
دانلود و خرید کتاب صوتی ما هیچ ما نگاه
معرفی کتاب صوتی ما هیچ ما نگاه
کتاب صوتی ما هیچ ما نگاه نوشتهی سهراب سپهری با گویندگی سهیل قاسمی تجربهای شنیداری از جهان شعری و فکری این شاعر است که نشر سهیل قاسمی آن را منتشر کرده است. این کتاب صوتی مجموعهای از متنهای شاعرانه، تأملی و تصویری است که در مرز میان شعر آزاد، نثر شاعرانه و نوعی مراقبهی زبانی حرکت میکند و شنونده را به سفری در لایههای مختلف ادراک، طبیعت، کودکی، ترس، رشد و معنای بودن میبرد. در این کتاب صوتی ما هیچ ما نگاه زبان سپهری سرشار از تصویر، حرکت و صداست؛ از «شور قدیم صبح» و «ابعاد عید» تا «شنهای مرطوب عظیمت»، «صومعه نور»، «فلسفههای لاجوردی» و «گنجشکهای حیات». شنونده با فضایی روبهرو است که در آن زمان خطی فرو میریزد و کودکی، اکنون، رؤیا، اسطوره و آینده درهم میآمیزند. حضور پررنگ عناصر طبیعی مثل آب، باران، درخت، شن، حوض، حیاط، باغ، پرنده و سیب در کنار واژههایی چون ترس، غربت، اشراق، تکامل و حزن، حالوهوایی میسازد که هم آشناست و هم غافلگیرکننده. کتاب صوتی با گویندگی سهیل قاسمی منتشر شده و لحن خوانش بهگونهای است که فرازونشیب متن، مکثها، تکرارها و ضرباهنگ درونی جملات را برجسته میکند. شنیدن این متنها بهصورت صوتی باعث میشود موسیقی پنهان کلمات، وزن نامرئی سطرها و تغییرات ناگهانی فضاها بهتر درک شود و شنونده در جریان سیال تصاویر و اندیشهها غوطهور شود.
درباره کتاب ما هیچ ما نگاه
کتاب ما هیچ ما نگاه مجموعهای از متنهای بلند و پیوسته سهراب سپهری است که در آن شاعر جهان خود را نه در قالب قطعههای جداگانه، بلکه در امتداد یک جریان واحد تصویر کرده است. در این کتاب صوتی شنونده با نوعی گفتوگوی درونی و بیرونی روبهرو است که در آن «کودک»، «انسان»، «پرنده»، «شب»، «آب»، «درخت» و «دوست» هرکدام به کانونی برای تأمل بدل میشوند. متنها در قالب فصلها و بخشهای مشخص نامگذاری نشدهاند اما میتوان در آنها چند محور عمده را تشخیص داد: بخشهایی که از صبح، عید، بازیهای کودکی و شنهای مرطوب سخن میگویند؛ قسمتهایی که به باران، پاییز، حوض، حیاط و باغ میپردازند؛ و بخشهایی که به شب، اسطوره، ترس، جادو و سفرهای درونی نزدیک میشوند. در بسیاری از این قطعهها، یک تصویر ساده مثل «لیوان آب»، «خوشه انگور»، «سفره مانوس»، «قوطی کنسرو خالی»، «کاسه مس»، «سنگ»، «سیب» یا «دستمال» نقطهی آغاز حرکتی ذهنی است که به پرسش از بودن، رشد، تکامل و نسبت انسان با جهان میرسد. کتاب ما هیچ ما نگاه در ادامهی همین مسیر، در پاراگرافهای طولانی و موجدار خود، مدام میان صحنههای عینی و لایههای ذهنی رفتوآمد میکند. شنونده از «وعدهگاه کودکی و شن» تا «صومعه نور»، از «تجربههای کبوترانه» تا «فلسفههای لاجوردی»، از «متن قدیم شب» تا «تا انتها حضور» همراه میشود. در بخشی از کتاب صوتی، فضا حول کودکی، حیاط خانه، حوض، شمشادها، جمعهها، تکالیف مدرسه و «میوههای فروزان الهام» میچرخد و در بخشی دیگر، شب و اسطوره و جادو و «موسیقی اختران» صحنه را در اختیار میگیرند. سپس متن به سمت تأملهایی دربارهی «انسان در متن عناصر»، «ترس نزدیک طلوع»، «انگشت تکامل در هندسه دقیق اندوه» و «معراج اشیا» میرود. در پایان کتاب صوتی، قطعهی «تا انتها حضور» با تصاویری از سیب، سقوط، صبح، واژه، وطن غایب، فرو ریختن سقف وهم و پیچیدن پیچک دور تماشای خدا، نوعی گشایش و حرکت بهسوی روشنایی را تصویر میکند بیآنکه به نتیجهگیری صریح برسد. این ساختار باز و سیال باعث میشود شنونده در هر بار شنیدن، لایهای تازه از متن را کشف کند.
خلاصه کتاب ما هیچ ما نگاه
در این کتاب صوتی، سهراب سپهری جهانی را میسازد که در آن تجربههای روزمره، خاطرات کودکی، مواجهه با طبیعت و پرسشهای هستیشناسانه در هم تنیده شدهاند. متن با یادآوری صبحی شورانگیز و عیدی آغاز میشود که در آن «وضوح بال تمام پرندههای جهان» در ریهها حس میشود. کودک در فضای عید، بازی، مشقهای هندسی، مثلثهایی که در آب غرق میشوند و نقشهی جغرافیای هلیکوپتر نجات، با نوعی سرگیجه و شوق روبهرو است. در همین حال، زنی «با بدنی از همیشه» در آستانهی درگاه حضور دارد و این حضور، رفتوآمد میان خانه، سفره، نان، استکان، ودکا، جوی آب و قوطی کنسرو خالی را به صحنهای از تداخل لذت، جراحت و زمان بدل میکند. بهتدریج متن به سمت تجربهی باران، شنهای مرطوب، سفرهای خیالی و کشف درخت و حضور میرود. راوی در کنار سفرهای مانوس، خوشه انگوری که «روی همه شایعه را پوشید» و درختی شکوفهدار، به این دریافت میرسد که «وقتی که درخت هست پیداست که باید بود» و باید «رد روایت را تا متن سپید دنبال کرد». سپس فضا به سمت «حبوت رنگ سال میان دو پلک»، صومعهی نور، ترس، باران، پاییز و قوسوقزحی که در دهان حوصله آب میشود حرکت میکند. در بخش «از آبها به بعد» انسان در «تنبلی لطیف یک مرتع» و در متن عناصر تصویر میشود؛ جایی که نبض او با نبض درخت یکی میشود، ترس نزدیک طلوع بیدار میشود و «انگشت تکامل در هندسه دقیق اندوه تنها میماند». در ادامه، متن به رابطهی انسان با کلمه، کاغذ، سپیدی و نوشتن میرسد؛ جایی که گفته میشود «باید کتاب را بست باید بلند شد در امتداد وقت قدم زد» و بهجای ماندن در سطح واژهها، باید به «ملتقای درخت و خدا» نزدیک شد. سپس حضور پرنده، حوض، کاسه مس، حیاط، شاخه، سیب و «روزگارگاری که انسان از اقوام یک شاخه بود» وارد میشود و نوعی نوستالژی برای سادگی آغازین حیات شکل میگیرد. بخش «متن قدیم شب» با تصاویر اسطورهای، ترس، جادو، جشن جسمانی پیش از شیوع تکلم، موسیقی اختران و «ریگ الهام» که زیر پا صدا میکند، رابطهی انسان با تاریکی، الهام و زبان را میکاود. در بخشهای بعدی، کودکی که روی پلک تماشا نشسته، جمعهها، باغ، شمشادها، تکالیف، فقر، میوههای الهام، اطلسیها، شبنم و سفرهای تدریجی باغ، تصویری از رشد ذهنی و عاطفی راوی میسازند. کودک دیگری با «جیبهای پر از شور چیدن» وارد میشود، زیر باران تعمیدی فصل قرار میگیرد، از «فلسفه تنهایی زندگی» میچشد و از «سهم شاداب خود» دور میشود. در کنار اینها، منظرهی کوچهباغ، کاجها، زاغها، پاییز، دوست، «رنگ تفسیر مس»، «معراج اشیا» و ریگزار عفیف، صحنههایی از تأمل در طبیعت و معنا را شکل میدهند. در قطعهی پایانی، «تا انتها حضور»، شبی تصویر میشود که در آن باد چیزی میگوید، سیب میافتد، سقف وهم فرو میریزد، «پیچکی دور تماشای خدا» میپیچد، باطن آینه میفهمد و «ساقه معنی» با وزش دوست تکان میخورد. در پایان، «داخل واژه صبح صبح خواهد شد» و نوعی گشایش آرام و بیفریاد در دل تاریکی شکل میگیرد؛ گشایشی که نه نتیجهگیری قطعی، بلکه دعوتی به ادامهی نگاه و حضور است.
چرا باید کتاب ما هیچ ما نگاه را بشنویم؟
شنیدن این کتاب صوتی برای آشنایی عمیقتر با جهان فکری و حسی سهراب سپهری اهمیت دارد، زیرا در آن نهتنها شعر، بلکه نوعی شیوهی دیدن و تجربهکردن جهان بازتاب یافته است. در این متنها، عناصر سادهی زندگی روزمره مثل حوض، حیاط، سفره، نان، استکان، شن، باران، درخت، سیب و عروسک به نقطهی عزیمت پرسشهایی دربارهی بودن، رشد، ترس، کودکی، تکامل و نسبت انسان با طبیعت تبدیل شدهاند. شنونده در جریان این کتاب صوتی با نوعی نگاه تمرکزیافته به جزئیات روبهرو میشود که کمک میکند معنا در کوچکترین و معمولیترین چیزها دیده شود. کتاب صوتی ما هیچ ما نگاه همچنین برای کسانی که به موسیقی درونی زبان علاقهمند هستند تجربهای ویژه بهشمار میآید. ساختار جملهها، تکرارها، مکثها، جابهجایی ناگهانی تصاویر و ترکیب واژههایی مثل «شنهای مرطوب عظیمت»، «فلسفههای لاجوردی»، «صومعه نور»، «متن قدیم شب»، «ریگ الهام» و «تا انتها حضور» در قالب شنیداری جلوهی دیگری پیدا میکند. گویندگی سهیل قاسمی باعث میشود فرازونشیب متن و تغییرات احساسی آن بهتر حس شود و شنونده بتواند بدون درگیرشدن با دشواریهای دیداری متن، خود را به جریان صدا و تصویر بسپارد. این کتاب صوتی همچنین برای کسانی که درگیر پرسشهایی دربارهی معنای زندگی، نسبت انسان با طبیعت، نقش کودکی در شکلگیری ادراک و رابطهی زبان با تجربه هستند، میتواند زمینهای برای تأمل فراهم کند. متن نه نسخهای برای زندگی ارائه میدهد و نه نتیجهگیریهای قطعی، بلکه فضایی میسازد که در آن میتوان با ترس، غربت، اشتیاق، اشراق، حزن و شوق رشد روبهرو شد و آنها را در آینهی تصاویر سپهری دید. شنیدن این کتاب صوتی نوعی تمرین حضور و نگاه است؛ حضوری که از «بستن کتاب» و «قدمزدن در امتداد وقت» آغاز میشود و تا «داخل واژه صبح» ادامه پیدا میکند.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن این کتاب صوتی به کسانی پیشنهاد میشود که به شعر و نثر شاعرانه علاقهمند هستند و میخواهند با جهان زبانی و تصویری سهراب سپهری بیشتر آشنا شوند. همچنین به کسانی پیشنهاد میشود که دغدغهی معنای زندگی، رابطهی انسان و طبیعت، نقش کودکی و خاطره در شکلگیری نگاه و پیوند میان زبان، تصویر و تفکر را دنبال میکنند. به دانشجویان و علاقهمندان رشتههای ادبیات، هنر، فلسفه و مطالعات فرهنگی نیز پیشنهاد میشود که برای درک نمونهای از متنهای تصویری و تأملی معاصر، این کتاب صوتی را بشنوند. شنیدن این کتاب صوتی به کسانی پیشنهاد میشود که از متنهای خطی و داستانمحور فاصله میگیرند و حوصلهی همراهی با جریان آزاد تصویر و اندیشه را دارند و میخواهند تجربهای آرام، تأملی و چندلایه از شنیدن کلمات داشته باشند.
زمان
۴۸ دقیقه
حجم
۲۲٫۴ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۰
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۴۸ دقیقه
حجم
۲۲٫۴ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۰
قابلیت انتقال
ندارد