معرفی و دانلود رایگان کتاب دست درازتر از پا
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب دست درازتر از پا
off

کتاب دست درازتر از پا

نوع کتاب
۳.۹ امتیاز(از ۳۸ رأی)
پدیدآورندگان: 
سیده مریم خامسی

معرفی کتاب دست درازتر از پا

«دست درازتر از پا» نوشته سیده مریم خامسی (- ۱۳۷۱) مجموعه‌ای از قطعات ادبی کوتاه و لطیف این نویسنده است که آنها را به خانواده اش و «هر آن‌که خطی برایش آشنا آمد» تقدیم کرده‌است. یکی از قطعات این مجموعه با نام « درخت آب‌نبات» را می‌خوانیم:

«من در این شهر که حتی یک درخت آبنبات هم ندارد به چه چیز دل خوش کنم؟!

اینجا از درخت‌هایش آدم‌هایی آویزانند که کال بر زمین می افتند، تلخند مانند آسمانشان!

خدا رحمت کند پیرمرد را...همیشه می‌گفت باغمان نفرین شده است!...

من هم می‌ترسم از ریشه‌هایی که تنها میوه‌های کال می‌دهند!...

آه ای شهرغریب! آه ای شهرعجیب!...چه در دل زمینت می‌گذرد که میوه‌هایت تماماً کالند؟!»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب دست درازتر از پا و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابدست درازتر از پا
موضوعداستان کوتاه، شعر معاصر، داستان ایرانی
نویسندهسیده مریم خامسی
انتشاراتانتشارات نیک‌مهر
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۶/۰۲/۲۰
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱.۹۱ مگابایت
شابک۹۷۸۶۰۰۸۲۸۷۵۹۹
تعداد صفحه‌ها۷۰ صفحه
قیمت کتابرایگان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

S
۱۳۹۶/۰۵/۱۸

آفرین به این نویسنده جوان، بعضی از این قطعه های ادبی فوق العاده زیبا و پر معنا بود.

۰
3741
۱۳۹۷/۰۸/۲۵

چه زیبا ودلنشین می سرایی شاعر ه ی خوش ذوق

۰
سایه‌بی‌سایگی:).میر
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۱۰/۱۰

حقیقتا کتاب خوبی بود . ولی خب با بعضی از داستان ها نتونستم ارتباط بر قرار کنم . بیشتر داستان‌های کوتاهش خوب بود . در هر صورت قشنگ بودم . امیدوارم اگر تصمیم دارید بخونید لذت ببرید :)

۰
هنرمند هنردوست
۱۳۹۶/۰۹/۲۵

آفرین واقعا خوشحالم که نویسندگان جوونمون این همه با استعدادن خسته نباشد دست مریزاد با آرزوی موفقیت های بیشتر ،کتاب فوق العاده ایه حتما دان کنید

۰
ساحل
۱۳۹۶/۱۰/۰۳

خیلی عالی بود

۰
A.Mtq
۱۳۹۶/۰۶/۱۸

جملات زیبا و سنگین زیادی داشت و واقعا زیبا بود🌼افرین به نویسنده جوان خلاق

۰
ــسیّدحجّتـــ
۱۳۹۷/۰۹/۱۳

اصلا نتونستم ارتباط برقرار کنم خیلی تعریف دیدم ازش ولی برای من جالب نبود در یک جمله: لذیذ نبود

۰
f_altaha
۱۳۹۷/۰۹/۱۰

خیلی زیبا و پرمفهوم 🌷🌷🌷

۰
stare.m
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۲/۰۷

کتابی فوق العاده جذاب و خواندنی. استفاده به جا و حرفه ای از تشبیه و استعاره در تمام کتاب به چشم میخورد که نشون دهنده ذهن خلاق نویسنده است. متن انقدر قشنگ توصیف شده بود که به راحتی میتونستم در ذهنم...بیشتر

۰
hassan fatemi
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۱/۰۳

فکر کنم از اون دسته کتاب هایی هست که خواننده های مخصوص به خودش رو میخواد دقیقا سبک این کتاب هم مثل بقیه کتاب های نویسنده هست من خوششم اومد

۰
سحــر
۱۳۹۷/۰۶/۰۲

وایییییی . خیییییلی عالی بود . ممنون از طاقچه بابت گذاشتن این کتاب و از خانم خامسی متشکرم

۱
مارتینوس بایرینک
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۱/۲۶

و بازهم مثل همیشه عالی و ارامش بخش🙂🚶‍♀️ وقتی یکم حالم رو به راه نیست نوشته های این نویسنده رو میخونم خیلی حس خوبی پیدا میکنم و دوست دارم تک تک جملاتشو واسه خودم تو دفترم وارد کنم= )

۰
m.gh.t
۱۳۹۷/۰۵/۱۹

بعضی مطالب تکراری بود ولی در کل عالی بود😊

۰
Roya
۱۳۹۶/۱۰/۰۱

همشو خوندم به نظرم بعضی از دلنوشته هاش بی مفهوم بود وقتی قراره یک دلنوشته یا داستانکی رو بنویسین باید سرو ته داشته باشه. البته بعضی لز قطعه های ادبی ایشون پر معنا بود ولی به نظرم هنوز جای کار داره مرسی خسته نباشین

۴
🍁🍂دخترFaEzEhپائیز🍂🍁
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۲۵

بعضی از متن ها دلنشین بود... این کتاب با نوشته های کوتاهش،برای لحظاتی کوتاه، زیبا بود🙃

۰

بریده‌هایی از کتاب

f_altaha
۶۴
آدم خطرناکی بود!... پرنده را در قفس نگه می‌داشت و ماهی را در تنگ آب!... و تمام عمرش به آزادی می‌اندیشید!!!...
؟
۵۰
شاید یک شب از فرط خوشحالی این همه تحمل، لحاف را روی سرم بکشم و در آن تاریکی مطلق چشم‌هایم را باز کنم تا خوب ببینم حتی برفک‌ها هم می‌توانند سیاه و زشت باشند...
ⓝⓐⓡⓖⓔⓢ
۴۸
هر نفس یک دردست بس عمیق و سنگین... هر نفس یک تیرست بر دلم، کو تسکین
S
۴۳
می‌شود روزی شوم عاری ز هر درد فراق؟
_SOMEONE_
۴۰
ما آدم‌های بدی نیستیم...ما تنها فراموش کرده‌ایم!...
m
۳۹
آدم خطرناک آدم خطرناکی بود!... پرنده را در قفس نگه می‌داشت و ماهی را در تنگ آب!... و تمام عمرش به آزادی می‌اندیشید!!!...
💜ghazal💜
۳۶
تا خود صبح نگران بود که قرص ماه به اندازهٔ کافی اتاقش را روشن نکند!... خورشید که آمد، بازهم خواب ماند!
؟
۳۵
و آن لکهٔ لعنتی هیچ گاه نگذاشت تصویرش در قاب آیینه بدرخشد!...
˼السـیِّدة‌َالشَهیدة˹
۳۴
یادت می‌آید رفیق من؟ ما همانیم که هر شب برای همدیگر فانوس می‌آوردیم...
نیلوفر🍀
۳۱
هی مترسک! تو هم بنشین!... زانوهایت را خم کن... غبار سال‌ها ایستادگی را بتکان... اینجا کسی به خاطر کسی نمی‌ایستد!... اینجا کسی به پای کسی نمی‌ماند! قصه‌هایمان قصهٔ رفتن است و ماجرا گذشتن!... بماند از خودمان یا دیگری!...