
کتاب عکسیه
معرفی کتاب عکسیه
کتاب عکسیه (جستارهای تاریخ عکاسی ایران) بهکوشش محمدرضا طهماسبپور مجموعهای از مقالهها، سخنرانیهای بازنویسیشده و یادداشتهای پژوهشی درباره تاریخ عکاسی ایران است که نشر خانه فرهنگ و هنر مان آن را منتشر کرده است. این کتاب همزمان با یکصدوهشتادمین سال آغاز عکاسی در ایران آماده شده و از همان صفحات نخست با پیشگفتاری مفصل، خواننده را وارد بحثهای تاریخی، فنی و آرشیوی درباره عکاسی در ایران از دوره قاجار تا دورههای بعد میکند. عکسیه بر پایه یک نشست علمی ـ پژوهشی درباره عکاسی دوران قاجار در فرهنگستان هنر شکل گرفته و متنهای گردآمده در آن، طیفی از رویکردها را دربرمیگیرد؛ از تاریخنگاری دقیق نخستین داگرئوتیپها و نقش محمدشاه و ناصرالدینشاه در گسترش عکاسی، تا بررسی وضعیت آرشیوهای عکس، معرفی رسالههای خطی و چاپسنگی عکاسی و بازخوانی زندگی و کار عکاسان و نقاشان کمترشناختهشده. در کنار مقالههای پژوهشگران ایرانی، متنهایی از پژوهشگران خارج از ایران نیز در این کتاب دیده میشود که بهنوعی گفتوگوی میانرشتهای و بینالمللی درباره تاریخ عکاسی ایران را بازتاب میدهد. عکسیه با تکیه بر اسناد بایگانی، خاطرات، رسالههای قدیمی و نمونههای تصویری، تصویری چندوجهی از شکلگیری و تحول عکاسی در ایران ارائه کرده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب عکسیه
کتاب عکسیه (جستارهای تاریخ عکاسی ایران) با پیشگفتار مفصل محمدرضا طهماسبپور آغاز میشود؛ پیشگفتاری که از نخستین داگرئوتیپهای دربار محمدشاه در سال ۱۸۴۲ / ۱۲۵۸ق تا گسترش عکاسی در دوره ناصری، نقش ناصرالدینشاه در حمایت از این رسانه، ورود روشهای تازه مانند کلودیون و نگاتیو کاغذی، و سپس حضور عکاسی در رخدادهایی چون انقلاب مشروطه را مرور کرده است. در همین بخش، به دشواریهای پژوهش در آرشیوهای عکس داخل ایران، نبود فهرستهای منظم، مشکلات دسترسی، و در مقابل، گسترش دسترسی به آرشیوهای بینالمللی از راه اینترنت اشاره شده است. طهماسبپور در این مقدمه، هم به اهمیت عکاسی در روایت تاریخ اجتماعی و سیاسی ایران پرداخته است و هم به خلأهایی مانند نبود روز ملی عکاسی ایران و کمکاری در پژوهش درباره دوره پهلوی. او توضیح داده است که مقالهها و یادداشتهای این مجموعه، بهجز متن شهریار عدل، حاصل نشستی علمی در فرهنگستان هنر بوده که به مناسبت سالگرد آغاز عکاسی در ایران برگزار شده است. در ادامه کتاب عکسیه، جستارهای متعددی در چند محور اصلی آمده است. مقاله دکتر شهریار عدل با عنوان «نخستین عکسبرداری به شیوه داگرئوتیپ در ایران» با اتکا به اسناد بایگانی وزارت خارجه روسیه و مکاتبات دیپلماتیک، ماجرای سفارش دستگاه داگرئوتیپ برای محمدشاه، اعزام نیکلای پاولوف به تهران و نخستین عکسبرداریها در حضور شاه را بازسازی کرده است. متن «عکس در خاطرات ناصرالدینشاه» نوشته مجید عبد امین، با تکیه بر خاطرات روزانه شاه، بسامد واژه عکس و عکاسی و شیفتگی او به این رسانه را نشان داده و سپس دو سند فنی مهم درباره ساخت مواد عکاسی و استعمال نمک طلا را برای نخستین بار منتشر کرده است. جستار «دو نقاش، دو عکاس؛ دو مصور» نوشته نیایش پورحسن، به زندگی و کار میرزا مهدیخان مصورالملک و مصورهمایون پرداخته و از پیوند نقاشی، تصویرسازی چاپسنگی و عکاسی در دوره مظفرالدینشاه سخن گفته است. در بخشهای دیگر کتاب عکسیه، موضوعاتی مانند عکاسی معماری در عصر قاجار، جایگاه عکس در خاطرات ناصرالدینشاه، نقش عکاسان در ثبت چهره رجال و مناظر ایران، و نیز بحثهای میانرشتهای درباره «حضور خویش در آینه» و «ژخنگاره از شاه شهروند تا سلطان صاحبقران» دنبال شده است. این تنوع موضوعی، تاریخ عکاسی ایران را از سطح روایتهای کلی به سطح جزئیات فنی، آرشیوی و زیستجهان عکاسان و سوژهها نزدیک کرده است.
خلاصه کتاب عکسیه
پیشگفتار محمدرضا طهماسبپور در عکسیه با مرور ۱۸۰ سال عکاسی در ایران آغاز میشود. او از نخستین داگرئوتیپها بر صفحه نقرهاندود به درخواست محمدشاه قاجار سخن گفته است؛ دورهای که با اعزام نیکلای پاولوف از سوی دولت روسیه و نیز سفارش دستگاه از انگلستان همراه بود. در این روایت، فاصله زمانی اندک میان اختراع داگرئوتیپ در فرانسه و ورود آن به ایران برجسته شده و نشان داده شده است که عکاسی در ایران تنها حدود سه سال پس از اعلام رسمی اختراع در اروپا آغاز شده است. سپس به دوره ناصری پرداخته شده که در آن، ناصرالدینشاه با علاقه شخصی و فرمانهای رسمی، عکاسی را در دربار و بیرون از آن گسترش داد؛ از عکاسی رجال و کارگزاران حکومتی تا ثبت مناظر شهرها و صحنههای نبرد. طهماسبپور این دوره را زمان شکلگیری شاخههایی مانند عکاسی مستند و گزارش تصویری میداند و تأکید کرده است که برخی کاربردهای عکاسی در ایران، در مقایسه با دیگر نقاط جهان، جنبهای پیشرو داشته است. در مقاله شهریار عدل، با استناد به نامههای مدیر اداره آسیای وزارت خارجه روسیه و گزارشهای سفیر روسیه در تهران، روند خرید و ارسال دستگاه داگرئوتیپ برای محمدشاه، آموزش پاولوف و نخستین آزمایشهای موفق در حضور شاه بازسازی شده است. عدل نشان داده است که پاولوف در عمارت سلطنتی از مناظر کاخ عکس گرفته و این تجربه برای شاه و درباریان شگفتانگیز بوده است. او در عین حال احتمال داده است که پیش از این، در سفارت انگلستان نیز با دستگاهی که برای استودارت در بخارا سفارش داده شده بود، عکسهایی گرفته شده باشد و بنابراین تاریخ آغاز عکاسی در ایران شاید اندکی زودتر هم قابل تصور است. مجید عبد امین در متن خود، با رجوع به خاطرات ناصرالدینشاه، نشان داده است که واژه عکس در این یادداشتها بارها تکرار شده و شاه نهتنها سوژه عکس بوده بلکه خود نیز عکاسی میکرده است. او سپس دو سند فنی به خط شاه و یک نویسنده ناشناس را منتشر کرده که در آنها دستور ساخت کلودیون، محلولهای نقره، هیپوسولفیت، ورنی و نیز شیوه استعمال نمک طلا برای تثبیت و بهبود دوام تصویر روی صفحه فلزی و کاغذی توضیح داده شده است. در جستار نیایش پورحسن، زندگی و کار میرزا مهدیخان مصورالملک بهعنوان نقاش، تصویرگر چاپسنگی و عکاس بررسی شده است. او از خانوادهای اهل قلعه گلگلاب بوده، در مجمعالصنایع و دارالفنون آموزش دیده و بعدها نقاش مخصوص دارالطباعه دولتی و روزنامه شرافت شده است. در این متن، فهرستی از آثار چاپسنگی او و تابلوهای رنگروغنیاش آمده و سپس به دورهای پرداخته شده که با افول چاپ سنگی و رواج عکاسی، مصورالملک برای امرار معاش به عکاسخانه روسیخان و نیز عکاسخانهای که ملیجک در خانه خود برپا کرده بود نزدیک شده است. نقلهای متعدد از خاطرات ملیجک نشان میدهد که مهدیخان در رتوش، ظهور، چاپ، چسباندن عکسها و حتی آموزش مقدمات عکاسی به ملیجک نقش داشته است. در بخشهای دیگر کتاب، نویسندگان به مسائلی مانند وضعیت نابسامان آرشیوهای عکس در ایران، نبود فهرستنویسی و آرشیویست متخصص، و در مقابل، توجه روزافزون پژوهشگران ایرانی و خارجی به عکسهای قاجاری در آرشیوهای جهانی پرداختهاند و بر ضرورت انتشار مجموعههایی مانند عکسیه برای گشودن بحثهای تازه درباره تاریخ عکاسی ایران تأکید کردهاند.
چرا باید کتاب عکسیه را بخوانیم؟
عکسیه برای خوانندهای که به تاریخ عکاسی ایران علاقهمند است، چند دستاورد مشخص دارد. نخست اینکه کتاب، تاریخ آغاز عکاسی در ایران را از سطح روایتهای شفاهی و کلی به سطح اسناد بایگانی، نامههای دیپلماتیک و گزارشهای معاصران میبرد و نشان میدهد چگونه دستگاههای داگرئوتیپ به ایران رسید، چه کسانی آنها را به کار انداختند و نخستین عکسها در چه فضایی گرفته شد. دوم اینکه متنهای کتاب، تنها به روایت دربار و شاهان محدود نمانده و به لایههای فنی و آموزشی نیز وارد شده است؛ از دستور ساخت مواد حساس و محلولهای شیمیایی تا بحث درباره استعمال نمک طلا و نقش آن در دوام تصویر. این سطح از جزئیات، برای کسانی که به جنبههای تکنیکی عکاسی تاریخی توجه دارند، جذاب است. ویژگی دیگر عکسیه، توجه به چهرههای کمترشناختهشده است؛ هنرمندانی مانند میرزا مهدیخان مصورالملک که میان نقاشی، تصویرسازی چاپسنگی و عکاسی در رفتوآمد بودهاند و در حاشیه روایتهای رسمی ماندهاند. کتاب با استفاده از خاطرات ملیجک و دیگر منابع، بخشی از زندگی حرفهای این افراد را بازسازی کرده است. همچنین، بحثهای کتاب درباره وضعیت آرشیوهای عکس در ایران، دشواریهای دسترسی، نبود فهرستنویسی و کمبود نیروی متخصص، تصویری روشن از موانع پژوهش در این حوزه ارائه کرده و در عین حال نشان داده است که چگونه آرشیوهای خارجی و شبکههای اطلاعرسانی جهانی، مسیرهای تازهای برای مطالعه تاریخ عکاسی ایران گشودهاند. ترکیب این رویکردها، عکسیه را به متنی تبدیل کرده است که هم برای شناخت گذشته عکاسی در ایران مفید است و هم برای فهم وضعیت کنونی پژوهش و آرشیو در این حوزه.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن عکسیه به پژوهشگران و دانشجویان رشتههای عکاسی، تاریخ هنر، مطالعات ایران، مطالعات رسانه و آرشیو پیشنهاد میشود که به دنبال متنی مستند درباره شکلگیری و تحول عکاسی در ایران هستند. همچنین به عکاسان و علاقهمندان جدی تاریخ عکاسی که میخواهند از سطح روایتهای کلی فراتر بروند و با اسناد، خاطرات و جزئیات فنی دوره قاجار آشنا شوند، توصیه میشود. کسانی که روی تاریخ قاجار، تاریخ مطبوعات، تصویرسازی چاپسنگی و زندگی هنرمندان این دوره کار میکنند نیز میتوانند از جستارهای کتاب برای تکمیل پژوهشهای خود بهره ببرند.
حجم
۹٫۳ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۲۲۴ صفحه
حجم
۹٫۳ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۲۲۴ صفحه