«اینجا که هستم، خانهٔ شما نیست. درست است زمینِ آن مال شماست و اگر پا روی آن بگذارم، در واقع، روی زمینهای شما راه رفتهام، ولی این بالا، نه. هر جا دلم بخواهد میروم.»
«یعنی میخواهی بگویی آن بالا مال توست؟»
«معلوم است! هر چه که این بالاست قلمرو من به شمار میرود.»
کوزیمو پس از این حرف با دست به شاخوبرگ درختها و آسمان اشاره کرد.
«همهٔ شاخههای درختها قلمروِ من است. حالا به خدمتکارهایت بگو اگر میتوانند بیایند مرا بگیرند!»