جملات زیبای کتاب فرندز | طاقچه
تصویر جلد کتاب فرندز

بریده‌هایی از کتاب فرندز

نویسنده:متیو پری
دسته‌بندی:
امتیاز
۴.۱از ۱۵ رأی
۴٫۱
(۱۵)
بیشتر اوقات، این افکار دردناک دائماً همراهم هستند: من کافی نیستم، من مهم نیستم، من محتاج محبت هستم. این افکار ناراحتم می‌کنند. من به عشق نیاز دارم، اما به آن اعتماد ندارم. اگر نقشم را رها کنم، چندلرِ درونم را بی‌خیال شوم و خود واقعی‌ام را نشان دهم، ممکن است مرا ببینید، اما بدتر از آن، ممکن است مرا ببینید و بگذارید بروید و ترکم کنید که این برایم قابل‌تحمل نیست و نمی‌توانم دوام بیاورم.
Armin
تصمیم گرفتم در مغزم زندگی کنم، نه در قلبم. در مغزم ایمن‌تر بودم؛ آنجا نمی‌توانستی بشکنی، حداقل نه تا آن موقع.
duckoshin
«خدایا، می‌تونی هر کاری دوست داری باهام بکنی. فقط یه کاری کن مشهور شم.» سه هفتۀ بعد، برای نقش‌آفرینی در سریال فرندز انتخاب شدم. خداوند قطعاً سهم خودش را وسط گذاشت، اما خداوند متعال به‌خاطر متعال بودنش، بخش اول آن دعا را هم فراموش نکرده بود. حالا بعد از آن‌همه سال، مطمئنم که مشهور شده‌ام تا دیگر بقیۀ عمرم را برای مشهور شدن هدر ندهم. باید مشهور شوید تا بدانید که پاسخ این نیست. آدم‌هایی که مشهور نیستند، هرگز این حرف را باور نمی‌کنند.
duckoshin
خدا همه‌جا هست، فقط باید خط تماس را باز نگه داری، وگرنه تماس خدا را از دست می‌دهی.
duckoshin
در چهل‌ونه‌سالگی، هنوز از تنها بودن می‌ترسیدم. تنها که می‌شدم، ذهن دیوانه‌ام (البته گفته باشم، تنها در این زمینه دیوانه است) بهانه‌ای می‌تراشید تا به‌سراغ چیزی برود که نباید. بعد از دهه‌ها نابود شدن زندگی‌ام با این کارها، از انجام دادن دوباره‌شان وحشت دارم. از اینکه جلوی بیست‌هزار نفر سخنرانی کنم اصلاً نمی‌ترسم، اما اگر شب تنها روی مبل جلوی تلویزیون نشسته باشم، وحشت می‌کنم.
Armin
آن موقع‌ها درک نمی‌کردم که چرا آدم‌بزرگ‌ها دوست دارند بارها و بارها یک نوشیدنی تکراری را پشت‌سرهم بنوشند... آه، چقدر معصوم بودم.
duckoshin
من پرسروصدا و محتاج بودم و پاسخ این مشکل یک قرص بود. (هوم، درست شبیه سال‌های دهۀ بیست زندگی‌ام.)
duckoshin
دوازده سال داشتم. آدم که نمی‌تواند مادرش را کتک بزند. برای همین، خشمم را در خودم ریختم؛ درست مانند وقتی‌که بزرگسال شدم. حداقل آن‌قدر شرافت داشتم که معتاد شوم، اما فرافکنی نکنم.
duckoshin
مرگ، قضاوت، بهشت و جهنم. پسری پانزده‌ساله که به آخرت فکر می‌کرد و به آن نزدیک شده بود؛ آن‌قدر نزدیک که می‌توانست بوی آن چیز وحشتناک را در نفسش حس کند.
duckoshin
فکر کنم آدم باید واقعاً تمام رؤیاهایش به حقیقت تبدیل شوند تا بفهمد آن‌ها رؤیاهای اشتباهی بوده‌اند.
duckoshin

حجم

۸۳۸٫۷ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۳۳۶ صفحه

حجم

۸۳۸٫۷ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۳۳۶ صفحه

قیمت:
۱۳۵,۹۰۰
تومان