جملات زیبا از متن کتاب هر چه باداباد | طاقچه
تصویر جلد کتاب هر چه باداباد
off
٪۶۰

کتاب هر چه باداباد

۳.۶(از ۸۰ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
استیو تولتز، پیمان خاکسار
انتشارات: 
نشر چشمه

۲۴۲,۰۰۰

۶۰٪

قیمت:

۹۶,۸۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
بِوِرلی گفت «اَنگوس، توی زندگی فقط دو مسیر وجود داره، رو کردن به خدا و پشت کردن به خدا.»
Naarvanam
۸۰
«تو یه بدن نیستی که روح داره، یه روحی هستی که بدن داره
Naarvanam
۵۷
هیچ‌کس هیچ‌وقت به من فکر نمی‌کرد. حالا که مُرده‌ام، فکرم به‌شدت درگیر چیزهایی شبیه این‌هاست: چه تعداد از تصمیمات مهم زندگی‌ام را فقط به این خاطر گرفته بودم تا کسانی که حتی متوجه حضورم نشده بودند درباره‌ام بد فکر نکنند؛
Naarvanam
۴۰
توهین اگر واقعیت نداشته باشد بامزه است و اگر واقعیت داشته باشد یک درس مجانیِ زندگی.
a.atn
۳۰
خودشکوفایی در شبکه‌های اجتماعی شکل مدرن نخ دندان کشیدن در ملأعام است.
نزهت اکبری فر
۲۰
کسی که راهیِ ته خط است میل چندانی به دیده شدن ندارد.
Naarvanam
۱۹
به‌نظرم اگر این آدم‌ها کسی را داشتند که مستقیم در چشمان‌شان نگاه کند، همهٔ دردهای‌شان درمان می‌شد.
Naarvanam
۱۷
«من توی گذشته زندگی کردم. از آینده ترسیدم. حال رو تلف کردم.»
نزهت اکبری فر
۱۶
«حال‌وروزت چه‌طوره؟» «عجب سؤال مشمئزکننده‌ای.»
Naarvanam
۱۲
زندگی بی‌معناست ولی بی‌ارزش نیست،
نزهت اکبری فر
۱۱
«تازه‌عروس‌ها و تازه‌دامادها پناهجوهایی‌اند که از زندگی مجردی فرار می‌کنند، بیشتر آدم‌ها چهرهٔ کاملاً غلطی از خودشون نشون می‌دن و وارد پیوندهای زناشویی مادام‌العمرِ به لحاظ قانونی الزام‌آور می‌شن و دنبال خودشون یه رد دراز از حرف‌های نیمه‌راست باقی می‌گذارند. حاضرند هر کاری بکنند تا یک‌شبه با یه نفر پیر بشن.»
Naarvanam
۱۰
«بله! چون هر چی بیشتر بدونم، کمتر درک می‌کنم. این احساسیه که همیشه داشته‌ام. دانش ارزش دونستن نداره. این امکان وجود داره که آدم بیش‌ازحد از چیزها مطلع بشه. مشغولیت تمام‌وکمال به دنیا یعنی کنار کشیدن از واقعیت. حرفم معنی داره؟»
نزهت اکبری فر
۸
دلم می‌خواست به او بگویم چه‌قدر اشتباه می‌کند، بگویم این‌جا خیلی چیزها آموخته‌ام، حالا نه دربارهٔ آخرت، دربارهٔ زندگی و چگونه زیستنش. به او گفتم که بالاخره فهمیده‌ام ما چیزی نبودیم جز فشارسنج پادار نظرات دیگران. چه بارها که سکوت بقیه را حمل بر قضاوت کردم! متوجه شدم که همهٔ خودانتقادی‌هایم گوشه‌وکنایه و حرف مردم بودند و هر وقت تظاهر به چیزی کردم هدفی نداشتم جز تحت‌تأثیر قرار دادن دیگران، و این‌که اگر بقیه نگاهت می‌کردند دلیلش این بود که ببینند نگاه‌شان می‌کنی یا نه و اگر به تو توجه می‌کردند فقط برای این بود که میزان توجه تو به خودشان را اندازه‌گیری کنند. بدون هیچ دلیل موجهی به‌قدری برای جلب رضایت بقیه له‌له می‌زدیم که حاضر نبودیم برچسب‌هایی را که به ما می‌زدند بکنیم، با وجود این‌که اصلاً چسبندگی نداشتند…
nobady nonn
۷
هیچ‌چیز برای من غیرقابل‌فهم‌تر از عمل کسانی نیست که به راحتیِ آب خوردن می‌توانند از یک حقیقت ابدی بروند سراغ حقیقت ابدی دیگری که هیچ سازگاری‌ای با قبلی ندارد.
نزهت اکبری فر
۷
«چی می‌خوای، پولم رو یا وقتم رو؟»
Naarvanam
۶
و باز هم از قضاوت خاموش دیگران برای تشدید نفرت از خودت استفاده خواهی کرد.
nobady nonn
۶
این‌که مرگ هیچ عارضهٔ جانبی‌ای نداشت و در واقع درمان محسوب می‌شد
نزهت اکبری فر
۶
افسردگی همون عزاداریه، کله‌پوک؛ فقط برای خود کله‌پوکت. داری برای خودِ بهتری غصه می‌خوری که هیچ‌وقت نتونستی بشی.»
امین
۶
گفت «بهشت باید پُر باشه از موجودات پویا. همین بهشت رو بهشت می‌کنه.»
Naarvanam
۵
عشق با چوب جادویش مرض را وادار به عقب‌نشینی کرده بود.
Naarvanam
۵
قدرت تصمیم‌گیری داشتن به چه درد می‌خوره وقتی تو عمرت فقط تصمیم‌های غلط گرفته‌ای؟
Mostafa F
۵
والریا گفت «تو نباید این کار رو بکنی.» گریسی پرسید «چرا؟» «چون تو داری نقش خدا رو بازی می‌کنی.» «وقتی خودش نقشی بازی نمی‌کنه یکی باید نقشش رو به عهده بگیره.»
Mostafa F
۵
من همیشه باور داشتم که تقریباً همهٔ آدم‌های زمین یک مشت دروغ‌گوی خودبزرگ‌بین‌اند که فقط در بازاندیشی پیش‌آگاهی دارند. (اگر به آن‌ها بگویی «هی، یکی دقیقاً همین جای خونه به قتل رسیده»، تازه آن موقع است که می‌گویند «آره، گفتم یه حس عجیبی دارم.»
نزهت اکبری فر
۵
«به سلامتی همهٔ آدم‌هایی که پشت‌سر گذاشتیم.
elnazvakili
۵
عجیب است که انسان‌ها هیچ فرصتی را برای نفهمیدن اصل مطلب از دست نمی‌دهند
آتنا
۴
«تو داری تلاش می‌کنی که به دنیا نیای.»
nobady nonn
۴
«شما حروم‌زاده‌های نفله تو چه کاری مهارت دارید؟» «تو به من بگو.» «دائم عصبانی بودن، بیرون کشیدن مفاهیم اخلاقی حتی از سنگ، راه رفتن با یک مشت آرمان واهی که هرگز نمی‌تونین به‌شون دست پیدا کنید و نفرت از خودتون به خاطر همین ناتوانی.»
Mostafa F
۴
اولاً، من هیچ حرفی با نسل امروز دانشجوها ندارم، یه مشت مصرف‌کنندهٔ لوس غرغرو. عاشق خودشونند ولی به فردیت اعتقاد ندارند. من اصلاً سر از کارشون درنمی‌آرم.»
نزهت اکبری فر
۴
وقتی تصمیم می‌گیری عاشق کسی بشوی، نقاط کور جدیدی در شبکیهٔ چشمت پیدا می‌شود.
میشه گفت کتابخوان
۴
«قورباغهٔ ته چاه فکر می‌کنه آسمون اندازهٔ درِ قابلمه است.»
میشه گفت کتابخوان
۴