معرفی و دانلود کتاب من بر می گردم + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب من بر می گردم

کتاب من بر می گردم

نوع کتاب
۴.۷ امتیاز(از ۶۷ رأی)
پدیدآورندگان: 
فاطمه دولتی
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب من بر می گردم

کتاب من بر می گردم نوشتهٔ فاطمه دولتی است. انتشارات کتاب جمکران این کتاب را روانهٔ بازار کرده است. این اثر دربارهٔ شخصیتی به نام «زبیده‌خاتون» است. او عشق خود به همسرش را از دست داده و حالا از او و ستم‌هایش با مردم بیزار است؛ همسر او «هارون» است. آنها در قصر و دربار خویش زندگی می‌کنند.

درباره کتاب من بر می گردم

کتاب من بر می گردم دربارهٔ «زبیده‌خاتون» است؛ بانوی قصر و همسر هارون‌الرشید.

هارون و وزرای او درمورد عقیدهٔ زبیده دچار تردید شده‌اند و از او می‌خواهند هرچه زودتر معلوم کند که شیعه است یا نه. زبیده از سال‌ها جنگیدن با هارون و تلاش‌ برای تغییر رفتار و اخلاقش خسته شده است. این خستگی پس از شهادت امام موسی کاظم (ع)، به‌دست شوهرش، عشق او نسبت به هارون را تبدیل به نفرت کرده است. این شخصیت داستانی در ۱۷سالگی با پسرعمویش هارون ازدواج کرد. او در ابتدا به‌شدت دلبسته و عاشق هارون بود، اما اکنون، با گذشت زمان، با دیدن ظلم‌های او نسبت به اهل‌بیت و بی‌عدالتی‌هایش نسبت به مردم بی‌گناه و شیعیان دیگر علاقه‌ای به او ندارد.

زبیده‌خاتون مدت‌هاست که شیعه شده است و تصمیم دارد هر چه زودتر عقیده‌اش را آشکار کند و از قصری که برایش چون زندان است بگریزد؛ اما این انتخاب برای او مشکلات زیادی به همراه خواهد داشت. او بانوی قصر‌ بودن را از دست می‌دهد، تمام ثروت، قدرت و محبوبیتش از بین می‌رود، با کار خود جان برادر، خواهر و کنیزانش را به خطر می‌اندازد و مهم‌تر از این‌ها، امکان دارد جان خود را هم از دست بدهد؛ چون هارون خون‌ریز است و به رافضی‌ها رحم نمی‌کند و بارها افرادی را که شیعه بوده‌اند، گردن زده است.

خواندن کتاب من بر می گردم را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

خواندن این کتاب را به دوستداران ادبیات داستانی معاصر ایران و قالب رمان با درون‌مایه‌های دینی و تاریخی پیشنهاد می‌کنیم.

بخش‌هایی از کتاب من بر می گردم

«زن‌ها موجودات عجیبی هستند، گاهی به‌غایت دل‌رحم و گاهی به‌غایت سنگ‌دل. چه می‌شود که زنان از یاد می‌برند خدا آن‌ها را از یک جنس آفریده؟ یعنی دختر فرعون لحظه‌ای به صیانه فکر نکرده است؟ به قلب شکننده زنانه‌اش، به سینه‌های پرشیر مادرانه‌اش، به چشم‌های بی‌فروغ تازه عشق از دست داده‌اش؟

حبابه نیم‌نگاهی به من می‌اندازد:

- فرعون که بر تخت نشست صیانه را با دستانی بسته مقابلش انداختند. فرعون پوزخندی زد و گفت: «سرت را بالا بگیر.» و صیانه خیره شد به چشمان او. سربازها دورتادور ایستاده بودند، زنان و مردان قصر نیز آمده بودند تماشا. آسیه هم بود، با تشویشی که از چهره‌اش می‌بارید. فرعون فریاد زد: «بگو که من خدای تو هستم و بی‌هیچ حرفی به‌سمت خانه‌ات برو.» صیانه اما لب‌های خشکش را تر کرد و با صدایی محکم جواب داد: «خدای من خدای یکتاست. خدایی که خدای همه است. خدای من، تو و موسی.» دندان‌قروچه فرعون دل صیانه را لرزاند اما خودش را نباخت. او مانند تو درونش ویران می‌شد اما می‌توانست ظاهرش را حفظ کند.

لبخند می‌زنم اما تلخی لبخندم بغض به گلویم می‌آورد. این قوی بودن‌های ظاهری، تاروپود وجودم را چاک‌چاک کرده است و حالا احساس می‌کنم دلی دارم هزارپاره.

- صیانه نمی‌ترسید؟

حبابه زانوهایش را می‌مالد. آخ بی‌جانی می‌گوید و جواب می‌دهد: «ایمان از ترس قوی‌تر است. مگر تو نمی‌ترسی؟ اما ایمانت تو را سرپا نگه داشته است. صیانه هم ایمان داشت که نگاه خدا همراه اوست. آفتاب عمود بر حیاط قصر می‌تابید، فرعون سرگرمی جدیدی پیدا کرده بود، بی‌توجه به حرف‌های آسیه که تلاش می‌کرد او را آرام کند، جام‌جام شراب می‌نوشید که صدای گریه چند نفر بلند شد. صیانه تا به خودآمد دید پسرانش در حیاط قصر هستند. با دستانی بسته و چشمانی تر، حتی طفل شیرخواره‌اش هم در بغل یکی از نگهبانان بی‌قراری می‌کرد و دست و پا تکان می‌داد.»

خودم را جلو می‌کشم. «صیانه تنها بود؟ هیچ‌کس هوادارش نبود؟ اینکه حمایتش کند...»

- دخترم! عشق، ایمان و مرگ سه اتفاقی‌ست که انسان به‌تنهایی تجربه‌اش می‌کند. آن روز، روز سنجش ایمان صیانه بود و او باید به‌تنهایی نشان می‌داد که در اعماق قلبش به خدای واحد ایمان دارد و ایمان فراتر از کلمه است. باور انسان باید در عمل تجلی کند. پسران صیانه دورش را گرفتند، دست‌هایش باز شد تا بتواند نوزادش را در آغوش بگیرد. فرعون حرفی نمی‌زد و اهالی قصر چشم دوخته بودند به دهانش. همین‌که صیانه نوزادش را آرام کرد، فرعون لبخندی زد و اشاره کرد نگهبان جلو بیاید؛ در گوشش چیزی گفت که هیچ‌کس نشنید. بعد فریاد زد: «کاش مطربی بود و برایمان ساز می‌زد! امروز خوش روزی است.»

فرعون مرا یاد هارون می‌اندازد؛ روزها پیش می‌رود، عمر دنیا می‌گذرد و آدم‌ها تکرار می‌شوند. انگار هر نوزادی که چشم به جهان باز می‌کند، جا پای کسی می‌گذارد. من جا پای چه کسی گذاشته‌ام؟ ابرو بالا می‌اندازم و حجم سینه‌ام را پر می‌کنم از هوا. «تنبور و ساز خبر می‌کند که دل صیانه را ریش کند. هارون، فرعونی دیگر است و من این‌کارها را از او دیده‌ام.»

حبابه دستم را در دست می‌گیرد: «آری، نسل فرعونیان هنوز هم ادامه دارد. آن روز فرعون در کنار تنور و ساز، چیز دیگری هم خواسته بود؛ یک دیگ بزرگ و پر از مس مذاب. نگهبان‌ها آتشی برافروختند و دیگ را روی آن گذاشتند. آتش شعله می‌کشید، مردم پچ‌پچ می‌کردند، فرزندان صیانه بی‌صدا اشک می‌ریختند، تنبورزن می‌نواخت و مس به‌جوش می‌افتاد.»

گوشه چشمم می‌پرد، دست می‌کشم به چشمم، آرام نمی‌شود. صدای فرو دادن آب دهانم، سکوت نیمه‌شب اتاق را می‌شکند. حبابه انگشت شستش را روی دستم می‌کشد»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب من بر می گردم و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابمن بر می گردم
موضوعرمان، تاریخ اسلام
نویسندهفاطمه دولتی
انتشاراتانتشارات کتاب جمکران
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۸/۰۴/۰۱
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۵.۴۲ مگابایت
شابک۹۷۸۹۶۴۹۷۳۶۳۴۱
تعداد صفحه‌ها۱۹۲ صفحه
قیمت کتاب۴۶۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

mah_s
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۵/۰۵

تا به حال راجع به زنان رجعت کننده شنیدید؟ اینکه چند نفر هستند و چه کسانی هستند؟ به روایت زیر توجه کنید: مفضل بن عمر از امام صادق(ع) نقل می‌کند که فرمود: «همراه قائم(عج) سیزده زن خواهند بود». گفتم: «آن‌ها را برای چه...بیشتر

۲
SARA Pak
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۶/۰۶

داستان درباره زنان رجعت کننده هست کسانی که همراه با امام زمان(عج) برمیگردند ... من از مستند بودن داستان اطلاع دقیقی نداشتم اما در چندسال اخیر کمتر کتابی به این شکل خونده بودم و باورهای ذهنیم دستخوش تغییر شدند ،...بیشتر

۰
کاربر ۴۲۳۱۴۵۷
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۵/۱۳

از نظر درس آموزی وآشنایی با زنانی که رجعت خواهند کرد کتاب خوبی بود ،ولی از نظر داستان پردازی خیلی جاها کلمات ،دیالوگ ها، و حرف تکراری بود اما در مورد خود زبیده همسر هارون تا به حال حدیث یا...بیشتر

۰
z.s.sadr
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۵/۰۷

مهرو محبتم رو به آل علی( ع) بیشتر کرد این کتاب. لذت بردم ازخوندش و باداستان همراه شدم راجع به ۷ بانویی بود که در سپاه صاحب الزمان (عج) اسمشون ثبت شده و من قبل این هیچ کدوم رو نمیشناختم. سمیه،قنوا،صیانه،ام خالد،ام‌ایمن یا...بیشتر

۰
s.latifi
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۴/۲۱

بسیار زیبا و خواندنی

۰
حسین رجبعلئ
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۲/۰۴

کتاب درمورد ۷ زنی هست که در دوران طهور رجعت میکنند، بسیار زیبا و جذاب نگارش شده و انسان را به عمق زندگی این بانوان برجسته می کشاند.... به همه زنان و مردان عاشق اهلبیت ع خواندن این کتاب را...بیشتر

۰
مادرم با افتخار
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۱/۱۰

کتاب رو دو سه روزه تمومش کردم با اینکه خیلی کار داشتم. واقعا عالی و بی نظیر بود به قدری زیبا فضا سازی شده بود که دلم نمی‌خواست تموم بشه چند وقت بود کتاب به این قشنگی نخونده بودم. درود بر نویسنده...بیشتر

۰
سیما
مطمئن نیستم.
۱۴۰۱/۱۱/۲۴

کتاب خوبی بود خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم ولی وقتی تو نت جستجو کردم دیدم واقعیت چیزهایی که در تاریخ ثبت شده انگار خیلی با کل محتوای داستان فرق میکنه ضد حال خوردم،ولی داستان پردازی خوبی داشت کاش توضیح و...بیشتر

۱
امیر حسین
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۵/۱۰

عجیبه که این کتاب فصل بندی نداره و خواننده خودش باید یه جاهایی رو پیدا کنه برای تنفس که پیوستگی داستان از بین نره.

۰
گل رازقی
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۱۳

عالی واقعا عالی ممنون از نویسنده یک هفته طول کشی تا آن را خواندم هم آموزنده هم جذاب هم دلنشین بود حتما بخوانید در خلوت و تنهایی بخوانید

۰
"zeinab 82"
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۴/۱۶

خیلی خوب بود ممنون 🌹

۰
حیران
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۱/۰۹

بسیار عالی

۰
fatemeh.p
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۱/۰۳

این کتاب، داستان زندگی همسر هارون الرشید، زبیده خاتون و شش زن دیگر از زنان بزرگ تاریخ اسلام است که به خاطر عقیده‌شان رنج و سختی‌های زیادی را متحمل شده‌اند و طبق حدیث امام صادق(ع)، هنگام ظهور امام زمان(عج) همراه...بیشتر

۰
11+69
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۱۲/۲۲

من ویژهههه۶ ویژهههه پیشنهادش میکنم! و لزوم میدونم تمام دخترای سرزمینم بخوننش!

۰
z.b
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۳/۰۸

بسیاار زیبا بود حتما بخونیدش

۰

بریده‌هایی از کتاب

محمدرضا میرباقری
۳۹
یقین دارم کسی که این‌گونه محب آل علی‌ست می‌تواند سنگ صبور باشد و محرم راز.
کاربر ۱۹۳۷۲۴۸
۳۹
از زن‌های قوی، از آن‌هایی که اجازه نمی‌دهند مردان به هر طریقی زندگیشان را به بازی بگیرند، خوشم می‌آید.
محمدرضا میرباقری
۲۷
می‌گفت دو چیز در دنیا می‌تواند آدم را از پا درآورد، یکی خاطره و یکی راز.
Alireza
۲۵
«کار خودت را کوچک ندان! در دوره‌ای که مردم از اسلام واقعی دور شده‌اند، گاهی فقط زبان هنر می‌تواند ارزش این گوهر را به نمایش بگذارد.
Bookworm
۱۶
همیشه طلوع خورشید بعد از تاریک‌ترین نقطه شب اتفاق می‌افتد.
اف جی
۱۴
«اِلهی هَب لی کَمالَ الاِنقِطاعِ اِلیکَ.»
امیر حسین
۱۴
«از این تعریف‌های افسانه‌ای بی‌سروته که نامش عشق است، دست بردار دخترم! عشق در نظر تو چیست؟ بندی در پا؟ اگر این‌گونه فکر می‌کنی باید بگویم که تو فرصت عاشقی را از دست داده‌ای، عشق باید به تو فرصت پرواز بدهد. دردهای مزمن و همیشگی، زخم‌های عمیق و باز نامش عشق نیست. عشق موهبت پروردگار است، اشتیاقی که خدا به بندگانش داده تا راه آسمان را به آن‌ها نشان دهد، لذت عشق حقیقی را. گاهی گذشتن و رفتن برای رسیدن به معشوق حقیقی، اثبات عاشقی‌ست.»
Yas Balal.جواد عطوی
۱۴
ما جز خانه اهل‌بیت جایی برای رفتن نداریم.
11+69
۱۱
- کاش نمی‌آمدم، کاش همان‌جا می‌ماندم! نام امام را بردید و دلم برایشان تنگ شد.
عاطفه سادات
۸
انتخاب‌ها سرنوشت آدم را می‌سازند و امان از انتخاب‌های سخت، آنجا که احساس می‌کنی مانده‌ای بین دوراهی و ماندن در دوراهی وقتی سخت می‌شود که بین خودت و خودت باید یکی را انتخاب کنی؛ یا خود عزیز دنیایی‌ات را، یا خود عزیز اخروی‌ات را. دوراهی‌ها تنها جایی‌ست که آدم‌ها نشان می‌دهند شبیه حرف‌هایشان هستند یا نه.