
کتاب پلک پنجره
معرفی کتاب پلک پنجره
کتاب پلک پنجره نوشتهی سایه سیفی مجموعهای از شعرهای سپید عاشقانه و تأملی است که نشر آذرفر آن را منتشر کرده است. در این کتاب صدای زنی شنیده میشود که میان عشق، دلتنگی، خستگی، امید و ایمان در رفتوآمد است و تلاش میکند از دل روزمرگی و رنج، معنایی برای زیستن بیرون بکشد. شعرها در قالب قطعههای کوتاه و شمارهگذاریشده کنار هم قرار گرفتهاند و هر کدام برشی از یک رابطه، یک حس، یک خاطره یا یک گفتوگوی درونی را ثبت کردهاند؛ از لحظههای آغاز دلبستن و شور دیدار تا روزهای دوری، قهر، خستگی و بازاندیشی در خود و جهان. در پلک پنجره تصویرهایی از کوچه، باران، پنجره، چای، کتاب، سیگار، کوچههای شهر، گلدانها و اتاقهای کوچک تکرار میشود و بهتدریج جهان شعری خاصی میسازد که در آن عشق همزمان هم پناه است هم زخم. شاعر در بسیاری از شعرها از زاویهی دید اولشخص سخن گفته است و تجربهی زنانهی عشق، رنج، فشار عرف و سنت، و تلاش برای حفظ خود را روایت کرده است. در کنار این مضمونها، اشارههایی به خدا، دعا، توکل و امید به گشایش نیز دیده میشود که لایهای معنوی به این مجموعه میدهد. پلک پنجره در ۱۰۶ صفحه تنظیم شده و شعرها با فاصلههای کوتاه و ضرباهنگی تند و احساسی پیش میروند. این کتاب برای کسانی که با شعر سپید معاصر و زبان عاطفی و صریح آن آشنا هستند میتواند تجربهای نزدیک و همدلانه باشد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب پلک پنجره
کتاب پلک پنجره مجموعهای از شعرهای سپید سایه سیفی است که در قالب قطعههای شمارهدار کنار هم قرار گرفتهاند و از همان شعرهای آغازین، حالوهوای کلی کتاب را روشن میکنند: گفتوگو با «تو»یی که گاهی نزدیک است و گاهی دور، دلتنگیهایی که در کوچهها و پشت پنجرهها انباشته شدهاند، و زنی که میان ماندن و رفتن، بخشیدن و دلکندن، امید و خستگی معلق مانده است. در بسیاری از شعرها، راوی از «راه میرسی»، «میروی»، «دیر رسیدم»، «تو میروی» و «من میروم» حرف زده است و این رفتوآمدها استخوانبندی عاطفی کتاب را شکل داده است. در کنار این محور اصلی، شعرهایی دربارهی خستگی از عرفها و سنتهای محدودکننده، فشار قضاوت دیگران، و تلاش برای حفظ استقلال و هویت شخصی نیز دیده میشود. اشارههای مکرر به کوچه، باران، چای، کتاب، گلدان، سیگار، بالکن، تنگ ماهی، گلدان سفالی و اتاق، فضای شهری و خانگی شعرها را مشخص کرده است. در پلک پنجره شعرها در حدود ۱۰۰ قطعهی کوتاه و بلند پخش شدهاند و هر قطعه با عددی در ابتدای خود مشخص شده است؛ این ساختار شمارهگذاریشده، خواندن کتاب را شبیه ورقزدن دفترچهای از یادداشتهای پیدرپی و درعینحال مستقل کرده است. در بخشهایی از کتاب پلک پنجره، عنوانهایی مانند «پنجره» یا تکرار نام کتاب در میانهی صفحات دیده میشود که نقش نوعی مکث یا فصلبندی نرم را دارند و یادآوری میکنند که پنجره و پلکزدن، استعارهی اصلی این مجموعه است: نگاهکردن، چشمبستن، دوباره دیدن. شعرهایی مانند «قرار بود پنجره باشم»، «از خواب سالیان اجبار برمیخیزم»، «از بنبست کوچههای آرزو آمدهام» و «من با زخمهایم زندگی میکنم» نمونههایی از تنوع مضمونها در کتاب هستند؛ از عاشقانههای صریح و پرشور تا تأملهایی دربارهی خستگی، شکست، امید، ایمان و بازسازی خود. در پایان کتاب نیز شعرهایی دیده میشود که به توکل، دعا و نزدیکی خدا اشاره کردهاند و نشان میدهند که این مجموعه تنها در محدودهی یک رابطهی عاشقانه متوقف نمانده و به معنای وسیعتری از زیستن و تابآوردن پرداخته است.
خلاصه کتاب پلک پنجره
در پلک پنجره جهان شعری سایه سیفی بر محور رابطهای عاشقانه و پر از فرازونشیب شکل گرفته است. راوی در بسیاری از شعرها با «تو»یی حرف میزند که گاهی معشوق است، گاهی همراه، گاهی غایب و گاهی تنها در خیال حضور دارد. شعرهای آغازین از حس آرامش در حضور او، نیاز به آغوشی برای فرار از «زمین و زمان» و قدمزدن در ساحل خاطرهها میگویند. بهتدریج دلتنگی، فاصله و ممنوعیتها وارد شعر میشوند؛ از «عشقهای ممنوعه» و «زنهای آبستن از بیمهری» تا مردهایی که «بلد نبودند به زور کسی را دوست داشته باشند». در این میان، راوی بارها از دیدارهای تکراری، سیگار روشنکردن، نگاهکردن به دستها، و تصمیم برای دلنبستن و درعینحال ناتوانی از رهاکردن سخن گفته است. در ادامهی کتاب پلک پنجره، مضمون رفتن و نرفتن پررنگتر میشود: «تو میروی»، «میروی و با هر قدمی که دور میشوی»، «من میروم که عمر ثانیههای حضور بیهدفم را هدر ندهم». دلتنگی، مثل بغضی که در گلو مانده، در شعرها تکرار میشود و راوی میان نفرین، دعا، امید و تسلیم در نوسان است. در کنار این رابطه، شاعر از فشار عرف و سنت، ترس از قضاوت، و «عرفهای نامتعارف»ی حرف زده است که باعث شدهاند آدمها «باختند به دلهایشان آنگاه که از سر حفظ آبرو نکردند آنچه را که میخواستند». در بخشهایی دیگر، راوی به درون خود برمیگردد؛ از خستگی، میگرن، ناتوانی از شانهزدن موها، نداشتن حوصلهی شعر و کتاب، و سالهایی میگوید که از ته دل نخندیده است. در لایهای دیگر، کتاب به رابطهی راوی با خدا و ایمان هم پرداخته است. شعرهایی هست که در آنها از خواب اجبار بیدار میشود، لحاف تفکر متحجر را کنار میزند، پنجرههای رو به حیات را باز میکند و از خدا میخواهد از پنجرهای که حتی به ذهنش خطور نمیکند بهترینها را به زندگیاش بتاباند. در پایان، اشاره به آیهی «نحن اقرب الیه من حبل الورید» و دعوت به دعا، نشان میدهد که این جهان عاشقانه در نهایت در دل نوعی توکل و امید گستردهتر قرار گرفته است؛ جایی که راوی با همهی زخمها، هنوز مینویسد، هنوز دوستداشتن را انکار نمیکند و هنوز منتظر نوریست که از پشت پنجرهای ناشناخته بتابد.
چرا باید کتاب پلک پنجره را بخوانیم؟
پلک پنجره مجموعهای است که تجربهی عشق، دلتنگی، خستگی و امید را در قالب تصاویری نزدیک و روزمره ثبت کرده است. شعرها از کوچه، باران، چای، کتاب، گلدان، سیگار، اتاق و پنجره حرف زدهاند و همین نزدیکی به جزئیات زندگی روزانه، حس آشنایی و همدلی ایجاد کرده است. در بسیاری از قطعهها، راوی نهتنها از دوستداشتن و دلتنگی، که از فشار عرف، ترس از قضاوت، خستگی از تکرار، و تلاش برای حفظ استقلال و آرامش درونی سخن گفته است؛ بنابراین کتاب تنها در سطح یک عاشقانهی ساده متوقف نمانده و به تجربهی زیستن در جهان امروز نیز پرداخته است. خواندن پلک پنجره فرصتی فراهم میکند تا با صدای زنی روبهرو شویم که همزمان عاشق است، خسته است، امیدوار است، میترسد، میجنگد و از نو خود را میسازد. در شعرهایی که از بیدارشدن از «خواب سالیان اجبار»، کنارزدن «لحاف تفکر متحجر» و بازکردن «پنجرههای رو به حیات» سخن گفته شده، نوعی حرکت بهسوی رهایی و خودشناسی دیده میشود. در کنار اینها، اشاره به خدا، دعا و آیههای قرآنی، لایهای معنوی به کتاب داده است که برای خوانندهای که میان عشق و ایمان در رفتوآمد است میتواند قابلتوجه باشد. تنوع حالوهوا در شعرها، از شور آغاز عشق تا تلخی جدایی و از خستگی تا امید، باعث شده است هر بخش کتاب رنگ و طعم خاص خود را داشته باشد و امکان همذاتپنداری در موقعیتهای مختلف را فراهم کند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن پلک پنجره به کسانی پیشنهاد میشود که به شعر سپید فارسی و بیان صریح و احساسی تجربههای عاشقانه علاقهمند هستند. به مخاطبانی پیشنهاد میشود که درگیر دلتنگی، جدایی، رابطههای ناتمام یا کشمکش میان خواستن و نتوانستناند و میخواهند این حسها را در زبان شعر بازبینی کنند. همچنین به کسانی پیشنهاد میشود که دغدغهی عرف، قضاوت اجتماعی، استقلال فردی و رابطهی میان عشق و ایمان را در زندگی خود حس کردهاند و دوست دارند بازتاب این دغدغهها را در قالب شعر دنبال کنند.
حجم
۴۶۸٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۰۶ صفحه
حجم
۴۶۸٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۰۶ صفحه