شاید بر سنگ نمناک و سرد بایستم
و بیندیشم که این سنگ یخزده
زیر روشنترین قلبی میآرمد که شناختهام
امیلی درونته
چیزی همچون امانتداری است
خاطرهای در قلب کسی:
Mahin._.rezaeian
گریه نخواهم کرد چون تو میخواهی ترکام کنی
اینجا هیچچیز لایق دوستداشتن نیست
امیلی درونته
آه! بسیار دلتنگام
اگرچه دیگر اشکها جاری نیستند
امیلی درونته
گریه نخواهم کرد چون تو میخواهی ترکام کنی
اینجا هیچچیز لایق دوستداشتن نیست
امیلی درونته
شاید بر سنگ نمناک و سرد بایستم
و بیندیشم که این سنگ یخزده
زیر روشنترین قلبی میآرمد که شناختهام
امیلی درونته
هیچ یأسی برای تو نیست
چرا که ستارگان هر شب میدرخشند
چرا که عصر
شبنم سکوتاش را سرازیر میکند و
نور خورشید
سپیدهدمان را زراندود میکند.
هیچ یأسی نیست
هر چند اشکها
همچون رودخانهای جاری میشوند:
Mahin._.rezaeian