جملات زیبای کتاب آویزان از نخ | طاقچه
تصویر جلد کتاب آویزان از نخ

کتاب آویزان از نخ

نوع کتاب
۳.۴ امتیاز(از ۲۲ رأی)
پدیدآورندگان: 
چارلز بوکوفسکی، احمد پوری
انتشارات: 
بوتیمار
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
misbeliever
۱۴۱
به نظر می‌رسد یک قانون ازلی و ساده وجود دارد هرچه استعداد کم‌تر تظاهر به هنر بیشتر.
misbeliever
۱۰۴
باید از شرِّ دوستان الکی و این مگسان گرد شیرینی خلاص شوی قبل از آن‌که تو را هم همراه شیرینی نابود کنند.
misbeliever
۶۶
بسیاری از اندیشه‌های استوار که ظاهرا در استحکامشان نزاعی نبود فروریخت.
.
۲۸
پدرم همیشه می‌گفت: «زود خوابیدن و زود بیدار شدن آدم را سالم، پول‌دار و عاقل می‌کند» در خانه، ساعت هشت چراغ‌ها خاموش بود و سپیده‌دم با بوی قهوه و بیکن و نیمرو از خواب بلند می‌شدیم. پدرم یک عمر این دستور را دنبال کرد جوان‌مرد و مفلس و فکر می‌کنم چندان هم عاقل نبود. من نصیحت او را گوش نکردم دیر خوابیدم، دیر بیدار شدم. حالا نمی‌گویم دنیا را فتح کرده‌ام اما ترافیک صبح‌ها را دیگر ندارم
.
۲۶
به نظر می‌رسد یک قانون ازلی و ساده وجود دارد هرچه استعداد کم‌تر تظاهر به هنر بیشتر.
Mohammad
۲۲
پدرم مردی بود با صورتی عرق‌کرده قرمز عصبانی و به نظر می‌رسید هرچه بیشتر کار می‌کرد فقیرتر می‌شد
Mohammad
۱۷
باید از شرِّ دوستان الکی و این مگسان گرد شیرینی خلاص شوی قبل از آن‌که تو را هم همراه شیرینی نابود کنند.
.
۱۶
اوضاع هیچ‌وقت خوب نبوده و قرار هم نیست بهتر شود جالب این‌جاست که هراس‌هایی که در کودکی سراسیمه‌ات می‌کرد همچنان با توست در راه‌های مختلف با چهره‌های گوناگون
.
۱۴
باید از شرِّ دوستان الکی و این مگسان گرد شیرینی خلاص شوی قبل از آن‌که تو را هم همراه شیرینی نابود کنند.
AS4438
۱۰
هرچه استعداد کم‌تر تظاهر به هنر بیشتر.
ehsan
۷
مرگش نبود که ناراحتم می‌کرد اعتقاد خشکش بود در زندگی که اذیتم می‌کرد
farnaz Puresmaili
۷
یک‌بار باهاش حرف زدم گفتم زندگی یه جورایی ملال‌آوره و خالی باید فقط یه چند لحظه‌ای توی این بلبشو آرام بود و خوش گذروند
آزاد
۵
دنیا دارد به پایان می‌رسد با یک بنگ! به زودی و تنها چیزی که خواهد ماند موش صحرایی است و چندتایی سوسک.
🍁paiiz
۵
بهترین چیز درباره‌ی «قبول نداشتن خود» این است که نمی‌گذارد این وظیفه‌ی کثیف تقصیر به گردن دیگران انداختن را انجام دهی.
.
۴
تصمیم گرفتم وختی بزرگ شدم برم یه جایی مث ایسلند زندگی کنم درو به روی کسی باز نکنم غیر از شانسم رو هیچ‌چی حساب نکنم با یه زن زیبا و چندتایی حیوون وحشی زندگی کنم که کم و بیش چیزیه که اتفاق افتاده.
.
۴
باید از شرِّ دوستان الکی و این مگسان گرد شیرینی خلاص شوی قبل از آن‌که تو را هم همراه شیرینی نابود کنند.
.
۴
حالا این تو، این خیابونا ارزونی خودت جناب عصیانگر.
AS4438
۴
«زود خوابیدن و زود بیدار شدن آدم را سالم، پول‌دار و عاقل می‌کند»
.
۳
همه‌مان این را می‌دانیم که جاودانگی در این دنیا می‌تواند تجربه‌ای بسیار کوتاه باشد اما در درازمدت ناموجود. با این حال بازی با رویای جاودانگی هنوز شیرین است.
Omid
۳
یادمان می‌رود واقعاً درباره‌ی چه می‌نویسیم و هرچه بیشتر یادمان می‌رود کم‌تر می‌توانیم شعری بگوییم که روی صفحه بر دو پایش بایستد، داد بزند، بخندد داریم مثل خیلی از شاعرانی می‌شویم که مجله‌ی شعر را این‌قدر ملال‌آور و غیر قابل خواندن و متفرعن می‌کنند. اصلا دیگر نباید نوشت چرا که تبدیل شده‌ایم به آدم‌های متقلب، مصنوعی و دودوزه باز.
amirkarimifar
۳
دلم می‌خواهد رادیو را بغل کنم انقدر به سینه بفشارمش که گویی تن من بخشی از موسیقی است.
pejman
۲
نمی‌توان به عقب بازگشت نمی‌توان جلوتر هم رفت ناامیدانه آویزانیم از میخ کوبیده بر این جهانی که خود ساخته‌ایمش.
pejman
۲
برخی از ادیبان نیاز به دیوانگی وان‌گوگ یا رنج و عذاب موتزارت و یا داستایوسکی پشت به دیوار در برابر جوخه‌ی اعدام دارند تا هنر بیافرینند
shayan
۲
بیرون انداختن ساعت شماطه‌دار پدرم همیشه می‌گفت: «زود خوابیدن و زود بیدار شدن آدم را سالم، پول‌دار و عاقل می‌کند» در خانه، ساعت هشت چراغ‌ها خاموش بود و سپیده‌دم با بوی قهوه و بیکن و نیمرو از خواب بلند می‌شدیم. پدرم یک عمر این دستور را دنبال کرد جوان‌مرد و مفلس و فکر می‌کنم چندان هم عاقل نبود. من نصیحت او را گوش نکردم دیر خوابیدم، دیر بیدار شدم. حالا نمی‌گویم دنیا را فتح کرده‌ام اما ترافیک صبح‌ها را دیگر ندارم از خیلی از دردسرهای معمولی دورم و با آدم‌های جدید و بی‌نظیر آشنا شده‌ام یکی از آن‌ها خودم کسی که پدرم هرگز او را نشناخت.
shayan
۲
اما باز هم مثل آن روزها می‌روم سینما روزنامه می‌خوانم، چشم به دیوار می‌دوزم و همه‌اش فکر می‌کنم چطور شد این‌طور شد. دیگر کتاب‌هایم کمکی نمی‌کنند شعرهایم هم هیچ‌چیز، هیچ‌کس نمی‌تواند کمکم کند تنها من هستم، در انتظار. نفس می‌کشم، فکر می‌کنم دیگر حتی چیزی نیست که درباره‌اش شجاعت به خرج دهم این‌جا دیگر چیزی نیست.
Amin bazyar
۲
حالا این تو، این خیابونا ارزونی خودت جناب عصیانگر
Batman
۲
راستش هیچ‌وقت نمی‌فهمند که تنهایی یکی از زیباترین چیزها در دنیاست
.
۱
مثل روباهی از دست شکارچی در می‌روم اگر خوش‌بخت‌ترین آدم روی زمین نباشم شک ندارم خوش‌شانس‌ترین آدم زنده هستم.
آزاد
۱
چیزی که احتیاج دارم، واقعاًً احتیاج دارم این است که بخندم از آن خنده‌هایی که همیشه می‌کردم چون در این قفس نه کاری است برای انجام دادن نه جایی برای رفتن چیزی که احتیاج دارم، واقعاًً احتیاج دارم که با دیوارها روبه‌رو شوم
shayan
۱
اگر خوش‌بخت‌ترین آدم روی زمین نباشم شک ندارم خوش‌شانس‌ترین آدم زنده هستم.