جملات زیبای کتاب طاعون | طاقچه
تصویر جلد کتاب طاعون
off
٪۵۰

کتاب طاعون

نوع کتاب
۳.۶ امتیاز(از ۱۷۵ رأی)
پدیدآورندگان: 
آلبر کامو، کاوه میرعباسی
انتشارات: 
نشر چشمه
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Mado7
۶۰
خوشحال نیستم از این‌که می‌ذارم می‌رم، اما لازم نیست آدم خوشحال باشه تا از نو شروع کنه.»
یك رهگذر
۴۷
فراموش کنند تا آن هنگام چگونه می‌زیسته‌اند.
B-vafa
۳۹
گذشته‌ای هم که مدام به‌اش فکر می‌کردند فقط طعم حسرت داشت و بس.
Zahra kazemi
۳۸
می‌گفت «خوشحالم دوباره می‌بینمت، برنار. موش‌ها نمی‌تونند این شادی رو ازم بگیرند.»
فهیمه
۳۷
ساده‌ترین راه برای آن‌که آدم شهری را بشناسد این است که سر دربیاورد آن‌جا مردم چه‌طور کار می‌کنند، چه‌طور محبت می‌ورزند و چه‌طور می‌میرند.
A
۳۱
بازنماییِ نوعی محبس به واسطهٔ نوعی دیگر از آن همان‌قدر معقول است که بازنمایی هر چیزی که واقعاً وجود دارد به واسطهٔ چیزی که وجود ندارد.
B-vafa
۳۰
از پَسِ اشک‌ها، لبخند تابید، کمی چروکیده.
آسمان
۲۸
پیش می‌آید آدم مدت‌ها غصه‌دار باشد بی‌آن‌که خودش متوجه شود.
B-vafa
۲۶
اگر بشود هم‌زمان خوشبخت و محزون بود.
Zahra kazemi
۲۰
از آن‌جایی که شهرمان همیشه زمینهٔ مناسب را برای ایجاد عادت فراهم می‌آورد، می‌توان گفت اوضاع روبه‌راه است و از هر حیث بر وفق مراد
юля
۱۳
شهری بدون کبوتر و بدون درخت و بدون باغ را مجسم کرد که آن‌جا از بال زدن‌ها و خش‌خشِ برگ‌ها خبری نیست و، در یک کلام، مکانی است خنثی؟
meysam zamanifar
۱۲
وقتی جنگ پیش می‌آید، دیگر به‌زحمت می‌فهمیم انسانِ مُرده یعنی چه. و از آن‌جایی که انسان مُرده وزن ندارد مگر این‌که مرگش را به چشم ببینیم، صدمیلیون جسدِ پخش‌وپلاشده در تاریخ جز سوسویی در تخیل نیست.
юля
۱۱
بازنماییِ نوعی محبس به واسطهٔ نوعی دیگر از آن همان‌قدر معقول است که بازنمایی هر چیزی که واقعاً وجود دارد به واسطهٔ چیزی که وجود ندارد.
فهیمه
۱۱
موش‌ها در خیابان می‌میرند و انسان‌ها در اتاق‌شان؛ و روزنامه‌ها فقط دغدغهٔ خیابان را دارند.
p.ch
۱۱
قهرمانی و قداست با سلیقه‌م جور نیستند. واسه‌م مهمه که آدم باشم.
فهیمه
۹
گرچه مصیبت‌ها امری رایج‌اند، دشوار می‌توانیم باورشان کنیم وقتی بر سر خودمان نازل می‌شوند.
A PERSON
۹
«کسی در شهر نمی‌خندد جز مست‌ها، که آن‌ها هم زیادی می‌خندند.»
{ آیه راد } کتاب نخوان همیشگی :)
۹
در میانهٔ تبعیدِ عمومی از همه تبعیدشده‌تر بودند، زیرا اگر زمان برای‌شان، همان‌طور که برای بقیه، مایهٔ دلهره‌ای خاص بود، پابستهٔ مکان هم بودند و مدام به دیوارهایی برمی‌خوردند که بین مأمنِ طاعون‌زده و وطنِ ازدست‌رفته‌شان جدایی می‌انداختند.
юля
۸
لازم نمی‌بینم راجع‌به نحوهٔ محبت ورزیدن همشهری‌هایم روده‌درازی کنم.
یك رهگذر
۸
آدم نمی‌تواند همواره تنها بماند.
یك رهگذر
۸
پیش می‌آید آدم مدت‌ها غصه‌دار باشد بی‌آن‌که خودش متوجه شود.
معصومه توکلی
۸
«برادران زمانش فرارسیده. باید همه‌چیز را یا باور کرد یا منکر شد. و کدام‌یک از شما جرئت دارد همه‌چیز را منکر شود؟»
юля
۷
شاید بگویند هیچ‌کدام از این‌ها مختص شهر ما نیست و اصلاً همهٔ آدم‌های این دوره‌وزمانه همین‌طورند. بی‌تردید، امروزه خیلی عادی شده که مردم صبح تا غروب کار کنند و باقی عمرشان را با ورق‌بازی و کافه‌نشینی و وراجی هدر بدهند
یك رهگذر
۷
این جهان زمانی بس دراز با پلیدی سازش کرده، زمانی بس دراز به بخشش الاهی متکی بوده. گمان برده هر عملی مجاز است و با توبه جبران می‌شود. همگی آمادهٔ توبه بوده‌اند. می‌پنداشته‌اند به وقتش طلب مغفرت می‌کنند و خلاص. تا آن هنگام آسان‌ترین راه برای‌شان این بوده که بر خود سخت نگیرند و به شفقت الاهی پشت‌گرم باشند.
Ali bayat
۷
به‌اش گفتم “خب، همه گرفتار این معضلند.” به‌ام جواب داد “اشکال دقیقاً همینه. الآن شده‌یم لنگهٔ بقیه.”
Ali bayat
۷
مطبوعات که سر قضیهٔ موش‌ها آن‌قدر بلبل‌زبانی کرده بودند اصلاً صدای‌شان درنمی‌آمد، زیرا موش‌ها در خیابان می‌میرند و انسان‌ها در اتاق‌شان؛ و روزنامه‌ها فقط دغدغهٔ خیابان را دارند.
Ali bayat
۷
گرچه مصیبت‌ها امری رایج‌اند، دشوار می‌توانیم باورشان کنیم وقتی بر سر خودمان نازل می‌شوند.
niloufar.dh
۷
ساده‌ترین راه برای آن‌که آدم شهری را بشناسد این است که سر دربیاورد آن‌جا مردم چه‌طور کار می‌کنند، چه‌طور محبت می‌ورزند و چه‌طور می‌میرند.
احسان عبدی/نویسنده و ویراستار
۶
دین در زمانِ طاعون نمی‌تواند به‌سان دین در روزِ عادی باشد و اگر پروردگار می‌پذیرد، و حتی خشنود می‌شود، که روانِ انسان در ایام نیک‌بختی طعم آسایش و لذت را بچشد، در سختیِ وافر آن را افراط‌کار می‌پسندد. امروز خداوند بر مخلوقاتش منت گذاشته و آنان را به مصیبتی شدید دچار کرده تا به فضیلت سترگِ همه یا هیچ برسند.
رز
۶
پولی که از طاعون دربیاد به کسی وفا نمی‌کنه.»