
کتاب آنتروپی خاطرات
معرفی کتاب آنتروپی خاطرات
کتاب آنتروپی خاطرات (نیم قرن از کوچههای شهر تا کلاسهای دانشگاه) نوشتهی بیژن نجفی روایتی بلند از زندگی شخصی و حرفهای نویسنده است که از کوچههای سنتی اصفهان آغاز میشود و تا کلاسهای دانشگاه و سالهای بازنشستگی ادامه پیدا میکند. نجفی که متولد ۱۳۲۸ در محلهای سنتی پشت مسجد شاه اصفهان است در این اثر از کودکی، خانوادهی کتابخوان، سالهای دبستان و دبیرستان، ورود به دانشگاه پهلوی شیراز، تحصیل در رشتهی شیمی، سربازی، دکترا در آمریکا، سالهای تدریس در دانشگاه شیراز و دانشگاه صنعتی اصفهان و درنهایت دوران بازنشستگی خود نوشته است. انتشارات آپان آن را منتشر کرده است. ساختار این کتاب سه بخش اصلی دارد: «قبل از دانشگاه»، «در دانشگاه» و «خارج از دانشگاه». در هر بخش، فصلهایی کوتاه و متعدد با عنوانهایی مشخص آمده که از خاطرات خانوادگی و محلهای تا ماجراهای کلاس درس، جلسات دفاع، دانشجویان، همکاران، سفرها، فیلمها، موسیقی، نسلها و تغییرات اجتماعی را دربر میگیرد. لحن نویسنده ترکیبی از روایت روزمره، تأمل شخصی و ثبت جزئیات ریز زندگی است؛ از تنبیههای دوران دبستان و صفهای صبحگاهی تا بحثهای فکری دبیرستان سعدی، اعتصابهای دانشجویی، تجربهی تدریس شیمی و نگاه او به علم، دانشگاه و جامعه. آنتروپی خاطرات بیش از آنکه فقط شرح مسیر شغلی یک مدرس دانشگاه باشد، تلاشی است برای ثبت حافظهی نسلی که از کوچههای خاکی، رادیو، سینماهای روباز و مجلهی توفیق به دانشگاه، مهاجرت تحصیلی، انقلاب، بازگشت، تدریس و بازنشستگی رسیده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب آنتروپی خاطرات
کتاب آنتروپی خاطرات با تمرکز بر زندگی بیژن نجفی از کودکی تا بازنشستگی، تصویری طولانیمدت از نیم قرن زیست در ایران ارائه کرده است. نویسنده در بخش اول با عنوان «قبل از دانشگاه» به سالهای کودکی و نوجوانی در اصفهان میپردازد؛ از خانهای که در آن روزنامه و کتاب «عضو ثابت» خانواده بوده تا پدری که عاشق ویکتور هوگو و بینوایان است و در ۸۰ سالگی زیر جملات برادران کارامازوف خط میکشد. خاطرات دبستان با تنبیههای معلم قرآن، چوب و فلک در صف صبحگاهی، بیماری کچلی، ترس از دزد و انتظار برای شنیدن «شیر خدا» از رادیو، و بازیهای سادهای مثل یکقلدوقل و دنبالکردن لاستیک کهنه در کوچهها روایت شده است. سپس به دبیرستان سعدی میرسد؛ جایی که تقابل سنت و مدرنیته را در قالب دبیران مذهبی سنتی و حضور محمد حقوقیِ ادیب تجربه کرده است؛ دبیرستانی با دیوارهای سوراخدار، بحثهای دینی و ادبی، و دانشآموزانی که عصرها یا به مسجد میرفتند یا به قنادی پارک و پولونیا. در ادامهی کتاب آنتروپی خاطرات، بخش دوم با عنوان «در دانشگاه» به سالهای دانشجویی و سپس تدریس نجفی اختصاص دارد. او از ورود به دانشگاه پهلوی در سال ۱۳۴۶، کلاسهای زبان با معلمان آمریکایی، زندگی در کوی فرح، اتوبوس قدیمی اسمال آقا، میدان عشاق/پیتون پلیس، تعاونی کوچک دانشجویی و اعتصاب بزرگ دانشجویان پزشکی مینویسد. فصلهایی مانند «دانشجو در دانشگاه پهلوی»، «پادگان فرحآباد»، «مربی در بخش شیمی»، «دکترا در آمریکا»، «دانشگاه شیراز»، «شش سال در کوی استادان»، «در دانشگاه صنعتی اصفهان»، «دانشجویان و من»، «جلسات دفاع از رساله»، «دانشمندان: نه شیطان، نه فرشته»، «شیمی زندگی، زندگی شیمی» و «فیلمهای سینمایی و جامعه» نشان میدهد که نویسنده دانشگاه را فقط محل تدریس ندیده بلکه آن را صحنهی برخورد نسلها، ایدهها و رؤیاها دانسته است. بخش سوم کتاب با عنوان «خارج از دانشگاه» به خاطرات خانوادگی، دوستان، نسل قدیم و جدید، جدال سنت و ماهواره، سفرها، زیر پوست شهر، و روایتهایی از آدمهای بهظاهر حاشیهای اما ماندگار اختصاص دارد. در مجموع، کتاب آنتروپی خاطرات با فصلهای متعدد و روایتهای کوتاه و پیدرپی، هم سیر زندگی یک مدرس شیمی را دنبال کرده و هم بخشی از حافظهی شهری و دانشگاهی ایران را از زاویهی نگاه او ثبت کرده است.
خلاصه کتاب آنتروپی خاطرات
نویسنده در آنتروپی خاطرات زندگی خود را از نقطهی آغاز، یعنی کودکی در محلهای سنتی پشت مسجد شاه اصفهان، بازسازی کرده است. او از خانوادهای مینویسد که در آن روزنامه و کتاب همیشه حاضر بوده؛ پدری که هر روز روزنامه اطلاعات میخوانده، عاشق بینوایان و ویکتور هوگو بوده و در سالخوردگی هم با دقت رمانهای قطور را دنبال میکرده، و مادری که نسبت به ازدواج دوم مردان حساس بوده و حتی نانوایی محل را بهخاطر زن دوم تحریم کرده است. خاطرات کودکی شامل برفهای سنگین، همسایههایی با دعواهای خانوادگی، قابلهی محله، حمامهای عمومی، بازیهای خیابانی، مجلهی توفیق، سینماهای روباز، بستنی چمنزار، استخرهای بدون تصفیه و چهرههایی مثل حسن چوبشکن و علی نفسی است؛ آدمهایی که در حاشیهی شهر حضور داشتهاند اما در ذهن نویسنده ماندگار شدهاند. با ورود به دبیرستان سعدی، نجفی به فضای آموزشیای میرسد که در آن سنت و مدرنیته در کنار هم حضور دارند. دبیران مذهبی سنتی از فروغ فرخزاد و صادق هدایت انتقاد میکنند و محمد حقوقی در همان مدرسه از شعر نو و ادبیات مدرن میگوید و دانشآموزان را به خواندن بیوگرافی و اتوبیوگرافی تشویق کرده است. نویسنده از اینجا به دغدغهی کنکور و انتخاب رشته میرسد؛ ابتدا در رشتهی ریاضی قبول میشود، سپس دوباره کنکور میدهد و شیمی را انتخاب میکند. تلاش ناموفق برای تغییر رشته به مهندسی شیمی با یک اتفاق کوچک اما تعیینکننده گره میخورد: نرسیدن به اتوبوس، سوارشدن بر جیپ دکتر مشفق، گفتوگوی کوتاه دربارهی شیمی و منصرفشدن از تغییر رشته؛ لحظهای که نویسنده بارها در سالهای بعد به آن فکر کرده است. در بخش دانشگاه، نجفی از کلاسهای زبان با معلمان آمریکایی، سوءتفاهمهای زبانی، زندگی در کوی فرح، اتوبوس اسمال آقا، تعاونی کوچک مواد غذایی و اعتصاب بزرگ دانشجویان پزشکی مینویسد؛ اعتصابی که با گروگانگرفتن مسئول امور دانشجویی، اشغال دانشکده، ساختن برجی نمادین در حیاط و درنهایت حملهی پلیس و انتقال دانشجویان به پادگان هوابرد همراه بوده است. او سپس مسیر علمی خود را دنبال میکند: رتبهی دوم در دورهی لیسانس، ورود به فوقلیسانس، آشنایی با پروفسور میسون، رفتن به آمریکا برای دکترا، دفاع از رساله و بازگشت به ایران در آستانهی انقلاب فرهنگی. دورهای طولانی از بیکاری، ازدواج، آغاز بهکار در دانشگاه شیراز، سرپرستی بخش شیمی، انتقال به دانشگاه صنعتی اصفهان و سالهای تدریس و مدیریت آموزشی بخش مهمی از کتاب را تشکیل میدهد. نجفی در فصلهای میانی و پایانی آنتروپی خاطرات بیش از هر چیز به رابطهی خود با دانشجویان، همکاران و فضای دانشگاه میپردازد. او دانشگاه را جایی میبیند که در آن «پنج هزار دانشجو، پنج هزار داستان» شکل گرفته است؛ از خنده و بحث و گاهی دعوا تا شرکت در مراسم یادبود دانشجویانی که از دنیا رفتهاند. در کلاسهایش بر جسارت پرسیدن و قدرت شککردن تأکید کرده است؛ در آغاز هر ترم از دانشجویان میخواسته به حرفهای او شک کنند و در پایان ترم آرزو میکرده مجهولاتشان بیشتر شده باشد. او خود را نه لیدر سیاسی و نه مصلح اجتماعی، بلکه «نظارهگر» مینامد؛ نظارهگری که تغییر نسلها، جدال سنت و مدرنیته، دگرگونی دانشگاه و شهر، و تفاوت نسل قدیم و جدید را ثبت کرده است. بخش سوم کتاب با روایتهایی از دوستان، همکاران، سفرها، فیلمها، ترانهها، آدمهای معمولی با سرگذشتهای غیرمعمول، و تأمل دربارهی مرگ، بازنشستگی و گذر زمان به پایان میرسد؛ جایی که نویسنده در کنار کتابخواندن و تماشای فیلمهای کلاسیک، به گذشته نگاه میکند و از پیوند خاطرات شخصی با سرنوشت نسلها مینویسد.
چرا باید کتاب آنتروپی خاطرات را بخوانیم؟
آنتروپی خاطرات از زاویهی دید یک مدرس شیمی، ترکیبی از خاطرات شخصی، تجربهی دانشگاهی و مشاهدهی تغییرات اجتماعی در ایران را کنار هم قرار داده است. نویسنده در این کتاب فقط از مسیر شغلی خود حرف نزده بلکه کوشیده است نشان دهد چگونه یک زندگی فردی با تاریخ یک شهر، یک دانشگاه و یک نسل گره میخورد. حضور پررنگ جزئیات روزمره – از صف صبحگاهی دبستان و چوب و فلک تا بستنی چمنزار، سینماهای روباز، مجلهی توفیق، دبیرستان سعدی، اعتصابهای دانشجویی، جلسات دفاع از رساله و گفتوگوهای کلاس – خواندن آن کتاب را به نوعی سفر در حافظهی جمعی تبدیل کرده است. برای کسانی که به دانشگاه، آموزش و رابطهی استاد و دانشجو علاقه دارند، این اثر فرصتی است تا از درون کلاس و از نگاه یک استاد، فرازونشیبهای پنجاه سال حضور در محیط دانشگاهی را ببینند؛ از دانشجو بودن در دانشگاه پهلوی تا تدریس در دانشگاه شیراز و دانشگاه صنعتی اصفهان. تأکید نویسنده بر جسارت پرسیدن، شککردن، و اینکه «دانستن از پاسخها شروع نمیشود، از پرسشهای تازه آغاز میشود» بعدی فکری به کتاب داده است. در کنار اینها، روایتهای کوتاه و متعدد از آدمهای مختلف – از همسایهها و دوستان تا چهرههای حاشیهای شهر – تصویری زنده از زیر پوست شهر ارائه کرده که برای خوانندهای که به تاریخ اجتماعی و فرهنگی معاصر علاقهمند است جذاب است. آنتروپی خاطرات نهتنها مسیر یک زندگی، بلکه تغییرات نسلی، جدال سنت و مدرنیته، و دگرگونی دانشگاه و شهر را در قالب خاطره و روایت شخصی پیش چشم میگذارد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن آنتروپی خاطرات به کسانی پیشنهاد میشود که به خاطرات دانشگاهی، تجربهی تدریس و رابطهی استاد و دانشجو علاقه دارند؛ به دانشجویان و استادانی که میخواهند نیم قرن زندگی دانشگاهی را از زاویهی دید یک مدرس شیمی ببینند؛ به علاقهمندان تاریخ اجتماعی و فرهنگی شهرهایی مثل اصفهان و شیراز؛ و به خوانندگانی که دنبال روایتهای شخصی از کودکی، خانواده، نسلها و تغییرات سبک زندگی در ایران هستند.
حجم
۲٫۵ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۳۳۰ صفحه
حجم
۲٫۵ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۳۳۰ صفحه