
کتاب سور نسوج
معرفی کتاب سور نسوج
کتاب سور نسوج نوشته محمد ملائی توسط انتشارات آثار برتر منتشر شده است. این کتاب در قالب نمایشنامهای پنج موومان، روایتگر سرگذشت تلخ و تکاندهندهی یک خانواده در میانهی جنگ و خشونت است. شخصیتهای اصلی داستان، اعضای یک خانواده و چند نظامی هستند که در فضایی وهمآلود و نمادین، با مرگ، رنج و امید دستوپنجه نرم میکنند. روایت کتاب با زبانی شاعرانه و گاه فلسفی، مرز میان واقعیت و خیال را در هم میشکند و مفاهیمی چون بیگناهی، قربانیشدن، امید و اعتراض را به تصویر میکشد. کتاب سور نسوج با بهرهگیری از عناصر اسطورهای و ارجاعات مذهبی، تجربهای متفاوت از تراژدی انسانی را پیش روی مخاطب قرار میدهد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب سور نسوج
کتاب سور نسوج اثری است که در دستهی نمایشنامه و تراژدی جای میگیرد و ساختاری چندلایه و نمادین دارد. محمد ملائی در این کتاب، داستان خانوادهای را روایت میکند که قربانی خشونت و جنگ میشوند. روایت از زبان سامی، کودک هفتسالهای که بههمراه خانوادهاش سر بریده شدهاند، آغاز میشود و در فضایی میان زمین، برزخ و دوزخ، به جستوجوی معنا و عدالت میپردازد.
این نمایشنامه در پنج موومان تنظیم شده است که هرکدام در فضایی متفاوت (زمین، برزخ، دوزخ، بهشت و بازگشت به زمین) رخ میدهد و با حضور شخصیتهایی چون راوی (مادهشتر محتضر) اعضای خانواده و نظامیان، ابعاد مختلف رنج انسانی را واکاوی میکند. کتاب سور نسوج اثر محمو ملائی با بهرهگیری از دیالوگهای فلسفی، ارجاعات قرآنی و نمادهایی چون درخت زیتون، مرز میان واقعیت و خیال را بارها جابهجا میکند و مخاطب را به تأمل دربارهی چرایی خشونت و معنای رنج دعوت کرده است.
خلاصه داستان نمایشنامه سور نسوج
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
نمایشنامهی سور نسوج با روایت سامی، کودک هفتسالهای که بههمراه خانوادهاش در سحرگاه یکشنبهای بهدست نظامیان سر بریده شدهاند، آغاز میشود. سامی در برزخ میان مرگ و زندگی، بهدنبال خانوادهاش سرگردان است و با موجودی نورانی در چادری نمادین (که گاه به خداوند تشبیه میشود) گفتوگو میکند. او از رنج، بیعدالتی و سرنوشت خود و خانوادهاش شکایت دارد و در جستوجوی پاسخ، بارها به درخت زیتون پناه میبرد؛ درختی که نماد صلح، امید و واسطهای میان زمین و آسمان است.
در هر موومان، سامی با یکی از اعضای خانواده یا نمادهای معنوی روبهرو میشود و برای نجات جان خواهر، برادر و مادرش دعا و نیایش میکند. صحنههای قتلعام خانواده با جزئیات دردناک و بیرحمانهای به تصویر کشیده شدهاند؛ پدر و مادر، برادر خردسال و خود سامی، یکی پس از دیگری قربانی خشونت نظامیان میشوند. در این میان، تنها خواهر سامی بهطور معجزهآسا زنده میماند و امیدی برای ادامهی زندگی باقی میماند.
در طول نمایشنامه، دیالوگهای سامی با موجود داخل چادر، به بحثهایی دربارهی رنج، عدالت، سرنوشت و معنای جنگ میانجامد. سامی بارها از خداوند و طبیعت (درخت زیتون) طلب کمک میکند و باوجود ناامیدی و سرما، امیدش را از دست نمیدهد. کتاب با تکرار صحنههای خشونت و بازگشت سامی به پای درخت زیتون، چرخهی بیپایان رنج و امید را به تصویر میکشد.
چرا باید کتاب سور نسوج را بخوانیم؟
کتاب سور نسوج با ساختاری چندلایه و روایتی نمادین، تجربهای متفاوت از نمایشنامهنویسی معاصر ارائه میدهد. این کتاب با پرداختن به موضوعاتی چون جنگ، خشونت، بیگناهی و امید، مخاطب را به تأمل دربارهی معنای رنج و سرنوشت انسان دعوت کرده است. استفاده از زبان شاعرانه و دیالوگهای فلسفی، فضایی وهمآلود و تأثیرگذار خلق کرده که فراتر از یک روایت خطی، لایههای عمیقتری از تجربه انسانی را آشکار میکند. حضور نمادهایی چون درخت زیتون و ارجاعات مذهبی، به اثر ابعاد اسطورهای و معنوی بخشیده است. خواندن این کتاب فرصتی است برای مواجهه با پرسشهای بنیادین دربارهی عدالت، مرگ و امید در دل تاریکی.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن کتاب سور نسوج به علاقهمندان نمایشنامه، تراژدی، ادبیات نمادین و فلسفی پیشنهاد میشود؛ همچنین این کتاب میتواند برای کسانی که دغدغهی مسائل انسانی، رنج، جنگ و معنای زندگی را دارند، تجربهای تأملبرانگیز باشد.
بخشی از کتاب سور نسوج
«.... نام من سامی است؛ هفت سالهام؛ چشمهایم قهوهای متمایل به قرمز. موهایم سیاه پوستم چیزی مابین زرد و سفید و قد و قامتم متوسط است. دو روزی میشود که مردهام اما نه به خودی خود؛ که مرا کشتهاند. سر بریدهاند نه تنها مرا که تمام خانوادهام را نیز. پریروز کلهی سحرگاه روز یکشنبه قتل عام کردند. من در گاه جان دادنم کمبود وزن زردی و ضعف بسیار شدید داشتم. یعنی در یک هفته آخر زنده بودنم. تنها قوت نیمروزم را خورده بودم که عاقبت پس از تحمل ماهها جنگ و گرسنگی، سحرگاه دو روز پیش یکشنبه به همراه یک به یک اعضای خانوادهام به دست گروهی با پشتی نامعلوم به طرز فجیعی سر بریده شدیم و شکایت به پیش او ببرم. باید آسمان را پاره کنم؛ این بار چاقویم ناطق است به گمانم هفت شبانه روز راه دارم که فعلاً دو روزش گذشته است. یعنی پنج روز مانده تا روز هفتم مردنم.»
حجم
۴۹۹٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۳۴ صفحه
حجم
۴۹۹٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۳۴ صفحه
نظرات کاربران
👌🏻