جملات زیبای کتاب معشوق مجازی | طاقچه
تصویر جلد کتاب معشوق مجازی

بریده‌هایی از کتاب معشوق مجازی

نویسنده:غاده السمان
انتشارات:نشر چشمه
امتیاز
۳.۰از ۷ رأی
۳٫۰
(۷)
مهراس! فردا خورشید خواهد درخشید، حتا اگر ما مرده باشیم و با خروس بانگ بامدادی سر ندهیم!
nia
برای من اهمیتی ندارد که قبرم را با گل‌های سرخ تزئین کنی یا بر آن گیاهان کوهی و خار بگذاری. زیرا به‌راستی من هرگز در آن‌جا مدفون نیستم و هیچ دلیلی نیست که بگوید من در زیر آن گور خفته‌ام. مرا بعد از مرگ درون کتاب‌هایم می‌یابی
nia
دروغ بود این‌که مرا پایتخت قلبت می‌پنداشتی. من دریافتم که تنها مکانی بی‌ارزش از حومه‌های شهر تو هستم.
abbas5549
من در حالی‌که با آخرین مرگم در جدالم تو را بامهربانی به یاد خواهم آورد.
m.alavi
پس گریزگاه کجاست؟ من به کدام جانب باید بگریزم؟
nia
زبان، ابزار سوءتفاهم است. تنها سکوت زبان عاشقان است.
abbas5549
من همواره به‌سوی نور می‌روم و از دهلیزهای نفتالین می‌گریزم...
nia
من زندگی را نزیسته‌ام، تا سزاوار مرگ باشم!
abbas5549
عشق تو شجاعت است و آزادی و رهایی، حتا از عشق تو!
m.alavi
مهراس! فردا خورشید خواهد درخشید حتا اگر ما مرده باشیم و با خروس بانگ بامدادی سر ندهیم.
nia
هنگامی که پروانه طعم پرواز آزادانه را می‌چشد هنگامی که نشئهٔ حرکت بال‌هایش را در هوا می‌شناسد، هیچ‌کس نمی‌تواند او را به پیله‌اش بازگرداند، و قانعش کند که کرم پیله بودن برایش بهتر است.
زهرآ
بااشتیاق در انتظار آخرین قطار بودم و آن‌گاه که رسید، از جای برنخاستم و خیره به او چشم دوختم تا دور شد. بر پیاده‌روِ ایستگاه به خواب رفتم در حالی‌که او را در خواب می‌دیدم.
nia
من زندگی را نزیسته‌ام، تا سزاوار مرگ باشم! من قرنی دیگر می‌خواهم، تا در سیاره‌ای بدون جنگ بدون قحطی و کشتار و بدون پاره شدن لایهٔ اُزُن و آلودگی و وبا... به‌خاطر عشق و شادی بزیم...
nia
من در پی وکیل‌مدافعی هستم، تا در برابر هستی، از من دفاع کند. و به هیئت‌منصفه بگوید: این حق من است که عمری دوباره داشته باشم، تا هر طور که می‌خواهم زندگی کنم،
nia
آقا دربارهٔ من چه می‌خواهی بدانی؟ چندبار مرده‌ام؟ شیوه و تعداد مردن‌هایم را می‌خواهی بدانی؟
کتابخون.
هنگامی که پروانه طعم پرواز آزادانه را می‌چشد، هنگامی که نشئهٔ حرکت بال‌هایش را در هوا می‌شناسد، هیچ‌کس نمی‌تواند او را به پیله‌اش بازگرداند، و قانعش کند که کرم پیله بودن برایش بهتر است.
فاطمه.
در زندگانی من، نه جملهٔ معترضه باش و نه فاصلهٔ میان دو جمله. تو تمامی زندگی منی؛ نقطهٔ آخر خط و تنها کلمه در آغاز خط: دوستت می‌دارم.
abbas5549
چشمانم را می‌گشایم بر اسرائیل که بر طبل جنگ می‌کوبد، و چشم‌هایم را می‌بندم بر امریکا که بر طبل جنگ می‌کوبد. زندگی، پرواز گنجشکی میان دو انفجار است، و یکی دو واژه بر یک سطر! اگر عشق تو نمی‌بود، باور نمی‌کردم که زیسته‌ام و بی‌گمان سوگند می‌خوردم که درون گورم زاده شده‌ام...
سیدمحمدحسین
لحظات غیرمجازی دو لحظهٔ بزرگ است که شخص از آن‌ها غافل است و آگاه نیست: لحظهٔ زاده شدن و لحظهٔ مرگ.
سلمی
مهراس! فردا خورشید خواهد درخشید حتا اگر ما مرده باشیم و با خروس بانگ بامدادی سر ندهیم.
m.alavi
من دوستت می‌دارم با تمامی مردن‌هایم و با تمامی زندگی‌ها و غم‌ها و رازهایم...
nia
من در زمان خطا و در سیارهٔ خطا زاده شدم گناه من چیست
کتابخون.
زبان، ابزار سوءتفاهم است. تنها سکوت زبان عاشقان است.
کتابخون.
دو لحظهٔ بزرگ است که شخص از آن‌ها غافل است و آگاه نیست: لحظهٔ زاده شدن و لحظهٔ مرگ.
کتابخون.
زندگی، پرواز گنجشکی میان دو انفجار است، و یکی دو واژه بر یک سطر! اگر عشق تو نمی‌بود، باور نمی‌کردم که زیسته‌ام و بی‌گمان سوگند می‌خوردم که درون گورم زاده شده‌ام...
فاطمه.
نسیم خوری، شاعر لبنانی که مدتی در پاریس و جاهای دیگر زیسته است، در نغمه‌های ملتی گنگ، اشعاری که دربارهٔ جنگ‌های جنوب لبنان و آوارگی‌هایش سروده است، خاطرنشان می‌کند، سفر از بیروت به پاریس، در حقیقت سفر از زخمی خونین، به زخمی دیگرست. او می‌گوید: «مرگ، مادر من / و فقر، پدر من است / من فرزند گذرنامه‌ها هستم.»
abbas5549
مرا بعد از مرگ درون کتاب‌هایم می‌یابی هر وقت آن‌ها را بخوانی، ببینی و بپسندی، و من تو را می‌بینم اما تو هرگز مرا نخواهی دید، من به تو خوش‌آمد خواهم گفت اما تو صدای مرا نخواهی شنید. اندک‌اند کسانی که اشباح را ببینند و با آن‌ها دوست باشند. مهراس! با شبح من در لابه‌لای اوراق کتابم دوست باش زیرا شبح من مانند جغد، لطیف است
abbas5549
ای دوست! او را گناهی نیست، این خود زندگی است که گناهکار است،‌ زیرا همواره روی ریل خویش در حرکت است، او به‌سرعت می‌رود، و او را باکی نیست که چه کسی در حالت مستی از قطار سریع‌السیرش به بیرون سقوط می‌کند. یا خردمندی به سببی دیگر،‌ خود را از قطار پرتاب می‌کند...
abbas5549
در زندگانی من، نه جملهٔ معترضه باش و نه فاصلهٔ میان دو جمله. تو تمامی زندگی منی؛ نقطهٔ آخر خط و تنها کلمه در آغاز خط: دوستت می‌دارم.
سلمی
آن‌چه را که انسان امروز گم کرده عشق است.
شعبده‌باز واژگان

حجم

۵۷٫۹ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۸۹

تعداد صفحه‌ها

۱۱۰ صفحه

حجم

۵۷٫۹ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۸۹

تعداد صفحه‌ها

۱۱۰ صفحه

قیمت:
۷۴,۰۰۰
تومان