کتاب سال بلوا اثر عباس معروفی

کتاب سال بلوا

نویسنده:عباس معروفیانتشارات:گروه انتشاراتی ققنوسسال انتشار:۱۳۸۲تعداد صفحه‌ها:۳۴۲ صفحهدسته‌بندی:امتیاز:
۴.۰از ۷۰ رأیخواندن نظرات

سال انتشار۱۳۸۲

تعداد صفحه‌ها۳۴۲ صفحه

دسته‌بندی
رمان۱ مورد دیگر

نظرات کاربران

Raha
چرا توی بینهایت نیست
Majid Zanjiran
نشر ققنوسه. کلا با این چیزا حال نمی‌کنه. همین که راضی شده الکترونیکی بشه جای شکر داره.
vafa
«من با چشام دیدم تو زل تابستون چقدر زمستونه» [صفا] مرگ تدریجی... چقدر پایان این داستان، زیبا بود! چقدر "نوش آفرین" بود.:)) و آمیختگیِ افسانه و عشق، خیره‌کننده‌ست. جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند... (خواجه حافظ) چیزی که برام خیلی جالب بود... اینه که چقدر عباس معروفی می‌تونه دقیق وضعیت زنان رو حس کنه، لمس کنه و به تصویر بکشه. تلخ و حقیقی! و نه تنها در سال بلوا که در سمفونی مردگان و پیکر فرهاد هم همینه. و بعد از درک وضعیت زنان، چقدر شرایط اون دوران رو، دوران تیره رو حقیقی به تصویر می‌کشه. که این در سمفونی مردگان آشکار تره.:)) [سومین، سال بلوا]
اردیبهشت
چقدر داستانش شبیه احوالات الانمونه💔
k.hashemzade
کاش در قسمت بی نهایت میگذاشتید کتابهاشون رو🙁
Salar Moradpour
لطفا بخش بی‌نهایت را برای کتاب باز کنید. 🙏🙏🙏
mostafa1985
به نظرم بهترین اثر عباس معروفی همین "سال بلوا"ست. تلخ، جذاب، تأثیرگذار و حتماً خواندنی...
ali
سمفونی مردگانش یه سر و گردن از سال بلوا بالاتره
کاربر ۲۰۱۱۹۴۸
از عباس معروفی تماما مخصوص رو هم پیشنهاد میکنم ، بیشتر از بقیه دوستش داشتم
*𝐻𝑒𝒾𝓇𝒶𝓃
(حالا به مرگ نزدیک تر از اتفاق ایستاده ایم.) چقدر عجیبیم.چقدر باید این روز ها بعضی چیز ها هم خوانده شوند و هم نه. حوصله ی هیچ چیز و هیچ کس را ندارم؛ این یعنی رمقی برای زیستن ندارم. نه زیستن ارزشی دارد و نه نزیستن؛این همان چیزی ست که حداقل حالا باید حالی مان شده باشد. سال بلوا خیلی شبیه است به سال بلوای ما،البته ما صد ها قدم از آن سال بلوا بیشتر خوانده ایم و دیده ایم و شنیده ایم و نفهمیده ایم. نمی دانم این روزگار تا کجا عرض می یابد.نمی دانم آن موقع خاک استخوان هام تا کجای جهان رفته است ،وقتی جایی ، در گذری ، در حاشیه ی خیابانی خسته شود ، بایستد ، خودش را به سکون و سکوت تطهیر کند . فقط می دانم ای کاش هیچ کداممان نبودیم ، نه آدم بود و نه حوا.(انگار درد حوا دارد روی شانه هایم مدام سنگین می شود) من بیشتر در سمفونی مردگان زیستم تا سال بلوا ، اما این را هم دوست دارم.این روز ها را نه می شود دوست داشت و نه می شود دلخوشی درشان پیدا کرد، اما سال بلوا را چکیده ی از زاویه ی بالای سرمان دیدم که احساس نفیر را زنده می کرد.مطمئنا حرف های درستی برای گفتن داشت.و ماجراهایی پیچیده در هم ، قلم عباس معروفی و آگاهی. اما شخصیت هایی هم بودند که نتوانستم روابط بینشان را دوست داشته باشم.عشقی که اینجا بود ، آن والایی و معصومیت و درستی و معنا را نداشت در ابتدا و اواسط. اصلا عشق نبود ، همه اش چیز های دیگری بود که به کلیتش می گویم فریب.( انگار در همین هم حرفی بود برای فهمیدن محبت و عشق حقیقی که به سستی آنچه برداشت کرده اند نیست). اما انتهاش متفاوت بود.یک جلوه ی پریشانی و فرورفتن سیل در زمین داشت.انتهاش همه چیز تمام شده بود و همین آرامم کرد : همه چیز تمام شده بود. و یک نکته ، امسال یعنی همین چند ماه پیش این کتاب را به صورت فیزیکی تقریباً پنجاه تومان گرفتم . یک کتاب در ابعاد کوچک تر . حتی اگر قیمتش برای قبل بوده و از این بهانه ها ، مرا سخت نسبت به خیلی چیز ها مردد کرد! این قیمتی که برای الکترونیکی این کتاب در نظر گرفته اند ابدا و مطلقا و با هیچ دلیلی نه معقول است و نه منطقی.دیگر دارد شور از مزه در می رود.بریده های برخی ثبت،برخی حذف،قیمت ها سر به فلک گذاشته.برای امروز کافی نیست این هر دم بری رسیدن ها؟
nunuei
یکی از قشنگترین رمان‌های ایرانی با ادبیاتی وزین از یه نویسنده استخوان دار. بی نهایت ستاره برای عباس معروفی✨
Rahmani
سلام لطفا تو قسمت بی نهایت هم بذارین. تشکر
کتاب باز
تلخ جذاب و قابل تأمل هرچند که این داستان در این سرزمین داستان غریب و ناآشنایی نیست ولی سبک و نوع بیان روایت بسیار خاص و دلنشینش کرده
روژینا
خیلی خوب بود♥️♥️♥️😢😢😢موقع خوندن داستان فکر کردم باید نوشا رو بذاریم جلو محبوبه بامداد خمار ببینیم کی برنده میشه😂
صفحه قبل۱۲۳صفحه بعد