
بریدههایی از کتاب هر چه باداباد
۳٫۷
(۷۷)
بِوِرلی گفت «اَنگوس، توی زندگی فقط دو مسیر وجود داره، رو کردن به خدا و پشت کردن به خدا.»
Naarvanam
«تو یه بدن نیستی که روح داره، یه روحی هستی که بدن داره
Naarvanam
هیچکس هیچوقت به من فکر نمیکرد.
حالا که مُردهام، فکرم بهشدت درگیر چیزهایی شبیه اینهاست: چه تعداد از تصمیمات مهم زندگیام را فقط به این خاطر گرفته بودم تا کسانی که حتی متوجه حضورم نشده بودند دربارهام بد فکر نکنند؛
Naarvanam
توهین اگر واقعیت نداشته باشد بامزه است و اگر واقعیت داشته باشد یک درس مجانیِ زندگی.
a.atn
کسی که راهیِ ته خط است میل چندانی به دیده شدن ندارد.
Naarvanam
خودشکوفایی در شبکههای اجتماعی شکل مدرن نخ دندان کشیدن در ملأعام است.
نزهت اکبری فر
بهنظرم اگر این آدمها کسی را داشتند که مستقیم در چشمانشان نگاه کند، همهٔ دردهایشان درمان میشد.
Naarvanam
«من توی گذشته زندگی کردم. از آینده ترسیدم. حال رو تلف کردم.»
نزهت اکبری فر
«حالوروزت چهطوره؟»
«عجب سؤال مشمئزکنندهای.»
Naarvanam
«تازهعروسها و تازهدامادها پناهجوهاییاند که از زندگی مجردی فرار میکنند، بیشتر آدمها چهرهٔ کاملاً غلطی از خودشون نشون میدن و وارد پیوندهای زناشویی مادامالعمرِ به لحاظ قانونی الزامآور میشن و دنبال خودشون یه رد دراز از حرفهای نیمهراست باقی میگذارند. حاضرند هر کاری بکنند تا یکشبه با یه نفر پیر بشن.»
Naarvanam
زندگی بیمعناست ولی بیارزش نیست،
نزهت اکبری فر
هیچچیز برای من غیرقابلفهمتر از عمل کسانی نیست که به راحتیِ آب خوردن میتوانند از یک حقیقت ابدی بروند سراغ حقیقت ابدی دیگری که هیچ سازگاریای با قبلی ندارد.
نزهت اکبری فر
و باز هم از قضاوت خاموش دیگران برای تشدید نفرت از خودت استفاده خواهی کرد.
nobady nonn
دلم میخواست به او بگویم چهقدر اشتباه میکند، بگویم اینجا خیلی چیزها آموختهام، حالا نه دربارهٔ آخرت، دربارهٔ زندگی و چگونه زیستنش. به او گفتم که بالاخره فهمیدهام ما چیزی نبودیم جز فشارسنج پادار نظرات دیگران. چه بارها که سکوت بقیه را حمل بر قضاوت کردم! متوجه شدم که همهٔ خودانتقادیهایم گوشهوکنایه و حرف مردم بودند و هر وقت تظاهر به چیزی کردم هدفی نداشتم جز تحتتأثیر قرار دادن دیگران، و اینکه اگر بقیه نگاهت میکردند دلیلش این بود که ببینند نگاهشان میکنی یا نه و اگر به تو توجه میکردند فقط برای این بود که میزان توجه تو به خودشان را اندازهگیری کنند. بدون هیچ دلیل موجهی بهقدری برای جلب رضایت بقیه لهله میزدیم که حاضر نبودیم برچسبهایی را که به ما میزدند بکنیم، با وجود اینکه اصلاً چسبندگی نداشتند…
nobady nonn
«بله! چون هر چی بیشتر بدونم، کمتر درک میکنم. این احساسیه که همیشه داشتهام. دانش ارزش دونستن نداره. این امکان وجود داره که آدم بیشازحد از چیزها مطلع بشه. مشغولیت تماموکمال به دنیا یعنی کنار کشیدن از واقعیت. حرفم معنی داره؟»
نزهت اکبری فر
«چی میخوای، پولم رو یا وقتم رو؟»
Naarvanam
گفت «بهشت باید پُر باشه از موجودات پویا. همین بهشت رو بهشت میکنه.»
Naarvanam
عشق با چوب جادویش مرض را وادار به عقبنشینی کرده بود.
Naarvanam
والریا گفت «تو نباید این کار رو بکنی.»
گریسی پرسید «چرا؟»
«چون تو داری نقش خدا رو بازی میکنی.»
«وقتی خودش نقشی بازی نمیکنه یکی باید نقشش رو به عهده بگیره.»
Mostafa F
اینکه مرگ هیچ عارضهٔ جانبیای نداشت و در واقع درمان محسوب میشد
نزهت اکبری فر
قدرت تصمیمگیری داشتن به چه درد میخوره وقتی تو عمرت فقط تصمیمهای غلط گرفتهای؟
Mostafa F
«شما حرومزادههای نفله تو چه کاری مهارت دارید؟»
«تو به من بگو.»
«دائم عصبانی بودن، بیرون کشیدن مفاهیم اخلاقی حتی از سنگ، راه رفتن با یک مشت آرمان واهی که هرگز نمیتونین بهشون دست پیدا کنید و نفرت از خودتون به خاطر همین ناتوانی.»
Mostafa F
اولاً، من هیچ حرفی با نسل امروز دانشجوها ندارم، یه مشت مصرفکنندهٔ لوس غرغرو. عاشق خودشونند ولی به فردیت اعتقاد ندارند. من اصلاً سر از کارشون درنمیآرم.»
نزهت اکبری فر
افسردگی همون عزاداریه، کلهپوک؛ فقط برای خود کلهپوکت. داری برای خودِ بهتری غصه میخوری که هیچوقت نتونستی بشی.»
امین
«به سلامتی همهٔ آدمهایی که پشتسر گذاشتیم.
elnazvakili
وقتی تصمیم میگیری عاشق کسی بشوی، نقاط کور جدیدی در شبکیهٔ چشمت پیدا میشود.
میشه گفت کتابخوان
حکایت ما حکایت جگر پرومته است؛ عقابی تکهپارهمون کرده، بعد دوباره احیا میشیم فقط به این منظور که دوباره تکهپاره بشیم!
elham rz
«ببخشید. فقط به این دلیله که بعضی وقتها، وقتی آمادگی نداری، یه صورت زیبا میتونه حیرتانگیز باشه.»
Naarvanam
نزدیکمان کشیش داشت دربارهٔ لولوخورخورهٔ دیرینهاش حرف میزد؛ گناه.
Naarvanam
بهنظر من ایمان به کردگار مثل پوشیدن پالتویی طلایی بود که از دور زیبا مینمود ولی سنگینیاش اجازهٔ راه رفتن به آدم نمیداد، شیطانپرستی یک اداواصول نوجوانانهٔ تراژیک بود و باور به جادو و ارواح و هیولا در تناسب معکوس با جهل انسان به دنیای طبیعی، عرفا هم بازیگران مِتُدی بودند که یادشان رفته بود نقش بازی میکنند
Naarvanam
حجم
۴۲۵٫۶ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۰
تعداد صفحهها
۴۰۰ صفحه
حجم
۴۲۵٫۶ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۰
تعداد صفحهها
۴۰۰ صفحه
قیمت:
۲۴۲,۰۰۰
تومان