کتاب حکایت مرد فقیر بنت الهدی یعقوبی + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب حکایت مرد فقیر

کتاب حکایت مرد فقیر

معرفی کتاب حکایت مرد فقیر

کتاب حکایت مرد فقیر نوشته‌ بنت الهدی یعقوبی، مینا قشلاقی و شقایق ترابی، داستانی کوتاه و آموزنده است که با زبانی ساده و روایتی تمثیلی به موضوعات اخلاقی و انسانی می‌پردازد. این کتاب در قالب داستانی درباره‌ی دو درویش روایت می‌شود که هرکدام نگرش متفاوتی نسبت‌ به دارایی و امنیت دارند. نشر مهر سمان این کتاب را منتشر کرده است. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب حکایت مرد فقیر

کتاب حکایت مرد فقیر، اثری داستانی است که با الهام از سنت قصه‌گویی ایرانی، مفاهیمی چون وابستگی به مال، آرامش ذهنی و نگرش به زندگی را به تصویر کشیده است. نویسندگان، بنت الهدی یعقوبی، مینا قشلاقی و شقایق ترابی، با انتخاب دو شخصیت اصلی که یکی بی‌پول و دیگری صاحب پنج دینار است، تضاد میان نگرانی و آسودگی را در شرایط مشابه نشان داده‌اند. 

ساختار کتاب حاضر ساده و خطی است و روایت آن به‌گونه‌ای پیش می‌رود که مخاطب به‌راحتی می‌تواند با شخصیت‌ها و دغدغه‌هایشان همراه شود. در خلال داستان، بنت الهدی یعقوبی، مینا قشلاقی و شقایق ترابی تلاش کرده‌اند تا با استفاده از موقعیت‌های نمادین، پیام‌هایی درباره‌ی ارزش واقعی دارایی و تأثیر آن بر آرامش انسان ارائه دهند. این کتاب برای گروه‌های سنی مختلف قابل‌درک است و می‌تواند به‌عنوان یک داستان اخلاقی مورد توجه قرار گیرد.

خلاصه داستان حکایت مرد فقیر

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از داستان را فاش می‌کند! 

داستان حکایت مرد فقیر با سفر دو درویش آغاز می‌شود که تصمیم می‌گیرند با هم به شهری دوردست بروند. یکی از آن‌ها هیچ پولی ندارد و با خیالی آسوده مسیر را طی می‌کند، درحالی‌که دیگری پنج دینار همراه دارد و این پول را از جانش هم عزیزتر می‌داند. در طول سفر، مرد بی‌پول بدون نگرانی می‌خوابد و استراحت می‌کند، اما صاحب پنج دینار مدام در اضطراب است که مبادا پولش را بدزدند یا از دست بدهد. 

این نگرانی تا جایی ادامه پیدا می‌کند که در کاروان‌سرایی با چاهی عمیق، مرد ثروتمند از دوستش کمک می‌خواهد. مرد فقیر پیشنهاد می‌دهد که پنج دینار را به او بدهد تا راه‌حلی پیدا کند. او پول را می‌گیرد و بی‌درنگ آن را در چاه می‌اندازد و می‌گوید: حالا دیگر ایمن باش، چون آدم فقیر دژی است که نمی‌توان فتحش کرد. در پایان، داستان بر این نکته تأکید دارد که وابستگی به مال می‌تواند آرامش را از انسان بگیرد و گاهی رهایی از آن، امنیت و آسودگی بیشتری به همراه دارد.

چرا باید کتاب حکایت مرد فقیر را بخوانیم؟

کتاب حکایت مرد فقیر با روایت کوتاه و تمثیلی خود، به یکی از دغدغه‌های همیشگی انسان یعنی رابطه‌ی دارایی و آرامش می‌پردازد. نویسندگان با انتخاب موقعیتی ساده اما پرمعنا، نشان داده‌اند که گاهی نگرانی‌های ما نه از کمبود، بلکه از ترس ازدست‌دادن ناشی می‌شود. خواندن این داستان می‌تواند فرصتی برای بازنگری در ارزش‌هایی باشد که به آن‌ها وابسته‌ایم و به مخاطب کمک کند تا به جنبه‌های دیگر زندگی و آرامش ذهنی توجه کند؛ همچنین سادگی روایت و پیام اخلاقی آن باعث می‌شود که این کتاب برای گروه‌های سنی مختلف قابل‌استفاده باشد.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن کتاب حکایت مرد فقیر به کسانی پیشنهاد می‌شود که به داستان‌های اخلاقی و آموزنده علاقه دارند یا به‌دنبال بازنگری در نگرش خود نسبت‌به دارایی و آرامش هستند؛ همچنین این داستان می‌تواند برای افرادی که دغدغه‌ی اضطراب مالی یا نگرانی‌های روزمره دارند، الهام‌بخش باشد.

بخشی از کتاب حکایت مرد فقیر

«روزی دو درویش به قصد رفتن به شهری دور هم‌سفر شدند و با هم به راه افتادند. یکی از آنها بی‌پول بود و دیگری پنج دینار داشت؛ که این پنج دینار را از جانش نیز عزیزتر می‌دانست. درویش بی‌پول، بی‌باک می‌رفت و خیالش راحت بود؛ به هرجایی که می‌رسیدند چه امن بود چه ناامن به آسودگی می‌خوابید. به چیزی فکر نمی‌کرد و از سفرش لذت می‌برد. اما دیگری در بیم و هراس بود که مبادا راهزنان پنج دینارش را از او بدزدند یا پولش را گم کند و از دست بدهد و ...»

نظری برای کتاب ثبت نشده است

حجم

۵٫۰ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۱۱ صفحه

حجم

۵٫۰ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۱۱ صفحه

قیمت:
۲۰,۰۰۰
تومان