
کتاب سرزمین زنان
معرفی کتاب سرزمین زنان
کتاب سرزمین زنان گردآوری زهرا غلامیگوراب مجموعهای از داستانها و متنهایی است که نشر ناران آن را منتشر کرده است. این کتاب در قالب یک مجموعه، صداها و تجربههای گوناگون زنان و دختران را در موقعیتهای مختلف زندگی کنار هم نشان میدهد؛ از کوچههای جنگزده و خاطرات جبهه تا خانههای امروزی، روابط خانوادگی، عشق، سوگ، فقر و انتخابهای دشوار. در این اثر، هر نویسنده با زبان و جهان خودش وارد میدان شده و روایت کوتاهی از یک برش زندگی را پیش چشم خواننده میگذارد؛ گاهی در قالب داستان واقعگرا، گاهی در شکل متنی نمادین مثل قصهی ماهی قرمز و ارهماهی، و گاهی در فضاهای شهری امروز که با واژههایی مثل بیمارستان، وصیتنامه، آژانس و رستوران شناخته میشوند. سرزمین زنان از دل یک کار گروهی بیرون آمده است؛ جایی که زهرا غلامیگوراب نقش گردآورنده و ویراستار را برعهده داشته و متنهایی از نویسندههای مختلف مثل زهره طاعتی، مریم علیپور، صنوبر امیدی، نجوا صیاد و دیگران را کنار هم نشانده است. در کنار داستانها، بخشی هم به شعر اختصاص یافته که در فهرست با عنوان «اشعار دفتر دومان» آمده است. این تنوع باعث شده کتاب، شبیه یک آلبوم چندصدایی از تجربههای زنانه باشد که در آن نسلها، طبقات اجتماعی و لحنهای مختلف در کنار هم قرار گرفتهاند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب سرزمین زنان
کتاب سرزمین زنان از همان صفحههای آغازین با مقدمهی کوتاه زهرا غلامیگوراب تکلیف خود را روشن میکند: مسیر نوشتن و داستاننویسی آسان نیست و بسیاری در این راه بیحاصل عبور کردهاند، اما برای «اهلش» این دشواری به شیرینی و شعف میرسد. در ادامه، گردآورنده این کتاب را حاصل «نگاه روشن، موشکافانه و صداقتی از جنس کلمات» معرفی کرده است؛ مجموعهای از آثار نویسندههای نوظهور که تراوشات ذهنی خود را در قالب داستان و دلنوشته روی کاغذ آوردهاند. ساختار کتاب بر پایهی چندین داستان کوتاه و متن روایی شکل گرفته که در فهرست با عنوانهایی مثل «اسکناس ۲۰۰ تومانی»، «فردا؛ دیگر شبیه امروز نیست»، «قند بیکوپن»، «ماهی قرمز تنگ شکسته»، «حباب»، «طلوع بینشان»، «فاصله رنج تا خوشبختی یک قدم»، «شکوفهی بهاری عشق»، «ندایی به سوی امید»، «دگرگونی الهی»، «کنار دریا قدم بزن» و «ماه آسمون» آمدهاند. در میانهی این فهرست، بخشی هم به «اشعار دفتر دومان» با تخلص «آرکا» اختصاص یافته که نشان میدهد کتاب فقط به داستان محدود نمانده و شعر نیز در آن حضور دارد. در بخشهای مختلف کتاب سرزمین زنان، هر داستان جهان و لحن خاص خودش را دارد اما در مجموع، یک نخ نامرئی همهی آنها را به هم وصل کرده است: حضور پررنگ زنان و تجربههای زیستهی آنها در متن زندگی ایرانی. در «اسکناس ۲۰۰ تومانی» نوشتهی زهرا غلامی، خاطرات جنگ، رفاقتهای جبهه، از دستدادنها و زخمهای ماندگار در چهره و روح حاجابراهیم، از خلال یک اسکناس قدیمی و عکسهای روی آن زنده میشود. در «فردا؛ دیگر شبیه امروز نیست» اثر زهره طاعتی، فضای خانهای امروزی، سوگ پدر، خواندن وصیتنامه، تقسیم ارث و احساسات متناقض مها در برابر برادرش آرش و عمویش، تصویر میشود. «قند بیکوپن» و «ماهی قرمز تنگ شکسته» از مریم علیپور، دو سوی متفاوت یک طیف را نشان دادهاند: یکی در سرمای خیابان و فقر، دیگری در قالب قصهای نمادین دربارهی عشق، امنیت، وابستگی و شکستن مرزهای امن. داستانهایی مثل «حباب» و «طلوع بینشان» نیز به تنهایی، اعتیاد، جنگ، آوارگی، روابط خانوادگی و تلاش برای دوبارهساختن زندگی پرداختهاند. این تنوع موضوعی و روایی، کتاب را به مجموعهای چندبخشی تبدیل کرده که هر قسمت آن، تکهای از پازل سرزمین زنان را کامل میکند.
خلاصه داستان سرزمین زنان
در سرزمین زنان، هر داستان پنجرهای است به یک موقعیت انسانی مشخص که اغلب از زاویهی دید زنان روایت شده یا زندگی آنها در مرکز ماجرا قرار گرفته است. در داستان «اسکناس ۲۰۰ تومانی» حاجابراهیم پیرمردی است که در اتاقش با یک آلبوم قدیمی و اسکناس ۲۰۰ تومانی درگیر است؛ اسکناسی که روی آن عکس دستهجمعی رزمندهها چاپ شده و برای او حکم دروازهای به گذشته را دارد. صدای همسر و پسرش پشت در اتاق، تلاش برای دادن دارو و نگرانی از «موجیشدن» او، با صدای درونی حاجابراهیم که هنوز در نخلستانهای خرمشهر، کنار حسنعراقی، مرتضی، عطایی و دیگر همرزمانش میجنگد، در هم تنیده شده است. هر چهرهای که روی اسکناس میبیند، او را به صحنهای از جنگ میبرد: شوخیها، تشنگی، هلیکوپتر دشمن، آبمیوههای خنک، مین، آرپیجی، کلاه آهنی مرتضی، عملیات کربلای پنج، شعارهای روی دیوار و در نهایت، لبخندی که با دیدن عکس امام روی لبهای زخمیاش مینشیند. این داستان، همزمان هم روایت جنگ است هم روایت پیری، تنگی نفس، خاطره و دلکندننکردن از رفقای از دسترفته. در «فردا؛ دیگر شبیه امروز نیست» مها در آستانهی خواندهشدن وصیتنامهی پدرش است. او در اتاقش با عکس دو نفرهی خود و پدر، سوگ و خستگی را تجربه میکند؛ مادر نگران تغذیه و حال جسمی اوست و برادرش آرش، همزمان نقش پسر خانواده، مرد خانه و تکیهگاه خواهر را بازی میکند. فضای نشیمن، حضور بهرامی (وکیل)، حاجآقا ثامن، عموی شبیه پدر، باران پشت شیشه و حلوا و چای، همه در خدمت صحنهای است که در آن وصیتنامه خوانده میشود: تقسیم مساوی اموال بین مها و آرش، اختصاص خانهی مسکونی به مادر، و ادامهی کمکهای خیریهی پدر به بیماران سرطانی و خانوادههای نیازمند. مها در این میان، میان احساس شرم، خفگی، دلتنگی و قدردانی از دست به خیر پدر، تابخوردن ارث و مسئولیت را تجربه میکند و در پایان، با پاکتی که روی آن «برای مهای عزیزم» نوشته شده، روبهرو میشود؛ لحظهای که نشان میدهد فردای او واقعاً دیگر شبیه امروز نیست. «قند بیکوپن» در یک شب سرد، کنار بساط لبو و لیففروشی میگذرد. راوی با پول محدودی که در جیب دارد، میان خواستهی خودش و نیاز زن دستفروش و پسر لرزانش مردد است. فریادهای «بدو بدو لبو دارم، قند بیکوپن» در خیابان خلوت میپیچد و در نهایت، راوی تصمیم میگیرد همهی لیفها را بخرد تا خانواده بتوانند بساطشان را جمع کنند و به خانه برگردند؛ تصمیمی که به قیمت عقبانداختن رستوران و خرج شخصی خودش تمام میشود، اما نوعی کرامت و همدلی را در دل داستان ثبت میکند. در «ماهی قرمز تنگ شکسته» مریم علیپور با یک قصهی نمادین، رابطهای نابرابر و پرریسک را تصویر کرده است. ماهی قرمز در تنگ بلوری، به تنهایی عادت کرده اما هر شب صدای ارهماهی را میشنود. ارهماهی او را تشویق میکند از تنگ بیرون بیاید و قول میدهد مثل تنگ دورش را بگیرد. ماهی قرمز به خاطر عشق و خستگی از تنهایی، راضی میشود اما بهتدریج ارهماهی دور میشود، قوانین نانوشتهی دنیای خودش را بهانه میکند و دیگر مراقب او نیست. تنگ در کف دریا شکسته و ماهی قرمز، با پولکهای رنگپریده، نه میتواند به گذشته برگردد نه به این رابطه تکیه کند. در نهایت، به آکواریومی دیگر میرود و از هر ارهماهیای میترسد؛ قصهای دربارهی اعتماد، شکستن مرزهای امن، مسئولیتناپذیری و زخمی که حتی در محیطی جدید هم همراه فرد میماند. داستانهای دیگری مثل «حباب» و «طلوع بینشان» نیز به شکلهای مختلف به تنهایی، عشق نوجوانی، قضاوتهای خانوادگی، اعتیاد، جنگ، آوارگی، فقر و تلاش برای ساختن معنایی تازه از زندگی پرداختهاند. در «حباب» دختر نوجوانی میان اتاق دنجش، حیاط خانه، باران پاییزی و خبرهایی که از پدر دربارهی مرد مکانیک «فرهاد» میشنود، درگیر احساسات متناقض میشود؛ و در «طلوع بینشان» نجوا صیاد از کودکی در آتش جنگ، آوارگی در کمپ، اعتیاد، متادون، حشمت چرکو و تلاش برای ایستادن در جایگاهی مثل کار در هتل و تشریفات مسافران «ویآیپی» مینویسد. در مجموع، کتاب تصویری چندوجهی از رنج، امید، انتخاب و ایستادگی زنان و مردانی ارائه کرده است که در کنار زنان این سرزمین زندگی میکنند.
چرا باید کتاب سرزمین زنان را بخوانیم؟
سرزمین زنان را میتوان بهعنوان یک آلبوم چندصدایی از تجربههای زنانه و زیست روزمره در جامعهی امروز ایران خواند. این کتاب بهجای تمرکز بر یک روایت واحد، مجموعهای از داستانها و متنها را کنار هم قرار داده که هرکدام از زاویهای متفاوت به موضوعاتی مثل جنگ، سوگ، فقر، روابط خانوادگی، عشق، طلاق، مادری، اعتیاد، مهاجرت درونی و انتخابهای اخلاقی نزدیک شدهاند. این تنوع باعث میشود خواننده با طیفی از موقعیتها روبهرو شود؛ از اتاق پیرمرد رزمندهای که با یک اسکناس ۲۰۰ تومانی به گذشته برمیگردد تا دختر جوانی که پای وصیتنامهی پدر نشسته، زنی که بین طلاق و بارداری مردد است، و ماهی قرمزی که تنگ امنش شکسته است. خواندن این کتاب فرصتی است برای دیدن جزئیات ریز زندگی؛ چیزهایی مثل بوی پیاز داغ در آشپزخانه، چای لبسوز زعفرانی با گلمحمدی، صدای دستفروش لبو، باران روی شیشه، حوض خالی حیاط، و گفتوگوهای کوتاه اما تعیینکنندهی اعضای خانواده. این جزئیات، فضای عاطفی داستانها را شکل داده و کمک کردهاند تا موقعیتهای آشنا، ملموستر شوند. از سوی دیگر، حضور نویسندههای نوظهور در این مجموعه، امکان آشنایی با صداهای تازهای را فراهم کرده که هرکدام در حال یافتن لحن و جهان خود هستند. برای کسانی که به روایتهای کوتاه، فضاهای شهری و خانوادگی، و بازنمایی تجربههای زنان در قالب داستان علاقهمند هستند، این کتاب میتواند مجموعهای متنوع و قابل تأمل باشد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
سرزمین زنان به کسانی پیشنهاد میشود که به داستانهای کوتاه با محوریت زندگی روزمره، روابط خانوادگی، تجربههای زنان و دختران، و بازتاب اثر جنگ، فقر و اعتیاد بر زندگی انسانها علاقهمند هستند. همچنین به خوانندگانی که دوست دارند با نویسندههای نوظهور آشنا شوند و مجموعهای چندنویسندهای را تجربه کنند، میتوان این کتاب را پیشنهاد کرد. برای علاقهمندان به روایتهای احساسی، شهری و خانوادگی که در عین سادگی، لایههایی از انتخاب، رنج و امید را نشان میدهند نیز این اثر مناسب است.
حجم
۱٫۰ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۶۶ صفحه
حجم
۱٫۰ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۶۶ صفحه