«یک قدم تا صبح» کتابی است درباره زنان مقدس تاریخ به قلم نگین آل آقا (-۱۳۷۱).
در مقدمه کتاب میخوانید:
یک قدم تا صبح، روایتگر یک سلسله است... سلسلهای از عشق و نور... نوری واحد از یک منشأ که آینهدرآینه تکرار میشود. روایتگر گنجینههای باارزش مهر بر روی زمین... از آدم تا مهدی (عج)... از نخستین پیامآور مهر و دوستی تا آخرین منجی و کاملترین تصویر عدالت و عشق.... روایتگر زلالترین بارانهای رحمت و عشق خالق بر مخلوقات که اگر نبودند عطش، زمین را بر آتش مینشاند و عشق، اسیر غربتی ابدی می شد.
یک قدم تا صبح، روایتگر شقایقترین قلبها و صبورترین دلهاست، دلهایی که سرشار از عطر جوانههای امیدند و آسان با هر تندباد حادثهای نمیشکنند.... دلهایی که تنها در تصرف محبوباند و سراسر تسلیماند در برابر معشوق... روایتگر هدیههای ارزشمندی که یکبهیک بر روی زمین قدم گذاشتند تا یادآور مهربانی خالق بر مخلوق باشند. بخشی از متن کتاب :
آدم به زمین که آمد... همهجا را گشت تا بالهایش را پیدا کند و تنها زمانیکه آنها را درون سینهی خود یافت پر کشید، و میدانی چه شد؟ اولین پیامبر... اولین رسول مهر... و حوا بهترین همراه برای این اولین پیامبر...
او همان بود که باید میبود، همان جنس ظریف که احساسش را در ابر چشمانش مینهاد و هر زمان اراده میکرد عشق میبارید... او زن بود و زنبودن هدیهای بود بزرگ از سوی پروردگار مهربانیها، و مسئولیتی سنگین بر دوش او...
زنبودن یعنی آموختن اولین گامهای زندگی به طفلی نوپا... یعنی همراهبودن با تمام دردهای یک مرد و با لبخندی زندگیدادن به چشمان خستهی او...
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب یک قدم تا صبح و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
تقصیر ماست غیبت طولانی شما*
بغض گلو گرفته ی پنهانی شما*
برشوره زار معصیتم گریه می کنم*
جانم فدای دیده ی بارانی شما*
پرونده ام برای شما دردسر شده*
وضع بدم دلیل پریشانی شما*
ای وای من!که قلب شما را شکسته ام*
آقا چه شد تبسم رحمانی...بیشتر
۳
sib
۱۳۹۶/۱۲/۰۶
عالی عالی عالی
۱
سما
۱۳۹۸/۰۷/۲۱
زیبا
۰
m.gh.t
۱۳۹۷/۰۵/۱۸
زیبا...واقعا زیبا ودلپذیر❤❤❤🌹🌹🌹🌹
۰
nour
۱۴۰۰/۰۲/۰۹
این کتاب رو هنوز نخوندم و تازه دانلود کردم ولی بریده ها خیلی زیبا بودن پر از حس تازگی ...🌿💚
انتظار، دست روی دست گذاشتن نیست... انتظار، یعنی برخیز... قدم بردار و کاری کن، تا حتی شده یک دقیقه آمدن آخرین سردار را نزدیکتر کنی... یعنی قدمی بردار، شاید بر دردی از او مرهمی باشی... یعنی تو نیز قدمی بردار، شاید یک قدم... فقط «یک قدم تا رسیدن صبح» باقی مانده باشد... بشنو... صدای باران است... زیر باران دعا باید کرد و چه دعایی زیباتر از این:
«اللَّهُمَّ عَجِّل لِوَلِیک الفَرَج»
آرام
۲۱
آدم به زمین که آمد... همهجا را گشت تا بالهایش را پیدا کند و تنها زمانیکه آنها را درون سینهی خود یافت پر کشید،
Maryam Bagheri
۷
میدانی... این سفر باید آغاز میشد... سیب بهانه بود، انسان از یک جایی باید «انسانشدن» را میآموخت و آزموده میشد... آدم به زمین آمد و بالهایش را به فرشتهها سپرد... آخر اینجا، روی زمین، نیازی به این بالها نداشت... چراکه جسمی گرم و سرخ در وسط سینهی انسان میتپید که میتوانست پرواز کند... آری اینجا بهشت نبود، اما خدا همان خدای بهشت بود.
Maryam Bagheri
۵
عشق مسافری تنها بود و حقیقت، چون برگی در باد آواره
Maryam Bagheri
۴
زنبودن هدیهای بود بزرگ از سوی پروردگار مهربانیها، و مسئولیتی سنگین بر دوش او...
زنبودن یعنی آموختن اولین گامهای زندگی به طفلی نوپا... یعنی همراهبودن با تمام دردهای یک مرد و با لبخندی زندگیدادن به چشمان خستهی او...
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
تقصیر ماست غیبت طولانی شما* بغض گلو گرفته ی پنهانی شما* برشوره زار معصیتم گریه می کنم* جانم فدای دیده ی بارانی شما* پرونده ام برای شما دردسر شده* وضع بدم دلیل پریشانی شما* ای وای من!که قلب شما را شکسته ام* آقا چه شد تبسم رحمانی...بیشتر
عالی عالی عالی
زیبا
زیبا...واقعا زیبا ودلپذیر❤❤❤🌹🌹🌹🌹
این کتاب رو هنوز نخوندم و تازه دانلود کردم ولی بریده ها خیلی زیبا بودن پر از حس تازگی ...🌿💚