«آسمانی» از آثار پژوهشی هیأت تحریریه مؤسسۀ فرهنگی مطالعاتی شمسالشموس است و به زندگی و اندیشههای آیتالله محمدعلی شاهآبادی(۱۳۲۸-۱۲۵۳) میپردازد.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
زندگی آیتالله شاهآبادی را میتوانیم به شش دورۀ زمانی تقسیم کنیم:
الف. دوران ۱۲ سالۀ کودکی و نوجوانی که در اصفهان اقامت داشتند و مقدمات علوم حوزوی را نزد پدر و برادر بزرگوارشان و سایر علما و اساتید اصفهان آغاز میکنند.
ب. دورۀ بعدی اقامت ۱۶ ساله در تهران است که از محضر اساتید دیگری از جمله آیتالله میرزا ابوالحسن طباطبایی اصفهانی مشهور به میرزای جلوه (استاد فلسفه) ، میرزا هاشم گیلانی اشکوری (استاد عرفان) و آیتالله میرزا محمدحسن آشتیانی (استاد فقه و اصول) بهرهها میبرند. ایشان اجازۀ اجتهادشان را در همین دوره در سن هجده سالگی دریافت میکنند و تا سن ۲۸ سالگی اقامت و تحصیلشان در تهران ادامه پیدا میکند و آنگاه به اصفهان میرود و دو سال در آنجا اقامت میکند.
ج. دورۀ سوم زندگی ایشان از سن سی سالگی آغاز میشود که برای تکمیل علوم خویش به نجف اشرف و سایر عتبات سفر کرده، مدت هفت سال در نجف اقامت میکنند و از محضر بزرگانی نظیر آیتالله ملا محمدکاظم خراسانی (صاحب کفایه)، آیتالله شیخ فتحالله شریعت اصفهانی (شیخالشریعه) و... بهرهها میبرند.
د. دورۀ چهارم اقامت ۱۷ سالۀ ایشان در تهران است که در این ایام به فعالیتهای علمی و تبلیغی و مبارزاتی با حکومت وقت اشتغال داشتند.
ه. ا. دورۀ پنجم سفر به قم و اقامت در این شهر است که حدود ۷ سال طول کشید. در این دوره ایشان به تدریس و اشتغالات علمی و معنوی مشغول بودند.
و. دورۀ ششم حیاتشان بازگشت به تهران و اقامت در آن شهر تا پایان عمر مبارکشان بود که با اوج مبارزات سیاسی و فعالیتهای اجتماعی ایشان مقارن بود و حدود ۱۵ سال طول کشید.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب آسمانی و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
قریب به یقین است که یاحسین یکی از اسماء اعظم الهی است.
lj90
۳
جناب عارف بزرگوار و شیخ عالیمقدار ما میفرمودند که مواظبت به آیات شریفۀ آخر سورۀ حشر، از آیۀ شریفۀ یا ایّها الذینَ آمنوا اتّقوا الله و لتنظر نفس ما قدمت لغد تا آخر سورۀ مبارکه، با تدبر در معنی آنها در تعقیب نمازها، خصوصاً در اواخر شب که قلب فارغالبال است، خیلی مؤثر است در اصلاح نفس و نیز برای جلوگیری از شرّ نفس و شیطان، دوام وضو را سفارش میفرمودند و میگفتند وضو به منزلۀ لباس جندی است.»
hanisa
۲
اصولاً روش تربیتیشان این بود که هیچوقت تکلیف سخت به ما نمیکردند، مثلاً به من میگفتند که دعای کمیل را حفظ کن، بعد از آن نمیپرسیدند حفظ کردی یا نه، من خودم که حفظ شدم به ایشان گفتم که دعای کمیل را حفظ کردم. فشار نمیآوردند روی ما. میگفت بابا، برو این کار را بکن. ما هم میدیدیم بابا دوست دارد میرفتیم میکردیم.
سجاد
۲
چرا از این همه نماز خواندن چیزی نصیب دل ما نمیشود؟!
چرا همیشه در هوای نفسمان سیر میکنیم و هیچگاه لذت سیر در آسمان را نمیچشیم؟!
چرا ما قطره ماندیم و عدهای دریا شدند؟!
راستی چرا من و تو غبار سرگردان و عدهای خورشید فروزان؟!
و او خود پاسخمان میدهد:
«همۀ ارباب صنایع و حِرَف و اهل لذات و معاملات و عادات، اعمال خود را به حضور قلب انجام میدهند به جهت آنکه قلب دارای محبوب است و لذا متوجه به محبوب خواهد بود و فقط اهل عبادت محروم از قلباند! با آنکه اُسِّ اساس پرستش و ستایش بر حضور است و حقیقتاً تمام عاملین به اعمال خود اخطار میکنند به اهل عبادت که ما عملی نکردهایم مگر به حضور قلب، آیا شما در تمام عمر عبادت کردهاید به حضور قلب یا نه؟»
hanisa
۱
اگر در بین راه یک بچه جلوی ایشان را میگرفت و یک ساعت از ایشان سؤال میکرد، میایستاد و به سؤالاتش پاسخ میداد و حیا مانع میشد که صحبت را قطع کند و به راهش ادامه دهد.»
کاربر ۵۴۱۱۴۶۲
۱
به ذره گر نظر لطف، بوتراب کند
به آسمان رود و کار آفتاب کند
javad
۱
«یک روز بعد از نماز جماعت یک مرد روستایی به خدمت آیتالله شاهآبادی میرسد و میگوید: هر وقت من نمازم را به شما اقتدا میکنم، سیدی را میبینم که جلوتر از شما به نماز میایستند. آقا از او میپرسند: شغل شما چیست؟ او میگوید: مرد کشاورزی هستم که از یکی از روستاهای ورامین محصولات خود را به شهر میآورم و میفروشم. آقا پرسیدند: غذا چه میخوری؟ روستایی پاسخ میدهد: از محصولات خودم. روز بعد همان مرد خدمت آقای شاهآبادی میرسد و عرض میکند که من امروز آن سید را ندیدم. آقای شاهآبادی میپرسند: امروز غذا چه خوردهای؟ مرد روستایی پاسخ میدهد که از بازار تهیه کردم. آقای شاهآبادی میفرمایند: به همین دلیل است که آن سید را ندیدهای!»
zeynab
۱
برترین مردم کسی است که به عبادت خدا عشق بورزد و برای آن آغوش باز کند و از جان آن را دوست بدارد و با بدن خود بدان بپردازد و به چیز دیگر اشتغال نیابد، چنین کسی را اندیشۀ آن نخواهد بود که دنیایش با آسایش و راحتی بگذرد یا با سختی و مشقت.»
سجاد
۱
زمانی که به توصیف علم و شجاعت و سایر فضایل علی (ع) مینشیند، میفرماید:
«اینها مجسمه جمال و کمالاند، علم هموست، نه اینکه علمی باشد و بگوییم حضرت علی (ع) عالم است بلکه او خود عین علم است. او خود عین تقواست، نه اینکه بگوییم حضرت علی (ع) متقی است. تمام تقوی را مجسم کن و نامش را بگذار حضرت علی (ع). تمام شهامت را مجسم کن و نامش را بگذار حضرت علی (ع). تمام شجاعت را، تمام عظمت را، تمام غیرت را و تمام صفات حمیده را مجسم کن و نام آن را بگذار حضرت علی (ع) ... و حالا همین عین علم و تقوی و فضائل و کمالات میان مشتی آدم نفهم و نادان! چقدر مظلومیت! به حضرت علی (ع) اهانت کنند و او نتواند دفاع کند، مردم میتوانند قضیۀ امام حسین (ع) را درک کنند اما مصیبت علی (ع) را نه!»
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
بسیار عالی بود. لطفا از زندگی بزرگان بیشتر بگذارید.