
دانلود و خرید کتاب صوتی سنگسالی
معرفی کتاب صوتی سنگسالی
کتاب صوتی سنگسالی نوشتهی محمدکاظم مزینانی سفری طولانی و خیالانگیز در دل تاریخ، اسطوره و جهانهای موازی است که نشر مزینانی آن را منتشر کرده است و کتاب با گویندگی خود محمدکاظم مزینانی منتشر شده است. این کتاب صوتی در قالب رمانی بلند، شنونده را از کویر قومس امروز به برزخ شاهان اشکانی، دخمههای مانوی، قلعههای اسماعیلیان، یورش مغولان و خیمهگاه تیمور میبرد و مدام مرز میان واقعیت و رؤیا را جابهجا میکند. در سنگسالی راوی اصلی نویسندهای است که با سکهها، سنگها و سفالهای قومس سر و کار دارد و ناگهان درمییابد هر سنگ و هر شیء تاریخی دریچهای است به جهانی دیگر؛ جهانی که در آن ارواح فداییان اسماعیلی، کفش بچه سمندر، اسب مغولی و حتی گربهی یک کیمیاگر زبان باز میکنند و از سرگذشت خود میگویند. این کتاب صوتی در ژانر رمان با رنگوبوی تاریخی، عرفانی و فانتزی حرکت میکند و از خلال روایتهای تو در تو، به مسئلهی مرگ و زندگی، ایمان و تردید، خشونت مذهبی، قدرت تخیل و آفرینش داستان میپردازد. حضور خود نویسنده در مقام گوینده باعث شده است لحن و ضرباهنگ روایت با فضای متن هماهنگ باشد و شنونده در فرازونشیب ماجراها همراه این صدا در زمان و مکان جابهجا شود.
درباره کتاب سنگسالی
کتاب سنگسالی رمانی است از محمدکاظم مزینانی که با نقطهی عزیمت سادهای آغاز میشود: نویسندهای که برای تفریح و گشتوگذار به قومس میرود و بهتدریج در جغرافیای سنگها، سکهها و سفالها غرق میشود. همین شیفتگی به اشیای بهجامانده از گذشته، در آن کتاب به دروازهای برای ورود به «برزخ تاریخ» تبدیل شده است؛ جایی که مهرداد اشکانی پس از ۲۰۰۰ سال خاموشی صدا میزند، شاهان اشکانی در جهانی موازی هنوز بر تخت نشستهاند و پیر مانوی، روحی سرگردان از قرن هشتم هجری، با ۷۰۰۰ نقاشی حکشده بر سنگها، نویسنده را به سفری در زمانهای مختلف میبرد. ساختار کتاب بر پایهی «هفت سنگ» شکل گرفته است؛ هفت قطعه سنگ عقیق و دیگر سنگها که پیر مانوی به نویسنده میسپارد و میگوید هر سنگ دریچهای است به جهانی داستانی. نویسنده باید این جهانها را کشف کند، در آنها زندگی کند و از دلشان داستان بیرون بکشد. این ایده، فصلهای کتاب را به هفت سفر یا هفت جهان موازی بدل کرده است که در هرکدام، راوی یا شخصیت تازهای زبان میگشاید. کتاب سنگسالی در فصلها و نیمفصلهای متعددی پیش میرود و هر بار زاویهی دید و راوی عوض میشود. در نیمفصل دوم، نویسنده پس از بازگشت به خانه همچنان در قومس به سر میبرد و سنگها رهایش نمیکنند؛ ارواح و موجودات ریزنقش روی سنگها با او حرف میزنند، پدرش در سنگ آذرینی ظاهر میشود و از ۱۳ جهان موازی سخن میگوید، روانپزشکی با چشمان عقیقگون به او هشدار میدهد که «چیزی خطرناکتر از ذهن آدمیزاد در جهان وجود ندارد» و داروهایی که تجویز شدهاند، جهان سنگها را خاموش میکنند. سپس با ورود پیر مانوی و هفت سنگ، کتاب بهسمت ساختاری اپیزودیک میرود: هر سنگ، داستانی مستقل و درعینحال پیوسته میآفریند. در فصل «من سنگ چشم» روح یک فدایی اسماعیلیِ سر بریده در عالم برزخ، زندگی زمینی و برزخی خود را روایت میکند و از قتل خسرو مانوی و دخترش، شک و تردیدهای پس از آن و احساس بیعدالتی در داوری الهی میگوید. در فصل «کفش بچه سمندر» یک کفش چرمین لاجوردی، کودکی مانوی و معلمش خسرو، دخمهی مخفی ارژنگ، شکنجه و زبانبریدن بچه سمندر در قلعهی گردکوه را از زاویهی شیئی کوچک بازگو میکند. فصل «من اسب مغولی» جهان را از چشم اسب جنگی نویان، فرمانده مغول، نشان میدهد؛ اسبی عقیم که از کرگی تا مرگ همراه صاحبش بوده و عشق نویان به دختر قومسی به نام پسته را دیده است. در فصل «من گربه کیمیاگر» گربهای جوانشده، ماجرای کیمیاگری در قومس، کشف تصادفی اکسیر، طلا شدن ظروف مسی و کشیدهشدن پای تیمور به ماجرا را روایت میکند. این تنوع راویان و زمانها، کتاب را به مجموعهای از جهانهای درهمتنیده بدل کرده است که همگی به سنگها، قومس و پرسش از مرگ، ایمان و آفرینش گره خوردهاند.
خلاصه داستان سنگسالی
در سنگسالی محور اصلی داستان نویسندهای است که بهظاهر برای تفریح به قومس میرود اما بهتدریج در جغرافیای سنگها، سکهها و سفالها فرو میرود. او سکهای مرموز برمیدارد و ناگهان دروازهای اسرارآمیز به رویش گشوده میشود؛ دروازهای که او را به «برزخ تاریخ» و جهانهای موازی پرتاب میکند. زمان در قومس وارونه میشود، عقربهها رو به عقب میچرخند و شاهان اشکانی پس از قرنها زنده میشوند. نویسنده در دامغان و خانهی مادری، ساعتها با ذرهبین روی سکهها و سفالهای اخرایی خیره میشود و روی هر سفال و سنگ، نقشهایی از گندم، پرندگان، حیوانات و آدمهای رقصان میبیند که هرکدام داستانی در دل خود دارند. بهتدریج سنگها جان میگیرند؛ پیر مانوی در سنگ عقیق ظاهر میشود و خود را نقاشی معرفی میکند که در قومس ۷۰۰۰ نقش بر سنگها حک کرده است، نزد داوینچی و پیکاسو تعلیم دیده و اکنون در برزخ میان قرن هشتم هجری و امروز سرگردان است. او نویسنده را به سفری رویایی در زمانهای مختلف میبرد و جملهای کلیدی در گوشش تکرار میکند: «تا خلق نکنی خلق نمیشوی». نویسنده در بیابان قومس حضور نیرویی ماورایی را حس میکند، از ترس «سنگ» میشود، به بیماریهایی مثل «عقیقنمایی» و «سندروم سنگبینی» فکر میکند و سرانجام با اصرار خانواده به روانپزشک مراجعه میکند. داروها جهان سنگها را خاموش میکنند؛ نقوش محو میشوند و سنگها دوباره فقط سنگ میشوند. نویسنده قرصها را دور میریزد و شبانه در رؤیایی نورانی، دوباره صدای پیر مانوی را میشنود که هفت سنگ به او میسپارد؛ هفت سنگ، هفت جهان داستانی و هفت تجربهی شگفتآور. از اینجا به بعد، هر سنگ راوی و جهانی تازه میآفریند. در سنگی، روح سر بریدهی فدایی اسماعیلی که به «سنگ چشم» معروف است، از عالم برزخ حرف میزند؛ از اینکه چگونه به دستور دایی بزرگ، خسرو مانوی و دخترش را در قومس سر برید، چگونه جمجمهی خسرو را برای ارسال به الموت آماده کرد و بعد در برزخ، با خواندن کتابی مانوی و دیدن نگارههای رنگین بهشت و دوزخ، به عدالت الهی و حقانیت کشتار خود شک کرد. او در گفتوگویی یکطرفه با نویسنده، از تنهایی برزخی، تکرار مرگ و زندگی، و این سؤال میگوید که آیا ایمانهای متضاد فقط بهانهای برای خونریزی بودهاند. در سنگی دیگر، «کفش بچه سمندر» زبان باز میکند؛ کفشی چرمین و لاجوردی که در بازار دامغان خریده شده و همراه پسرکی مانوی به مدرسهی خسرو میرود. کفش از روزهای درس خواندن زیر درخت بید، از اوراد مانوی، از دخمهی مخفی ارژنگ و سوگند بچه سمندر برای حفاظت از آن راز میگوید. سپس هجوم فداییان اسماعیلی، دستگیری بچه سمندر، شکنجه در قلعهی گردکوه و بریدن زبان او به جرم پنهانکردن دفینهی مانویان روایت میشود. کفش، لنگهبهلنگه از صاحبش جدا میشود، سالها بعد به خانواده بازمیگردد و سرانجام زیر خاک قومس فسیل میشود؛ تصویری که بر سنگ دیده میشود، همان چیزی است که از او باقی مانده است. در سنگ سوم، «اسب مغولی» راوی است؛ اسب نریان عقیمی که از کودکی همراه نویان، فرمانده مغول، بوده است. او از نبردها، غارت شهرها، برتری اسبهای مغولی در میدان جنگ و سرانجام رسیدن به قومس میگوید. در قومس، نویان دلباختهی دخترکی ایرانی به نام پسته میشود؛ دختری که با یک بوسه، فرماندهی خشن را به اسیری میگیرد. نویان میان فرمان پسر چنگیز و عشق به پسته گرفتار میشود، از جنگ خسته است و آرزوی زندگی ساده در کنار گلهها و مزارع قومس را در دل میپروراند. اما یاسای چنگیزی و فشار سپاهیان اجازهی ماندن نمیدهد. نویان میرود، در برف و بوران سرزمینی دور یخ میزند و میمیرد، و اسب آزادشده با داغ رهایی بر ران، سالها بعد به قومس برمیگردد تا ویرانی شهر و غیبت پسته را ببیند. در سنگ دیگر، «گربهی کیمیاگر» داستان را به دست میگیرد. او از مروارید، زنی که بچهاش را از دست داده و پناه برده به دار گلیمبافی، و از کیمیاگری میگوید که در «اتاق خلقت» خود بهدنبال اکسیر حیات است. ترکیب گیاهان، مومیایی، جگر نهنگ و مواد معدنی، انفجاری عجیب بهوجود میآورد؛ ظروف مسی طلا میشوند و گربهی پیر ناگهان جوان میشود. خبر در شهر میپیچد، مردم برای جوانشدن و طلاکردن ظرفهایشان صف میکشند، داروغه و سربازان تاتار وارد میشوند و پای تیمور به ماجرا باز میشود. کیمیاگر که خود را در برابر قدرت و طمع حاکم گرفتار میبیند، باید ثابت کند این حادثه تکرارشدنی است یا با جان خود و گربهاش بهای این «معجزه» را بپردازد. در تمام این سفرها، جملهی پیر مانوی همچنان در گوش نویسنده و شنونده میپیچد: تا خلق نکنی خلق نمیشوی؛ هر سنگ، هم آینهای است برای دیدن گذشته و هم ابزاری برای خلق جهانی تازه.
چرا باید کتاب سنگسالی را بشنویم؟
سنگسالی از دل یک جغرافیای مشخص، یعنی قومس، شبکهای از زمانها، باورها و سرگذشتها میسازد که در آن شاه اشکانی، فدایی اسماعیلی، کودک مانوی، اسب مغولی، گربهی کیمیاگر و نویسندهی امروز در کنار هم قرار میگیرند. شنیدن این کتاب صوتی فرصتی است برای مواجهه با تاریخ نه بهعنوان سلسلهای از تاریخها و وقایع، بلکه بهعنوان مجموعهای از صداها که هرکدام روایت خود را از عدالت، ایمان، خشونت و امید عرضه میکنند. این کتاب صوتی نشان میدهد چگونه اشیای کوچک و بهظاهر بیجان، مثل سنگ، کفش، سکه یا ظرف مسی، میتوانند حامل حافظهی جمعی و فردی باشند و هرکدام جهانی موازی را در خود پنهان کنند. شنونده در طول کتاب مدام با این پرسش روبهرو میشود که مرز میان واقعیت و خیال کجاست، برزخ و جهانهای موازی چه نسبتی با ذهن انسان دارند و آفرینش داستان چگونه میتواند راهی برای مواجهه با ترس از مرگ و تنهایی باشد. در سنگسالی همچنین لایهای پررنگ از خودآگاهی نویسنده نسبت به نوشتن و خلق جهان داستانی دیده میشود؛ از مراجعه به روانپزشک و تشخیص «خطرناک بودن ذهن آدمیزاد» تا بازگشت از داروها و شنیدن دوبارهی صدای پیر مانوی. این کتاب صوتی برای کسانی که به ترکیب تاریخ، اسطوره، عرفان و فانتزی علاقهمند هستند، امکان همراهی با روایتی چندصدایی را فراهم کرده است که در آن هر فصل، هم داستانی مستقل است و هم بخشی از پازلی بزرگتر دربارهی سنگ، زمان و انسان.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
به شنیدن این کتاب صوتی به کسانی پیشنهاد میشود که به رمانهای پرشخصیت و چندصدایی علاقهمند هستند و از جابهجایی مداوم میان زمانها و جهانهای موازی لذت میبرند. همچنین به کسانی پیشنهاد میشود که دغدغهی تاریخ ایران، فرقهها و آیینهای گوناگون، و نسبت خشونت مذهبی با ایمان را دارند و دوست دارند این موضوعات را در قالب روایتهای خیالانگیز دنبال کنند. به علاقهمندان به متونی که در آن اشیا و حیوانات راوی میشوند و از زاویهی دیدی نامعمول به انسان و تاریخ نگاه میکنند نیز شنیدن سنگسالی پیشنهاد میشود. و درنهایت به کسانی پیشنهاد میشود که به فرایند نوشتن، نقش تخیل در زندگی روزمره و ایدهی «جهانهای داستانی» کنجکاو هستند و میخواهند این مفاهیم را در قالب یک کتاب صوتی بلند تجربه کنند.
زمان
۴ ساعت و ۵۷ دقیقه
حجم
۲۳۰٫۸ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۳
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۴ ساعت و ۵۷ دقیقه
حجم
۲۳۰٫۸ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۳
قابلیت انتقال
ندارد