کتاب اشک تنهایی معصومه (بهناز) علی نیا سقالکساری + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب اشک تنهایی

کتاب اشک تنهایی

دسته‌بندی:
امتیازبدون نظر

معرفی کتاب اشک تنهایی

کتاب اشک تنهایی نوشته‌ی معصومه (بهناز) علی‌نیا سقالکساری داستان دختری جوان است که در میانه‌ی اعتیاد پدر، مرگ مادر، بدهی‌های سنگین و معامله‌شدن مثل یک شیء، برای حفظ عزت‌نفس و آینده‌اش می‌جنگد. انتشارات آذرفر آن را منتشر کرده است و نسخه‌ی حاضر برای مطالعه در قالب کتاب الکترونیکی مناسب است. در این کتاب، روایت از فضای آشنای حیاط دانشگاه شروع می‌شود؛ جایی که برکه، قهرمان داستان، در ظاهر یک دانشجوی حقوق است اما در باطن با سوگ مادر، تنهایی عمیق و خانه‌ای آلوده به مواد و خشونت دست‌وپنجه نرم می‌کند. نقطه‌ی عطف ماجرا جایی است که پدر معتاد، زیر فشار خماری و بدهی، دخترش را در ازای طلب مواد و پول، به مردی خطرناک می‌فروشد و برکه ناگهان از نقش «دانشجو» به «کالای بدهی» سقوط می‌کند. از این‌جا به بعد، پای شخصیت‌های تازه‌ای مثل شهاب، رادمان، راستین و سونیا به داستان باز می‌شود و قصه از کوچه‌های تنگ جنوب شهر به ویلایی مجلل و پررمزوراز منتقل می‌شود؛ جایی که امنیت، مالکیت و نجات، معنای تازه‌ای پیدا می‌کند. اشک تنهایی با تمرکز بر روابط خانوادگی، اعتیاد، خشونت پنهان، عشق‌های ناگفته و تلاش برای رهایی، مسیری پر از کشمکش بیرونی و درونی را دنبال کرده است. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب اشک تنهایی

کتاب اشک تنهایی داستانی بلند از معصومه (بهناز) علی‌نیا سقالکساری است که در فضایی معاصر و شهری روایت شده و بر محور زندگی برکه، دختر جوانی از طبقه‌ای متوسط رو به پایین، شکل گرفته است. در همان صفحات ابتدایی، تصویر روشنی از جهان برکه ساخته می‌شود: دانشگاه، دوستان صمیمی، غم مزمن مرگ مادر و خانه‌ای که به‌جای پناه، میدان جنگی است میان او و پدر معتادش. اعتیاد پدر، فروش وسایل خانه، بوی تعفن منقل و مواد، و خاطره‌ی مادری که از غصه و فرسودگی از دنیا رفته، زمینه‌ای می‌سازد که در آن، هر تصمیم کوچک برکه بوی بقا می‌دهد. نقطه‌ی گره‌افکن، معامله‌ی تکان‌دهنده‌ای است که پدر در اوج خماری انجام می‌دهد: فروختن تنها دخترش به شهاب، مردی ثروتمند و خطرناک. از این‌جا، داستان به‌تدریج از کوچه‌های شهر به ویلایی بزرگ و محافظت‌شده منتقل می‌شود؛ ویلایی که متعلق به رادمان و راستین است و در آن، برکه ناخواسته وارد شبکه‌ای از روابط خانوادگی، بدهی‌های قدیمی و حساب‌وکتاب‌های ناتمام می‌شود. کتاب اشک تنهایی در ۴۱۹ صفحه و طی فصل‌ها و بخش‌های متعدد، فرازونشیب‌های زندگی برکه را دنبال کرده است. متن، به‌جای تقسیم‌بندی خشک، بیشتر بر اساس صحنه‌ها و موقعیت‌ها جلو رفته است؛ از «نیمکت سرد حیاط دانشگاه» و «خانه‌ی پر از بوی مواد» تا «ویلا»، «اتاق یاسی»، «شب خودکشی در حمام» و «تولد خون‌آلود رادمان». در میانه‌ی این مسیر، شخصیت‌های فرعی اما اثرگذاری مثل سونیا (دخترخاله‌ی رادمان و راستین)، فرزانه (زن میانسالی که نقش ستون عاطفی خانه را دارد)، شهاب (طلبکار بی‌رحم) و جمعی از دوستان و فامیل وارد می‌شوند و هرکدام لایه‌ای تازه به داستان اضافه می‌کنند؛ از رقابت‌های عاطفی مارال تا گذشته‌ی تلخ رادمان و مسئولیت سنگینی که از نوجوانی بر دوشش افتاده است. در بخش‌های میانی کتاب، به‌تدریج روشن می‌شود که معامله‌ی برکه فقط یک خریدوفروش ساده نیست و رادمان، برخلاف ظاهر خشن و سردش، در تلاش است او را از چنگ شهاب و از چرخه‌ی اعتیاد و خشونت پدر نجات دهد؛ تلاشی که سوءتفاهم‌ها، سکوت‌ها و پنهان‌کاری‌ها آن را پیچیده کرده است.

خلاصه داستان اشک تنهایی

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از داستان را فاش می‌کند! داستان اشک تنهایی با تصویر برکه روی نیمکت حیاط دانشگاه آغاز می‌شود؛ دختری که دو سال است خنده از لب‌هایش رفته، مادرش را از دست داده و با پدری معتاد و بی‌مسئولیت در خانه‌ای پر از خاطرات تلخ زندگی می‌کند. مادر، زنی معلم و از خانواده‌ای آبرومند بوده که به‌خاطر عشق، با مردی بی‌چیز ازدواج کرده و سال‌ها برای حفظ خانه و زندگی جنگیده است؛ اما اعتیاد پدر، قمار، فروش وسایل خانه و خماری‌های پی‌درپی، او را از پا درآورده و مرگش برکه را در تنهایی مطلق رها کرده است. برکه دانشجوی حقوق است و در ظاهر، آینده‌ای روشن پیش رو دارد، اما هر شب باید به خانه‌ای برگردد که در آن، پدری خمار روی منقل افتاده و هر گوشه‌اش یادآور تحقیر و دعواست. فکر جدایی از پدر، مدام در ذهنش می‌چرخد اما دلسوزی و وابستگی، او را عقب نگه می‌دارد. نقطه‌ی انفجار زمانی است که پدر، زیر فشار بدهی و خماری، تصمیم می‌گیرد خانه‌ی به‌جامانده از مادر را بفروشد. برکه در برابرش می‌ایستد و دعوایی سخت درمی‌گیرد. کمی بعد، شهاب با چند مرد قوی‌هیکل وارد خانه می‌شود و برکه می‌فهمد پدرش او را در ازای بدهی‌ها و مواد، به این مرد فروخته است. التماس‌ها و فریادهای برکه فایده‌ای ندارد؛ مردان شهاب او را به‌زور سوار ماشین می‌کنند و به ویلایی مجلل می‌برند. در ویلا، برکه با رادمان و راستین روبه‌رو می‌شود؛ دو برادر که در ظاهر با شهاب هم‌سطح‌اند اما خیلی زود معلوم می‌شود میانشان اختلاف جدی وجود دارد. رادمان با خشمی آشکار، شهاب را از ویلا بیرون می‌کند و برکه را در اتاقی مجلل اما قفل‌شده جا می‌دهد. از این‌جا، کشمکش اصلی داستان شکل می‌گیرد: برکه نمی‌داند در دست چه کسی است، چرا «خریده» شده و سرنوشتش به کجا گره خورده است. در ادامه، سونیا (دخترخاله‌ی رادمان و راستین) و فرزانه وارد صحنه می‌شوند و فضای سرد ویلا را کمی انسانی‌تر می‌کنند. سونیا گذشته‌ی خودش و دو برادر را تعریف می‌کند: مرگ پدرومادر در تصادف، بزرگ‌شدن زیر سایه‌ی رادمان، و تبدیل‌شدن او به ستون اصلی خانواده و مدیر هتلی بزرگ. این روایت، چهره‌ی دیگری از رادمان نشان می‌دهد؛ مردی که زیر ظاهر خشن، سال‌ها بار مسئولیت را به‌تنهایی کشیده است. بااین‌حال، سوءظن برکه نسبت به او از بین نمی‌رود، به‌ویژه وقتی نیمه‌شب مکالمه‌ی تلفنی رادمان را می‌شنود که در آن از «فرستادنش با پاسپورت جعلی و اسم دیگر» حرف می‌زند. برکه این حرف‌ها را به‌عنوان نقشه‌ای برای فروش دوباره‌ی خودش در کشوری دیگر تعبیر می‌کند و در اوج ناامیدی، در حمام دست به خودکشی می‌زند. صحنه‌ی خودکشی، یکی از پرتنش‌ترین بخش‌های کتاب است؛ رادمان، راستین، سونیا و فرزانه در آخرین لحظه در را می‌شکنند و رادمان با جسدی نیمه‌جان و دستانی لرزان روبه‌رو می‌شود. او تیغ را از دست برکه می‌گیرد و با جمله‌ای تکان‌دهنده می‌گوید اگر قرار است رگی بریده شود، اول باید مال او باشد تا با عذاب وجدان مرگ برکه زندگی نکند. بعد از این حادثه، راستین حقیقت را برای برکه روشن می‌کند: شبی که پدرش در خانه‌ی شهاب همه‌چیز را در قمار باخته بود، رادمان وارد بازی شده و با بردن شهاب، هم خانه و دارایی‌ها را به پدر برگردانده و هم در ظاهر، «خریدن» برکه را شرط گذاشته تا او را از دست پدر و شهاب نجات دهد. نقشه‌ی پاسپورت جعلی و سفر، درواقع برای دورکردن برکه از دست شهاب و خاموش‌شدن ماجرا بوده است. از این‌جا به بعد، رابطه‌ی برکه و رادمان وارد مرحله‌ای تازه می‌شود؛ مرحله‌ای پر از شرمندگی، خشم فروخورده، جبران، و احساساتی که هنوز نام‌گذاری نشده‌اند. در کنار این خط اصلی، داستان با ورود فامیل‌هایی مثل مارال، مونا، گیلدا، فرشاد و فرزین، و برگزاری تولد رادمان، لایه‌های تازه‌ای از رقابت‌های عاطفی، حسادت و گذشته‌ی شخصیت‌ها را نشان می‌دهد؛ از جمله علاقه‌ی قدیمی مارال به رادمان و حضور دختری به نام ارغوان که در بیرون از ویلا، بخشی از زندگی کاری و شاید عاطفی او را پر کرده است. پایان داستان در متن ارائه‌شده مشخص نشده و سرنوشت نهایی برکه، رادمان و رابطه‌ی میانشان باز می‌ماند.

چرا باید کتاب اشک تنهایی را بخوانیم؟

اشک تنهایی از دل تجربه‌ی یک دختر جوان، به چند موضوع سنگین و حساس نزدیک شده است: اعتیاد در خانواده، فروپاشی اعتماد میان پدر و فرزند، معامله‌شدن بدن و زندگی یک زن، و تلاش برای حفظ کرامت در شرایطی که همه‌چیز علیه اوست. این کتاب، به‌جای طرح‌کردن این مسائل در قالب بحث‌های مستقیم، آن‌ها را در بطن یک داستان پرکشمکش و پرحادثه نشان داده است؛ از دعواهای خانه‌ی کوچک و بوی مواد گرفته تا سکوت‌های سنگین ویلای بزرگ و تصمیم‌های مرگ‌وزندگی در حمام. خواندن این کتاب فرصتی است برای دیدن این‌که اعتیاد و خشونت خانگی فقط یک «مشکل فردی» نیست و چگونه می‌تواند نسل بعد را تا مرز خودکشی و فروپاشی بکشاند. در عین حال، اشک تنهایی نشان داده است که نجات همیشه شبیه قهرمان‌بازی‌های ساده نیست؛ گاهی پشت چهره‌ی خشن و تصمیم‌های ظاهراً بی‌رحمانه، تلاشی پیچیده برای محافظت و جبران پنهان شده است. رابطه‌ی پرتنش برکه و رادمان، نمونه‌ای از همین وضعیت است؛ دو آدم زخمی که هرکدام به‌نوعی قربانی گذشته‌ی خود و خانواده‌شان هستند و در عین حال، ناخواسته در موقعیت نجات‌دهنده و نجات‌یافته قرار گرفته‌اند. برای کسانی که به دنبال داستانی احساسی با ریتم تند، دیالوگ‌های فراوان و صحنه‌های پرتنش هستند، این کتاب می‌تواند تجربه‌ای درگیرکننده باشد. حضور شخصیت‌های فرعی متنوع، از سونیا و راستین تا مارال و گیلدا، فضای داستان را از یک خط عاشقانه‌ی ساده فراتر برده و آن را به روایتی چندصدایی از یک خانواده‌ی گسترده و روابط پیچیده‌ی میان آن‌ها تبدیل کرده است. در کنار این‌ها، مسیر درونی برکه از قربانی‌بودن مطلق تا لحظه‌ای که تیغ را کنار می‌گذارد و تصمیم می‌گیرد دوباره بایستد، می‌تواند برای کسانی که با احساس ناامیدی و بی‌پناهی آشنا هستند، آینه‌ای برای فکرکردن به خود و انتخاب‌هایشان باشد.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن اشک تنهایی به کسانی پیشنهاد می‌شود که به داستان‌های احساسی و پرکشمکش درباره‌ی روابط خانوادگی، اعتیاد، خشونت خانگی و نجات علاقه‌مند هستند. این کتاب برای مخاطبانی مناسب است که دنبال روایت‌هایی درباره‌ی دختران جوان در موقعیت‌های نابرابر، تقابل طبقات اجتماعی، و شکل‌گیری پیوندهای عاطفی در دل بحران می‌گردند. همچنین به دانشجویان و علاقه‌مندان به موضوعاتی مثل حقوق، خشونت علیه زنان و تأثیر اعتیاد بر خانواده می‌تواند چشم‌اندازی روایی و ملموس بدهد. "روی نیمکت سرد حیاط دانشگاه نشستم و به تک تک کسایی که از جلوم رد میشن نگاه میکنم. -یعنی ایناهم اندازه من بدبختن یا فقط من اینقدرحس بدبختی میکنم که دوسال خنده رو لبام نیو مده مشکلات من با چندتا قرص و چند جلسه تراپی حل میشه؟مگه این غماتمومی داره؟درونم مرده تموم شده حتی نمیتونم کنار دوستایی باشم که همه جاکنارم بودن بلند شدم زیر بارون افکارم شسته شد دلم میخواست برم جایی که هیچ موجود زن ده ای نباشه خودم باشم و یه دریاکه توش محو بشم فرقی هم نداره بودن ونبودنم یه روزی یکی بود که نفس کشیدنم براش آب حیات بود اونم مادرم بود مادر مهربونم مادر زیبام که همه میگفتن من خیلی شبیهشم زنی با پوستی گندمی چشمایی درشت به رنگ تیله موهای مشکی و بلند که هروقت خودم و توایینه نگاه میکنم انگار اون جلوم ایستاده و بهم لبخند میزنه چرا رفتی مادر؟با رفتنت منم کشتی من و بایه دنیا درد تنها گذاشتی با مردی تنها گذاشتی که برام غریبه ست مردی که جز خماریش دغدغه ای نداره زیر بارون خیس شده بودم بدون توجه به ادمای اطرافم اشک میریختم اما بخاطره بارونی که رو صورتم نشسته بود نمیزاشت درد دلم رسوام کنه به ساعتم نگاه کردم سه ساعتی بود که داشتم قدم میزدم بدون هدف..."

نظری برای کتاب ثبت نشده است

حجم

۱٫۲ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۴۱۹ صفحه

حجم

۱٫۲ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۴۱۹ صفحه

قیمت:
۱۰۰,۰۰۰
۸۰,۰۰۰
۲۰%
تومان