
دانلود و خرید کتاب صوتی غزلیات حافظ؛ غزل476 تا495
معرفی کتاب صوتی غزلیات حافظ؛ غزل476 تا495
کتاب صوتی غزلیات حافظ؛ غزل ۴۷۶ تا ۴۹۵ مجموعهای از بیست غزل پیدرپی حافظ شیرازی است که در قالب یک اثر صوتی مستقل گردآوری شده و نشر یاکیده آن را منتشر کرده است. در این کتاب صوتی شنونده با بخشی از میانهی دیوان حافظ روبهرو است؛ جایی که مضامین آشنای او مثل عشق، رندی، می، زهدریایی، ناپایداری دنیا، فقر و غنا، و گفتوگو با معشوق و معبود در اوج پختگی زبانی و فکری دیده میشود. کتاب با گویندگی کیکاووس یاکیده منتشر شده و تمرکز آن بر خوانش شمرده و معنامحور غزلهاست تا شنونده بتواند در جریان شنیدن، هم موسیقی کلام را دنبال کند و هم لایههای معنایی هر بیت را بهتر دریابد. در این کتاب صوتی غزلهایی چون «دو یار زیرک و از باده کهن دمنی»، «ای که در کشتن ما هیچ مدارا نکنی»، «ای دل به کوی عشق گذاری نمیکنی»، «ای بیخبر بکوش که صاحب خبر شوی»، «ای پادشاه خوبان داد از غم تنهایی» و «می خواه و گل افشان کن از در چه میجویی» پشتسرهم خوانده شدهاند و فضایی پیوسته از جهان فکری حافظ میسازند. شنونده در این اثر با ترکیبی از غزلهای عاشقانه، عارفانه، انتقادی و تأملی روبهرو است که هرکدام زاویهای تازه از نگاه حافظ به زندگی، ایمان، قدرت، ریا، فقر، لذت و رنج را نشان میدهد. این کتاب صوتی برای کسانی که میخواهند بخشی مشخص از دیوان را بهصورت منظم و یکجا بشنوند فرصتی فراهم کرده است تا در یک مسیر شنیداری منسجم، از غزل ۴۷۶ تا ۴۹۵ را دنبال کنند.
درباره کتاب غزلیات حافظ؛ غزل476 تا495
کتاب صوتی غزلیات حافظ؛ غزل ۴۷۶ تا ۴۹۵ مجموعهای است که در آن بیست غزل پیاپی دیوان حافظ شیرازی در قالب یک بسته شنیداری کنار هم قرار گرفته است. در این بخش از دیوان، حافظ تصویری چندوجهی از جهان خود ترسیم کرده است: از خلوت رندان و میخانه و گفتوگو با ساقی تا نقد زهدریایی و ریا، از شکایت عاشقانه با معشوق زمینی تا نجوا با معشوق الهی، از اندوه تنهایی و هجران تا تسلیم در دایرهی قسمت. در غزلهایی مانند «نسیم صبح سعادت بدان نشان که تو دانی» و «دو یار زیرک و از باده کهن دمنی» شنونده با فضای رندی، خلوتگزینی، قناعت و لذت از لحظه روبهرو است؛ درحالیکه غزلهایی چون «بشنو این نکته که خود راز غم آزاده کنی» و «ای بیخبر بکوش که صاحب خبر شوی» بیشتر بر خودشناسی، ترک دلبستگیهای ظاهری و جستوجوی حقیقت درونی تأکید کردهاند. کتاب غزلیات حافظ؛ غزل ۴۷۶ تا ۴۹۵ در عین وفاداری به ساختار سنتی غزل، تنوع چشمگیری در لحن و موضوع دارد؛ از طنز تلخ نسبت به دنیا و زاهد تا ستایش فقر عاشقانه و بیاعتنایی به جاه و منصب. در ادامهی کتاب غزلیات حافظ؛ غزل ۴۷۶ تا ۴۹۵ غزلهایی شنیده میشود که در آنها حافظ بهطور مستقیم با مخاطبان گوناگون سخن گفته است: با صوفی، زاهد، شاه، معشوق، رقیب، باد صبا، ساقی و حتی دل خویش. غزل «ای که در کشتن ما هیچ مدارا نکنی» نمونهای از گفتوگوی عاشق با معشوقی است که در عین بیرحمی، تنها پناه او بهشمار میآید. در «سرگه رهروی در سرزمینی» فضای گفتوگو با صوفی و نقد ظاهرگرایی و خرقهپرستی دیده میشود. غزل «سحرم هاتف میخانه به دولت خواهی گفت» جهان میخانه، فقر، رندی و بیاعتنایی به جاه ظاهری را برجسته کرده است. در «ای در رخ تو پیدا انوار پادشاهی» حافظ رو به یک پادشاه یا صاحب قدرت سخن گفته و از عقل، دانش، عدالت و بخشش او یاد کرده است. غزلهای پایانی این کتاب صوتی مانند «سلامی چو بوی خوش آشنایی»، «ای پادشاه خوبان داد از غم تنهایی» و «می خواه و گل افشان کن از در چه میجویی» حالوهوایی صمیمیتر و عاشقانهتر دارند و از شوق دیدار، رنج هجران، تسلیم در برابر تقدیر و دعوت به شادی و بهرهبردن از فرصت حال سخن گفتهاند. کنار هم قرارگرفتن این غزلها در یک مسیر شنیداری، نوعی سیر از پرسش و اعتراض و رنج بهسوی تسلیم، آشتی با سرنوشت و استقبال از شادی را پیش چشم شنونده میآورد.
خلاصه کتاب غزلیات حافظ؛ غزل476 تا495
در کتاب صوتی غزلیات حافظ؛ غزل ۴۷۶ تا ۴۹۵ محتوای اصلی پیرامون چند محور تکرارشونده شکل گرفته است: عشق، رندی، نقد ریا، ناپایداری دنیا، خودشناسی و تسلیم در برابر حقیقتی برتر. در غزل آغازین، «نسیم صبح سعادت بدان نشان که تو دانی»، حافظ با زبانی سرشار از اشاره و رمز، از پیامرسانی پنهان میان عاشق و معشوق سخن گفته و شنونده را وارد فضایی میکند که در آن بسیاری از امور «چنان که تو دانی» واگذار شده است؛ یعنی قلمرو رازی که در کلمات نمیگنجد. بلافاصله در «دو یار زیرک و از باده کهن دمنی» تصویری از خلوتی آرمانی ترسیم شده است: دو همراه دانا، شراب کهنه، کتاب و گوشهی چمن؛ ترکیبی از لذت، دانایی و قناعت که حافظ آن را بر دنیا و آخرت ترجیح داده است و در ضمن، ناپایداری گل و سمن و تندباد حوادث را یادآور شده است. در غزلهایی مانند «امانه نوش کن جام شراب یک منی» و «صبح است و ژاله میچکد از ابر بهمنی» دعوت به نوشیدن، رهایی از غم، شکستن سالوس و تقوای ظاهری و دلسپردن به شادی لحظه دیده میشود. در «ای که در کشتن ما هیچ مدارا نکنی» عاشق با معشوقی روبهرو است که در کشتن او هیچ ملاحظهای ندارد و بااینحال تنها پناه اوست؛ در اینجا حافظ مرز میان رنج و لذت عشق را باریک میکند و حتی سجده بر ابروی معشوق را اوج بندگی میداند. غزل «بشنو این نکته که خود راز غم آزاده کنی» به ناپایداری جسم و دنیا اشاره کرده و یادآور شده است که انسان درنهایت «گل کوزهگران» میشود؛ پس بهتر است اکنون به فکر سبو و باده باشد و اگر سودای بهشت دارد، آن را با عیشی ساده و بیتکلف بیازماید. در میانهی کتاب، غزلهایی چون «ای دل به کوی عشق گذاری نمیکنی» و «سرگه رهروی در سرزمینی» دل را به حرکت واداشتهاند؛ دل در عین داشتن اسباب، کاری نمیکند و در کشتزار عشق قدم نمیگذارد. حافظ در این بخشها از بیعملی، ترس، و دلبستگی به رنگ و بوی ظاهری شکایت کرده و در برابر، رندی، مروت، و دلکندن از نقشهای بیخاصیت را پیش میکشد. در «تو مگر بر لب آبی به هوس بنشینی» گفتوگویی صمیمی با معشوق شکل گرفته است که در آن از لطف، ادب، صبر بر جور رقیب و نازکی و سرکشی معشوق سخن رفته و در پایان، حال حافظ با سیل اشک و بیطاقتی در برابر این ناز توصیف شده است. در غزل «ساقیا سایه ابر است و بهار و لب جوی» و نیز «بلبل ز شاخ سرو به گلبانگ پهلوی» فضای بهاری، میخانه، بلبل، گل و ساقی در کنار هم قرار گرفتهاند تا یادآور شوند که جهان گذراست و باید در این فرصت کوتاه، بیخ نیکی کاشت و از دلبستن به اسباب دنیوی پرهیز کرد. «ای بیخبر بکوش که صاحب خبر شوی» یکی از صریحترین غزلها در دعوت به سلوک درونی است؛ حافظ در آن از شستن «مس وجود» و تبدیلشدن به زر، رهاشدن از خواب و خور، غریقشدن در دریای خدا، و بیپا و سرشدن در راه ذوالجلال سخن گفته است. در «سحرم هاتف میخانه به دولت خواهی گفت» فقر، رندی و میخانه در برابر جاه و منصب قرار گرفته و سلطنت فقر برتر از هر تاج و تختی دانسته شده است. در بخش پایانی کتاب، غزل «ای در رخ تو پیدا انوار پادشاهی» تصویری از مخاطبی صاحب قدرت میدهد که قلم و تیغش میتواند جهان را دگرگون کند و حافظ در عین ستایش عقل و دانش او، از او انتظار بخشش و توجه به شبنشینان دارد. «در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی» از شیدایی بیمانند شاعر، گرو گذاشتن خرقه برای باده، و بیاعتنایی به سخن غیر سخن گفته است. در «سلامی چو بوی خوش آشنایی» حس دلتنگی، بیهمدمی، بیوفایی دنیا و رفیقان، و نیاز به کیمیای سعادت که همان جدایی از همصحبت بد است برجسته شده است. غزل «ای پادشاه خوبان داد از غم تنهایی» اوج گفتوگوی عاشقانه با معشوقی است که هم درمان درد و هم مونس تنهایی است و در آن، تسلیم در «دایره قسمت» و نفی خودبینی بهعنوان کفر در عالم رندی مطرح شده است. کتاب با غزل «ای دل گر از آن چاه زنخدان به درآیی» و «می خواه و گل افشان کن از در چه میجویی» به پایان میرسد؛ جایی که امید به بازگشت یوسف محزون، دعوت به شادی، گلافشانی، بوسه، مینوشی، و بهرهبردن از فرصت بازار پرجوش امروز در کنار هم قرار گرفتهاند.
چرا باید کتاب غزلیات حافظ؛ غزل476 تا495 را بشنویم؟
کتاب صوتی غزلیات حافظ؛ غزل ۴۷۶ تا ۴۹۵ فرصتی فراهم کرده است تا شنونده با بخشی منسجم از دیوان حافظ روبهرو شود و پیوستگی درونی غزلها را بهتر حس کند. کنار هم قرارگرفتن این بیست غزل نشان میدهد که چگونه مضامینی مانند عشق، رندی، فقر، نقد ریا، ناپایداری دنیا، خودشناسی و تسلیم در برابر تقدیر در لایههای مختلف شعر حافظ تکرار و بازآفرینی شدهاند. شنونده در این کتاب صوتی میتواند حرکت تدریجی از خلوت رندان و دعوت به شادی و مینوشی، بهسوی تأمل در مرگ و فنا، سپس دعوت به خودشناسی و درنهایت تسلیم و آرامش در دایرهی قسمت را دنبال کند. این کتاب صوتی برای کسانی که میخواهند با دقت بیشتری به تکتک ابیات گوش دهند و در عین حال از موسیقی درونی غزلها لذت ببرند مناسب است. حضور غزلهای مشهور و پرارجاعی مانند «ای بیخبر بکوش که صاحب خبر شوی»، «سحرم هاتف میخانه به دولت خواهی گفت»، «ای پادشاه خوبان داد از غم تنهایی» و «می خواه و گل افشان کن از در چه میجویی» در یک مجموعه، امکان مقایسهی نگاه حافظ به عشق، قدرت، دین، دنیا و رندی را در یک بازهی محدود فراهم کرده است. شنیدن این غزلها پشتسرهم کمک میکند تا شنونده نهتنها تکغزلها، بلکه فضای کلی جهان حافظ را بهتر درک کند؛ جهانی که در آن شادی و اندوه، اعتراض و تسلیم، میخانه و مسجد، شاه و فقیر، و معشوق زمینی و الهی در کنار هم حضور دارند. کتاب صوتی غزلیات حافظ؛ غزل ۴۷۶ تا ۴۹۵ همچنین برای کسانی که به دنبال الهام فکری و زبانی هستند جذاب است. ترکیب تصویرهای حسی (گل، بلبل، بهار، می، چمن، باد صبا) با مفاهیم انتزاعی (فقر، قناعت، حقیقت، تسلیم، رندی) در این غزلها به شنونده کمک میکند تا همزمان با لذت شنیدن، به پرسشهایی دربارهی معنای زندگی، ارزش لذت و رنج، نسبت ظاهر و باطن، و جایگاه انسان در برابر تقدیر بیندیشد. شنیدن این کتاب صوتی میتواند برای کسانی که با دیوان حافظ فال میگیرند نیز جالب باشد، چون بسیاری از ابیات آشنا و پرکاربرد در فال در همین بازهی غزلها قرار گرفته است و شنیدن آنها در متن کامل غزل، معنای گستردهتری از هر بیت به دست میدهد.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن کتاب صوتی غزلیات حافظ؛ غزل ۴۷۶ تا ۴۹۵ به دوستداران شعر کلاسیک فارسی و کسانی پیشنهاد میشود که میخواهند با بخشی مشخص و پیوسته از دیوان حافظ آشنا شوند. این کتاب صوتی به دانشجویان و علاقهمندان ادبیات، عرفان و فرهنگ ایرانی، کسانی که درگیر پرسشهایی دربارهی ناپایداری دنیا، ریا، فقر و غنا، عشق و تسلیم هستند و نیز به افرادی که عادت به فالگرفتن با حافظ دارند و میخواهند غزلهای آشنا را در متن کاملشان بشنوند پیشنهاد میشود. همچنین به کسانی پیشنهاد میشود که در مسیرهای روزمره یا زمان استراحت، شنیدن شعر را راهی برای آرامش و تأمل میدانند.
زمان
۵۵ دقیقه
حجم
۷۵٫۹ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۷
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۵۵ دقیقه
حجم
۷۵٫۹ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۷
قابلیت انتقال
ندارد