با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
کتاب غزل های یک مرد پاییزی اثر رضا بردبار

دانلود و خرید کتاب غزل های یک مرد پاییزی

بدون نظر
بدون نظر

برای خرید و دانلود  کتاب غزل های یک مرد پاییزی  نوشته  رضا بردبار  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

معرفی کتاب غزل های یک مرد پاییزی

کتاب غزل های یک مرد پاییزی سرودهٔ رضا بردبار در انتشارات ماهواره به چاپ رسیده است.

درباره کتاب غزل های یک مرد پاییزی

این مجموعه شعر حاوی ۱۳۵ غزل است که مضمون غالب این اشعار عاشقانه است.

کتاب غزل های یک مرد پاییزی را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

مطالعه این کتاب به غزل‌خوان‌ها و غزل‌دوستان پیشنهاد می‌شود.

بخشی از کتاب غزل های یک مرد پاییزی

اشک، از گوشه چشمان زلیخا نچکید

زخم، از قامت خونینِ شکیبا نچکید

درد، در خانه اندوه ِ تراکم ننشست

یأس، از شاخه غمگین فریبا نچکید

خشم، فریاد نزد تا گنهی حفظ شود

نفرت، از ابرِ تب آلوده دنیا نچکید

می شکستم قفس عشق چو دیوانه ولی

قطره‌ای فاصله از دامن لیلا نچکید

شرم، میمرد میان دولبِ قاتلِ من

زهر، از حنجره سبزه زیبا نچکید

گر چه تابوتِ من از بوی دلم شعله کشید

شکوه‌ای از لب آن آهوی صحرا نچکید

نظری برای کتاب ثبت نشده است
بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۳۶)
دلیل مردن پروانه را کسی داند؟ مگر که شمعِ «سحر مرده» برگشاید راز
استادی
جایی نمیروم که بخارای من تویی خاتونِ بادغیسِ من ازهر پَری سَری
استادی
مثل ماهی که هوس کرد به قلاب زند چشم بستم بپرم آینه تحقیرم کرد
استادی
درحریمِ آسمانت طوفِ قِرقی کرده ام عاقبت ازجمعِ طوقی ها جدایت می‌کنم
استادی
مَروه کجا، سعی کو، ای به صفا؟ آمده هاجر از این بادیه، شُسته و هموار رفت هِق هقِ تزویر شد وَسمهٔ اَبروی دین شیخ!، عبا را بگیر رونقِ دستار رفت راه بگیر و برو عشق، فراورده نیست هست! اگر آبروت آن سرِ بازار رفت توشهٔ اهلِ هنر پاره خَطْی ماندگار: «تاج مَحل برقرار، احمدِ معمار رفت»
استادی
قصهٔ «یوسف» بیاور مِصرِ بیدارم هنوز جملگی چاه‌های کنعان را خریدارم هنوز شدت پَس لرزه کی محدود می‌گردد خدا! » بَم» نمی‌داند که من در زیر آوارم هنوز
استادی
برنمی‌گردد به شعری سالهای رفته‌ام آن جوانی را به جِد مشتاق دیدارم هنوز
استادی
بلبلی غمزده در خانهٔ چشمش بودم می توانست رهایم کند، آزاد نکرد باد می بُرد مرا تا بَرَدم از یادش قاصد خوش خبری همرهِ این باد نکرد
استادی
من آهواَم چه فاصله تا صحن مرقد است؟
استادی
من کیستم کنون که به خاتون رسیده ام سرباز قصه ای که نگاهش به ارشد است
استادی

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۴۹ صفحه
قیمت نسخه چاپی۴۰,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۹/۰۹/۱۱
شابک۹۷۸-۶۲۲-۲۶۶-۱۲۷-۴
تعداد صفحات۱۴۹صفحه
قیمت نسخه چاپی۴۰,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۹/۰۹/۱۱
شابک۹۷۸-۶۲۲-۲۶۶-۱۲۷-۴