
کتاب همه می گفتن تو هیچی نمی شی
معرفی کتاب همه می گفتن تو هیچی نمی شی
کتاب همه میگفتن تو هیچی نمیشی نوشتهی زهرا شهبازی و با تصویرگری مرجان محمد توسط نشر تیرگان منتشر شده است. این اثر داستانی برای نوجوانان است که با زبانی سرزنده و طنزآمیز، ماجراهای یک خرگوش جوان به نام مینهو را روایت میکند. مینهو در خانوادهای پرجمعیت و پرهیاهو زندگی میکند و با چالشهایی مثل پیدا کردن شغل، اثبات تواناییهایش و روبهرو شدن با قضاوتهای اطرافیان دستوپنجه نرم میکند. داستان با محوریت تلاش، پشتکار و اهمیت حلمسئله، به دغدغههای نوجوانان درباره استقلال، اعتمادبهنفس و یافتن جایگاه خود در جامعه میپردازد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب همه می گفتن تو هیچی نمی شی
کتاب همه میگفتن تو هیچی نمیشی به قلم زهرا شهبازی، داستانی پرماجرا و آموزنده را در قالب زندگی یک خانوادهی خرگوشی به تصویر کشیده است. محوریت داستان بر مینهو، خرگوشی بازیگوش و خیالپرداز، استوار است که در آستانهی دو سالگی باید وارد دنیای کار و مسئولیت شود. ساختار کتاب به صورت روایتی پیوسته و با زبانی طنزآمیز، روابط خانوادگی، چالشهای اجتماعی و تلاش برای اثبات خود را به تصویر میکشد. شخصیتهای فرعی مانند مادربزرگ غرغرو، پدر و مادر مهربان، خواهر و برادرهای پرانرژی و دوست صمیمیاش فیلیکس، هرکدام نقش مهمی در پیشبرد داستان دارند. نویسنده با استفاده از موقعیتهای طنز و دیالوگهای زنده، فضای خانه و جامعهی خرگوشها را به گونهای طراحی کرده که نوجوانان بتوانند خود را در موقعیتهای مشابه تصور کنند. کتاب علاوهبر روایت ماجراهای روزمره، به موضوعاتی مانند کارآفرینی، خلاقیت، اهمیت همکاری و نقش خانواده در رشد فردی میپردازد و در پسِ داستان، پیامهایی دربارهی پشتکار، امید و عبور از قضاوتهای منفی نهفته است.
خلاصه کتاب همه می گفتن تو هیچی نمی شی
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند! داستان با جشن تولد دو سالگی مینهو آغاز میشود؛ جشنی که به جای شادی، خبر از پایان دوران بیخیالی و آغاز مسئولیتهای جدید برای او دارد. خانوادهی مینهو، طبق رسم خرگوشها، از او میخواهند شغلی پیدا کند و مستقل شود. مینهو که به خوردن و بازی علاقهمند است، ابتدا با بیمیلی به دنبال کار میرود و در این مسیر با چالشهایی مثل برخورد سرد مزرعهدار و سنگینی کارهای فیزیکی روبهرو میشود. پس از چند تلاش ناموفق، او متوجه میشود که باید راهی متناسب با تواناییهای خودش پیدا کند. با مشاهدهی مشکلات مزرعه، پیشنهاد میدهد علفهای هرز را جمعآوری کند و در ازای آن هویج و توتفرنگی دریافت کند. این همکاری آغازگر مسیر تازهای برای مینهو میشود. در ادامه، مینهو و دوستش فیلیکس تصمیم میگیرند برای تحقق آرزوهایشان، کار بیشتری انجام دهند و حتی به فکر تولید مربای آلبالو میافتند. با تلاش و یادگیری، موفق میشوند مربای جدیدی تولید و به بازار عرضه کنند. اما با تمام شدن میوههای آلبالو، مینهو با بحران جدیدی روبهرو میشود و این بار تصمیم میگیرد مزرعهی خودش را راهاندازی کند. داستان با تمرکز بر تلاش، خلاقیت و عبور از موانع، نشان میدهد که حتی وقتی همه میگویند «تو هیچی نمیشی»، میتوان با پشتکار و فکر راهی برای موفقیت پیدا کرد.
چرا باید کتاب همه می گفتن تو هیچی نمی شی را بخوانیم؟
این کتاب با روایت طنزآمیز و شخصیتپردازی زنده، دغدغههای نوجوانان دربارهی استقلال، کار، اعتمادبهنفس و مواجهه با قضاوتهای اطرافیان را به تصویر میکشد. ویژگی شاخص آن، نمایش فرایند رشد و یادگیری از دل شکستها و تجربههاست. خواننده با دنبالکردن مسیر پر فراز و نشیب مینهو، با اهمیت پشتکار، خلاقیت و جستوجوی راهحلهای تازه آشنا میشود. همچنین، کتاب به موضوعاتی مانند کار گروهی، نقش خانواده و اهمیت گفتگو و مذاکره در حل مشکلات میپردازد. این اثر نهتنها سرگرمکننده است، بلکه الهامبخش نوجوانان برای عبور از موانع و باور به تواناییهای خود خواهد بود.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به نوجوانانی که با دغدغههایی مانند پیدا کردن جایگاه خود، روبهرو شدن با قضاوتهای منفی، یا تجربهی اولین مسئولیتها و کارها مواجهاند پیشنهاد میشود. همچنین برای کسانی که به داستانهای طنزآمیز و ماجراجویانه با محوریت رشد فردی علاقه دارند، مناسب است.
حجم
۱۱٫۰ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۶۶ صفحه
حجم
۱۱٫۰ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۶۶ صفحه
