
کتاب زخمه های شیدایی
معرفی کتاب زخمه های شیدایی
کتاب زخمه های شیدایی نوشتۀ فخرالملوک مصطفوی است. نشر آرسس این کتاب را روانۀ بازار کرده است. این اثر، زندگینامۀ استاد نوازندۀ دوتار، عثمان محمدپرست را روایت میکند. کتاب، با حمایت جامعۀ یاوری خراسان به چاپ رسیده است. از قطعۀ «نوایی» میتوان بهعنوان ماندگارترین اثر این هنرمند خراسانی نام برد.
درباره کتاب زخمه های شیدایی
کتاب زخمه های شیدایی، زندگی و هنرِ عثمان محمدپرست را به خوانندۀ خود معرفی میکند. این استاد نوازندۀ دوتار، با نام هنری عثمان خوافی شناخته میشود. وی در سال ۱۳۰۷ در شهر خواف از توابع خراسان رضوی به دنیا آمد و در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۱ درگذشت.
عثمان محمدپرست آثاری دارد که از «چاوشی» و «سرحدی» گرفته تا دیگر مقامهای این دیار، اجراهای گوناگونی را در عین وحدت آفریده است. وی پس از عمل جراحی ستون فقرات با استفاده از صندلی چرخدار حرکت میکرد و قادر به نواختن ساز نبود اما آثار مطرحی از خود به جا گذاشت که یکی از مهمترین آنها «مقام نوایی» از اشعار طبیب اصفهانی است.
عثمان خوافی، افزونبر فعالیت هنری، در امور خیریه نیز فعال و پویا بود. وی در ساخت بیش از ۹۰۰ مدرسه، بههمراهی خیّرین دیگر مشارکت داشت؛ همچنین در هزینۀ درمان کودکان مبتلا به سرطان نیز گام برداشته است.
این امور، بازتاب همان جملۀ معروفش است که میگفت «در راه خدا موسیقی نواختم» و همۀ اینها او را به چهرهای محبوب در جهان تبدیل کرده است.
از سردیس عثمان محمدپرست خوافی در تاریخ ۱۳ تیر ۱۳۹۱ و در مراسم نکوداشت این اسطورۀ موسیقی مقامی، با حضور هنرمندانی همچون محمود دولتآبادی رونمایی شد.
در پیشگفتار کتاب حاضر آمده است که:
«در این میان عثمان خوافی نه تنها هنرمند برجسته کشور است که صاحبدلی کویری است. از نــوای دوتار عثمان چیــزی جز مهر و صفا و نیکوکاری شنیده نشده و پژواک دوتار عثمان نوید پیوند مبارک صاحبدلانی اندیشه ورز در خــواف داد.»
عکسهای مختلفی از دیدار عثمان محمدپرست با افراد مختلف و یا در مراسمهای مختلف در این کتاب گنجانده شده است.
چند تصویر نیز ملاقات عثمان خوافی با استاد محمدرضا شجریان را نشان میدهد.
خواندن کتاب زخمه های شیدایی را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم
خواندن این کتاب را به دوستداران موسیقی ایرانی، موسیقی مقامی و ساز دوتار پیشنهاد میکنیم.
بخشی از کتاب زخمه های شیدایی
«در جلسه ای که استاد شجریان حضور داشت و به مناسبت بزرگداشت عثمان برگزار شـده بود، فریـدون مشـیری، برخاست و گفت: وقتی عثمان تار می زند، همه احساساتشان را بیان کنند. راجع به ساز عثمان حرف بزنید... ساز عثمان و صدای شجریان، صدای ایرانه....
استاد بتهـــوون از ۶ سالگـی پای پیـانـو می نشیند و در دوره خــودش می درخشد، اما عثمان در حاشیه کویر با دستانی پینه بسته که از دروی گندم و پنبه چینی می آید حرفش را با دو سیم تار می زند. بتهوون در اوج خلاقیت سمفونی سرنوشت را می نوازد. او درکنار مزرعه با دستان پینه بسته با چند سیم به جنگ سرنوشت می رود. ما دو خدای ساز داریم؛ یکی بتهوون با آن ارکستر عظیم، یکی عثمان که در کویر و مزرعه می خواند: برای جنگ با دشمن خدا لشکر میارُم. میشه روستایی خاک نشین با خدا چنین حرف بزند؟ چه نیرویی است که با زبان موسیقی بهتر بیان می شـود؟»
***
«پیشنهاد سیما بینا به عثمان
در آن زمان آقای مستوری که از دبیران آن دوره بود، نواری از عثمان پر کرده و از او می خواهد که به تهران برود. سیما بینا، خوانندۀ مشهور ایرانی که در آن زمان در تهران به کار معلمی مشغول بود، با شنیدن صدای ساز عثمان بی قرار شد و تصمیم گرفت برای ملاقات عثمان به خواف برود. در ملاقاتش با عثمـان در خواف از او می خواهد که به تهران برود و همکاری هایی را با هم شروع کنند؛ اما عثمان در خواف می ماند تا عشقش به این خاک را یکبار دیگر یادآوری کند. همزمان، رادیو کلن آلمان از عثمان و سیما بینا می خواهد تا به آلمان رفته و در آنجا برنامه هایی اجرا کنند؛ اما عثمان نمی پذیرد و در جواب اصرارهای خانم سیما بینا می گوید: (من درکشورم و برای مردم خودم هنرنمایی می کنم و هر هنری دارم در کشور خودم عرضه می کنم.)»
حجم
۲۴٫۰ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۴
تعداد صفحهها
۸۰ صفحه
حجم
۲۴٫۰ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۴
تعداد صفحهها
۸۰ صفحه