰۳ تا ۱۳۰۵ خورشیدی است که نشر خانه فرهنگ و هنر مان آن را منتشر کرده است. نویسنده در این سفر نزدیک به دو سال در ایران اقامت داشته و مسیر طولانی پاریس تا تهران را از راه مدیترانه، بیروت، دمشق، بیابان‌های سوریه و عراق، بغداد، خانقین، کرمانشاه، همدان و درنهایت تهران طی کرده است. متن کتاب ترکیبی از توصیف مناظر، شهرها، آداب و رسوم، گفت‌وگو با شخصیت‌های مختلف و ثبت وقایع سیاسی مهم آن دوره است؛ از جمله مجلس مؤسسان، شورش شهریور ۱۳۰۴، تاج‌گذاری رضاشاه و فضای پرتنش میان نفوذ روسیه و انگلستان در ایران. در سرآغاز، مترجم توضیح می‌دهد که هردوان به‌سبب مأموریت رسمی خود به محافل سیاسی و مجالس رسمی راه داشته و از نزدیک شاهد رویدادهای مهم بوده است. ساختار کتاب در این بازچاپ با فصل‌بندی تازه، افزودن زیرنویس‌ها در قلاب و ویرایش نگارشی جدید همراه شده تا خواندن متن قدیمی برای مخاطب امروز آسان‌تر شود. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب سفرنامه ژاک هردوان در آفتاب ایران

کتاب سفرنامه ژاک هردوان در آفتاب ایران با سرآغازی تحلیلی از سوی مترجم، جایگاه خود را در میان سفرنامه‌های مربوط به ایران روشن کرده است. مصطفی مهذب در مقدمه توضیح داده است که هردوان از پاییز ۱۹۲۴ تا تابستان ۱۹۲۶ میلادی در ایران بوده و علاوه‌بر توصیف مناظر و عادات مردم، چند واقعه‌ی مهم تاریخی مانند افتتاح مجلس مؤسسان، تاج‌گذاری رضاشاه پهلوی و شورش شهریور ۱۳۰۴ را از نزدیک دیده و درباره‌ی علل سیاسی آن‌ها بحث کرده است. در یادداشت ناشر نیز سفرنامه‌ها به‌عنوان منابع مهم برای شناخت بخش‌های گمشده‌ی تاریخ ایران معرفی شده‌اند و این اثر در قالب مجموعه‌ای از «سفرنامه‌ها» بازچاپ شده است؛ آثاری که به‌گفته‌ی ناشر سال‌ها از دسترس خوانندگان دور مانده بودند. ناشر توضیح داده است که متن اصلی این سفرنامه نخستین‌بار در ایران با نام در آفتاب ایران در سال ۱۳۲۴ با همین ترجمه منتشر شده و اکنون با حفظ وفاداری به نسخه‌ی اولیه، تنها برای رفع ابهام‌ها و سهولت خواندن، فصل‌بندی تازه، زیرنویس‌های توضیحی در قلاب و ویرایش نگارشی جدید به آن افزوده شده است. کتاب سفرنامه ژاک هردوان در آفتاب ایران در چند فصل تنظیم شده که مسیر سفر و دوره‌ی اقامت نویسنده را دنبال می‌کند. در فهرست کتاب، پس از یادداشت ناشر و سرآغاز مترجم، فصل اول با عنوان «سفر به ایران» آغاز می‌شود و از «کشور ایران» و نقل قولی از پیر لوتی شروع کرده، سپس راه پاریس تا بیروت، دانشگاه بیروت، گفت‌وگو با پوادپارد، مسیر بیابانی دمشق تا بغداد، دیدار با ژانت جاسوسه‌ی فرانسوی، عبور از وادی حوران و ورود به بغداد را روایت کرده است. فصل دوم با عنوان «از مرز تا تهران» به ورود به خاک ایران از خانقین، مواجهه با مأمور گمرک، عبور از گردنه‌ها، توقف در قهوه‌خانه‌ها، برخورد با کاروان‌های جنازه‌بر، ورود به کرمانشاه، گفت‌وگو با مدیر بلژیکی گمرک، اقامت در همدان، بازدید از دبیرستان اتحاد یهودیان و مزار استر و مردخای و درنهایت رسیدن به تهران می‌پردازد. فصل سوم «اقامت در تهران» است و در آن از میدان توپخانه، خیابان لاله‌زار، اسلامبول، سفارتخانه‌ها، مهمانخانه‌ی پاریس، سرگذشت ریشاردخان فرانسویِ مسلمان‌شده، اجاره‌ی خانه‌ای در باغی کوچک، نوکر تریاکی به نام محمدعلی و دلال‌ها و دستفروش‌های یهودی سخن رفته است. فصل چهارم با عنوان «وقایع در تهران» به رویدادهایی مانند جشن در سفارت ترکیه، دیدار دوباره با حاجی محمد تبریزی، شرح مفصل عید نوروز در تهران، باورهای مربوط به توپ مروارید و توصیف رضاخان به‌عنوان «مصطفی کمال ایران» اختصاص یافته است. در ادامه‌ی فهرست، فصل‌های دیگری مانند «وقایع در تهران» با بخش‌هایی درباره‌ی سردارسپه، دکتر دیکارد، دکتر میلسپو، مراسم عاشورا، زمزمه‌ی بازگشت احمدشاه، شورش شهریور، تاج‌گذاری رضاشاه، ییلاق‌های شمیران و در پایان «خروج از ایران» و «بازگشت به اروپا از راه بحر» آمده که مسیر بازگشت و جمع‌بندی تجربه‌ی نویسنده را تکمیل می‌کند.

خلاصه کتاب سفرنامه ژاک هردوان در آفتاب ایران

متن سفرنامه ژاک هردوان در آفتاب ایران از همان صفحات آغازین، سفر را به‌عنوان گذر از «تمدن مغرب‌زمین» به «آسیا» تصویر کرده است. نویسنده از پاریسِ بارانی سوار قطار می‌شود، به بندر می‌رسد و بر عرشه‌ی کشتی در مدیترانه، اروپا را در ذهن خود در حال گفت‌وگو با آسیا می‌بیند؛ اروپا که از تمدن رومی و شهرهای بزرگ خود می‌گوید و آسیا که با گنبدها، مناره‌ها، استانبول، اسکوتاری، اسمیرن و کوه‌های توروس او را به‌سوی خود می‌خواند. پس از دو هفته راه دریایی، کشتی در بیروت لنگر می‌اندازد و هردوان در دانشگاه بیروت با پوادپارد آشنا می‌شود؛ افسری که راه‌های مشرق را خوب می‌شناسد و مسیر تاریخی پالمیرا و راه تازه‌ای را که نایرن انگلیسی با قطب‌نما یافته است برای او روی نقشه نشان می‌دهد. در همین شهر، نویسنده با ژانت، جاسوسه‌ی نامدار فرانسوی، گفت‌وگو می‌کند که از مأموریت‌هایش در دوران جنگ و مدالی که از ژنرال گورد گرفته است سخن می‌گوید. از بیروت تا دمشق، سپس از دمشق تا بغداد، سفر در بیابان و زیر آسمان پرستاره‌ی مشرق ادامه پیدا می‌کند. سه اتومبیل در وادی حوران پیش می‌روند، در راه با قبیله‌های بیابان‌گرد روبه‌رو می‌شوند و تنها خواسته‌ی آن‌ها حلب‌های خالی بنزین است. همسفر هردوان، دکتر دیکارد انگلیسی، که سال‌ها در تهران بوده، در ابتدا درباره‌ی ایران پاسخ‌های سطحی می‌دهد و سرانجام آن را «کشور محزون و کسل‌کننده» می‌نامد؛ قضاوتی که در طول کتاب بارها با مشاهدات زنده‌ی نویسنده در تضاد قرار می‌گیرد. در بغداد، هردوان از مهمانخانه‌ی «مد»، نسیم ملایم کنار دجله، منظره‌ی فانوس‌ها و گفت‌وگو با دکتر دیکارد و یک مجتهد ایرانی به نام حاج محمد تبریزی می‌نویسد؛ روحانی‌ای که او را نخست در دمشق با لباس اروپایی دیده و اکنون با عمامه و عبا، پس از زیارت مکه، در مسیر بازگشت به ایران ملاقات می‌کند. با عبور از خانقین، سفر وارد خاک ایران می‌شود. نخستین مواجهه با مأمور گمرک ایرانی، که با خونسردی و بهانه‌های پی‌درپی مسافران را معطل می‌کند، برای نویسنده تصویری از شیوه‌ی کار اداری در مرز می‌سازد؛ جایی که هیچ‌چیز سریع انجام نمی‌شود اما درنهایت «به‌طور اسرارآمیز» کارها روبه‌راه می‌شود. مسیر از گردنه‌ها و دره‌های سرسبز می‌گذرد، دهقانان با نیم‌تنه‌های آبی و کلاه نمدی کنار جاده می‌ایستند و گردنه‌ی تاتیک به‌عنوان سخت‌ترین بخش راه تا کرمانشاه توصیف شده است. در قهوه‌خانه‌ی پای گردنه، کاروان‌ها و گاری‌ها توقف کرده‌اند و در میان آن‌ها، کاروانی از جنازه‌ها که برای دفن به شهرهای مقدس عراق برده می‌شوند، توجه هردوان را جلب می‌کند؛ صحنه‌ای که به توضیح دکتر دیکارد درباره‌ی رسم انتقال اجساد مؤمنان به کربلا و نجف و نگرانی مقامات انگلیسی از شیوع بیماری‌های عفونی می‌انجامد. در کرمانشاه، نویسنده مهمان مدیر بلژیکی گمرک است که از سال‌ها خدمت در این شهر و دزدآب و از نقش کارمندان خارجی در اداره‌ی گمرکات ایران می‌گوید. او در گفت‌وگویی طولانی، تاریخ سیاسی معاصر ایران را از مشروطه تا احمدشاه و ظهور رضاخان مرور می‌کند و از شورش‌ها، دخالت روس و انگلیس، به توپ بستن مجلس، فرار محمدعلی‌شاه، تمرکز قوای روس در تبریز، نفوذ بختیاری‌ها در تهران و درنهایت ولایت‌عهدی احمدشاه و نقش نایب‌السلطنه سخن می‌گوید. در همدان، هردوان در مهمانخانه‌ای که او را به یاد پانسیون‌های قدیمی پاریس می‌اندازد اقامت می‌کند، از دبیرستان اتحاد یهودیان بازدید می‌کند و به مزار استر و مردخای می‌رود؛ جایی که به‌زعم او بیش از هرچیز نشانه‌ی تعصب و حس حق‌شناسی یهودیان نسبت به نجات‌دهندگان قوم خود است. با نزدیک‌شدن به تهران، کوه دماوند مانند کله‌قندی در افق ظاهر می‌شود و راننده یادآوری می‌کند که «می‌گویند کشتی حضرت نوح بر نوک آن نشسته است». ورود به تهران از دروازه‌ی قزوین، در شبی آرام و ساکت، با پاسبانانی که در حال نوشیدن چای و پختن آبگوشت‌اند، برای نویسنده حسی شبیه کشف «کشور اسرارآمیزی که در آن شاهزاده‌ی پریان خفته است» ایجاد می‌کند. در فصل اقامت در تهران، هردوان میدان توپخانه را به میدان کنکورد پاریس تشبیه می‌کند، از بانک شاهنشاهی ایران، گداها، درویش‌ها و دلال‌ها می‌نویسد، خیابان لاله‌زار را با رفت‌وآمد زنان چادری و پیچه‌دار توصیف می‌کند و در خیابان اسلامبول با هیاهوی درشکه‌چی‌ها و مغازه‌های گوشت‌فروشی روبه‌رو می‌شود. او در مهمانخانه‌ی پاریس با جمعی از اروپاییان مقیم تهران آشنا می‌شود و از خلال معرفی آن‌ها، به شبکه‌ی معلمان، مهندسان، بازرگانان و مأموران سیاسی خارجی در ایران اشاره می‌کند. یکی از روایت‌های به‌یادماندنی کتاب، داستان ریشاردخان است؛ فرانسوی‌ای که در قرن گذشته به‌عنوان معلم زبان فرانسه به خانه‌ی یک ایرانی رفته، عاشق دختر صاحبخانه شده، تحت تعقیب متعصبان قرار گرفته و سرانجام با پناه‌گرفتن در حرم حضرت عبدالعظیم(ع) و پذیرش اسلام، از مرگ رهایی یافته و با همان دختر ازدواج کرده است. هردوان سپس از اجاره‌ی خانه‌ای در باغی کوچک، نوکری به نام محمدعلی که تریاک می‌کشد و در سفر به کوهستان کیف دستی او را با تریاک عوض می‌کند، و دلال‌ها و دستفروش‌های یهودی که با سماجت قالی، زری، مس، ترمه و گلدان چینی می‌فروشند، تصویری زنده از زندگی روزمره در تهرانِ آن سال‌ها ارائه کرده است. در فصل «وقایع در تهران»، نویسنده از جشن در سفارت ترکیه، دیدار دوباره با حاجی محمد تبریزی و گفت‌وگو درباره‌ی لوور و جواهرات سلطنتی می‌نویسد؛ دیداری که در پایان معلوم می‌شود هدفش پرس‌وجو درباره‌ی بهترین دبیرستان‌های پاریس برای تحصیل فرزند حاجی است. سپس عید نوروز در تهران را با جزئیات توصیف می‌کند: از آماده‌شدن شهر، دوخت لباس‌های نو، آذین‌بندی خیابان‌ها، ازدحام مردم در اطراف توپ مروارید، باور به شفابخشی و شوهرآوری آن، تا سفره‌ی هفت‌سین، شمع‌ها، سبزه‌ها و آداب پختن آش برای بیمار خانواده. در ادامه، رضاخان به‌عنوان «مصطفی کمال ایران» معرفی می‌شود؛ مردی که از دهقانی شمالی به گروهبانی، سپس افسر قزاق و در نهایت سردارسپه و نخست‌وزیر رسیده است. هردوان از زبان دوستان ایرانی و اروپایی خود، قضاوت‌های متضاد درباره‌ی او را نقل می‌کند؛ از متهم‌کردن او به انگلیس‌پرستی تا تأکید بر این نکته که هرچه باشد ایرانی است و در متن کشمکش نفوذ روس و انگلیس، نقش تازه‌ای در سیاست ایران بازی می‌کند. در فصل‌های بعدی که در فهرست آمده‌اند، نویسنده به وقایع سیاسی دیگر، چهره‌هایی مانند دکتر دیکارد و دکتر میلسپو، مراسم عاشورا، زمزمه‌ی بازگشت احمدشاه، شورش شهریور، تاج‌گذاری رضاشاه، ییلاق‌های شمیران و سرانجام خروج از ایران و بازگشت به اروپا می‌پردازد و بدین‌ترتیب سفر خود را در آفتاب ایران به پایان می‌رساند.

چرا باید کتاب سفرنامه ژاک هردوان در آفتاب ایران را بخوانیم؟

سفرنامه ژاک هردوان در آفتاب ایران از دل متن خود چند دلیل روشن برای خوانده‌شدن ارائه کرده است. نخست آنکه این اثر تصویری نزدیک و جزئی‌نگر از ایرانِ اواخر قاجار و اوایل پهلوی به‌دست می‌دهد؛ دوره‌ای که در آن مشروطه، نفوذ روس و انگلیس، سقوط یک سلسله و ظهور رضاخان در هم تنیده شده‌اند. نویسنده نه‌تنها رویدادهای سیاسی مانند مجلس مؤسسان، شورش شهریور ۱۳۰۴ و تاج‌گذاری رضاشاه را ثبت کرده بلکه فضای شهرها، شکل اداره‌ها، رفتار مأموران مرزی، گفت‌وگوهای غیررسمی و حتی عادت‌های روزمره‌ی مردم را نیز توصیف کرده است. دوم آنکه کتاب، ایران را از زاویه‌ی نگاه یک فرانسویِ مقیم و نه یک مسافر گذری نشان داده است. هردوان در تهران خانه اجاره کرده، نوکر گرفته، با دلال‌ها، روحانیان، کارمندان خارجی، یهودیان بازار، مدیران مدارس و مأموران سیاسی نشست‌وبرخاست داشته و همین اقامت طولانی باعث شده است که روایت او از سطح شگفت‌زدگی اولیه فراتر برود و به مشاهده‌ی دقیق‌تر روابط قدرت، باورهای مذهبی، مناسک جمعی مانند نوروز و عاشورا و نیز تضادهای درونی جامعه برسد. سوم آنکه متن، ترکیبی از توصیف جغرافیا، تاریخ، جامعه و طنز است؛ از بیابان‌های وادی حوران و گردنه‌های کردستان تا میدان توپخانه، لاله‌زار، توپ مروارید و حرم عبدالعظیم(ع). این تنوع، کتاب را برای خوانندگانی با علاقه‌های متفاوت ـ از تاریخ سیاسی و اجتماعی تا فرهنگ عامه و سفر ـ قابل‌استفاده کرده است. درنهایت، بازچاپ این ترجمه‌ی قدیمی با ویرایش و فصل‌بندی تازه، امکان دسترسی دوباره به متنی را فراهم کرده که هم ارزش خواندنی دارد و هم برای پژوهش در تاریخ ایران، سفرنامه‌نویسی و تصویر ایران در نگاه اروپاییان منبعی قابل‌استناد به‌شمار می‌آید.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن سفرنامه ژاک هردوان در آفتاب ایران به پژوهشگران و دانشجویان تاریخ ایران، به‌ویژه علاقه‌مندان به دوره‌ی گذار از قاجار به پهلوی، پیشنهاد می‌شود. همچنین به کسانی که به سفرنامه‌ها، تاریخ اجتماعی شهرهایی مانند تهران، کرمانشاه و همدان، و شناخت نگاه اروپاییان به ایران علاقه دارند، و نیز خوانندگانی که در پی متنی برای آشنایی با آداب و رسوم، مناسک مذهبی و زندگی روزمره‌ی ایرانیان در اوایل قرن چهاردهم خورشیدی هستند، توصیه می‌شود.

نظری برای کتاب ثبت نشده است

حجم

۹۵۵٫۸ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۰

تعداد صفحه‌ها

۱۰۸ صفحه

حجم

۹۵۵٫۸ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۰

تعداد صفحه‌ها

۱۰۸ صفحه

قیمت:
۱۰۰,۰۰۰
تومان