
کتاب پنج اقلیم حضور
فردوسی، خیام، مولوی، سعدی، حافظ؛ بحثی دربارهی شاعرانگی ایرانیان
پدیدآورندگان:
داریوش شایگانانتشارات:
فرهنگ معاصر٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
Amir Nassiri
۲۳
من در هیچ کجای دنیا ندیدهام که مزار و مقبره یک شاعر بزرگ، زیارتگاه مردم باشد! شاید شما تنها ملتی باشید که با شاعرانتان چنین ارتباط معنوی عمیقی دارید و چنان ارجی برایشان قائلید که حضوری مدام در زندگی شما دارند.
موش سر آشپز
۱۸
حافظ یکی از معترضین خستگیناپذیر همهگونه افکار محدودکننده است، زیرا حقیقت برای او وسیعتر از آن است که در مقولات تنگ خوب و بد قرار بگیرد، پرصداتر از آن است که در خطبههای توخالی واعظان جاگیرد، رسواتر از آن است که در قفس نصایح زهاد محبوس بماند، عاصیتر از آن است که در بند تفتیش عقاید بگنجد.
موش سر آشپز
۱۴
حافظ نهتنها خودبینی و خودرایی نفوس تنگنظر و نهفقط اخلاق تقلیلی تزویر و ریا را افشا میکند، بلکه در گامی فراتر «افسانه» تملک حقیقت و اشتباهگرفتن امیال خویش بهجای واقعیات را هم فاش میسازد:
جنگ هفتادودو ملّت همه را عذر بنه
چون ندیدند حقیقت رهِ افسانه زدند
سپهر
۱۰
خوشتر از دورانِ عشق ایام نیست
anis maysami
۸
گاهی شنیده میشود که اهل ذوق اعجاب میکنند که سعدی هفتصدسال پیش بهزبان امروزی ما سخن گفته است، ولی حق این است که سعدی هفتصدسال پیش بهزبان امروزی ما سخن نگفته است، بلکه ما پس از هفتصدسال بهزبانی که از سعدی آموختهایم سخن میگوییم، یعنی سعدی شیوه نثر فارسی را چنان دلنشین ساخته که زبان او زبان رایج فارسی شده است.
سپهر
۷
زین پیش نبودیم و نبد هیچ خلل
زین پس چو نباشیم همان خواهد بود
Ahmad
۶
میتوان اذعان داشت که خصلت شاعرانگی ایرانی و همدمی سحرانگیز او با شاعران بلندمرتبهاش پدیدهای است کاملا استثنایی و یگانه، که بهراستی شکوهمند است و تحسینبرانگیز. امرسون میگوید:
ایرانیان را فرانسویهای آسیا نامیدهاند. هوش برتر آنان، احترامشان نسبت به اهالی فضل و دانش و کمال، مهماننوازیشان در قبال مسافران غربی، مسامحهشان نسبت به مسیحیانی که در سرزمینشان زندگی میکنند، مسامحهای که با رفتار تعصبآلود ترکان عثمانی در تضاد آشکار است، گویا از فرهنگ غنی آنان نشأت میگیرد، فرهنگی که برساخته شاعران بزرگ آنان است، و طی پنج قرن مدام تقویت شده و ایرانیان را قادر ساخته است تا خوی فاتحان سرزمینشان را تلطیف کنند و متمدنشان سازند، مادام که هویت ملی خود را حفظ میکنند.
anis maysami
۴
همین مکان لامکان مقرّ عشق است، بالاتر از افلاک، بالاتر از مجردات و ملائک، آنجا که روح در کبریای جلال حق فانی میشود. عشق همچنان انسان را فرا میخواند تا از تمامی موانع درگذرد و محدودیتها را درنوردد و سرانجام به «جان جان جانها» بپیوندد
anis maysami
۴
در نقطه اوج دیوان به جایی میرسیم که شعر نه رقص افلاک گردان است، نه اضطراب وجود، نه وجد و سرور عشق، نه جستجوی کسی یا چیزی، بلکه مرکز فیاض عدم است که سرشاریاش جهان را سیراب میکند، و جهان یکسره به شعری بدل میشود که عین سکوت است، سکوت ازلی.
Ahmad
۴
البته این سرسپردگی میتواند گاه حکم تیغ دودمی را داشته باشد که لبه دیگرش تفکر آزاد را نشانه میگیرد و درنهایت به قیدی دستوپاگیر بدل میشود، چراکه این الگوهای دیرین علاوهبرآنکه سرمشق رفتار، دانش، عرفان و عقل عملیاند، ضمنآ تمامی پاسخهای لازم و مقتضی را در گنجینه حافظه قومی ما انباشتهاند. کافی است نقبی بدان بزنیم تا سیل خروشان پندهای حکمتآموز و اندرزهای گرانمایه سرازیر شوند و سیرابمان کنند و گره از تمامی مشکلات و معضلات احتمالی بگشایند. در واقع تفکر در چنین موقعیتی، عین تذکر است. ذهن ایرانی مملو از غنای گفتار شعرای سترگش، گاه به اسارت این الگوهای غالب درمیآید، و از فاصلهگرفتن و از بیروننگریستن خویش عاجز میماند. یکوجه از این موقعیت دوگانه، زمینهای برای هویتی استوار و مستحکم فراهم میآورد، ولی وجه دیگرش مانع تفکر آزاد است. تفکر آزاد یعنی تفکری که دل به دریا زند، طرح مسئله کند، و به پاسخهای پیشداده بسنده نکند. جنبه منفی این موقعیت، نقصی است که در واقع از کمالیافتگی بینظیر این بینش کهن نشأت میگیرد و مانع جهش تفکر ابتکاری و متهورانه میشود و در برابر طرح هرگونه مسئلهای خارج از الگوهای متداول و متعارف سدّی برمیافرازد و مجال آن نمیدهد تا از کولهبار شکوهمند این امانت کهنسال دمی بیاساییم.
Reza
۴
نه از خاکم نه از آبم نه از بادم نه از آتش
نه از عرشم نه از فرشم نه از کونم نه از کانم
anis maysami
۳
سعدی نمونههای فرهنگی و علیالخصوص اخلاقی رایج در سنّت زمانه را از طریق تقلیدی منحصربهفرد اخذ کرده، از صافی تجربهاندوزی شخصی گذرانده و با کلام دلاویز خاص خود آنها را با چنان ظرافت و تبحری «به سلک عبارت کشیده» که دیگران از تقلید آن عاجز ماندهاند.
الی^_^
۳
در تفکر یونانی، هوبریس (hubris) یا غرور جنونآمیز در نهایت به نمسیس (nemesis) یا انتقام و کین میانجامد. در شاهنامه گرفتارشدن به این جنون، چنانکه جمشید و گشتاسب به آن دچار شدند، همیشه با از دست دادن فرّه ایزدی همراه است، و هرگاه فرّه ایزدی از دست رود، کشور در مصیبت و بیداد و ستمگری فرومیغلتد.
mobina
۳
بنیاد جهان بر پوچی و بیداد است: اگر سینه زمین را بشکافی چه دُرها و گوهرها که در او نمییابی:
ای چرخ فلک خرابی از کینه توست
بیدادگری پیشه دیرینه توست
وی خاک اگر سینه تو بشکافند
بس گوهر قیمتی که در سینه توست
سپهر
۳
شباهت زبان سعدی در هفتصد سال پیش با زبان امروزی ایرانیان حیرتانگیز است؛ فروغی در اینباره میگوید:
گاهی شنیده میشود که اهل ذوق اعجاب میکنند که سعدی هفتصدسال پیش بهزبان امروزی ما سخن گفته است، ولی حق این است که سعدی هفتصدسال پیش بهزبان امروزی ما سخن نگفته است، بلکه ما پس از هفتصدسال بهزبانی که از سعدی آموختهایم سخن میگوییم، یعنی سعدی شیوه نثر فارسی را چنان دلنشین ساخته که زبان او زبان رایج فارسی شده است.
Elham khodadadi
۳
در اصطلاح رند میتوان خصوصیات مختلف خصال ایرانیان را دید: انعطافپذیری و استعداد کنارآمدن با اوضاع که البته لزومآ دال بر فرصتطلبی نیست، بلکه هنر هماهنگشدن و تواضع است، بهگونهای که کنفوسیوس بهشایستگی آن را «هنر کوچککردن خود» بیان کرده است؛
فائزهشیرین
۳
«بترس از خدای و مترس از امیر».
زهرا
۳
رسد آدمی به جایی که بجز خدا نبیند
زهرا
۳
آنچه انسان دارد و آنچه هست همه از آنِ خداست:
تو قائم به خود نیستی یک قدم
ز غیبت مدد میرسد دم به دم
پیام
۲
مشو ایمن از گنج و تاج و سپاه
روانم ترا چشم دارد به راه!
چو آیی، بهم پیشِ داور شویم!
بگوییم و گفتارِ او بشنویم!
Ahmad
۲
شالوده این مقالات، بر اساس زاویه دید من نسبت به خصلت شاعرانگی ایرانیان پیریزی شده است؛ بر محور این پرسش که ارج و منزلت ایرانیان در قبال بزرگان ادبشان حاصل چه برداشتی است؟ پیوند و ارتباط درونی این مردم با شاعران بزرگشان از چه سنخ است که چنین به اعماق سرشتشان رسوخ کرده و سایهای سنگین بر کل جهانبینی آنان افکنده است؟ غرض از این قلمفرسایی، سنجش و تحلیل ارتباط ایرانیان با شاعران ارجمندشان است، بالاخص آنانکه طی قرون و اعصار به پایگاهی اساطیری اعتلا یافتهاند. ایرانیان مقهور و مسحور نبوغ گرانمایه شاعرانشان، دمی از حضور فعال آنان غافل نمیمانند، حضوری که نشانهایش را در گوشهگوشه زندگی هر ایرانی و در زوایای مختلف روحی او میتوان یافت.
سالیان دراز است که کشف ماهیت این ویژگی شاخص، دغدغه ذهنیام بوده است. از همان زمانِ کودکی حیرت میکردم از اینکه اطرافیانم آنقدر شعر از بر دارند و هریک همچون گنجینهای از اشعارند. بعدها طی زندگی در کشورهای دیگر به این نکته پی بردم که بهندرت میتوان فردی فرانسوی یا انگلیسی را یافت که اشعار راسین و ویکتورهوگو و بودلر یا شکسپیر و میلتون و بایرون را از بر بخواند. بهراستی کدام خصیصه، ایرانیان را در این مورد از سایر اقوام دنیا متمایز میکند؟ بهنظر من، پیوندی از ایندست مولود قریحه شاعرانه ایرانی است که در جهان بیهمتاست.
صاد
۲
با پردهدری خیام فقر محتوا آشکار میشود، فقری چنان متراکم، و بهویژه چنان پربار از عدم و سرشار از غیبت، که بیمعنایی، خود واضِع و موزِّعِ همه معناها میشود.
محسن
۲
خیام میگوید که سرّی در کار نیست و چون پرده اسرار که در پس آن سرنوشت ما را رقم میزنند برافتد، جز نیستی چیزی نمیماند.
کاربر ۴۳۰۶۱۹۶
۲
مرغ بر بالا پران و سایهاش
میدود بر خاک پرّان مرغ وَش
ابلهی صیاد آن سایه شود
میدود چندان که بیمایه شود
بیخبر کآن عکسِ آن مرغ هواست
بیخبر که اصل آن سایه کجاست
تیر اندازد به سوی سایه او
ترکشش خالی شود از جستوجو
ترکش عمرش تهی شد عمر رفت
از دویدن در شکارِ سایه تفت
مریم صدیقین
۲
تا ندانی که سخن عین صوابست، مگوی
وآنچه دانی که نهنیکوش جوابست، مگوی
mobina
۲
دوزخ شرری ز رنج بیهوده ماست
فردوس دمی ز وقت آسوده ماست
سپهر
۲
خوابِ بیهنگامت از ره میبرد
ورنه بانگ صبح بیهنگام نیست
فائزهشیرین
۲
واعظان کاین جلوه بر محراب و منبر میکنند
چون به خلوت میروند آن کار دیگر میکنند
مشکلی دارم ز دانشمند مجلس بازپُرس
توبهفرمایان چرا خود توبه کمتر میکنند
گوئیا باور نمیدارند روز داوری
کاین همه قلب و دغل در کار داور میکنند
Juror #8
۲
آنکس که به عالم عقبی واصل شده است، مرغ حقیقی را میجوید نه سایه آن را، و همین جستوجو سرآغاز حرکت تصاعدی عشق است؛ حرکتی که در دو بُعد تحقق میپذیرد: عالم آفاق و عالم انفس.
Juror #8
۲
عدم، منشأ فیاض هستی و تمامی موجودات است.
