دانلود و خرید کتاب اشک دشمن اثر صالح مرسی | نشر شهید کاظمی | طاقچه
با کد تخفیف Salam اولین کتاب الکترونیکی‌ات را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
کتاب اشک دشمن اثر صالح مرسی

کتاب اشک دشمن

نویسنده:صالح مرسیمترجم:سید مهدی نورانیانتشارات:نشر شهید کاظمیدسته‌بندی:امتیاز:
۴.۱از ۱۴ رأیخواندن نظرات

دسته‌بندی
رمان۱ مورد دیگر

معرفی کتاب اشک دشمن

«اشک دشمن» نوشته صالح مرسی از نیروهای دستگاه اطلاعات مصر در زمان جمال عبدالناصر است. این کتاب به داستان نفوذ در دستگاه اطلاعاتی رژیم صهیونیستی می‌پردازد.

انتشارات شهید کاظمی مجموعه‌ای با عنوان «خانه عنکبوت» منتشر کرده است که به ایستادگی و دلاوری‌های جوانان جهان عرب در برابر سرویس‌های اطلاعاتی رژیم صهیونیستی می‌پردازد. «اشک دشمن» یکی از کتاب‌های این مجموعه است. این کتاب یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌های جهان عرب در سال‌های گذشته بوده است.

این کتاب داستان جوانی مصری است که به دلیل دشواری‌های زندگی مجبور به مهاجرت می‌شود. در طی فراز و فرودهایی به سمت همکاری با دستگاه اطلاعاتی کشیده می‌شود و سرانجام به جاسوسی دوجانبه بدل می‌شود.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم:

او هم جاسوس است و هم جاسوس نیست... او همانند قهرمان سیرک است که چهره اش را با رنگ های گوناگون می پوشاند و شخصیت واقعی خود را پنهان می کند تا مردم چهره ی واقعی او را نبینند. او بر فراز ریسمانی که بر روی آتش کشیده شده است راه می رود ... در چپ و راستش آتش شعله می کشد و اگر او به یکی از آن دو طرف خم شود, بی تردید در آتش سقوط می کند ... او باید به هر قیمتی به آخر این طناب برسد و شاید اگر می دانست چه زمانی به آخر این طناب می رسد, عبور از آن برایش آسان تر می شد ... او پنج سال است که همچان می رود و می رود ... از همان زمان که پذیرفت تا وارد این بازی - اگر تعبیر درستی باشد- شود. از همان زمان که احساس کرد می خواهد کاری برای وطنش انجام دهد ... و هرگاه که گامی بر می داشت، محال بود که دیگر از آن پا پس بکشد ... پس براستی چه زمان سرانجام این راه را خواهد دانست؟ که این بیخبری همان شکنجه حقیقی است.

همهٔ کتاب‌های چاپی

مشاهده همه

دیگران دریافت کرده‌اند

نظرات کاربران

خالد
۱۳۹۶/۰۳/۰۴

لطفا چهار جلدش رو کامل بذارین.

حسینی
۱۳۹۸/۱۱/۰۷

خیلی جذاب و باعث شگفتی بود فقط یک سوال پیش میاد :آدمی که مسلمانه و خدا و پیامبر و امام حسین و حضرت زینب و قبول داره و جونشو در راه اسلام و کشورش گذاشته وسط,چطوری به خاطر هدف وسیله رو

- بیشتر
moon
۱۳۹۷/۱۰/۲۸

سلام.لطفا همه جلد ها رو موجود کنید.

۳۱۳
۱۳۹۸/۰۹/۲۲

سایر نوشته های ایشون رو هم بخوانید، بسیار جذاب و امیدوارکننده.سایر کتاب ها: نفوذ در موساد ، سکوی پنهان ، شکار شکارچی

کتاب باز
۱۴۰۱/۱۱/۱۷

اگه یه روزی یه کسی و یه جایی ازم بپرسن توی عمرت بهترین کتابی که خوندی چی بوده به جرأت میگم مجموعه خانه عنکبوت اشک دشمن هم جزء کوچیکی از این شاهکاره شدیدا به دوستانی که به مطالعه کتاب های

- بیشتر
zsmirghasmy
۱۴۰۰/۰۱/۱۸

هرچی مجموعه به سمت آخر یم‌ره کیفیت کتاب پایین میاد از ترجمه اش نگم واستون

سیده معصومه
۱۳۹۹/۰۸/۲۹

به نظرم واقعا شهوت راه خوبیه برای فریب دادن . حالا چه برای جاسوسی چه هرچیز دیگه ای

Mohammad
۱۳۹۹/۰۵/۰۱

یعنی بی خود ترین کتابی که خوندم... به هیچ عنوان پیشنهاد نمیکنم پولش یه طرف وقتی که براش میزارید یه طرف

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه (۵)
فکرش به پرواز در آمد و خیالش از دریا و صحرا گذشت و در آن جا فرود آمد, کنار ضریح حسین!! -یا حسین!!
s. g.m.a
اسرائیل خصوصا پس از شکست ۱۹۶۷ ده ها مکان در سراسر اروپا ایجاد کرده بود تا جوانان عرب را از همه جا برای میگساری, خوشگذرانی به بدترین شکل های آن و مواد مخدر به آن جا بکشاند ...
سیده معصومه
روزی نیروهای مصری از کانال سوئز گذشتند، الشوان از شادی پر در آورد، به خیابان ها رفت و با ماشین تنها در خیابان ها گشت زد و به شادی مردم نگاه می کرد، او یکی از آن کسانی بود که از کانال عبور کرده اند. آری او یکی از کسانی بود که این پیروزی را رقم زده بود، پیروزی که تمام دنیا را تکان داد ... اما او هرگز و هیچ وقت معنای پیروزی احساس نکرد و طعم بی نظیرش را نچشید مگر در آن لحظاتی که نبیل رو به رویش مانند یک مجسمه نشسته بود، نگاه های اندوهگینش مانند اشکی گرم از چشمانش سرازیر بود ...
zsmirghasmy
می خواست بخوابد، بسیار خسته و ناتوان شده بود ... کاملا از پا افتاده و سرگشته بود و می خواست بخوابد!! اما از خواب هم می ترسید ... چه اتفاقی می افتاد ار می خوابید و خواب می دید و در خواب حرف می زد؟؟
سیده معصومه
لحظه به لحظه و نامه پس از نامه, طنابی که روی دریایی از آتش کشیده شده بود گوشت پایش را دریده بود ... او میان دو آتش بود, فشاری که برای یادآوری به او وارد می شد و آتش احتیاطی که از آن چه نباید بر زبان آورد, بپرهیزد...
سیده معصومه