با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
پری دریایی و انسان اسبی

دانلود و خرید کتاب پری دریایی و انسان اسبی

۲٫۹ از ۳۰ نظر
۲٫۹ از ۳۰ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب پری دریایی و انسان اسبی  نوشته  آنا رویز  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

معرفی کتاب پری دریایی و انسان اسبی

«پری دریایی و انسان اسبی» داستانی کوتاه مخصوص کودکان و نوشته آنا رویز است. این کتاب از مجموعه مطالعه در وقت اضافه است. زمان تقریبی مطالعه: ۹ دقیقه

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۱۹)
Maliheh Kaviani
۱۳۹۷/۰۱/۱۳

قشنگ بود. مثبت و آرامش بخش

مهي
۱۳۹۶/۰۶/۰۴

بچگانه بود

sepehr
۱۳۹۶/۰۶/۱۰

ارزش خوندن ندارد

شادی
۱۳۹۶/۰۴/۲۱

خیلی قشنگ بود

سهیل
۱۳۹۶/۰۴/۲۲

داستان جالبی بود خسته کننده نیست

شبنم
۱۳۹۶/۰۴/۲۲

به نظر میاد داستان و باید قسمت کتاب های کودکان میزاشت طاقچه 😒

آوا داوودی فر
۱۳۹۹/۰۴/۰۵

قصه های افسانه ای رو که با تخیل و خلاقیت نوشته شده باشه دوست دارم و چه بهتر که موضوعش عشق راستین باشه

Narges Ebrahimi
۱۳۹۹/۰۹/۱۱

خیلی قشنگ بود توصیه میکنم حتما بخونیدش

sofia
۱۳۹۹/۱۰/۱۱

کتابی در مورد عشقی بین دو ستاره است داستان زیبایی هست

Djavad Hosseini
۱۴۰۰/۰۶/۲۲

خیلی لوس و کلیشه ای بود

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۲۰)
تبسّم «شایرا» وسیع‌تر از افق اقیانوس و قلبش بزرگ‌تر از قله‌هایی بود که سر بر آسمان می‌‌‌ساییدند
PARSA
چشمانش از آبی‌ترین آب‌ها درخشان‌تر بود؛
mariya¤¤
پاکدلی سرانجام با نیک‌بختی همراه می‌‌گردد.
Mohammad Bagheri
«شایرا» اولین دفعه «شانان» را سال‌ها پیش ملاقات کرد؛ زمانی که آسمان منفجر شد و ستارگان و سیارات جهان متولد شدند و آسمان شب را تشکیل دادند. آن زمان «شایرا» و «شانان» در کنار همدیگر پُرنورتر از ستاره‌ی «دو خواهران» می‌‌درخشیدند. آن‌ها در آسمان شب تلألویی زیبا همچون ماه کامل داشتند.
sofia
تبسّم «شایرا» وسیع‌تر از افق اقیانوس و قلبش بزرگ‌تر از قله‌هایی بود که سر بر آسمان می‌‌‌ساییدند. چشمانش از آبی‌ترین آب‌ها درخشان‌تر بود؛ یعنی همان جایی که خانه‌ی وی در اعماقش قرار داشت. موهای طلایی و موّاج او همچون آبشاری از پشت سر تا کمرش می‌‌رسیدند. «شایرا» دُمی باریک‌تر از ماهیان داشت و این موضوع کمک می‌‌کرد تا سریع‌تر از از سایر «انسان ماهی‌ها» در دریا شنا کند و به بالا جهش نماید. صدایش نظیر آهنگی افسونگر به نرمی باد دریای شمال و به‌سرعت بادهای طوفانی تا مسافت‌های بسیار طولانی در خشکی جریان می‌‌یافت. زمانی که «شایرا» غمگین بود، شروع به آوازخواندن می‌‌نمود و امیدوار بود که فرد مورد نظرش بتواند آوازش را بشنود و به سویش آید. آن شخص مردی بود که او بیش از هر چیزی برایش احساس دلتنگی می‌‌نمود.
Anita Moghaddam💙💙
قلب «شایرا» با شدت می‌‌‌تپید آن چنان که «شایرا» صدای ضربان آن را می‌‌شنید. او به فوریت روح «شانان» را تشخیص داد و حضورش را احساس نمود.
نجمه بهروزی
«شایرا» و «شانان» به همدیگر نگریستند و مشاهده کردند که «شایرا» دیگر یک پری دریایی و «شانان» دیگر یک «انسان اسبی» نیستند. آن‌ها اینک دو انسان همانند دیگر
نجمه بهروزی
بعد از ظهر بسیار آفتابی و گرمی بود. «شایرا» همراه با دوستان صمیمیش «عایشا» و «کاسیا» در آب اقیانوس شنا می‌‌کردند و دم‌های زیبای خویش را با مسرّت بر امواج کف‌آلود می‌‌کوبیدند.
♡♡♡Mahsa banoooooo♡♡♡
آن‌ها برای ساعت‌ها به بازی مورد علاقه‌ی خویش پرداختند. در ضمن این بازی‌ها، قرار بر این بود که هر کدام از پری‌های دریایی که به بالاترین ارتفاع از سطح امواج پرش نماید، به عنوان پرنسس دریا در همان روز انتخاب شود. آن‌ها در حین بازی و جست‌وخیزهایشان آن قدر شوخی و لودگی کردند و به همدیگر خندیدند که شکم‌هایشان درد گرفت. سرانجام «شایرا» تصمیم گرفت که آن روز اجازه بدهد تا «عایشا» برنده‌ی مسابقه شود،
♡♡♡Mahsa banoooooo♡♡♡
زمانی که «شایرا» غمگین بود، شروع به آوازخواندن می‌‌نمود و امیدوار بود که فرد مورد نظرش بتواند آوازش را بشنود و به سویش آید. آن شخص مردی بود که او بیش از هر چیزی برایش احساس دلتنگی می‌‌نمود. او «شانان» نام داشت و تنها عشق زندگیش بود. اینک «شایرا» در بُحت و سرگشتگی غریبی قرار داشت و آن اینکه «شانان» این زمان در کجاست و چه کار می‌‌کند؟
♡♡♡Mahsa banoooooo♡♡♡