
بریدههایی از کتاب عشق از سویدای دل
۴٫۰
(۲)
عشق را بازی میکنند
با یکی از این دو نقش:
نقش جلاد و نقش قربانی.
تمامی آنچه در اختیار ماست:
برگزیدنِ نقشیست
که به حقیقت درونِ ما نزدیکتر باشد!…
من از قربانی بودن همانقدر بیزارم
که از جلاد بودن
از این روی
تنها ایستادهام؛ تابستانی پس از فصل دیگر
و زمستانی پس از دیگری…
Mohammad Javad Ahmadvand
من با زخمم
هر زخمی را که میدیدم لمس میکردم
رِ
من همهٔ مینهای جنگیام را
به خاطر پاهای تو خنثی کردم
و گذاشتم در بیشههای سرّی من گام برداری
بیآنکه گلهای من، با خارهای سمی، تو را ببلعند…
و بیآنکه پیچکهای شیطانی من
گلویت را بفشارند…
و بیآنکه باتلاقهای ریگزارهای متحرک من
تو را در ژرفاهای خاموشی
به بند کشند…
کاربر ۸۶۴۹۴۷۴
اقرار میکنم که مرا رنج میدهد
اگر از گذشتهات با من سخن بگویی
و اینکه تو بیمن زیستی
و زنده بودی و میخندیدی و سفر میرفتی
درحالیکه من با تو نبودم!
رِ
ای نادانِ گرامی کجایی؟
مرا از دست دادی، چرا که میخواستی مالک من باشی!…
تباه کردی:
نیروی هماهنگیمان را
برای با هم پرواز کردن
و توانِ از زمین کَنده شدن را با سفینهٔ زرین…
کجایی تو؟
چرا از خویشتن خویش
برای آزادی من، دشمنی ساختی
و مرا ناگزیر کردی
تا تو را از خاک زندگانی خویش برکَنم؟
زهرآ
میدانم که عمر وفاداری
همچون عمر قصرهای شنی
بر ساحل دریایی خروشان است…
و میدانم که تو در عمر من
مهمان شادی زودگذر هستی…
اما من در این لحظه دوستت میدارم
با تمامی توانی که در جسم خود دارم
برای امتناع و برای بخشیدن…
Mohammad Javad Ahmadvand
ای کاش میدانستی چهقدر دوستت دارم…
وقتی که لبانت لبخند میشود
و چشمانت، سپیدهدم…
Mohammad Javad Ahmadvand
«در گذشته چه خواهی کرد؟
و در آینده چه کردهای؟»
چنان که میبینی
منتظر بودم:
متعهد به چیزی که وجود نداشت…
و چیزی که هرگز وجود نخواهد داشت…
Mohammad Javad Ahmadvand
چگونه در یک لحظه
میتوانی هم دوست بداری
و هم متنفر باشی؟
نمیدانم.
اما این همان چیزیست
که من در مورد تو احساس میکنم…
Mohammad Javad Ahmadvand
اکنون چیزی جز عشق باقی نمانده است…
رِ
من باید تو را، ترک میکردم تا به تو بپیوندم.
رِ
«دیوانگی بشر آنچنان ضروری است که دیوانه نبودنْ خود شکل دیگری از دیوانگی است.»
Maedeh Y
من میدانم
که تو باید از من دور شوی
اما در این لحظه
مرا آن توان نیست که برای مرگم در آینده اشک بریزم
Maedeh Y
من تو را آزاد گذاشتهام که به زمان من بپیوندی
و از پوست من و دردهای من
به من نزدیکتر باشی
دختر پاييزي
حجم
۵۴٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۹
تعداد صفحهها
۱۱۲ صفحه
حجم
۵۴٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۹
تعداد صفحهها
۱۱۲ صفحه
قیمت:
۷۵,۰۰۰
تومان