جملات زیبای کتاب قلب سگی | طاقچه
تصویر جلد کتاب قلب سگی

کتاب قلب سگی

نوع کتاب
۴.۰ امتیاز(از ۱۶۴ رأی)
انتشارات: 
نشر ماهی
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
ایران
۷۹
هیچ‌چیز رو به بهبود نخواهد رفت، مگر آن‌که این آوازه‌خوان‌ها را سر عقل بیاورند! به‌محض این‌که آن‌ها دست از این کنسرت‌هایشان بردارند، وضعیت خودبه خود بهتر می‌شود!»
❤ محمد حسین ❤
۴۶
«هیچ‌کس را نباید زد! این را یک بار برای همیشه در مغزت جا بده! فقط با نصیحت و تذکر است که می‌شود روی انسان و حیوان تأثیر گذاشت!
ایران
۴۱
جهل و پرورش‌نیافتگی شاریکوف، هنگامی که بدون شناخت و اعتقاد قلبی در خدمت ایدئولوژی قرار می‌گیرد، او را به جایی می‌رساند که حیاتش از زندگی یک سگ ولگرد نیز کم‌ارزش‌تر می‌شود.
AS4438
۳۷
«کسی که برای هیچ‌چیز عجله نکند، به همه کار می‌رسد.
❤ محمد حسین ❤
۳۶
اگر من به‌جای جراحی شروع کنم به این‌که هرشب در خانه‌ام در گروه کر آواز بخوانم، آن‌وقت ویرانی‌ام از راه می‌رسد! اگر من بروم دستشویی و ــ معذرت می‌خواهم ــ آن‌طرف کاسهٔ توالت کارم را بکنم، و زینا و داریا پترووْنا هم همین کار را بکنند، آن‌وقت دستشویی ویرانه می‌شود. نتیجه می‌گیریم که ویرانی توی مستراح نیست، بلکه در کله‌هاست! برای همین است که وقتی این آوازه‌خوان‌ها عربده می‌کشند که "مرگ بر ویرانی!" من خنده‌ام می‌گیرد.
AS4438
۲۸
اصلا آزادی یعنی چه؟ دود است و سراب و صحنه‌سازی... هذیان این دموکرات‌های نگون‌بخت است...»
AmirHossein
۲۶
انسانی که بدون پیش‌زمینه و آمادگی اخلاقی و فرهنگی و روانی کافی، هدف چنین شست‌وشوی مغزی و بمباران عقیدتی قرار گیرد، بدون هیچ ایمان و تعهد قلبی این عقاید را فقط به منظور رسیدن به اهداف جاه‌طلبانه و منافع شخصی خود به کار می‌گیرد.
AS4438
۲۳
این چه وضعی است: یک نفر هفت اتاق را اشغال کرده و چهل تا شلوار دارد، و آن‌وقت یکی دیگر آواره
AS4438
۲۰
نمی‌شود همزمان به دو خدا خدمت کرد! نمی‌شود
❤ محمد حسین ❤
۱۶
«با محبت، قربان. یعنی با تنها روش ممکن در رفتار با موجودات زنده. با ایجاد ترس و وحشت در جانوران هیچ کاری پیش نمی‌رود، بدون توجه به این‌که این جانور در چه مرحله‌ای از تکامل قرار داشته باشد. من همیشه روی این حرفم بودم، هستم و خواهم بود. آن‌ها بیهوده فکر می‌کنند که ایجاد ترس و وحشت کمکشان می‌کند. نه قربان، نه قربان، کمک نمی‌کند، از هر نوعی که می‌خواهد باشد: سفید، سرخ، یا حتی قهوه‌ای. وحشت سیستم عصبی را کاملا فلج می‌کند.
ElaheDnp
۱۱
چشم قضیهٔ مهمی است! چشم هواسنج است. همه‌چیز در چشم معلوم است: معلوم است چه‌کسی روحش سرشار از گرماست، چه‌کسی ممکن است بی‌خود و بی‌جهت با نوک چکمه‌اش لگد بزند به دندهٔ تو، و چه‌کسی خودش از همه می‌ترسد.
❤ محمد حسین ❤
۱۰
کاملا دستگیرش شد که قلاده در زندگی به چه معناست. در چشم همهٔ سگ‌هایی که سر راهش قرار می‌گرفتند حسادت دیوانه‌واری دیده می‌شد؛ در خیابان میورتْوی هم سگ ولگرد دیلاق دم‌بریده‌ای با زوزه‌اش او را «مزدور ارباب‌ها» و «نوکر حلقه‌به‌گوش» خواند.
Yasaman
۷
تمام بدبختی این است که قلب او دیگر دقیقآ قلب آدم است، نه قلب سگ، آن‌هم مزخرف‌ترین قلبی که در طبیعت نظیرش پیدا می‌شود!
ElaheDnp
۶
جنابعالی را با چکمه نزده‌اند؟ زده‌اند. دنده‌هایتان آجر نوش جان نکرده‌اند؟ به اندازهٔ کافی صرف شده است. همه‌چیز را امتحان کرده‌ام؛ دیگر به سرنوشتم رضایت داده‌ام و اگر حالا دارم این‌جا زار می‌زنم فقط به خاطر درد فیزیکی و گرسنگی است، چون چراغ روحم هنوز خاموش نشده... روح سگ سخت‌جان است.
pejman
۶
ویرانی توی مستراح نیست، بلکه در کله‌هاست!
AS4438
۵
وقتی این آوازه‌خوان‌ها عربده می‌کشند که «مرگ بر ویرانی!» من خنده‌ام می‌گیرد.
*Eli*
۵
آنچه بیش از همه مایهٔ آزردگی پروفسور می‌شود آن است که عمدهٔ مردم از کار و وظیفهٔ اصلی خود غافل مانده و مسئولیت‌هایی را برعهده گرفته‌اند که برای ایفای آن‌ها نه دانش و تخصص کافی دارند و نه آمادگی ذهنی و اخلاقی.
Amirreza Mahmoudzadeh-Sagheb
۵
بولگاکوف به این شکل، اسطورهٔ ایدئولوژیک آفرینش «انسان نو» یا «انسان شوروی» را که در آن زمان در شوروی به‌شدت درباره‌اش تبلیغ می‌شد، نفی می‌کند (کاری که برخی از طنزنویسان دیگر شوروی، از جمله میخاییل زوشنکو، نیز در همان دوره انجام می‌دادند) و نشان می‌دهد چگونه انسانی که بدون خواندن رابینسون کروزو، سرگرم خواندن مکاتبات انگلس و کائوتسکی شود، چه ذهن خام و گمراهی پیدا خواهد کرد. جهل و پرورش‌نیافتگی شاریکوف، هنگامی که بدون شناخت و اعتقاد قلبی در خدمت ایدئولوژی قرار می‌گیرد، او را به جایی می‌رساند که حیاتش از زندگی یک سگ ولگرد نیز کم‌ارزش‌تر می‌شود.
Yasaman
۵
همان‌گونه که اغلب اتفاق می‌افتد، جنایت به‌تدریج شکل گرفت و همچون سنگی فروافتاد.
keivan
۵
اگر وقت آزاد داشته باشم، تحقیقاتی در مورد مغز می‌کنم و ثابت می‌کنم که تمام این جاروجنجال سوسیالیستی چیزی نیست جز هذیان یک ذهن بیمار...
seyed.a.amini
۴
«از یک چیزی سردرنمی‌آورم. تا من به مادر کسی چیزی بگویم، فوری می‌گویید نمی‌شود، نمی‌شود، نمی‌شود. ولی از شما هم جز "احمق" حرف دیگری نمی‌شنوم. انگار در روسیهٔ سوسیالیستی فقط پروفسورها مجازند فحش بدهند.»
Meysam+Darvish
۳
چشم قضیهٔ مهمی است! چشم هواسنج است. همه‌چیز در چشم معلوم است: معلوم است چه‌کسی روحش سرشار از گرماست، چه‌کسی ممکن است بی‌خود و بی‌جهت با نوک چکمه‌اش لگد بزند به دندهٔ تو، و چه‌کسی خودش از همه می‌ترسد.
پوریای معاصر
۳
نمی‌شود همزمان به دو خدا خدمت کرد! نمی‌شود همزمان هم مسیر حرکت تراموا را جارو زد و هم برای فلان آواره‌های اسپانیایی تعیین تکلیف کرد! این کار از عهدهٔ هیچ‌کس برنمی‌آید دکتر، بخصوص از عهدهٔ آدم‌هایی که دویست سالی از اروپایی‌ها عقب مانده‌اند و تا امروز حتی نمی‌توانند درست وحسابی دگمهٔ تنبانشان را ببندند!»
میرزاقلمدون
۳
از آن‌هایی است که خوب می‌خورد و دزدی نمی‌کند. از آن‌هایی نیست که لگد بپراند، ولی خودش هم از هیچ‌کس نمی‌ترسد، و به این دلیل نمی‌ترسد که همیشه سیر است
امیر محمد
۳
دکتر، خود طبیعت حواسش خواهد بود که هماهنگ با سیر تکامل، هر سال با پشتکار از میان انبوه موجودات پست و به‌دردنخور، چندده تایی نابغه هم بسازد که مایهٔ افتخار کرهٔ زمین باشند. دکتر، حالا متوجه شدید چرا من نتیجه‌گیری شما در پروندهٔ پزشکی شاریکوف را رد کردم؟ کشف من، که مرده‌شور باید ببردش و شما این‌قدر مجذوب آن شده‌اید، به اندازهٔ یک پول سیاه هم ارزش ندارد... بحث نکنید، ایوان آرنولدوویچ، من دیگر همه‌چیز را فهمیده‌ام. من هیچ‌وقت حرف بی‌اساس نمی‌زنم، خودتان این را خوب می‌دانید. این کشف از لحاظ نظری جالب است، بله، فیزیولوژیست‌ها حظ می‌کنند... مسکو از خوشحالی دیوانه می‌شود... ولی در عمل چه؟ ما چه‌کسی را در برابر خودمان داریم؟»
Annie
۳
خودش را به دیوار سرد و ضخیم چسباند، نفسش را حبس کرد و قاطعانه تصمیم گرفت دیگر از آن‌جا تکان نخورد؛ همین‌جا جان می‌دهد، کنار در.
Nazgol Sarlak
۳
چشم قضیهٔ مهمی است! چشم هواسنج است. همه‌چیز در چشم معلوم است: معلوم است چه‌کسی روحش سرشار از گرماست، چه‌کسی ممکن است بی‌خود و بی‌جهت با نوک چکمه‌اش لگد بزند به دندهٔ تو، و چه‌کسی خودش از همه می‌ترسد.
univan
۳
آخر برای چه برق ــ که تا آن‌جا که یادم می‌آید ظرف بیست سال گذشته دوباری قطع شده بود ــ در این دوره وزمانه ماهی یک بار قطع می‌شود؟ دکتر بورمنتال! آمار موجودِ بی‌رحمی است
mina1374
۳
«نه، این حرف‌ها کدام است؟ از این‌جا به‌سراغ هیچ نوع آزادی‌ای نمی‌روم. چرا دروغ بگویم؟ عادت کرده‌ام. من دیگر یک سگ اشرافی هستم، یک موجود روشنفکر، مزهٔ زندگی بهتر را چشیده‌ام. و اصلا آزادی یعنی چه؟ دود است و سراب و صحنه‌سازی... هذیان این دموکرات‌های نگون‌بخت است...»
AS4438
۲
تمام این جاروجنجال سوسیالیستی چیزی نیست جز هذیان یک ذهن بیمار...