
کتاب دختری که دوان دوان آمد
معرفی کتاب دختری که دوان دوان آمد
کتاب دختری که دوان دوان آمد نوشته کاظم سلطانی (لکیامیم) داستانی است که در دل طبیعت مازندران و روستای سپیدار روایت میشود. این اثر با نگاهی متفاوت به زندگی روستایی، از زاویهدید یک دختر نوجوان به نام بهارک، جهان پیرامون را به تصویر میکشد. سلطانی با انتخاب قهرمانی ۱۳ ساله و پرشور، تلاش کرده است فضای داستان را از رنجها و تیرگیهای رایج در بسیاری از روایتهای ایرانی دور کند و بهجای آن، زیبایی، نشاط و سرزندگی را محور قرار دهد. نشر ویکتور هوگو این کتاب را منتشر کرده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب دختری که دوان دوان آمد
کتاب دختری که دواندوان آمد، اثری داستانی از کاظم سلطانی (لکیامیم) است که با تمرکز بر زندگی یک خانوادهی روستایی در مازندران، بهویژه دختر نوجوانی به نام بهارک، تصویری زنده و ملموس از زیستبومی ایرانی ارائه میدهد. داستان در روستای خیالی سپیدار، در دل جنگلهای هزارجریب، رخ میدهد و با توصیف دقیق طبیعت، آدابورسوم و روابط خانوادگی، فضایی گرم و صمیمی میآفریند. کاظم سلطانی با پرهیز از کلیشههای عاشقانه و تمرکز بر شور زندگی، تخیل و رشد فردی، بهارک را بهعنوان قهرمانی معرفی کرده است که با نگاه کودکانه و خیالپرداز خود، جهان را بازآفرینی میکند.
ساختار کتاب حاضر بر پایهی روایتهای روزمره، ماجراهای خانوادگی و تعامل با طبیعت و حیوانات شکل گرفته است. در کنار روایت اصلی، شخصیتهای فرعی مانند پدر، مادر، برادران، عمو و اهالی روستا نیز هریک نقش ویژهای در شکلگیری فضای داستان دارند. کتاب با زبان ساده و توصیفهای جزئی، خواننده را به دل زندگی روستایی میبرد و لحظات تلخوشیرین، امیدها و آرزوهای کوچک و بزرگ را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان دختری که دوان دوان آمد
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
داستان دختری که دواندوان آمد با صحنهای از برف و گرگها آغاز میشود؛ مرد جوانی در راه بازگشت به دهکده، با خطر روبهرو میشود و برای رسیدن به خانوادهاش با گرگها میجنگد. این روایت، در واقع داستانی است که بهارک، دختر نوجوان روستا، در ذهن خود میسازد و برای مادرش تعریف میکند. بهارک با تخیل قوی و روحیهای سرشار از زندگی، قهرمان اصلی داستان است. او در کنار خانوادهاش—پدر (نوروز)، مادر (زرینه) و دو برادرش (ساسان و بامداد)—در روستای سپیدار زندگی میکند.
فضای داستان با توصیف دقیق طبیعت، فصلها، کارهای روزمره و روابط خانوادگی شکل میگیرد. بهارک علاقهی زیادی به نوشتن دارد و اغلب داستانهایش را برای خانواده و دوستانش تعریف میکند. او با حیوانات روستا، بهویژه سگ کوچکش به نام پنبه، رابطهای صمیمی دارد و از دل طبیعت و زندگی روستایی الهام میگیرد. ماجراهای روزمره مانند پخت نان با مادر، غذادادن به مرغها و گاوها، رفتن به مدرسه و بازی با دوستان، بخش عمدهای از روایت را تشکیل میدهد.
بهارک همچنین آرزو دارد اتاقی مخصوص خود داشته باشد تا بتواند در آن بنویسد و خلوت کند؛ این آرزو با همکاری پدر و خانواده به واقعیت میپیوندد و انباری قدیمی به کلبهای برای او تبدیل میشود. در کنار زندگی خانوادگی، شخصیتهایی مانند عمو هوشنگ (که در تهران زندگی میکند و برای بهارک کتاب میفرستد)، داوود پستچی و اهالی روستا نیز در داستان حضور دارند و هریک بخشی از فضای اجتماعی و فرهنگی روستا را شکل میدهند. داستان با لحظات شاد، خیالپردازیهای کودکانه و پیوند عمیق با طبیعت و خانواده پیش میرود و تصویری از رشد، امید و سرزندگی را به نمایش میگذارد.
چرا باید کتاب دختری که دوان دوان آمد را بخوانیم؟
کتاب دختری که دواندوان آمد با روایتی صمیمی و جزئینگر، زندگی روستایی را از زاویهای تازه و کودکانه به تصویر کشیده است. این اثر نهتنها به زیباییهای طبیعت و روابط خانوادگی میپردازد، بلکه اهمیت تخیل، رشد فردی و پیوند با ریشهها را نیز برجسته میکند. خواندن این اکتاب فرصتی است برای لمس لحظات ساده و ناب زندگی، دوری از دغدغههای شهری و بازگشت به دنیایی که در آن امید، شادی و خلاقیت جاری است.
روایتهای روزمره، توصیفهای دقیق از طبیعت و فصلها و شخصیتپردازیهای ملموس، این کتاب را به اثری تبدیل کرده است که میتواند الهامبخش علاقهمندان به داستانهای بومی و خانوادگی باشد؛ همچنین توجه به نقش زنان و دختران در جامعهی روستایی و نمایش قدرت تخیل و نوآوری در دل محدودیتها، از دیگر ویژگیهای شاخص این اثر است.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن کتاب دختری که دواندوان آمد به علاقهمندان داستانهای بومی، دوستداران طبیعت، کسانی که بهدنبال روایتهایی دربارهی زندگی روستایی و روابط خانوادگی هستند و نوجوانانی که به تخیل و نویسندگی علاقه دارند، پیشنهاد میشود؛ همچنین این کتاب برای کسانی که بهدنبال تجربهی فضایی آرام و سرشار از امید و سرزندگی هستند، انتخاب مناسبی است.
بخشی از کتاب دختری که دوان دوان آمد
«برف به شدت میبارید و جادۀ جنگلی را زیر خود پنهان میساخت. درختان دو سوی جاده، انبوه و نیمه تاریک در برابر پوشیدن لباس برفی مقاومت میکردند اما با چنین بارش مداومی که برف داشت، بزودی از لابلای شاخههای درختان نفوذ میکرد و سراسر جنگل را هم زیر خود میگرفت. برای آن مرد جوانی که به تنهایی از میان جاده قدم برمیداشت مشاهدۀ آن وضعیت، ناآرامش میساخت. تلاش داشت تا هر چه زودتر خود را به دهکدهاش برساند. هیچ وسیلهای از آن جاده عبور نمیکرد تا بتواند به کمک آن خودش را به دهکده برساند فقط برف بود که با صدای وزمانندی فرو میبارید.»
حجم
۲٫۴ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۷۰۰ صفحه
حجم
۲٫۴ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۷۰۰ صفحه