
sajii
۶۷
رژیمی هم که دورانش به سر میرسد و مرگ خود را نزدیک میبیند آخرین حربههایی را که برایش مانده به کار میگیرد، دست به مانورها و امتیازدادنها و بندوبستها و تهدیدهای پی درپی میزند و جنب وجوشی مجازی و گولزننده از خود نشان میدهد.
♤ 𝐍𝐞𝐨 ♤
۵۲
چه اندک خرد بر جهان فرمان میراند
سمن
۵۱
خطرناکترین خرافهها آنهایی است که برای همه عادی و متداول شده و حتی متوجه خرافهبودن آنها هم نمیشویم.
Darush
۴۰
این دیکتاتورها چهگونه آدمهایی هستند، چهطور به قدرت رسیدهاند
pedram
۳۰
حقیقت این است که توده حافظهٔ خوبی ندارد.
pedram
۲۲
بینظمی مداوم، زندگی اقتصادی و اجتماعی را فلج میسازد. رابطه با خارج را مشکل میکند، به فقر دامن میزند، نهادهای اجتماعی را به نحو جبران ناپذیری بیاعتبار میکند، هر طرح و برنامهای را غیرقابل اجرا جلوه میدهد و وضعی به وجود میآورد که دیکتاتوری تنها راه نجات به نظر برسد. شرایط روانی ناشی از بینظمی دائمی موجب میشود که فرد معمولی کاسهٔ صبرش لبریز شود و هر نوع ملاحظهای را کنار بگذارد و به هر آشنا و ناشناسی بگوید: هرکس بیاید مهم نیست، حتی اگر خود شیطان باشد، همین قدر کافی است که بتواند با جدیت حکومت کند و به این آشفتگی سروسامانی بدهد. بینظمی برای فاشیسم مثل آب برای ماهی است.
pedram
۱۷
پس، اولین وظیفهٔ یک پیشوا این است که تودههای پیرو خود را به تصور مرگ عادت بدهد. این کار را زمانی کشیشها به عهده داشتند، اما الان دیگر امکان انجام آن را ندارند. دلیل سرگشتگی اجتماعی کنونی را در همین باید جستوجو کرد.
مسافر
۱۶
خطرناکترین خرافهها آنهایی است که برای همه عادی و متداول شده و حتی متوجه خرافهبودن آنها هم نمیشویم
M.o
۱۳
برای اینکه مسئولان در جایی ریشه ندوانند و محبوبیتی به هم نزنند، آنها را مرتب جا به جا میکنند، و ترجیحآ به محلهایی میفرستند که هیچکس آنها را نشناسد.
pedram
۱۲
کجا سراغ دارید که رژیم استبدادی جز با دستاویز استقرار «آزادی واقعی بر کشوری تحمیل شده باشد؟
M.o
۱۰
درنهایت، هر ملتی لایق همان دولتی است که دارد. درواقع، آیا هرگز دیده شده که ملت آزادهای مدتی طولانی تسلیم استبداد شود یا ملت رام و سربهزیری به آزادی دست یابد؟
M.o
۱۰
انتقاد از پیشوا در حضور کسی که به او معتقد است به منزلهٔ حمله به جنبهای از شخصیت خود اوست که تعالی یافته و به کمال رسیده و او با اتکا به آن، مشکلات زندگی محقرانهٔ خود را تحمل میکند و به خود تسکین میدهد. همین رابطهٔ تنگاتنگ میان هویت پیشوا و هویت تودههای مردم است که یکپارچگی تشکیلاتی حزبهای دیکتاتوری را به وجود میآورد.
M.o
۹
تا زمانی که وضع خوب است، همه مطمئناند که بعضی چیزها هرگز در کشور آنها اتفاق نخواهد افتاد؛ وقتی هم که توفان از راه برسد، هرکدام از گوشهای فرار میکنند. حقیقت این است که یک طبقهٔ حاکم رو به انحطاط، دقیقآ به همهٔ بیماریهای دوران کهولت، از جمله ناشنوایی، دچار میشود
M.o
۹
حتمآ این جملهٔ معروف را شنیدهاید که میگوید: «یک جمله از هر کتاب کافی است تا به استناد آن بتوان نویسندهاش را دار زد.» به همین راحتی میتوانید سرکوب آزادی مطبوعات را توجیه کنید.
M.o
۹
دیکتاتور کسی است که «برای چیدن یک سیب درخت را از ریشه درمیآورد».
کاربر ۵۱۷۰۱۳۰
۸
ناپلئون پیشترها گفته بود: «یک دکمه به من بدهید، کاری میکنم که مردم آن را بپرستند و جان خودشان را فدایش کنند.
atefeh mohammadi
۷
هرکس در هر حرفهای شکست میخورد به سیاست رومیآورد و فکر میکند در این رشته موفق خواهد شد. در هر بحث و گفتوگویی، همان افرادی که جرئت نمیکنند بدون آشنایی کافی با جبر و شیمی دربارهٔ این علوم حرف بزنند، بهراحتی دربارهٔ سیاست، که با آن هم آشنایی ندارند، داد سخن میدهند.
M.o
۷
اغلب دیده شده که ملتهایی نسبت به خبر کشتار گروه عظیمی از انسانها بیتفاوتی نشان میدهند، اما بهشدت تحت تأثیر سرگذشت فرد بیگناهی قرار میگیرند که محکوم به مرگ شده است.
M.o
۶
کسی که میخواهد دیکتاتور بشود نباید به روحیهٔ نقد و استدلال مخاطبانش میدان بدهد. چونکه خودش اولین قربانی چنین حرکتی خواهد شد. یک پیشوای فاشیست باید بداند چهطور مخاطبان خودش را بیاختیار به دنبال خودش بکشد، آنها را به هیجان درآورد و ازخودبیخود کند و نفرت و انزجار آنها را از کسانی که با بحث و مناظره وقت را تلف میکنند، برانگیزد.
داوود صارمی
۵
قبول آگاهانهٔ مشکلات همان چیزی است که همیشه انسان را از حیوانات اهلی، از قبیل مرغ و خوک و روزنامهنگار رسمی و طوطی و امثال اینها متمایز میکند.
M.o
۴
محکمترین پیوندی که میان پیشوا و تودههای طرفدار او وجود دارد پیوند ایدئولوژیکی یا اخلاقی یا برنامهای نیست. یک فاشیست یا کمونیست فکر میکند که «وقتی رهبر من چنان کاری را میکند، حتمآ برای خودش دلیلی دارد.» و از آنجا که چنین فردی کاملا مطمئن است که دلیل عدم موفقیت خودش در زندگی این بوده که بیش از اندازه ملاحظه میکرده و به اندازهٔ کافی زرنگ نبوده است؛ از اینکه رهبرش تا این اندازه زرنگ و قوی است و میتواند به خوبی مخالفان خودش را نابود کند، احساس غرور هم میکند.
M.o
۴
گفتهٔ ناپلئون این بود:برای پایاندادن به جنگ وانده کاتولیک شدم، برای استقرار در مصر خودم را مسلمان قلمداد کردم، برای جلب کشیشهای ایتالیا طرفدار پاپ شدم. و اگر بنا باشد بر یهودیان حکومت کنم، هیکل سلیمان را دوباره میسازم.»
مهساکتابی
۳
Quam parva sapientia regit mundum
چه اندک خرد بر جهان فرمان میراند
M.o
۳
اگر کشتارهای نظامی و فقر و قحطی چندین و چند ساله نباشد، کوشش بهترین کارشناسان تبلیغات برای تحمیق تودههای مردم به جایی نخواهد رسید و اثری نخواهد داشت.
M.o
۳
سران این جنبشها این حقیقت را کتمان نمیکنند و در هر موقعیت مهمی به ستایش از «جانباختگان انقلاب میپردازند، و همیشه یادآوری میکنند که رژیم تازه پیروزی خود را «به قیمت خون به دست آورده و درنتیجه حقانیت دارد.
سمن
۳
اگر میخواهید دیکتاتور بشوید، باید به این کار عادت کنید. دیکتاتوری رژیمی است که در آن، مردم به جای فکر کردن نقلقول میکنند. و همه هم از یک کتاب نقلقول میکنند. درحالیکه ما دستکم از افراد و آثار گوناگون شاهد میآوریم.
silent reading
۳
تلقین به دیگران، اغلب با تلقین به خود همراه است. این امکان وجود دارد که تکرار دروغی توسط سخنور سیاسی موجب شود که خود او هم کمکم آن را باور کند.
AliHajizadeh
۲
با اینهمه، امروز، دعوت دو مسافر امریکایی توسط یکی از مقامات محلی به من ابلاغ شد که با او شوخی نمیشود کرد
M.o
۲
یک طبقهٔ حاکم رو به انحطاط نهتنها توان و قابلیت و اراده و شهامت استفاده از ابزارهای فرمانروایی و دفاع از خود در برابر دشمنان سمج را از دست میدهد، بلکه حتی قدرت درک اوضاع هم از او سلب میشود و دیگر نمیتواند بر شرایطی که مدام در حال تغییر است مسلط باشد.
سمن
۲
بحثکردن و کوشش برای متقاعدکردن مردم دیوانگی است. کسی که میخواهد دیکتاتور بشود نباید به روحیهٔ نقد و استدلال مخاطبانش میدان بدهد. چونکه خودش اولین قربانی چنین حرکتی خواهد شد. یک پیشوای فاشیست باید بداند چهطور مخاطبان خودش را بیاختیار به دنبال خودش بکشد، آنها را به هیجان درآورد و ازخودبیخود کند و نفرت و انزجار آنها را از کسانی که با بحث و مناظره وقت را تلف میکنند، برانگیزد
