معرفی و دانلود رایگان کتاب تقدیر بی تقصیر من
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب تقدیر بی تقصیر من
off

کتاب تقدیر بی تقصیر من

نوع کتاب
۳.۷ امتیاز(از ۳۰۲ رأی)
پدیدآورندگان: 
یگانه رحمت‌نژاد

معرفی کتاب تقدیر بی تقصیر من

کتاب تقدیر بی تقصیر من نوشتهٔ یگانه رحمت‌نژاد است و انتشارات کتابداران آن را منتشر کرده است.

درباره کتاب تقدیر بی تقصیر من

آلن آراد دختر ۲۷ساله‌ای است که حالا پرستار شده و به آرزوی کودکی‌اش رسیده است. ۱۰ سال گذشته که او خانواده‌اش را پیدا کرده و آینده‌ای که دوست داشته را کنار آنها ساخته است. او دختری خوش‌سیماست و زندگی ساده و آرامی دارد، اما گذر زمان پرده از رازهای مبهم این زندگی برمی‌دارد و آلن را درگیر عشقی ممنوعه می‌کند. داستان تقدیر بی تقصیر من با این تصویر شروع می‌شود: «با صدای اذان صبح از خواب بیدار شدم، کش‌وقوسی به بدنم دادم و به سمت روشویی رفتم وضو گرفتم. سجاده‌ای رو که مامان از مشهد خریده بود رو پهن کردم و نمازم رو خواندم، بعد از نماز چادر و سجاده‌ام رو جمع کردم و دوباره به رخت خواب رفتم ولی هر کار کردم خوابم نبرد. صدای مامان که مشغول جمع کردن وسایل بود رو شنیدم، بابا چند روز قبل گفت که اگه موافق باشیم همه با هم شمال بریم، ما هم که از ترافیک و آلودگی هوای تهران خسته بودیم با اشتیاق پیشنهاد بابا رو قبول کردیم.» اما گویا قرار است در این سفر شمال اتفاقات زیادی برای آلن بیفتد.

خواندن کتاب تقدیر بی تقصیر من را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به دوستداران رمان ایرانی پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب تقدیر بی تقصیر من

به راحتی میگم ۱۰ سال گذشت ولی هیچ وقت فکر نکردم که این ۱۰ سال چقدر زود گذشت و چه اتفاق هایی افتاد، اتفاقات تلخ و شیرین مثل بیماری بابا بزرگ که باعث برگشت مامان مریم و بابا محسن به شیراز شد.

الان ۷ ساله که مامان و بابا به شیراز برگشتن و من به خاطر دانشگاه و بیمارستان مجبورم تهران باشم، اما هر چند وقت یک بار از بیمارستان مرخصی میگیرم و برای دیدن مامان و بابا، شیراز میرم.

البته حال بابا بزرگ خوب شده اما بابا به خاطر حال بد مانلی حاظر نیست تهران بیاد. مانلی که الان ۲۱ ساله هست از نظر روحی به شدت مشکل داره.

مانلی با برادر یکی از هم کلاسی هاش آشنا میشه و با اصرار از بابا می خواد که با ازدواج مانلی و رضا (پسر مورد علاقه مانلی) موافقت کنه، بابا به خاطر اصرار های مانلی راضی شد تا یک مدت باهم نامزد باشند، هنوز چند ماه از نامزدی رضا و مانلی نگذشته بود که مانلی کنکور شرکت کرد ولی دانشگاه خوبی قبول نشد برای همین دانشگاه نرفت و گفت سال بعد دو مرتبه کنکور میده اما بعد از چند هفته رضا به مانلی گفت که دختر عموش از دانمارک برگشته و می خواد با اون ازدواج کنه، مانلی برای عشقی که ساخته بود خیلی جنگید ولی فایده نداشت و در آخر رضا نامزدی رو بهم زد، همین باعث شد تا مانلی شر و شیطون به یک دختر افسرده و گوشه گیر تبدیل بشه.


برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب تقدیر بی تقصیر من و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابتقدیر بی تقصیر من
موضوعرمان، داستان ایرانی
نویسندهیگانه رحمت‌نژاد
انتشاراتانتشارات کتابداران
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۹/۱۲/۰۷
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۳.۹۵ مگابایت
شابک۹۷۸۶۲۲۶۲۸۰۹۱۴
تعداد صفحه‌ها۳۴۷ صفحه
قیمت کتابرایگان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

فائزه
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۱/۰۵/۱۸

نویسنده محترم نمیدونم نظر من بدستت میرسه یانه ولی باید بگم انقد به ریز جزییات پرداخته بودی که اصل داستان رو یادت رفته بود بجای پرداختن به ریز حرکات طرف مثل «رفتم دستمو شستم وضو گرفتم اومدم جانمازمو‌پهن کردم نمازمو...بیشتر

۸
Doomer
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۴/۰۸

درسته جذب داستانش شدم و تا اخرش خوندم .. ولی یکم تخیلی بود که همه به هم رسیدن و به خوشی تمام شد . نه بابا زندگی اینجوری نیست که

۴
کاربر 3774330
۱۴۰۱/۰۲/۱۰

خسته نباشین بنظر من قلم خیلی ضعیفی داشتن😞

۲
Marziyeh
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۱/۰۴/۱۲

خیلی آبدوغ خیاری بود. داستان تکراری که کاملا میشد آخرش رو حدس زد. امیدوارم نویسنده دفعه بعد کمی خلاقیت به خرج بده. 👎👎👎👎

۱
علیرضا
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۱/۰۶

خیلی کتاب جالبی بود.... کتاب رو توصیه میکنم بخونید ...... فقط مشکلی که داشت از اول معلوم بود که اخرش چی میشه ولی خیلی جذاب و هیجان انگیز بود... من اون قسمتی که آلن رو گروگان گرفتن رو بیشتر دوست داشتم..

۲
Faezeh
۱۴۰۱/۰۴/۰۸

فصل دوم کتاب که داستان بر روی مانلی و رایان مانور میداد بسیار زیبا نوشته شد. اما از واژه های تکراری خیلی استفاده میشد.مثلا واژه اکراه بارها در جاهای مختلف داستان تکرار شد و همین جذابیت متن رو کاهش میداد.

۰
Narges
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۱/۰۳/۰۹

جملات ناقص و الکن بود..فضاسازی و پرداخت شخصیت نداشت..در کل از این رمانهای بچه دبیرستانی هاس

۱
Arefeh.h
۱۴۰۱/۰۱/۳۰

رمان بسیار زیبایی بود و من از خوندنش لذت بردم و در عرض ۲ ساعت تمومش کردم . کتابی هست که دوست دارید ببینید بقیش چی میشه:)

۴
Bahareh Asgari
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۱/۱۱/۰۲

در شروع باید بگم که داستان کاملا آبکی و فانتزی‌ست هیچ درک درستی از زندگی در این رمان نمی تونید پیدا کنید ‌. انگار که یک نوجوان سناریو های عاشقانه قوه تخیل‌اش رو برایه ما شرح میده ... بهتره حتی برای...بیشتر

۰
مریم
۱۴۰۱/۰۷/۰۲

فقط میتونم بگم این چه سمی بود اخه امیدوارم نویسنده عزیز زحمت بکشند یه ذره سطح مطالعه اشون رو بالا ببرن تا کمی به شعور مخاطب احترام بزارند و وقتشو هدر ندن ، چند تا نکته فقط از قسمتهای اول که خوندم...بیشتر

۰
آرتین رشیدی
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۳/۰۴/۳۱

واقعا کتاب بدی بود بی محتوا پر از اشکال و اشتباه کاش نویسنده کمی قبل نوشتن مطالعه می‌کرد تا جایی که حتی اسم بیماری مازوخیسم رو اشتباه می‌کرد و زماخیسم میگفت یا یه دکتر قلب و عروق برای تشخیص ساده...بیشتر

۰
ea_khas313
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۲/۱۶

خیل جالب و هیجانی

۰
poker face:/
مطمئن نیستم.
۱۴۰۲/۰۷/۱۴

اوکیع:/

۰
Setayesh
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۵/۲۱

داستانش خیلی خوب ولی هی دربارع صبحانه آلن نهاره آلن وشام آلن بود یا اینکه رفتم رو شویی دست وصورتم را شتم هزار بار تکرار شده بود

۰
rima
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۵/۱۵

واقعا باید بگم کتابی جذاب و پر محتوا ست. من خیلی وقت پیش این کتاب را مطالعه نمودم و هنوز هم گاهی یادش می افتم.

۰

بریده‌هایی از کتاب

Miracle :)
۴۰
زمان هیچ چیز رو درست نمی کنه، فقط باعث میشه عادت کنی، عادت کنی به نبود یک عده از آدم ها کنارت، عادت کنی به دروغ شنیدن، عادت کنی به فراموش شدن، عادت کنی به ترد شدن، زمان فقط باعث میشه عادت کنی به وضعی که داری.
haniyeh
۲۹
آزاد شو از بند خویش، زنجیر را باور نکن اکنون زمان زندگیست، تاخیر را باور نکن حرف از هیاهو کم بزن، از آشتی ها دم بزن از دشمنی پرهیز کن، شمشیر را باور نکن خود را ضعیف و کم ندان، تنها در این عالم ندان تو شاهکار خلقتی، تحقیر را باور نکن تصویر اگر زیبا نبود، نقاش خوبی نیستی از نو دوباره رسم کن، تصویر را باور نکن خالق تو را شاد آفرید، آزاد آزاد آفرید پرواز کن تا آرزو، زنجیر را باور نکن
Zahra♡
۲۱
حسرت بدترین حس دنیاست، وقتی حسرت سراغت بیاد نه میشه به عقب برگردی و اتفاق های افتاده رو درس کنی و نه میشه به آینده بری و جلوی اتفاق های جدید رو بگیری، بدتر از همه اون جایی هست که تو هیچ کاری نمی تونی انجام بدی چون به موقع تصمیم نگرفتی، برای همین میگم کاری نکن که یک روز حسرت انتخاب الان رو بخوری.
Marziyeh
۱۲
بزرگی نه به عقل هست نه به سن، بزرگی به میزان سختی هست که آدم ها می کشند.
haniyeh
۱۰
زمان هیچ چیز رو درست نمی کنه، فقط باعث میشه عادت کنی، عادت کنی به نبود یک عده از آدم ها کنارت، عادت کنی به دروغ شنیدن، عادت کنی به فراموش شدن، عادت کنی به ترد شدن، زمان فقط باعث میشه عادت کنی به وضعی که داری.
م.ش
۷
حسرت بدترین حس دنیاست، وقتی حسرت سراغت بیاد نه میشه به عقب برگردی و اتفاق های افتاده رو درس کنی و نه میشه به آینده بری و جلوی اتفاق های جدید رو بگیری، بدتر از همه اون جایی هست که تو هیچ کاری نمی تونی انجام بدی چون به موقع تصمیم نگرفتی، برای همین میگم کاری نکن که یک روز حسرت انتخاب الان رو بخوری.
کاربر ۵۰۸۹۶۹۰
۷
آزاد شو از بند خویش، زنجیر را باور نکن اکنون زمان زندگیست، تاخیر را باور نکن حرف از هیاهو کم بزن، از آشتی ها دم بزن از دشمنی پرهیز کن، شمشیر را باور نکن خود را ضعیف و کم ندان، تنها در این عالم ندان تو شاهکار خلقتی، تحقیر را باور نکن تصویر اگر زیبا نبود، نقاش خوبی نیستی از نو دوباره رسم کن، تصویر را باور نکن خالق تو را شاد آفرید، آزاد آزاد آفرید پرواز کن تا آرزو، زنجیر را باور نکن
پرنده _پرواز.
۵
هر وقت کسی گفت به چیز خاصی فکر نمی کنم، مطمئن باش داره به خاص ترین اتفاق یا آدم زندگی اش فکر می کنه.
(:Tarlan banoo:)
۴
آخه نابغه، چطوری کمتر از ۴۰ روز هم ازدواج کنم هم بچه دار بشم. با حالت بامزه ای سرم و خاروندم و گفتم: من: من اصلا به این قسمت دقت نکرده بودم.
Marziyeh
۴
زندگی سختی های زیادی داره و باید طعم این سختی ها کشید تا به راحتی برسی، باید سیاه باشه تا سفید رنگ بگیره