جملات زیبای کتاب اولریکا و هشت داستان دیگر | طاقچه
تصویر جلد کتاب اولریکا و هشت داستان دیگر

کتاب اولریکا و هشت داستان دیگر

نوع کتاب
۳.۱ امتیاز(از ۱۵ رأی)
انتشارات: 
نشر ماهی
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
علی دائمی
۷
هرکس با لطف‌کردن به دیگری او را رهین منت خود سازد بر کسی که از این اقدام منتفع شده چیرگی می‌یابد.
علی دائمی
۵
از پشت شیشهٔ پنجره دیدم که برف باریده است. زمین یخ‌زده در روشنایی صبحگاه گم می‌شد. جز اولریکا هیچ‌کس آن‌جا نبود. دعوتم کرد سر میزش بنشینم. گفت دوست دارد تنهایی پیاده‌روی کند. یاد یکی از شوخی‌های شوپنهاور افتادم و جواب دادم: «من هم همین‌طور. می‌توانیم دوتایی تنها به پیاده‌روی برویم.»
Neda^^
۳
دست دردست به راهمان ادامه دادیم. گفتم: «درست مثل رؤیاست و من هرگز رؤیا نمی‌بینم.» اولریکا جواب داد: «مثل همان پادشاهی که هیچ‌وقت خواب ندید، تا آن‌که ساحره‌ای او را در خوکدانی بستر داد.» سپس اضافه کرد: «خوب گوش بده، حالاست که پرنده‌ای بخواند.» و لحظه‌ای بعد آوازش را شنیدم.
علی دائمی
۲
تصور می‌کنم نیک‌بختان جنت‌مکان نیز گمان می‌برند که عالمان الهیات، که هرگز پایشان به ملکوت آسمان نرسیده، درباب مزایای وضعیت آنان اغراق کرده‌اند.
Rahmanism.ir
۲
حقیقت را می‌دانم، اما از احتجاج برای اثباتش ناتوانم.
Mahla
۲
"بگذار مردگان را مردگان به خاک بسپارند"
مهدی خدادادی
۲
«دیگر فقط خواب مرده‌ها را می‌بینم.»
Rahmanism.ir
۱
همهٔ روستاهای کشور مثل همند، حتی از این نظر که خود را تافتهٔ جدابافته می‌دانند و خیال می‌کنند تک و بی‌نظیرند.
سیداحسان
۱
هر انسانی سرانجام به خصم و حریفش شبیه می‌شود