
دانلود و خرید کتاب صوتی ماهی سیاه کوچولوی اصفهانی
معرفی کتاب صوتی ماهی سیاه کوچولوی اصفهانی
کتاب صوتی ماهی سیاه کوچولوی اصفهانی نوشته مجید پروانهپور با گویندگی جوانشیر بنیاب داستان سفری پرماجرا در دل شهر اصفهان است که نشر ساز و کار آن را منتشر کرده است. در این کتاب صوتی شنونده با ماهی کوچکی در رودخانه زایندهرود همراه میشود که از یکنواختی دنیای زیر آب خسته شده و رؤیای دیدن دنیای آدمها و بناهای تاریخی شهر را در سر میپروراند. ماجرا از کنار سیوسهپل آغاز میشود و بهتدریج به میدان نقشجهان، حوض مدرسه چهارباغ، کاخ عالیقاپو، چهلستون و منارجنبان میرسد و هر بار حادثهای تازه برای این ماهی کنجکاو رقم میخورد. این کتاب صوتی با ترکیب قصهگویی و معرفی مکانهای شناختهشده اصفهان، فضایی میسازد که در آن شنونده هم با ماجراجویی یک ماهی کوچک همراه میشود و هم در خلال داستان با نامها، افسانهها و ویژگیهای معماری و تاریخی شهر آشنا میشود. حضور شخصیت دختری ناشنوا که با زبان اشاره با ماهی دوست میشود، لایهای انسانی و عاطفی به روایت میدهد و گفتوگوهای او با ماهی، مفاهیم دوستی، تفاوت، شجاعت و کنجکاوی را برجسته میکند. کتاب صوتی ماهی سیاه کوچولوی اصفهانی با تکیهبر توصیفهای تصویری از شهر، حالوهوای نوروز، سفره هفتسین و رفتوآمد مسافران، شنونده را به دل اصفهان میبرد و از زاویه دید موجودی کوچک، شهری بزرگ و پررمزوراز را نشان میدهد.
درباره کتاب ماهی سیاه کوچولوی اصفهانی
کتاب صوتی ماهی سیاه کوچولوی اصفهانی داستانی است که مجید پروانهپور در آن یک ماهی سیاه کوچک را به قهرمان سفر در شهر اصفهان تبدیل کرده است. روایت از دل زایندهرود و حوالی سیوسهپل شروع میشود؛ جایی که ماهی سیاه کوچولو همراه خانواده و هزاران ماهی دیگر زندگی میکند اما از تکرار روزمره و محدودبودن به دنیای زیر آب دلزده است. او مدام به بالای پل نگاه میکند و میخواهد بداند آدمها چطور زندگی میکنند. همین کنجکاوی او را تا لبه خطر میبرد؛ جایی که برخلاف هشدار مادرش به نزدیکی پل میرود و سرانجام در کیسه پلاستیکی یک پسرک گرفتار میشود و سر از تنگ بلوری سفره هفتسین درمیآورد. در ادامه کتاب صوتی ماهی سیاه کوچولوی اصفهانی شنونده شاهد جابهجاییهای پیاپی این ماهی بین حوضها و تنگها و رودخانه است؛ از حوض میدان نقشجهان تا حوض مدرسه چهارباغ و دوباره اسارت در کیسهای دیگر. در بخشهای بعدی کتاب صوتی ماهی سیاه کوچولوی اصفهانی ماجرا رنگ تازهای میگیرد؛ وقتی پیرمردی مهربان او را برای نوه ناشنوایش میبرد و دوستی میان ماهی و این دختر شکل میگیرد. این دوستی بهانهای میشود تا دختر، ماهی را در تنگ بلوری با خود به گردش در شهر ببرد و برایش از عالیقاپو، چهلستون، منارجنبان و دیگر بناهای تاریخی بگوید. در خلال این گردشها شنونده با توضیحاتی درباره معماری عالیقاپو، معنای نام آن، تعداد ستونهای چهلستون و تعبیر عدد ۴۰، داستان آتشسوزی بخشی از بنا، مفهوم حجاری، علت نامگذاری منارجنبان و حتی نامهای دیگر سیوسهپل و مسیر زایندهرود آشنا میشود. کتاب صوتی ماهی سیاه کوچولوی اصفهانی بهنوعی در چند بخش و ایستگاه اصلی پیش میرود: زندگی در رودخانه، اسارت در سفره هفتسین، رهایی در میدان نقشجهان، سقوط در حوض مدرسه چهارباغ، دوستی با دختر ناشنوا و گردش در شهر، و درنهایت بازگشت دوباره به زایندهرود. هر بخش با ماجرایی تازه همراه است و در کنار قصه، اطلاعاتی درباره شهر و بناهای آن به شنونده منتقل شده است.
خلاصه کتاب ماهی سیاه کوچولوی اصفهانی
ماهی سیاه کوچولوی اصفهانی از دل زایندهرود و کنار سیوسهپل آغاز میشود؛ جایی که ماهی سیاه کوچولو با پدر و مادر و دیگر ماهیها زندگی میکند و بهخاطر رنگ تیرهاش در رودخانه مشهور است. او از همان ابتدا احساس میکند سرنوشتش فقط این نیست که یک ماهی سیاه بزرگ اصفهانی شود. نگاهش مدام به بالای پل است و رؤیای دیدن شهر و آدمها را در سر دارد. هشدارهای مادر درباره تور ماهیگیران و قلابها و سرنوشت ماهیهای گرفتار، فقط برای مدتی او را میترساند اما تنهایی و دلگرفتگیاش باعث میشود باز هم به نزدیکی پل برود و در خیال خود را جای پدرش بگذارد که روزی تا پل خواجو شنا کرده و روی پله اول پریده است. یک بعدازظهر که ماهی غرق رؤیا و حرفزدن با خودش است ناگهان متوجه میشود در کیسه پلاستیکی دست یک پسرک اسیر شده است. پسرک او را به خانه میبرد تا برای سفره هفتسین نگه دارد. ماهی در تنگ بلوری وسط سفره، با سیب و سمنو و سکه و شمع و آینه روبهرو میشود و از پشت شیشه موجدار تنگ، فقط رنگها و حرکت آدمها را میبیند. چند روز بعد مادر پسرک دلش به حال ماهی میسوزد و میگوید او را آزاد کند. پسرک ابتدا تصمیم دارد ماهی را به گربه حسن بدهد اما حسن پیشنهاد میدهد او را در حوض نقشه جهان رها کنند. ماهی سیاه کوچولو در حوض میدان نقشجهان احساس آزادی میکند، در آب میچرخد و از زیر سطح آب بناهای اطراف و مسافران نوروزی را تماشا میکند. آرامش او کوتاه است؛ کلاغی او را از آب میقاپد و در آسمان با کلاغهای دیگر درگیر میشود. در میان این درگیری ماهی از منقار کلاغ رها میشود و در حوض مدرسه چهارباغ میافتد. اینبار در باغی پر از درخت و رنگ و مسافران تازه قرار میگیرد و باز هم از خطر جان سالم به در میبرد. مدتی بعد مردی که آب حوض را عوض میکند او را میبیند و در کیسهای محکم میاندازد تا برای نوه ناشنوایش ببرد. در راه، ماهی از داخل کیسه شهر را میبیند و آنقدر محو زیبایی اصفهان میشود که فراموش میکند دوباره اسیر شده است. نوه پیرمرد، دختری ناشنواست که با مهربانی به ماهی نگاه میکند و با او دوست میشود. او ماهی را در تنگی بزرگ میاندازد و با زبان اشاره و نگاه به او میفهماند که قصد دارد آزادش کند. ماهی متوجه میشود دختر حرفهای آدمها را نمیشنود اما somehow حرفهای او را میفهمد. آنها درباره دنیای زیر آب و دنیای آدمها حرف میزنند؛ دختر از مدرسه ناشنوایان و زبان اشاره میگوید و ماهی از ماهیهای عجیب رودخانه. ماهی آرزوی دیدن شهر را مطرح میکند و از جملهای که در مدرسه چهارباغ شنیده بود یاد میکند: اصفهان نصف جهان است. دختر تصمیم میگیرد پیش از آزادکردن ماهی، او را به دیدن بناهای شهر ببرد. آنها به عالیقاپو میروند و دختر برای ماهی توضیح میدهد که نام آن بهمعنای سردر بلند است، در میدان نقشجهان قرار دارد، در دوره شاه عباس صفوی طبقاتش اضافه شده و در اتاق موسیقی آن حفرههایی به شکل ساز برای انعکاس صدا ساختهاند. بعد به چهلستون میروند؛ ماهی ستونها را میشمارد و متوجه میشود فقط ۱۸ ستون وجود دارد. دختر مفهوم عدد ۴۰ در ادبیات فارسی، انعکاس ستونها در آب و روایت آتشسوزی بخشی از بنا را برایش شرح میدهد و واژه حجاری را هم توضیح میدهد. سپس نوبت منارجنبان میرسد؛ دختری که از پدرش شنیده اینجا را مناجنبان مینامند چون منارهها را میتوان تکان داد، برای ماهی از این ویژگی عجیب میگوید. در خلال این گردشها دختر اطلاعات دیگری هم درباره سیوسهپل، نامهای دیگر آن مثل اللهوردیخان و مسیر زایندهرود از زردکوه بختیاری تا باتلاق گاوخونی به ماهی میگوید. ماهی با خود فکر میکند چقدر این دختر ناشنوا داناست و حتماً کتابهای زیادی خوانده است. در پایان این دوره گردش، دختر ماهی را کنار زایندهرود میآورد تا او را به خانهاش در رودخانه برگرداند و قول میدهد دفعه بعد او را به هشتبهشت، باغ پرندگان، باغ گلها، کلیسای وانک و گرمابه شیخ بهایی ببرد. درست در همین لحظه پسرک بدجنس سر میرسد و تنگ را از دست دختر میگیرد. دختر با زبان خودشان به ماهی میگوید فرار کند. ماهی چندبار تلاش میکند از تنگ بیرون بپرد اما یا روی زمین میافتد و دوباره در تنگ میافتد یا پسرک او را میگیرد. در کشمکش میان دختر و پسر، پسرک زمین میخورد و تنگ به داخل رودخانه پرت میشود. تنگ روی آب شناور میماند و ماهی نمیتواند بهراحتی بیرون بپرد. در این لحظه پدر و مادر و ماهیهای فامیل از زیر تنگ خود را به آن میکوبند و با فشار و رهاکردن پیاپی، تنگ را واژگون میکنند تا در آب غرق شود و ماهی سیاه کوچولو آزاد شود. او به رودخانه برمیگردد اما دوستیاش با دختر ادامه پیدا میکند؛ هر بار که دختر و خانوادهاش به کنار زایندهرود میآیند، ماهی پیش آنها میرود، در تنگ بلوری میافتد، به گردش در شهر میرود و دوباره به آب بازمیگردد. در پایان، دوستانش در رودخانه او را به نام تازهای صدا میزنند: ماهی سیاه دانا که حالا از شهر و بناهایش چیزهای زیادی برای تعریفکردن دارد.
چرا باید کتاب ماهی سیاه کوچولوی اصفهانی را بشنویم؟
کتاب صوتی ماهی سیاه کوچولوی اصفهانی از زاویه دید یک ماهی کوچک، شهر اصفهان را به شنونده نشان میدهد و همین زاویه دید متفاوت باعث میشود بناهای تاریخی و فضاهای شهری نه بهصورت فهرست اطلاعات، بلکه در دل ماجرا و حادثه معرفی شوند. شنونده همراه با ترسها، شجاعت و کنجکاوی ماهی پیش میرود و همزمان نامها و ویژگیهای مکانهایی مثل سیوسهپل، میدان نقشجهان، مدرسه چهارباغ، عالیقاپو، چهلستون و منارجنبان را میشنود و در ذهنش تصویر میکند. این کتاب صوتی در عین روایت ماجراجویانه، مفاهیمی مثل خطرپذیری، میل به تجربه دنیای تازه، ارزش دوستی و تفاوتهای انسانی را هم مطرح کرده است. حضور دختر ناشنوا و گفتوگوهای او با ماهی، شنونده را با دنیای ناشنوایان، زبان اشاره و شیوه دیگری از ارتباط آشنا میکند و نشان میدهد که شنیدن فقط به معنای شنیدن صدا نیست. در خلال داستان، اطلاعات تاریخی و معماری بهگونهای وارد میشود که برای شنونده بهصورت قصهوار و بهیادماندنی باقی میماند؛ از معنای نام عالیقاپو و تعبیر عدد ۴۰ در چهلستون گرفته تا مسیر زایندهرود و نامهای دیگر سیوسهپل. برای کسانی که به شناخت شهرها و بناهای تاریخی علاقهمند هستند، این کتاب صوتی نمونهای است از اینکه چطور میتوان یک شهر را از نگاه موجودی کوچک و خیالپرداز دید و در عین حال درباره آن آموخت. برای شنونده کمسنتر نیز ماجراهای پیدرپی، اسارتها و رهاییها، حضور کلاغها، گربه، حوضها و سفره هفتسین جذابیت داستانی ایجاد کرده است و در پس این جذابیت، آشنایی با فرهنگ نوروز و فضای شهری اصفهان شکل میگیرد.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن کتاب صوتی ماهی سیاه کوچولوی اصفهانی به کسانی پیشنهاد میشود که به داستانهای ماجراجویانه شهری و فضاهای پرجزئیات علاقهمند هستند. به خانوادهها و مربیانی پیشنهاد میشود که بهدنبال اثری برای آشنایی کودکان و نوجوانان با شهر اصفهان، بناهای تاریخی و حالوهوای نوروز هستند. به علاقهمندان به موضوعات مرتبط با تفاوتهای فردی، ناشنوایی و شیوههای گوناگون ارتباط نیز پیشنهاد میشود؛ چون دوستی ماهی و دختر ناشنوا در مرکز روایت قرار گرفته است. همچنین به شنوندگانی پیشنهاد میشود که از ترکیب قصه، سفر و اطلاعات فرهنگی در قالب یک کتاب صوتی لذت میبرند.
زمان
۳۵ دقیقه
حجم
۲۴٫۵ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۶
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۳۵ دقیقه
حجم
۲۴٫۵ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۶
قابلیت انتقال
ندارد