جملات زیبا از متن کتاب معشوق مجازی | طاقچه
تصویر جلد کتاب معشوق مجازی
off
٪۶۰
subscriptionAvailable

کتاب معشوق مجازی

مجموعه شعر

۳.۰(از ۷ امتیاز)
نوع کتاب
انتشارات: 
نشر چشمه
categoryدسته‌بندی: 
شعر جهان

۷۴,۰۰۰

۶۰٪

قیمت:

۲۹,۶۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

مهراس! فردا خورشید خواهد درخشید، حتا اگر ما مرده باشیم و با خروس بانگ بامدادی سر ندهیم!
nia
۱۶
برای من اهمیتی ندارد که قبرم را با گل‌های سرخ تزئین کنی یا بر آن گیاهان کوهی و خار بگذاری. زیرا به‌راستی من هرگز در آن‌جا مدفون نیستم و هیچ دلیلی نیست که بگوید من در زیر آن گور خفته‌ام. مرا بعد از مرگ درون کتاب‌هایم می‌یابی
nia
۱۴
دروغ بود این‌که مرا پایتخت قلبت می‌پنداشتی. من دریافتم که تنها مکانی بی‌ارزش از حومه‌های شهر تو هستم.
abbas5549
۱۰
پس گریزگاه کجاست؟ من به کدام جانب باید بگریزم؟
nia
۱۰
تنها سکوت زبان عاشقان است.
Limou
۱۰
من در حالی‌که با آخرین مرگم در جدالم تو را بامهربانی به یاد خواهم آورد.
m.alavi
۹
من زندگی را نزیسته‌ام، تا سزاوار مرگ باشم! من قرنی دیگر می‌خواهم، تا در سیاره‌ای بدون جنگ بدون قحطی و کشتار و بدون پاره شدن لایهٔ اُزُن و آلودگی و وبا... به‌خاطر عشق و شادی بزیم...
کاربر ۴۸۰۹۳۷۰
۹
من زندگی را نزیسته‌ام، تا سزاوار مرگ باشم!
abbas5549
۷
زبان، ابزار سوءتفاهم است. تنها سکوت زبان عاشقان است.
abbas5549
۶
من همواره به‌سوی نور می‌روم و از دهلیزهای نفتالین می‌گریزم...
nia
۶
هنگامی که پروانه طعم پرواز آزادانه را می‌چشد، هنگامی که نشئهٔ حرکت بال‌هایش را در هوا می‌شناسد، هیچ‌کس نمی‌تواند او را به پیله‌اش بازگرداند، و قانعش کند که کرم پیله بودن برایش بهتر است.
Limou
۶
چشمانم را می‌گشایم بر اسرائیل که بر طبل جنگ می‌کوبد، و چشم‌هایم را می‌بندم بر امریکا که بر طبل جنگ می‌کوبد. زندگی، پرواز گنجشکی میان دو انفجار است، و یکی دو واژه بر یک سطر! اگر عشق تو نمی‌بود، باور نمی‌کردم که زیسته‌ام و بی‌گمان سوگند می‌خوردم که درون گورم زاده شده‌ام...
سیدمحمدحسین
۴
عشق تو شجاعت است و آزادی و رهایی، حتا از عشق تو!
m.alavi
۴
مهراس! فردا خورشید خواهد درخشید حتا اگر ما مرده باشیم و با خروس بانگ بامدادی سر ندهیم.
nia
۴
من در پی وکیل‌مدافعی هستم، تا در برابر هستی، از من دفاع کند. و به هیئت‌منصفه بگوید: این حق من است که عمری دوباره داشته باشم، تا هر طور که می‌خواهم زندگی کنم،
nia
۴
دروغ بود این‌که مرا پایتخت قلبت می‌پنداشتی.
Limou
۴
هنگامی که پروانه طعم پرواز آزادانه را می‌چشد هنگامی که نشئهٔ حرکت بال‌هایش را در هوا می‌شناسد، هیچ‌کس نمی‌تواند او را به پیله‌اش بازگرداند، و قانعش کند که کرم پیله بودن برایش بهتر است.
زهرآ
۳
بااشتیاق در انتظار آخرین قطار بودم و آن‌گاه که رسید، از جای برنخاستم و خیره به او چشم دوختم تا دور شد. بر پیاده‌روِ ایستگاه به خواب رفتم در حالی‌که او را در خواب می‌دیدم.
nia
۳
من زندگی را نزیسته‌ام، تا سزاوار مرگ باشم! من قرنی دیگر می‌خواهم، تا در سیاره‌ای بدون جنگ بدون قحطی و کشتار و بدون پاره شدن لایهٔ اُزُن و آلودگی و وبا... به‌خاطر عشق و شادی بزیم...
nia
۳
آقا دربارهٔ من چه می‌خواهی بدانی؟ چندبار مرده‌ام؟ شیوه و تعداد مردن‌هایم را می‌خواهی بدانی؟
𝒵𝒶𝒽𝓇𝒶 𝓅𝒾𝓇𝓎
۳
هنگامی که پروانه طعم پرواز آزادانه را می‌چشد، هنگامی که نشئهٔ حرکت بال‌هایش را در هوا می‌شناسد، هیچ‌کس نمی‌تواند او را به پیله‌اش بازگرداند، و قانعش کند که کرم پیله بودن برایش بهتر است.
فاطمه.💘
۳
در زندگانی من، نه جملهٔ معترضه باش و نه فاصلهٔ میان دو جمله. تو تمامی زندگی منی؛ نقطهٔ آخر خط و تنها کلمه در آغاز خط: دوستت می‌دارم.
abbas5549
۲
لحظات غیرمجازی دو لحظهٔ بزرگ است که شخص از آن‌ها غافل است و آگاه نیست: لحظهٔ زاده شدن و لحظهٔ مرگ.
سلمی
۲
مهراس! فردا خورشید خواهد درخشید حتا اگر ما مرده باشیم و با خروس بانگ بامدادی سر ندهیم.
m.alavi
۲
من دوستت می‌دارم با تمامی مردن‌هایم و با تمامی زندگی‌ها و غم‌ها و رازهایم...
nia
۲
من در زمان خطا و در سیارهٔ خطا زاده شدم گناه من چیست
𝒵𝒶𝒽𝓇𝒶 𝓅𝒾𝓇𝓎
۲
زبان، ابزار سوءتفاهم است. تنها سکوت زبان عاشقان است.
𝒵𝒶𝒽𝓇𝒶 𝓅𝒾𝓇𝓎
۲
دو لحظهٔ بزرگ است که شخص از آن‌ها غافل است و آگاه نیست: لحظهٔ زاده شدن و لحظهٔ مرگ.
𝒵𝒶𝒽𝓇𝒶 𝓅𝒾𝓇𝓎
۲
زندگی، پرواز گنجشکی میان دو انفجار است، و یکی دو واژه بر یک سطر! اگر عشق تو نمی‌بود، باور نمی‌کردم که زیسته‌ام و بی‌گمان سوگند می‌خوردم که درون گورم زاده شده‌ام...
فاطمه.💘
۲
نسیم خوری، شاعر لبنانی که مدتی در پاریس و جاهای دیگر زیسته است، در نغمه‌های ملتی گنگ، اشعاری که دربارهٔ جنگ‌های جنوب لبنان و آوارگی‌هایش سروده است، خاطرنشان می‌کند، سفر از بیروت به پاریس، در حقیقت سفر از زخمی خونین، به زخمی دیگرست. او می‌گوید: «مرگ، مادر من / و فقر، پدر من است / من فرزند گذرنامه‌ها هستم.»
abbas5549
۱