
کتاب آفتاب بر نی
چهارده خورشید، یک آفتاب
قیمت:
۱۰,۰۰۰
تومان
معرفی کتاب آفتاب بر نی
کتاب الکترونیکی «آفتاب بر نی» نوشتهٔ زینب عطایی در نشر شهید کاظمی چاپ شده است. این کتاب حاوی داستانهای کوتاه و داستانکهایی دربارهٔ زندگی امامحسین (ع) و واقعهٔ عاشوراست. این کتاب پنجمین جلد از مجموعهٔ چهاردهجلدی چهارده خورشید، یک آفتاب است.
درباره کتاب آفتاب بر نی
«آفتاب بر نی» از ۱۰۰ داستانک با زبان ساده و روایت اجمالی تشکیل شده است. داستانهای اینکتاب درباره ولادت، امامت و شهادت و سیره و سبک زندگانی امام سوم شیعیان است.
از عناوین دیگر مجموعه چهارده خورشید، یک آفتاب میتوان به آفتاب در محراب، مادر آفتاب، آفتاب دانش، آفتاب هشتمین، وسعت آفتاب، در محضر آفتاب، تا همیشه آفتاب، آفتاب در سجده، آفتاب در محاق، آفتاب غریب، آفتاب نیمهشب و ... اشاره کرد.
کتاب آفتاب بر نی را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم
اینکتاب، پنجمین عنوان از مجموعه ۱۴ جلدی «چهارده خورشید، یک آفتاب» است که به زندگی سومین امام شیعیان اختصاص دارد. این کتاب و این مجموعه را به علاقهمندان به داستانهای مذهبی پیشنهاد میکنیم.
بخشی از کتاب آفتاب بر نی
آن روز که علی (ع) فریاد زد از من بپرسید قبل از اینکه از میان شما بروم، سعد گفت: "اگر راست میگویی موهای سر من چند تاست؟"
علی (ع) گفت: "خبر دیگری به تو میدهم. تو پسری در خانه داری که پسر من، حسین، را خواهد کشت."
کسی داد زد: "حسین! آب را میبینی که رنگ آسمان است، به خدا یک قطره از آن را نمیچشی تا بمیری."
حسین (ع) گفت: "خدایا، او را هیچوقت نبخش و همیشه تشنه نگهش دار."
بعدها مریض شد. هر چه آبش میدادند بالا میآورد؛ سیراب نشد تا مرد.
سه روز بود آب را به رویشان بسته بودند. عباس ولی چند باری زده بود به خط دشمن و آب آورده بود. حتی شب عاشورا غسل کردند. غسل شهادت.
نامهٔ عبیدالله به عمرسعد رسید. سفارش کرده بود هرچه زودتر جنگ را شروع کند؛ اما حسین (ع) میخواست شب آخر را نماز بخواند و دعا کند. برادرش عباس را فرستاد تا مهلت بگیرد. عمرسعد سکوت کرد. یک نفر دیگرشان ولی گفت: "اگر اینها ترک و دیلم بودند قبول میکردیم حالا که خانوادهٔ محمدند."
جنگ افتاد برای فردا.
صدای برادرش، حسین (ع)، بود. شعر میخواند. از بیمهری روزگار. از ارادهٔ خداوند. میگفت که شهید میشود و هر شخص آگاهی راهش را ادامه میدهد.
با پای برهنه دوید؛ گریهکنان. گفت: "کاش مرگ من میرسید. انگار امروز مادر و پدر و برادرم را با هم از دست دادهام."
حسین (ع) دستش را گرفت. نشاندش روی زمین. گفت: "خواهرجان، نکند شیطان صبرت را ببرد. زمینیها میمیرند و آسمانیها باقی نمیمانند. فقط خدا میماند. پس صبور باش و پرهیزگار."
گفت: "راضیام از همهتان. یارانی بهتر از شما سراغ ندارم. اینها فقط با من کار دارند. شما میتوانید بروید. نگران بیعتتان با من هم نباشید. بیعتم را از شما برداشتم."
و سرش را انداخت پایین تا هر که میخواهد برود. اول عباس بلند شد و بعد هم بقیه: "ما برویم و تو بمانی؟! زندگی بعد از تو؟! هرگز!"
شب عاشورا. چند نفری فریاد میزنند توی لشکر حسین (ع). گفتههایش را برای همه تکرار میکنند: "هرکس بدهکار است یا حقی برگردنش است، حق ندارد بماند و فردا با ما شهید شود. برگردد."
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب آفتاب بر نی و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
مشخصات کتاب
| نام کتاب | آفتاب بر نی |
|---|---|
| عنوان دیگر | چهارده خورشید، یک آفتاب |
| موضوع | تاریخ اسلام، ادبیات مذهبی |
| نویسنده | زینب عطایی |
| انتشارات | نشر شهید کاظمی |
| سال انتشار نسخه فیزیکی | ۱۴۰۰/۰۹/۱۲ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| حجم فایل کتاب | ۲۰.۲۴ مگابایت |
| شابک | ۹۷۸-۶۲۲-۲۸۵-۰۸۶-۹ |
| تعداد صفحهها | ۱۰۸ صفحه |
| قیمت کتاب | ۱۰۰۰۰ تومان |
نظر شما دربارهٔ این کتاب