
کتاب سرقت
معرفی کتاب سرقت
کتاب سرقت نوشتهی عبدالرزاق گورنه با ترجمهی الهه رضوانی روایتی چندنسلی از زندگی آدمهایی است که در جزایر زنگبار و شهر دارالسلام، زیر سایهی استعمار، انقلاب و فقر، برای بقا و کرامت خود میجنگند. نشر کیمیای اندیشه آن را منتشر کرده است. این کتاب با تمرکز بر روابط خانوادگی، خشونت پنهان در ازدواجها، جابهجاییهای اجباری، مهاجرت و فاصلهی عاطفی میان والدین و فرزندان، تصویری نزدیک از زندگی روزمره در شرق آفریقا ارائه میدهد؛ جایی که سیاست و تاریخ، بیوقفه به حریم خصوصی خانهها سرک میکشند. در این اثر، سرگذشت رایا، زنی که در نوجوانی به ازدواجی ناخواسته تن میدهد و بعد با شجاعتی تلخ از شوهرش جدا میشود، در کنار داستان رشد و شکلگیری شخصیت پسرش کریم و همچنین زندگی پسر دیگری به نام بدر قرار گرفته است. این روایتها درهمتنیدهاند و نشان میدهند چگونه تصمیمهای نسل پیشین، مسیر زندگی نسل بعد را تعیین میکند؛ حتی وقتی هیچکس بهروشنی دربارهی گذشته حرف نمیزند. سرقت با نثری آرام اما پیگیر، از خانههای تنگ و نمور زنگبار تا خوابگاههای دانشگاه دارالسلام و حیاط خانههای مرفه، حرکت میکند و نشان میدهد «سرقت» فقط دزدیدن مال نیست؛ گاهی کودکی، امنیت، رؤیاها و حتی حق انتخاب آدمها ربوده میشود. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب سرقت
کتاب سرقت داستانی است از عبدالرزاق گورنه که در چند بخش و فصل پیدرپی، زندگی چند شخصیت را در بستر تاریخی و اجتماعی زنگبار و تانزانیا دنبال میکند. در بخشهای آغازین، تمرکز بر رایا است؛ دختری هفدهساله که زیر فشار پدر و عمویش به ازدواج با بکاری عباس، مردی ثروتمند اما خشن، تن میدهد. فصلهای ابتدایی با عنوانهایی مانند «بخش اول» خواننده را وارد فضای خانهی پدری رایا، ازدواج شتابزده، شب «اسارت» او در بستر شوهر و سپس فرار تدریجیاش به سوی استقلال میکند. در همین بخشها، انقلاب و مبارزه با استعمار بریتانیا در پسزمینه حضور دارد؛ رفیق، جوانی که زمانی در کوچهها فوتبال بازی میکرد، به کوبا فرستاده میشود، با یونیفرم سبز و کلاه شبیه فیدل کاسترو برمیگردد و در انقلاب شرکت میکند، اما نتیجهی این قهرمانی، بیشتر ترساندن مردم عادی است تا آزادی. در ادامهی کتاب سرقت، روایت بهتدریج از رایا به پسرش کریم و سپس به علی، برادر ناتنی کریم، و بعد به پسری روستایی به نام بدر گسترش پیدا میکند. فصلهای میانی، سالهای کودکی و نوجوانی کریم را در خانهی پدربزرگ و مادربزرگ، جدایی مادر، مرگ پدر و مادربزرگ و سپس نقلمکان او به خانهی علی و جلیله نشان میدهد. عناصری مانند مدرسه، معلم ریاضی خشن، فوتبال، دریا و شغل علی در پلیس گمرک، فضای اجتماعی زنگبار را زنده میکند. سپس کتاب وارد دورهی دانشگاه دارالسلام میشود؛ جایی که کریم با بورسیه در رشتهی جغرافیا و مطالعات محیطزیست درس میخواند، میان خوابگاه و خانهی مادر و شوهر جدیدش حاجی عثمان در رفتوآمد است و با تنهایی، خیالپردازیهای عاشقانه و فاصلهی طبقاتی دستوپنجه نرم میکند. در بخش دیگری، داستان بدر آغاز میشود؛ پسری سیزدهچهاردهساله که پدرش او را به شهر میآورد و بیهیچ توضیحی در خانهی مردی به نام عمو عثمان میگذارد تا کار کند. این جابهجایی ناگهانی، در فصلهایی که با توصیف اتوبوس قدیمی، کوچههای خاکی، مسجد محله و حیاط خانهی جدید همراه است، شکل دیگری از «سرقت» را نشان میدهد: ربودهشدن کودکی و مدرسه از یک نوجوان روستایی. در مجموع، کتاب در چندین فصل نسبتاً بلند، با تمرکز بر جزئیات زندگی روزمره، روابط خانوادگی، خاطرات کودکی، داستانگویی پدران و خاموششدن تدریجی آنها پس از انقلاب، تصویری چندلایه از جامعهای ارائه میدهد که در آن سیاست، فقر، مهاجرت و جنسیت، سرنوشت شخصیتها را شکل داده است.
خلاصه داستان سرقت
سرقت بر محور چند خط روایی اصلی بنا شده است که بهتدریج به هم نزدیک میشوند و مضمون «ربودهشدن» را در سطوح مختلف زندگی انسانی نشان میدهند. در خط اول، رایا قرار دارد؛ دختری زیبا در زنگبار که نگاهها و لبخندهای رفیق، مبارز جوان عضو حزب امّه، او را در معرض سوءظن و خشم پدر قرار میدهد. پدر و عموی ثروتمندش، برای جلوگیری از «رسوایی»، او را به ازدواج با بکاری عباس، پیمانکار ساختمانی مرفه، میدهند. شب زفاف برای رایا نه آغاز عشق که تجربهی «اسارت» است؛ هجوم بدنی ناآشنا، مطالبهی مکرر تن، و تبدیلشدن رابطهی زناشویی به کابوسی که او نمیتواند برای کسی تعریف کند. رایا بهتدریج میآموزد چگونه درد را کم کند، چگونه تظاهر به لذت کند و چگونه گاهی «نه» بگوید، اما خشونت و تحقیر بکاری، بهویژه پس از تولد پسرشان کریم، شدت میگیرد. رایا سرانجام با برنامهریزی خاموش، کریم سهساله را برمیدارد و به اونگوجا برمیگردد و شوهرش را ترک میکند. او در خانهی تنگ و نمور والدینش ساکن میشود؛ جایی که پدرش، مردی سلطهجو و دائمالشکوه، تنها نقطهی روشنش استعداد داستانگویی است. قصههای او از گدای متهم به سرقت بوی ضیافت سلطان، قلعهی مغناطیسی و خواهرانی که با سوزن برنج میخورند، کودکی رایا را شکل داده، اما پس از انقلاب و ناپدیدشدن پسرعمویش سلیمان در واحد پلیس نیمهنظامی، این قصهها خشکیده و جای خود را به نالههای تلخ داده است. رایا در شهر کار پیدا میکند، در فروشگاه لباس مشغول میشود و کمکم از فرزندش فاصله میگیرد؛ مراقبت روزمرهی کریم بیشتر بر عهدهی مادربزرگ است که برای او چای درست میکند، زخمهایش را مرهم میگذارد و از اساطیر یونانی و سفرهای سندباد برایش میخواند. کریم در کودکی پدری غایب و مادری خسته و گاه تندخو دارد. او تنها خاطرهای مبهم از بکاری عباس در ذهن دارد و وقتی پدر در پنجاهوهشتسالگی بر اثر بیماری میمیرد، بیشتر حسرت چیزی را میخورد که هرگز نداشته است تا اندوه از دستدادن. برادر ناتنیاش علی، که سالها پیش همراه مادرش مامکوو از بکاری جدا شده، با پدر رابطهای نزدیکتر داشته و پس از مرگ او، کسبوکارش را به ارث میبرد. کریم در مدرسه موفق است و معلمان او را در مقایسه با علی «جواهر کوچک» مینامند. او به خانهی علی و همسرش جلیله نقلمکان میکند و در اتاقی ساده اما امن، زیر تشویق و مراقبت این زوج جوان، بزرگ میشود. علی، افسر گمرک، با شوخی و افتخار از برادر کوچک «دانشمند»ش یاد میکند و جلیله مدام از موفقیتهای درسی او برای دیگران میگوید. کریم بورسیهی دانشگاه دارالسلام در رشتهی جغرافیا و مطالعات محیطزیست را میگیرد. در سال اول در خوابگاه زندگی میکند، با هماتاقیها و شوخیهای دانشجویی درگیر میشود و در عین حال، با تنهایی و خیالپردازیهای عاشقانه دستوپنجه نرم میکند؛ تا جایی که دوستش سیف با یادداشتهای عاشقانهی ساختگی، او را دست میاندازد. در تعطیلات، به دارالسلام میرود و برای نخستینبار پس از سالها، مادرش را میبیند که حالا با حاجی عثمان، عطاری پرانرژی، در خانهای جادار زندگی میکند. کریم از یکسو از دیدن شادی و رفاه تازهی مادرش خشنود است و از سوی دیگر، فاصلهی عاطفی گذشته را فراموش نکرده است. او در سال دوم، به دعوت حاجی و رایا، بهجای خوابگاه در اتاقی رو به باغ خانهی آنها ساکن میشود؛ جایی که از پشت پنجره، پیرمرد ساکت خانه و باغبان جومه را میبیند و بهتدریج به جزئی از ریتم این خانه تبدیل میشود، درحالیکه همچنان میان آزادی دانشجویی و انتظارات خانواده معلق است. در خط روایی دیگر، بدر معرفی میشود؛ پسری روستایی که پدرش او را سوار اتوبوس قدیمی و پرهیاهویی میکند، به شهر میآورد و بیهیچ توضیحی در خانهی مردی به نام عمو عثمان میگذارد. بدر در سکوت و حیرت، از اتاق پذیرایی با فرش ضخیم و رادیوی بزرگ تا حیاط پشتی و آشپزخانهی جداگانه را میبیند و کمکم میفهمد که برای کار در این خانه آورده شده است. زنی با لباس کار کهنه، در حال پخت نان کنجدی و خورش لویبا، اولین کسی است که با او مهربان حرف میزند، ظرفی برنج برایش میگذارد و بعد، او را به شستن ظرفها کنار آبنمای سنگی راهنمایی میکند. بدر که تازه سیزدهسالگی را پشت سر گذاشته، در ذهنش یک سال به سن خود اضافه میکند تا بزرگتر و آمادهتر به نظر برسد، اما در واقع، کودکیاش در همان لحظهای که پایش به چارچوب در میخورد و پدرش بدون خداحافظی میرود، ربوده شده است. در تمام این خطوط، سرقت نشان میدهد چگونه ساختارهای قدرت ـ پدرسالاری، ازدواج اجباری، فقر، نظامهای اداری و حتی تصمیمهای خاموش والدین ـ چیزهایی را از شخصیتها میگیرد: بدن رایا، کودکی کریم و بدر، قصهگویی پدر رایا، و امکان انتخاب آزادانهی مسیر زندگی. در عین حال، کتاب لحظههایی از مقاومت و بازسازی را هم ثبت کرده است؛ از فرار رایا و ساختن زندگی تازه در فروشگاه لباس تا تلاش کریم برای تبدیلشدن به پدری متفاوت در آینده و جستوجوی جایگاهی که در آن، نه قربانی خاموش گذشته، که عامل شکلدادن به سرنوشت خود باشد.
چرا باید کتاب سرقت را بخوانیم؟
سرقت اثری است که از دل جزئیات زندگی روزمره، به پرسشهای عمیقتری دربارهی قدرت، خشونت و مسئولیت میرسد. این کتاب نشان داده است چگونه تصمیمهای بهظاهر «خانوادگی» ـ مثل انتخاب همسر برای دختر، فرستادن پسر به شهر برای کار یا قطعکردن رابطهی کودک با پدر ـ در واقع در امتداد ساختارهای بزرگتر سیاسی و اقتصادی قرار میگیرند. خواندن این اثر امکان میدهد رابطهی میان حریم خصوصی خانه و تاریخ عمومی یک سرزمین دیده شود؛ از انقلاب و واحدهای پلیس نیمهنظامی تا صفهای مدرسه و اتوبوسهای فرسوده. در سرقت، شخصیتها نه قهرمانان بینقصاند و نه شروران مطلق. رایا، بکاری عباس، علی، مامکوو، حاجی، پدر رایا، کریم و بدر، همگی ترکیبی از ضعف، ترس، میل به بقا و لحظههای کوچک شجاعت هستند. این پیچیدگی باعث شده است خواننده با موقعیتهای متضاد همدلی کند: هم با زنی که از خشونت شوهر میگریزد و هم با پسری که از محرومشدن از پدر، زخمی پنهان در خود حمل میکند. کتاب همچنین تصویری کماغراق از رشد یک نوجوان تا جوانی ارائه کرده است؛ از مدرسه و معلم سختگیر ریاضی تا فوتبال، شوخیهای دانشجویی، بورسیهی دانشگاه، سفر با کشتی، و مواجههی نخستین با شهر بزرگ. این مسیر رشد، در کنار داستان بدر که ناگهان از مدرسه و روستا جدا میشود، امکان مقایسهی دو نوع «آینده» را فراهم میکند؛ آیندهای که با تحصیل و حمایت نسبی خانواده ساخته میشود و آیندهای که با کار اجباری و سکوت آغاز میشود. برای کسانی که به دنبال روایتی هستند که در آن سیاست، جنسیت، طبقه و مهاجرت در سطحی ملموس و انسانی به هم برسند، سرقت متنی است که میتواند نگاه تازهای به مفهوم «ربودهشدن» در زندگی فردی و جمعی بدهد؛ از سرقت بوی ضیافت سلطان در قصههای پدر رایا تا ربودهشدن فرصتها و رؤیاها در زندگی شخصیتهای اصلی.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن سرقت به کسانی پیشنهاد میشود که به داستانهایی دربارهی روابط خانوادگی پیچیده، خشونت پنهان در ازدواج و تأثیر تصمیمهای والدین بر سرنوشت فرزندان علاقه دارند. همچنین به مخاطبانی پیشنهاد میشود که میخواهند از خلال یک روایت شخصیتمحور، با فضای اجتماعی و تاریخی زنگبار و دارالسلام آشنا شوند. این کتاب به دانشجویان و علاقهمندان رشتههایی مانند مطالعات جنسیت، مطالعات آفریقا، جامعهشناسی خانواده و ادبیات معاصر نیز پیشنهاد میشود؛ بهویژه کسانی که به دنبال متنی هستند که در آن مهاجرت، فقر، آموزش و قدرت سیاسی در زندگی روزمرهی آدمهای عادی بازتاب یافته است.
حجم
۱٫۸ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۶۳ صفحه
حجم
۱٫۸ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۶۳ صفحه