
کتاب گلرخ
معرفی کتاب گلرخ
کتاب گلرخ نوشتهی مریم حسنی (راد) داستانی فارسی دربارهی عشق، لغزش، آبرو و تاوان انتخابها در یک خانوادهی سنتی است. نشر آرمان رشد آن را منتشر کرده است. روایت از زبان دختری نوجوان شکل میگیرد که میان دلبستگیهای خام، خواستگاریهای خانوادگی و وسوسههای پنهان، قدمبهقدم وارد دنیای بزرگسالی میشود و بهای تصمیمهایش را میپردازد. فضای داستان در کوچهپسکوچههای تهران، باغچهی خانوادگی و جمعهای فامیلی میگذرد و روابط خواهر و برادر، نامزدی، سربازی و ازدواج را در کنار هم نشان میدهد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب گلرخ
کتاب گلرخ داستان زندگی دختری نوجوان به نام گلرخ است که در خانوادهای مذهبی و نسبتاً سنتی در تهران بزرگ میشود. مریم حسنی (راد) در آن کتاب از خلال خاطرات و روایت اولشخص، فضای خانهی پدری، حجرهی فرشفروشی آقاجون، باغچهی فرحزاد و رفتوآمدهای فامیلی را کنار هم میچیند تا نشان دهد یک تصمیم ظاهراً ساده چگونه میتواند سرنوشت یک دختر را عوض کند. کتاب گلرخ در ۲۱ فصل تنظیم شده است؛ فصلهایی مثل آشنایی، خیاطی، موتورسواری، خواستکاری، تردید، سربازی، اتفاق شوم، روزهای تلخ، خاطرخواهی، بارداری، ناجی، ازدواج، بهرام و گلچهره، بخشش، سی سال بعد، خاطرات گلرخ، خاطرات احمد و پایان. این فصلها از روزهای مدرسه و کتابخانه و دوستی با فاطمه شروع میشود و تا سالها بعد و مرور گذشته ادامه پیدا میکند. در میانهی این مسیر، نامزدی برادر گلرخ با فاطمه، علاقهی آرام و عمیق مجید پسردایی، آشنایی پنهانی گلرخ با احمد و ماجرای موتورسواری و سینما، شبکهای از روابط عاطفی و خانوادگی را شکل میدهد. کتاب گلرخ در عین روایت یک زندگی شخصی، به موضوعاتی مثل فشار آبرو، قضاوت فامیل، فاصلهی نسلها، نقش مادر و مادربزرگ در هدایت دختران، و حضور همیشگی «شیطان در کمین» میپردازد. مقدمهی نویسنده نشان میدهد که آن کتاب بر پایهی گفتهها و درد دلهای دانشآموزان شکل گرفته و قرار است «درسی برای آیندگان» باشد؛ یعنی داستان گلرخ نمونهای از سرنوشت دخترانی است که میان لذت آنی و حرمت خود، گیر میافتند.
خلاصه داستان گلرخ
داستان از روزهای آخر سال تحصیلی و آش نذری در محله شروع میشود؛ جایی که گلرخ، دختر دبیرستانی، در کنار دوستی صمیمیاش فاطمه، برادرش رضا و پسرداییاش مجید زندگی آرامی دارد. کمکم پای احمد، دوست قدیمی رضا، به ماجرا باز میشود؛ نگاهها، سلاموعلیکها، موتورسواری پنهانی و قرارهای بیرون از خانه، گلرخ را وارد رابطهای میکند که نه خانواده از آن خبر دارند نه خودش ابعادش را میشناسد. در مقابل، مجید با نجابت و صبوری، علاقهاش را در سکوت و رفتار نشان میدهد و خانواده، بهویژه مادرجون، او را همسر شایستهی گلرخ میدانند. کتاب گلرخ میان این دو مسیر، تردیدهای درونی دختر، فشار درس و تجدیدیها، نامزدی رضا و فاطمه، سربازی احمد، ماجرای «اتفاق شوم» و سالهای بعد را دنبال میکند؛ جایی که گلرخ در فصلهای پایانی با نگاه سی سال بعد، خاطرات خود و احمد را مرور میکند و از بهای یک تصمیم اشتباه میگوید.
چرا باید کتاب گلرخ را بخوانیم؟
کتاب گلرخ تصویری نزدیک از دنیای عاطفی یک دختر نوجوان در خانوادهای ایرانی ارائه میدهد؛ جایی که عشق، غیرت، آبرو، خواستگاری، سربازی و بارداری در یک خط زمانی به هم گره میخورند. خواندن آن کتاب کمک میکند سازوکار لغزشهای کوچک، فشار جمع و سکوت خانواده در شکلگیری یک «اتفاق شوم» بهتر دیده شود و معنای مسئولیت در رابطه روشنتر گردد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن آن کتاب به نوجوانان و جوانانی پیشنهاد میشود که درگیر رابطههای عاطفی پنهانی، تردید میان خواست دل و حرف خانواده یا دغدغهی آبرو هستند. همچنین به والدین، معلمان و مشاورانی پیشنهاد میشود که میخواهند از زاویهی نگاه یک دختر، حساسیتهای این سن و پیامد تصمیمهای ناگهانی را بشناسند. «به نام خد| این افتخار را دارم که همواره افرادی دلسوز حمایتم کردهاند و پیشروی بهسوی افقهای روشن و انگیزههای قوی را مرهون آنها هستم. شاید بیشتر از همه دانشآموزانی که من را دوست خود دانسته و از اوضاعواحوال خودشان برایم میگویند، انگیزه نوشتن را در من تقویت کردهاند؛ بهگونهای که بر آن شدم تا از گفتههایشان بنویسم، شاید درسی برای آیندگان باشد. این کتاب، خاطراتی از زمانهای نهچندان دور است؛ خاطرات گلرخی که هیچوقت از فکر اتفاق شومی که برایش افتاد رها نشد. شیطان همیشه در کمین است و از غفلت انسان نهایت استفاده را میبرد. خواهش میکنم هوشیار باشیم و ببینیم با یک تصمیم اشتباه ممکن است به چه دردسرهای بزرگی بیفتیم. به نظر شما آیا بعضی از لذتهای آنی ارزش این همه حقارت را دارد؟ همیشه به همسرم سعید توجه ویژه دارم؛ اما دخترانم مونس و مهلا که بیتمنا دوستشان دارم و عاشقشان هستم، با آرامنگهداشتن فضای خانه کمک بسیاری به من کردهاند. آنها نوشتههایم را میخوانند و در عین خوشحالی به من قوت قلب میدهند و تشویق و تحسینم میکنند. و اما خودم، نمیدانم با این خیزی که بهسوی نوشتن برداشتهام چقدر موفق خواهم شد. عشق عزیزانم این انگیزه را در من بارور کرد و امیدوارم توانسته باشم سرآغاز احترام و عشق و سپاسی را که شایسته آنهاست، تقدیمشان کنم.»
حجم
۶۵۳٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۰
تعداد صفحهها
۲۰۲ صفحه
حجم
۶۵۳٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۰
تعداد صفحهها
۲۰۲ صفحه