
کتاب خدا، خود، نفس
معرفی کتاب خدا، خود، نفس
کتاب خدا خود نفس نوشتهی هادی قدیمی اثری است که به موضوع رابطهی خدا، خود و نفس در زندگی انسان میپردازد و انتشارات نسل روشن آن را منتشر کرده است. نویسنده در این کتاب تجربههای شخصی، تأملات معنوی و برداشتهای خود از آیات قرآن و اوستا را کنار هم قرار داده است تا تصویری از سازوکار درونی انسان ارائه دهد. متن کتاب با زبانی صریح و شخصی، از خودشناسی، نقش نفس در گمراهی یا هدایت و جایگاه انسان در طرح آفرینش سخن گفته است. در این میان به موضوعاتی مانند بیماریهای اعصاب و روان، اعتیاد، روزهداری و تربیت نفس نیز پرداخته شده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب خدا، خود، نفس
کتاب خدا خود نفس با روایت هادی قدیمی از یک تجربهی خانوادگی و شخصی آغاز میشود و بهتدریج به طرح یک دستگاه فکری دربارهی انسان، خدا و نفس میرسد. نویسنده در همان صفحات ابتدایی توضیح میدهد که چگونه سالها تنهایی، روزهداری، فاصلهگرفتن از دوستان آسیبزا و تأمل در رفتارهای خود، او را به ایدهی وجود سه ساحت «جسم»، «خود» و «نفس» در درون انسان رسانده است. در ادامهی کتاب خدا خود نفس، آفرینش جهان و انسان با زبانی داستانگونه و بر پایهی برداشت نویسنده از آیات قرآن بازخوانی شده است؛ از خلقت زمین و آسمانها تا ماجرای سجدهنکردن شیطان و راندهشدن او. در این روایت، نفس بهعنوان موجودی زنده و قدیمیتر از انسان معرفی شده که در وجود شیطان نیز حضور داشته است. کتاب خدا خود نفس در بخشهای مختلف، به تفسیر ماجرای سجده، گفتوگوی شیطان و نفس، و سپس هبوط انسان به زمین میپردازد و از دل این روایت، نقش نفس در زندگی روزمرهی انسان را توضیح میدهد. نویسنده در فصلهایی که بهطور مستقیم به زندگی امروز مربوط است، از تجربهی حضور در بیمارستان اعصاب و روان، گفتوگوهای پزشکان با بیماران، و برداشت خود از «صداهای درونی» سخن گفته است. در بخشهای بعدی کتاب خدا خود نفس، تفاوت «خود» و «نفس» با «ذهن» توضیح داده شده و ذهن بهعنوان حافظه و تختهی ثبت گفتههای خود و نفس معرفی شده است. نویسنده در فصلهای پایانی، با استناد به آیاتی از سورههای شمس، ناس، بقره، حجر و نیز نقلقولی از اوستا، تلاش کرده است جایگاه نفس، خود و مسئولیت انسان در انتخاب خیر و شر را روشن کند و در کنار آن، پیشنهادهایی عملی برای تضعیف نفس و تقویت خود ارائه دهد.
خلاصه کتاب خدا، خود، نفس
نویسنده در این کتاب، انسان را موجودی مرکب از «جسم»، «خود» و «نفس» میداند. جسم همان کالبد مادی است، «خود» به باور او همان روح و گوهر الهی در انسان است که از خدا میآید و هرگز نمیمیرد، و «نفس» موجودی زنده و اغواگر است که پیش از آفرینش آدم خلق شده و مأمور آزمودن انسان است. در نگاه کتاب خدا خود نفس، همهی کشمکشهای درونی، وسوسهها، ترس از خدا، احساس گناه افراطی و بسیاری از رفتارهای مخرب، نتیجهی غلبهی نفس بر خود است. نویسنده ذهن را فقط محل ثبت و بازپخش گفتههای خود و نفس میداند و معتقد است نباید همهچیز را به «ذهن» نسبت داد. پیام اصلی کتاب خدا خود نفس این است که با شناخت نفس، شنیدن آگاهانهی نجواهای درونی، روزهداری، کمخوری، فاصلهگرفتن از دوستان ناسالم و تعریف الگوهای رفتاری تازه، میتوان نفس را تربیت کرد، خود را تقویت کرد و به خدا نزدیکتر شد.
چرا باید کتاب خدا، خود، نفس را بخوانیم؟
این کتاب تلاشی شخصی برای توضیح تجربهی درونی کشمکش میان خود و نفس است و خواننده را با روایتی متفاوت از آیات آفرینش، ماجرای شیطان و مفهوم نفس روبهرو میکند. در کتاب خدا خود نفس، مثالهای عینی از اعتیاد، بیماریهای اعصاب و روان و روابط انسانی کنار بحثهای معنوی آمده تا نشان دهد نویسنده چگونه این مفاهیم را در زندگی روزمره فهمیده است. متن کتاب برای کسانی که به خودکاوی دینی و پرسش از منشأ صداهای درونی علاقه دارند، میتواند زمینهی تأمل فراهم کند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به کسانی پیشنهاد میشود که دغدغهی خودشناسی معنوی، فهم نقش نفس در رفتارهای روزمره، و بازخوانی شخصی آیات قرآن و اوستا را دارند. همچنین به افرادی که با اعتیاد، وسواس فکری یا احساس گناه افراطی درگیرند و میخواهند این تجربهها را در چارچوبی دینی و درونی بازفهمی کنند، پیشنهاد میشود. «به نام خداوند بخشندهی مهربان پروردگار پاک درابتدا تنها بود؛ وجودی مطلق و توانا که سرشار از نیکی و محبت بود. این وجود پاک از سر عشق و محبت بسیار قصد آفرینش کرد. خردمند زبردست گیتی نیک اندیشید همه چیز را به درستی در نگاه خود آورد؛ نگاهی ژرف و بهغایت زیبا. او ابتدای امر زمین را با کوههای مجلل، رودهای پرآب، دریاهای بیکران، جنگلهای زیبا و آسمانی درخشان و پرازهوای پاک نیکو بيافرید و در آن موجودات و درختانی استوار و ارزاقی فراوان برای اهل زمین در چهار فصل تا زمانی بایسته مقدر فرمود. خورشید و ماه را برای روشنایی و برای گرما و انرژی کاینات مقرر داشت. شب و روز را از پس طلوع و غروب ایجاد کرد و سمان زمین را به ستارگان مزین کرد و چگونگی کارشان را به آنان الهام فرمود. سپس در روز سوم هفت طبق آسمان را بر فراز زمین پدید آورد و به ایشان نیز کارشان را تا زمانی مشخص امر فرمود. روز چهارم در فراسوی آسمان کهکشانهایی را مهیا کرد و در روز پنجم در آسمان برین قرار گرفت و عرش کبریایی خود را پدید آورد و بر آن مستولی گشت. سلطان جهان در روز ششم جهان برین و بیکران را در بارگاه خود آفرید و فرشتگان را برای انجام امورات بارگاه باشکوهش خلق نمود و به آنان آنچه را باید انجام میدانند آموخت. آنگاه برای آزمون و پرستش خویش مصمم گشت موجودی نو بیافریند که با درایت، خردمند، شنوا و بینا باشد؛ موجودی که چون خودش قدرتمند و متفکر و زیبا و ناطق باشد. در خلقت او خوب اندیشید و در نگاه خویش او را در نظر آورد. او باید پوینده، آفریننده و خردمند میبود. پس ابتدا تن او را از گل بیافرید. در این اثنا فرشتگان نظارهگر کار او بودند ولی نمیدانستند در انديشه پروردگارشان چیست.»
حجم
۳۷۷٫۶ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۳۸ صفحه
حجم
۳۷۷٫۶ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۳۸ صفحه