بهترین جملات زیبا و معروف از کتاب عشق از سویدای دل | طاقچه
تصویر جلد کتاب عشق از سویدای دل

بریده‌هایی از کتاب عشق از سویدای دل

نویسنده:غاده السمان
انتشارات:نشر چشمه
دسته‌بندی:
امتیاز:
۴.۰از ۲ رأی
۴٫۰
(۲)
اقرار می‌کنم که مرا رنج می‌دهد اگر از گذشته‌ات با من سخن بگویی و این‌که تو بی‌من زیستی و زنده بودی و می‌خندیدی و سفر می‌رفتی درحالی‌که من با تو نبودم!
رِ
ای نادانِ گرامی کجایی؟ مرا از دست دادی، چرا که می‌خواستی مالک من باشی!… تباه کردی: نیروی هماهنگی‌مان را برای با هم پرواز کردن و توانِ از زمین کَنده شدن را با سفینهٔ زرین… کجایی تو؟ چرا از خویشتن خویش برای آزادی من، دشمنی ساختی و مرا ناگزیر کردی تا تو را از خاک زندگانی خویش برکَنم؟
زهرآ
من با زخمم هر زخمی را که می‌دیدم لمس می‌کردم
رِ
اکنون چیزی جز عشق باقی نمانده است…
رِ
من باید تو را، ترک می‌کردم تا به تو بپیوندم.
رِ
«دیوانگی بشر آن‌چنان ضروری است که دیوانه نبودنْ خود شکل دیگری از دیوانگی است.»
Maedeh Y
من می‌دانم که تو باید از من دور شوی اما در این لحظه مرا آن توان نیست که برای مرگم در آینده اشک بریزم
Maedeh Y

حجم

۵۴٫۵ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۹

تعداد صفحه‌ها

۱۱۲ صفحه

حجم

۵۴٫۵ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۹

تعداد صفحه‌ها

۱۱۲ صفحه

قیمت:
۲۸,۰۰۰
۱۱,۲۰۰
۶۰%
تومان