اگر من بهجای جراحی شروع کنم به اینکه هرشب در خانهام در گروه کر آواز بخوانم، آنوقت ویرانیام از راه میرسد!
اگر من بروم دستشویی و ــ معذرت میخواهم ــ آنطرف کاسهٔ توالت کارم را بکنم، و زینا و داریا پترووْنا هم همین کار را بکنند، آنوقت دستشویی ویرانه میشود. نتیجه میگیریم که ویرانی توی مستراح نیست، بلکه در کلههاست! برای همین است که وقتی این آوازهخوانها عربده میکشند که "مرگ بر ویرانی!" من خندهام میگیرد.