نظرات درباره کتاب بندها و نقد و بررسی خوانندگان | طاقچه
تصویر جلد کتاب بندها

نظرات کاربران درباره کتاب بندها

انتشارات:نشر چشمه
امتیاز
۴.۰از ۲۸۴ رأی
۴٫۰
(۲۸۴)
محبوب
ما کلی هزینه اشتراک طاقچه بی نهایت میدیم ولی هر کتابی که بازارش گرم میشه تو بی نهایت نیستش!!
محیا
الان تو بی نهایت هست
IVIehranQ
برادر حتی اگه تو بی‌نهایت هم باشه ناشر خارجش می‌کنه طبیعیه این سیاست از سمت ناشر مساله اصلی تفاهم بین طاقچه و ناشر خیلی از کتاب‌ها هستن که تو طاقچه بودن و بعد حذف شدن اعتراض که کردم پاسخ گرفتم که به درخواست ناشر بوده مهم مفاد خصوصا مالی قرارداد فی‌مابینشونه که ما ازش بی‌اطلاعیم
کاربر ۵۰۱۰۷۵۳
این کتاب بسیار اثر ارزنده‌ای میباشد توصیه میکنم دوستان مطالعه نمایند..
elima
لطفا بزارید بی نهایت
آرمین
الکی یک ستاره ندید🤦
Rana Abadi
کتاب خیلی خوبیه ولی متوجه نمیشم چرا کتاب هایی که تو همخوانی ها هست هیچکدوم توی طاقچه بی نهایت نیستن
✿⁠tanin
همخوانی ها چیه؟؟
محبوب
پیج یلدا در اینستاگرام
F☆tima
yaldarta رو سرچ کنید
Mah4061
لطفا بذارید بی‌نهایت ماهایی که عضو دائمی بی‌نهایتیم لازم نباشه بخریمش. ممنون میشم
قاصدک
چطور میشه عضو دائمی بینهایت شد ؟
کاربر ۵۰۵۹۰۴۸
کتابیه که با خوندن هر پاراگرافش مشتاق میشدم بقیه رو هم بخونم . تضاد بین ساختن و ویرانی رو کاملا نشون میده . احساس تلاش برای درست کردن اونچه که خراب شده رو خیلی جاها کاملا حس میکردم ، خیلی جاها میشد با شخصیت آلدو همزاد پنداری کرد و با تمام وجود ذوق نهفته در متن و غمش رو فهمید. ممنون از طاقچه❤️
دختر بارون
"بندها" کتاب ترسناکیه چون بی‌پرده و کاملا واقعی به پیچیدگی‌های انسان و عواقب تصمیماتش می‌پردازه. واقعا عشق برای ازدواج کافیه؟ چی می‌شه اگه یه روز نقابمون زمین بیوفته و دیگه کنار همسرمون احساس خوشبختی نکنیم یا حتی کمتر، ذره‌ای شاد نباشیم؟ تنها فرصت زندگی رو با رنج تظاهر سپری می‌کنیم یا خودمون رو اولویت‌ قرار می‌دیم، بندهای دست‌و‌پا‌گیر رو می‌بریم و آماده پرداخت هزینه می‌شیم؟ اصلا مگه می‌شه برای همچنین چیزی آماده شد؟ ما پر از اشتباهات محاسباتی‌ای هستیم که گاهی با پشتوانه محکمی هم همراه هستن... استارنونه با وجود این که از ساختار، قالب یا هر متر و معیاری که انسان رو محدود کنه دل خوشی نداره اما عواقب شکستن بدون "سنجش" اون‌ها رو هم خیلی خوب به تصویرکشیده؛ اون‌ قدر خوب که درد و غم در تمام طول داستان با شماست. به نظرم نویسنده به تمام کسایی که به‌ خاطر سنت، وظیفه یا هر دلیل غیرعقلانی دیگه ازدواج می‌کنن و حتی بدتر، بچه‌دار هم می‌شن تلگر می‌زنه که ته این اتفاق تباهیه...چه تا آخر عمر تحمل کنی و ادامه بدی چه بخوای عشق/هیجان رو جایی خارج از دایره خانواده‌ت پیدا کنی؛ نتیجه اولی دلمردگی و پوسیدگیه نتیجه دومی هم چیزی از زلزله کم نداره! جان‌کاهه و به معنای واقعی همه چیز رو زیر‌و‌رو می‌کنه، ویرانی‌ای که با هیچ تلاشی "عمیقا" آباد نمی‌شه و از اونجایی که ما خواه ناخواه شباهت‌هایی با‌ پدر‌و‌مادرمون داریم، زخمی که ازش به جا می‌مونه ممکنه باری بشه رو دوش نسل‌های آینده! ‌‌‌‌‌همون‌طور که گفتم بندها برای کسایی که ازدواج یا هر رابطه‌ای رو دست‌کم می‌گیرن یه کشیده محکمه تا از خواب بیدار بشن. پس به همه توصیه می‌کنم...این کتاب شاید تلخ اما پر از حقیقته.
ساکورا
کتاب کوتاهی هست و سریع پیش می‌ره اولش یکم انگار تکراری و دم دستی به نظر میرسه، که فکر میکنید ارزش این همه سروصدا رو ندارد ولی از یه جایی به بعد همه چی به هم میریزه و تازه جذاب میشه در کل بیشتر از نظر پرداختن به روابط بین آدمها اهمیت داره و داستان خاصی نیست
آزاد
بندها عصیانی درباره ی همه ی بندهایی ست که جامعه، دیگران و خود ما برای خودمان میتراشیم. پ.ن: بهترین ترجمه ای بود که تا حالا خوندم!
Amir Haghighat
چه خوب. خوشحال شدم
کاربر ۱۲۷۲۷۱۴
کتاب بسیار روانیه و خوندنش راحته. با این حال دید جالبی به مسائل خانوادگی می‌ده و به نظر من کتاب سطحی نیست. با خوندن هر بخش حق رو به یک کسی می‌دین... در زندگی واقعی هم همینطوره. ما غافل از چاله‌ها و چالش‌هایی که برای همدیگه می‌سازیم، به فکر مرهم برای زخم‌هایی هستیم که به تن خودمون نشسته.
AS4438
شاهکار، بقول مترجم انگلیسی کتاب؛ این کتاب را باید دوباره و دوباره خواند، بیان واضح یک خانواده چهارنفره و رشته های گسستنی ای که بسختی آنها را بهم متصل میکند، شاید درابتدا کمی سردرگم وخسته شوید ازخواندن ، ولی تا آخربخوانید، ترجمه هم عالی بود.
Fatemeh Abdi ☁️
یک داستان از سه زاویه دید! عالی بود عالی.
❤ محمد حسین ❤
خوندنِ داستانِ این کتاب به ما کمک میکنه تا بیشتر متوجه بشیم، بودن توی یه رابطه، معیار و اصولی داره که با تخطی و سرپیچی از اون، ممکنه اون رابطه واسه همیشه نابود بشه. حتی اگر بعد از پی بردن به اشتباهمون، سعی در پاک کردن اون خاطرات بد، و یا جبرانِ اشتباهِ گذشته کنیم دیگه هیچ وقت نمیتونه باعث فراموشی اون اشتباه بشه، مثل لکهٔ سیاهی که روی یه پارچهٔ سفید میفته و حتی با شستن جاش میمونه، همونطورم ذهنیتِ طرفِ مقابل در رابطه، لکه دار میشه و با کوچکترین تلنگری، مثل یه زخم قدیمی سر باز میکنه. پس لطفا یا وارد رابطه ای نشید، یا اگه متعهد به رابطه ای شدین، به اون پایبند باشید و به خودتون و طرف مقابل‌تون احترام بذارید و براش ارزش قائل بشید، حالا این رابطه چه دوستی باشه و چه ازدواج. متاسفانه چیزی که الان توی جامعه خیلی زیاد شده، متعهد نبودن انسانها به رابطه ها هست، من منظورم جنسیت خاصی نیست، متاسفانه هم آقایون و هم خانومها، هر دو رعایت نمیکنن. مخصوصا در باب ازدواج که باعث شده شاهد این همه طلاق و جدایی باشیم. کتاب خوبی بود، پیشنهاد میکنم بخونیدش و تاثیر رفتار پدر و مادر بر روی زندگی خودشون و بچه هاشون رو ببینید. تاثیر متعهد نموندن یکی از دو طرف رابطه، مخصوصا وقتی بچه دار هم باشن، تا آخر عمر روی والدین و بچه ها تاثیر منفی میذاره و هیچ جوره نمیشه اون رابطه رو به قبل از اون فاجعه برگردوند و یه جورایی میشه گفت زندگی رو برای همه اعضا خانواده تلخ و زجر آور میکنه.
محمدرضا قراغانی
رمان رو شب شروع نکنید چون تا تمامش نکنید نمیزاره بخوابید کتاب خیلی خوش خوانه و سریع پیش میره یک ذره شاید حس تکراری بودن پیدا کنی و یکم صبر کنی می بینی درست میشه . میشه خوند لذت برد و گذشت میشه هم یک مقدار با تامل و اندیشه خوندش و ایده های جالب و عمیقی رو بیرون کشید از داستان به قولی هم برای لذت بردن و غرق شدن در داستان بخو نیم هم با تفکر انتقادی با اتفاقاتی که در داستان می یفته رو به رو شیم
leili
رمان توسط سه راوی روایت میشه.مادر،پدر،دختر.کتابی درباره خیانت هست که چه طور یک اشتباه اثر خودش رو برای سال ها روی تمام ابعاد زندگی اعضای خانواده می‌گذاره. کتاب نثر روان و ترجمه ای خوب داره که شما رو همراه خودش تا صفحه آخر می‌بره.نمیدونم آخر داستان احساس کردم مادر داستان با اینکه قربانی بود و خیانت دیده بود باز هم توسط پدر و فرزندانش مقصر بود.تصمیماتی مثل ازدواج و بچه دار شدن بدون بلوغ فکری و سنی باعث تهی شدن زندگی میشن.
• امیررضا محسنی •
چیزی که بند هارو متمایز میکنه از دیگر آثاری که دست روی موضوع خیانت گذاشتن، نوع نگاه نویسنده است که خیلی ویژه و منحصر بفرد. استارنونه با نگاه موشکافانه ای که داره زندگی یک خونواده رو شرح میده. خونواده ای که سال هاست تکه هایی از خیانت و عدم اعتماد و البته عدم استواری در اون دیده میشه، یا شاید بهتره بگم مفهوم خونواده در این خونواده جاش رو از دست داده. خونه اون ها جایی است که تموم این زخم هارو در خودش جمع کرده و بعد از گذشت چند دهه میشه آسیب هایی که روزی رخ داده هنوز در اون مکان حس بشه. نویسنده به ما نشون میده که هر زخمی که زده میشه میتونه تا مدت زیادی یا حتی همیشه جاش بمونه و حتی اگر فراموش بشه ممکنه یک روزی از یک جایی خودش رو نشون ما بده. البته، زخم هایی که درمان نمیشه نه هر زخمی... بند ها مثل کتاب های دیگه نیست که بخونین و بزارینش تو قفسه . بندها شمارو مجبور میکنه به اندیشیدن. داشتن ۳ راوی و پرش های زمانی و تک تک جزئیات(از حرف های شخصیت ها و افکارشون تا اشیائی که در خانه حضور دارند) در این کتاب شمارو وادار میکنه که بیش از یک بار این کتاب رو بخونین و هر بار بیشتر از قبل متوجه تک تک جزئیات دقیق نویسنده بشین( که چقدر درست و متصل به هم در داستان قرار گرفتن ) و البته لذت بیشتری از خوندن ببرین.
*Eli*
قابل تعمق و تفکر، حتما بخونید.
Jila
بدون شک ترجمه‌های حقیقت ارزش خوندن داره کتاب لذتبخشی بود دوستش داشتم..
ایران آزاد
قلم پرکشش و خوبی داره نویسنده و مترجم هم به خوبی از پس ترجمه‌ی کتاب بر اومده. کتابی تلخ و گزنده با محوریت خیانت و تاثیری که بر دیگران می‌گذاره. با روایت داستان توسط سه راوی، متوجه میشبم که هیچ کدام از شخصیت‌های چهارگانه‌ی داستان در وضعیت به‌وجودآمده بی‌تقصیر نیستند؛ هر چند تقصیر شخصیت‌ها به یک اندازه نیستند.
آذین
کتاب "بندها" یه اثر جذاب و پرکشش دربارهٔ روابط انسانی‌ست. نثرش ساده و روانه، شروعش گیراست، بعد یه افت کوچیک داره، اما دوباره می‌ره تو اوج و تموم‌شدنش هم قویه. داستانِ یه خانوادهٔ چهارنفره‌ست (زن، شوهر، یه پسر و یه دختر) و محور اصلی‌اش خیانته. ولی فقط به همین موضوع محدود نمیشه و جنبه‌های مختلفی از روابط آدما رو بررسی می‌کنه. قسمت خوب ماجرا از نظر من اینه که کتاب از سه زاویه دید متفاوت بیان میشه. - بخش اول: از زبان زن، که با نامه‌های تند و تیزش به شوهر خیانتکارش احساساتش رو فریاد می‌زنه. - بخش دوم: از دیدگاه مرد خانواده که بلندترین بخش کتابه. - بخش سوم: از زبان دختر خانواده که در گفت‌وگو با برادرش، ضربهٔ نهایی رو می‌زنه! اینجا می‌فهمی چطور رفتار پدر و مادر می‌تونه سرنوشت بچه‌ها رو عوض کنه. این بخش واقعاً اوج هنر نویسنده‌ست. یه چیز جالب کتاب اینه که گاهی حتی با پدر خیانتکار هم احساس همذات‌پنداری می‌کنی! این مهارت نویسنده رو نشون می‌ده که بتونه شخصیت‌های خاکستری و پیچیده خلق کنه. کتاب دربارهٔ کشمکش بین پیوند و آزادیه. بندها هم می‌تونن ما رو به هم وصل کنن، هم می‌تونن محدودمون کنن. این حس تناقضی‌ه که همه‌مون توی زندگی تجربه می‌کنیم. حرف آخر: "بندها" کتابیه که می‌تونه تو رو درگیر کنه، به فکر فرو ببره و حتی گاهی آشوب ذهنی ایجاد کنه. پیشنهاد می‌کنم بخونیش، مخصوصاً اگر به داستان‌های روان‌شناختی و خانوادگی علاقه داری. آذین
کاربر ۶۸۲۷۲۹۴
آذین تو همون آذینی که من میشناسم؟ آذین و آلبالو😔
نگار
کتاب چالش‌ اصلی یک خانواده‌ی ۴ نفره رو از دید تمام اعضای اون روایت می‌کنه. متن روان و گیراست. به شخصه در بخش آخر کتاب، تاثیری که والدین بر فرزندان داشتن رو دوست داشتم. کنجکاوی خواننده هم تقریبا تا پایان کتاب حفظ می‌شه.
دکمه های صورتی
کتاب اثر خیانت بر روی جنبه های مختلف خانواده و تاثیر طولانی مدت برخی از اشتباهات در زندگی رو به تصویر میکشید. پاراگراف ها ساختگی و تصنوعی نبودن و میشد باهاشون همزادپنداری کنی.. احساسات خوب توصیف شده بودن و قابل درک بودن. در کل نویسنده تونسته بود هرچیزی که مدنظرش بود انتقال بده. یکی از چیزهایی که غافلگیرم کرد پایان داستان بود.
ساحل
با خوندن هر خط از بخش دوم کتاب عذاب کشیدم
آوا داوودی فر
یک اتفاق در خانواده این کتاب را که شامل سه کتاب به هم مرتبط می کند شکل می دهد. پدر خانواده دو فرزند و همسرش را به خاطر دختری زیبا و جوان ترک می کند. هر کتاب وقایع مشترک آن خانواده را از منظر یکی از اعضای آن تعریف می کند. در واقع این کتاب کشمش بر سر حق آزادی و انتخاب یک انسان و پاسخ به خواسته ها و نیاز هایس است و مسئولیت هایی که بر عهده داد و عواقب تاثیر تصمیم هایش بر اعضای خانواده ای که دوستشان دارد است. بسیار زیبا و خواندنی است و بسیار تامل برنگیز
HassyBala
در وهله اول از لحاظ ترجمه و روون بودن نگرانی‌تون رو رفع بکنم. ترجمه زیبا و منسجم هست. در مورد داستان، من شخصا با همون صفحه اولش جذب شدم. برام جالب بود که چجوری همچنین نامه‌ای رو میتونه کسی که خیانت دیده بنویسه و خواستم بیشتر درگیر داستان بشم. کتاب کارکترهارو کاملا بی‌پروا برملا میکنه. افکاری که شاید کسی نخواد به زبون بیارتشون رو ما می‌شنویم و فکر کنم هر کدوممون کمی یا بیشتر از این افکار رو تو زندگیمون داریم.
کاربر ۷۰۵۲۳۲
ارزش این کتاب رو کسانیکه دستی بر قلم دارند و تا حدودی به عناصر داستان آشنا هستند بیشتر از دیگران درک می کنند از نظر خیلی ها ممکنه این کتاب کلیشه ای باشه که هزاران بار مانند اونو شنیده اند و خوانده اند و دیده اند ولی برای اهل قلم جز به جز این کتاب درسه و مطمئنا عمیقا شیفته ی ساختار و فرم و..... اون خواهند شد همچنین از کنار ترجمه ی درخور تحسین امیر مهدی حقیقت نمیشه با بی اعتنایی گذشت . به طور کلی این کتاب یه شاهکاره
شکوفه
یک مدل خلاقانه از روایت و داستان
کاربر ۱۱۴۳۶۵۹
چه قدر این کتاب و دوست داشتم . بعد مدتها یک کتاب رمان ادبیات خارجی خوندم که داستانش خیلی خوب بود، اضافه گویی نداشت ، شیوه روایت داستان هم جالب بود . و نویسنده خیلی نزدیک به ذهن ما نوشته بود واقعا انکار جای تک تک شخصیت‌ها بودی و حرفای اونها حرفای تو ذهن ما بود . خیلی ساده و روان.
*𝐻𝑒𝒾𝓇𝒶𝓃
پیچش خاص کتاب، در ادراک شخصیت ها از موقعیت رقم می خورد، عبارت های خاص کتاب، گاهی ورق را خوب بر می گرداند. خلاصه ی تعریف شده برای کتاب کفایت می کند. باقی اش اگر چیزی بگویم، یادداشتی ست برای خودم. میل باطنی به رها نشدن و کرنش به رها شدن، آزادی، اینجا یعنی به دندان زندانبان انداختن اجزای آزادی. آزادی معنای کنار گذاشتن انگشت هایی را دارد، که روی زخم را گرفته اند. آزادی، کنار کشیدن گیره های روحی است که از کودکی آورده شدند، که در گوشه ای هستند که گاه به گاه به آن جا سر بزنی و باز پس بکشی و بگریزی سمت مورفین ها تا از زیستن مطالبه کنی. اینجا همه چیز می گوید ما را اشتباه های مان ساخته و ما با انفعال های شدید، با اشتباه هایمان ممارست خاصی در قبال به جا گذاشتن و ادامه دادن فاجعه های خوب و بد نشان می دهیم. ممارستی برای ماندن در وضعیتی که کسی در حلق دست می کند و تکه تکه های وجودمان را بیرون می کشد. اما نمی توانم قدر مطلق برای کتاب و حرف ها جور کنم. زندگی هایی را دیده ام که همین شکلی مانده اند، آدم هایی که همینطور زندگی کردند. چیزی که سنت فداکاری یا مطالبه برای خودی که ناگاه دست هاش را از حلق رنج هاش بیرون کشیده و می خواهد حقش را از همه چیز بگیرد و البته در جای جای این کتاب درد کشیدن نامحترمانه، آماده است تا بیرون بخزد و سمت چیز هایی که حل نشده با گذر زمان پوشانده شده اند، بگراید. مخالف میل و رغبت سال های بیشتری که بر سال های گذشته گذارده شده است، سال های جوان تر، می خواهد حلق باز کند و دست های بریده را با تمام تکه های ماهیچه، بیرون بکشد و بی اندازد در معرض دید، چون با دیدن آموخته است چطور ارزش زنده ماندن را در گرو تسخیر چیز هایی که اتصال غدد مهمی به آنها وصل شده اند، به چالش و تمنا و دندان بکشد و تکه تکه کند.
*𝐻𝑒𝒾𝓇𝒶𝓃
🙏🏻 خیلی ممنونم از اینکه متذکر این اشتباه شدید.
سعیده قاسمی
دومنیکو استارنونه در رمان بندها، یک خانواده اهل ایتالیا را روایت می‌کند. خانواده ای که سنگ بنای آن در سال 1962 گذاشته شده است و در فاصله سال های 1974 تا 1978 درگیر یک بحران می‌شود و نهایتا روایت داستان این خانواده در بازه زمانی دهه اول قرن 21، پایان می‌یابد. استارنونه با یک ظرافت خاص، بندهای ارتباطی بین اعضای این خانواده را از زاویه دید مادر، پدر و دختر خانواده در این بازه زمانی حدودا 40 ساله به تصویر کشیده است. با توجه به استقبالی که از این کتاب در سطح بین‌المللی شده است، این فرضیه می‌تواند مطرح باشد که استارنونه نوعی از زیست حقیقی اجتماعی موجود در جامعه اروپایی را به تصویر کشیده است. با این فرض، بعد از اتمام مطالعه این رمان، طوفانی از گزاره‌های مختلف در ذهن من شکل گرفت: از چرایی اهمیت تقویت بنیان خانواده از منظر دین، فرهنگ ایرانی و احیانا فرهنگ اروپایی تا اهمیت جایگاه خانواده در تقابل تمدنی بشر با ابلیس و حتی فلسفه وجود حق طلاق برای مرد در نظام حقوقی اسلام. نهایتا این که شاید برای خیلی‌ها این کتاب، صرفا یک فرم جذاب از روایت حقیقت اجتماعی باشد، ولی برای من یک شاهد مثال از یک جدال تمدنی چند هزار ساله است.
z@n
سلام، یک مترجم دیگه کتاب را با نام گره ترجمه کرده. کتاب را بعد از کتاب بازی خواندم، از موضوع بازی بیشتر خوشم آمد. مشکل ادم های این داستان به نظر من عدم توانایی بیان درست عقاید و احساساتشون است. هیچ کدوم از آدم های داستان را درک نکردم! همشون اشتباهات زیادی داشتند و بر اشتباهاتشون پافشاری می کردند.
خشایار
چقدر دو تا بچه‌هارو درک میکردم 🙂
مهتاب
عجب چیزی بود این کتاب، عجب چیزی...
میگ‌میگ
سه خط اول کتاب رو که خوندم، یک کششی احساس کردم که اگر دیشب خواب گریبانم رو نمی‌گرفت یک‌نفس می‌خوندمش و ولش نمی‌کردم. کتاب درباره‌ی یک خانواده‌ی چهارنفره‌ست که پدر شروع کرده به از بین بردن کانون مثلاً گرمش و الی‌آخر. ما اول نامه‌های واندا رو به این شوهر می‌خونیم و از احساسات بی‌پرده‌‌ش خبردار میشیم. (عاشق نامه‌های اولم.) چی باید توی توصیفش بگم؟ من تحلیل‌گر خوبی نیستم ولی در طول داستان شما بندهای نامرئی رو دور ‌تک‌تک اعضای این خانواده حس می‌کنید و طوری که هرکدوم به روشی می‌خوان ازش فرار کنن. از قید و بندها و رسیدن به نوعی از آزادی.‌ آخر پیداش کردن؟ چه کسی می‌دونه. روند داستان از نظر من هیچ‌جا کند نشد و در جای‌جای‌ش من نمی‌تونستم خودم رو قانع کنم که کتاب رو بذارم و چندی بعد بهش سر بزنم. تا آخرین کلمه دلم‌ می‌خواست بخونم و بخونم. قطعاً از بهترین کتاب‌ها و قطعاً توصیه‌ش می‌کنم.
Negar
کتاب فوق العاده قشنگیه اصلا تکراری نیست و خیلی مشتاق میشه آدم برای خوندنش
Farzaneh
یه کتاب خوشخوانِ کوتاه که اما به نظرم می‌تونه تا مدت درازی ذهن خواننده رو درگیر نگه داره :) خیلی علاقمندم به کتاب‌هایی که به خوبی و هنرمندانه، ماهیت، پیچیدگی و مهم‌تر از همه ناشناخته‌ها و نادانسته‌هامون از روابط انسانی رو بیان و تصویر می‌کنن، مثل همین کتاب بندها. کتاب بندها هیجان‌ها و افکار متفاوت و جدی‌ای رو بیدار می‌کنه و یک سوالی که برای من در انتها به جود اومد: چه می‌شه کرد وقتی نگه داشتن بندهای زندگی و در مقابل بریدن این بندها، هر دو به یک اندازه سخت، دردناک و تباه‌کننده‌ان؟
faezeh
من دوست داشتم روند کتاب کند نبود،علاوه بر این حتی آموزنده و روانشناختی هم بود.اگر متاهل باشید قطعا یه جاهایی به خودتون میگید ااا منم یه وقتایی این رو مخی بازیارو دارم بخونید
meya
کتاب جالب و روانی بود،و انگار روایت زخم ها و زخم ها و زخم ها بود.میدونم که زن و شوهر این کتاب هر دو سمی بودند و نامناسب برای هم اما بنظرم نمیتونیم زن داستان رو مقصر بدونیم برای فروپاشیدنش!آلدو آدمی بود که در نهایت با بی موالاتی و توجیه کردن خودش همه این خانواده رو انقدر تا انتهای چاه فرو برد اون رفتار کرد و بقیه واکنش نشون دادن!
کاربر 7109799
نیاز به صبر و استمرار داره خوندنش حوصله و صبر و استمرار واژه هایی که باهاش کتاب رو میشه اسپویل کرد...
sepehr afshari
کتاب بسیار خوبی بود قسمت بندی کتاب و فصل به فصل بودنش به خواننده کمک میکند که با حوصله قسمت به قسمت کتاب را بخواند و همچنین غیر قابل پیش بینی بودنی کتاب نکته ای بود که در این رمان من رو شگفت زده کرد
zahra asadi
کتاب خوبیه. به علاقه مندان به ادبیات توصیه ش میکنم. در کنار ارزش های ادبیش، دیدگاهتون به بعضی مفاهیم مهم بشری رو به چالش میکشه
mahsa
برای کسایی که ازدواج و بچه دار شدن رو خیلی سطحی میبینن و تصمیمات لحظه ای میگیرن کتاب خوبیه چون از دید همه شخصیتا صحبت میکنه و کاملا میتونی درک کنی احساسات و درد و عمق تفکر هر طرفو... خیلی جالبه که بعد خوندنش بیشتر سعی میکنی از دید مقابل هم به قضیه نگاه کنی
سپیده
اون‌ قسمتی که فهمیدم چرا نویسنده این اسم رو برای کتاب انتخاب کرده خیلی برام جذاب بود. توی این کتاب به دنبال داستان و ماجرا نباشید؛ به جاش، احساسات و افکاری که نتیجه‌ی انتخاب و یک تصمیم هستند، تکرارِ اتفاقاتِ خانوادگی، طرحواره‌ها، بندهایی که آدم‌ها رو به زندگی، و آدم‌ها رو به آدم‌ها وصل می‌کند باشید. کتاب از سه بخش تشکیل شده که در هر بخش زندگی رو از دید یک نفر از اعضای خانواده روایت می‌کنه. زمان‌ مدام در حال تغییره و این از قدرت ِ قلم نویسنده‌است. اگر کسی هستید که دوست دارید در احساسات و افکار آدم‌ها عمیق بشید و بدونید که پشت رفتارهاشون چی نهفته‌است؛ پیشنهاد می‌کنم این کتاب دوست‌داشتنی رو از دست ندین.
amir
مردی رو میبینم که طرف مقابلش رو تا مرز فروپاشی یا حتی بدتر پیش برده و بایدم شاهد همچین واکنشی از واندا نسبت به این قضیه باشیم
layababazadeh
واقعا از خوندنش لذت بردم ، خیلی بی پروا روایت شده بود و با تک تک کاراکترهاش میتونستی همزاد پنداری کنی و اینکه هر فصل از ذهن یکی از اونها روایت میشد واقعا نقطه درخشانی بود .
shakiba
این کتاب به شکل هنرمندانه ای نتیجه ازدواج نا آگاهانه رو ترسیم کرده، خیلی خوبه که هر آدمی قبل ازدواج به این فکر کنه که قرار ۵۰ یا ۶۰ سال آینده با فردی که الان پیش روشه زندگیش چطور خواهد بود با این فرضیه که این آدم قرار نیست هیچ وقت تغییر کنه و همینی هست که هست.
elahe^^
کتاب با اینکه حجم کمی داره اما خیلی عمیق به مسائل پرداخته... اول از همه، شما با کتاب رنگی‌رنگی و رویایی مواجه نیستید! کتاب راجع به تاثیر "خیانت" بر زندگی افراد هست و از چند دیدگاه این رو بررسی میکنه. از دیدگاه زنی که خیانت دیده، مردی که خیانت کرده و بچه هایی که تحت تاثیر این خیانت قرار گرفته اند. کتاب به خوبی نشون میده که بعد از خیانت، دیگه هیچ چیز به روال قبلی خود برنمیگرده... من با خوندن این کتاب، توجیه های فردی که خیانت میکنه، وضعیت روحی و جسمی فردی که خیانت دیده و خیانت رو بخشیده و همچنین تاثیر کانون خانواده و مشکلاتش رو بر شخصیت و آینده فرزندان آن دو طرف رو متوجه شدم. در نهایت، با هیچ بندی، نمیتونیم فردی که میخواد خیانت کنه رو گیر بندازیم...
شاهرخ
🤌🏻
Sad
ترجمه خیلی روان بود اگر تجربه‌ی خیانت دیدن رو ندارید یا اگر تجربه‌ی خیانت کردن رو دارید بخونیدش چون اگر مورد خیانت واقع شده باشید و خوندنش به شدت حال‌تون رو بد می‌کنه و در نهایت... من از این کتاب متنفرم! شاید چون 《فقط》 نخوندمش...
Holy Maria
بندها روایت خانواده ای ۴ نفره است که بهم بسته شده اند، اما چه می‌شود اگر یکنفر یا بیشتر دیگر نخواهد در بند بماند؟ بخش اول داستان از زبان فردی هست که بهش خیانت شده و بخش دوم داستان از زبان فردی هست که خیانت کرده. داستان در مورد زن و شوهری است که دو فرزند دارن و واقعا خوشبخت هستند اما یک روز شوهر خونه و زندگی رو ترک میکنه و تصمیم میگیره با معشوقه اش زندگی کنه‌. چیزی که واقعا جالبه روایت های هر کدوم از طرفین از یک اتفاقه، در اون اتفاقی یکی حق به جانبه و دیگر دنبال اینه که چرا این اتفاق افتاد. واقعا رمان قشنگیه و پیشنهاد میکنم بخونیدش، خیلی جاها شما رو به فکر فرو میبره ، اینکه چطور تصمیمات شما زندگی بقیه رو هم تحت تاثیر قرار میده. بندها روایت خانواده ای ۴ نفره است که بهم بسته شده اند، اما چه می‌شود اگر یکنفر یا بیشتر دیگر نخواهد در بند بماند؟
atiyehghm
خیلی کتاب جذابیه. شبیه به دیدن بک فیلم دقیقا مقابل چشمانتونه. هر چند که من هر چقدرم تلاش کردم نتونستم کار آلدو‌ رو علیرغم همه‌ی‌توصیفات معتبر کنم یا به خودم بگم ناگزیر بود که اون بندو پاره کنه.

حجم

۱۹۶٫۶ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۰

تعداد صفحه‌ها

۱۶۶ صفحه

حجم

۱۹۶٫۶ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۰

تعداد صفحه‌ها

۱۶۶ صفحه

قیمت:
۱۴۳,۰۰۰
تومان