
دانلود و خرید کتاب صوتی تشابه اسم
معرفی کتاب صوتی تشابه اسم
کتاب صوتی تشابه اسم نوشتهی سعید فتاحی با گویندگی الهام سنجابی شیرازی و بهکوشش نشر ناران منتشر شده است. این کتاب صوتی داستانی کوتاه و صمیمی از زندگی دختری نوجوان است که در فضای پس از جنگ و در سایهی خاطرهی دفاع مقدس بزرگ شده و درگیر پرسشهایی دربارهی گذشتهی پدرش است. پدری که سالها در جبهه حضور داشته اما در خانه کمتر از جنگ و جبهه حرف زده و همین سکوت، ذهن دختر را پر از سؤال و مقایسه کرده است. در این کتاب صوتی شنونده وارد حیاط کوچک خانهای در همدان میشود؛ خانهای با دیوارهای کاهگلی، حوض بیآب و باغچههای پر از علف که صحنهی اصلی کشمکشهای درونی دختر با خودش و با تصویر پدر است. فضای مدرسهی شاهد، عکسهای شهدا روی دیوارها، مراسم صبحگاه و خاطرهگویی فرزندان شهدا و جانبازان، همه در کنار هم دنیای نوجوانی را نشان میدهد که میان احترام به پدر و احساس کمبود و خجالت، سرگردان است. کتاب صوتی تشابه اسم با تمرکز بر یک اتفاق ساده در مدرسه و یک تکلیف نوشتن مقاله دربارهی ۸ سال دفاع مقدس، بهتدریج پرده از گذشتهی پدر برمیدارد و نشان میدهد پشت ظاهر آرام و جسم رنجور او چه تاریخ پنهانی خوابیده است. این کتاب صوتی بیش از آنکه دربارهی جنگ باشد دربارهی فاصلهی نسلها، ناآگاهی فرزندان از رنجهای والدین و لحظهی تلخ و شیرین کشف حقیقت است.
درباره کتاب تشابه اسم
کتاب صوتی تشابه اسم داستانی از سعید فتاحی است که در بستری خانوادگی و مدرسهای، موضوع دفاع مقدس را از زاویهی نگاه یک دختر نوجوان روایت کرده است. در این داستان، شنونده با خانوادهای روبهرو میشود که پس از سالها زندگی در کرمانشاه به همدان برگشتهاند؛ پدری پاسدار که در سپاه کار میکند، مادری که در بمباران هوایی شهید شده و دو دختر که هرکدام بهنوعی با غیبت مادر و وضعیت پدر کنار آمدهاند. فضای داستان در مدرسهی شاهد شکل میگیرد؛ جایی که تقریباً همهی دانشآموزان فرزند شهید یا رزمندهاند و همین موضوع، زمینهی مقایسه و احساس کمبود را برای راوی فراهم کرده است. او پدرش را کارمند سادهی تعاونی و فروشگاه سپاه میبیند و با دیدن عکسهای شهدا و شنیدن خاطرات حماسی همکلاسیها، به این نتیجه میرسد که پدرش در جبهه کار مهمی انجام نداده است. کتاب صوتی تشابه اسم در چند صحنهی اصلی پیش میرود: معرفی خانه و خانواده، ورود به مدرسهی جدید، اعلام تکلیف نوشتن مقاله دربارهی وقایع ۸ سال دفاع مقدس، گفتوگوی پر از سوءتفاهم دختر با پدر، نوشتن نامه به یک رزمندهی جانباز و درنهایت مراسم مدرسه که قرار است در آن یک «شهید زنده» مقالات را بخواند. در دل این صحنهها، شنونده با جزئیاتی مثل سرفههای شدید پدر، لاغری و ضعف جسمی او، نگرانی همیشگی خواهر، و نگاه قضاوتگر و درعینحال ناآگاه دختر روبهرو میشود. داستان فصلبندی رسمی با عناوین جداگانه ندارد اما بهگونهای پیش میرود که میتوان بخشهایی مانند «اسبابکشی به همدان»، «مدرسهی شاهد»، «تکلیف مقاله»، «نامه به رزمندهی جانباز» و «مراسم مدرسه» را بهعنوان گرههای اصلی آن تشخیص داد. در پایان، تشابه اسم حاج حسینِ معرفیشده در مدرسه با نام پدر، به کشف حقیقت و دگرگونی نگاه دختر منجر میشود بیآنکه داستان وارد توضیحات طولانی یا شعارگونه شود.
خلاصه کتاب تشابه اسم
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند! راوی کتاب صوتی تشابه اسم دختری سالاولی در دبیرستان است که همراه پدر پاسدار و خواهر دیپلمهاش از کرمانشاه به همدان نقل مکان کرده است. مادر در بمباران هوایی صدام زیر آوار مانده و شهید شده و پدر که سالها در جبهه حضور داشته اکنون با بدنی لاغر، سرفههای شدید و چشمانی کمسو در خانه و مدرسهی جدید، زندگی آرامی را میگذراند. دختر در مدرسهی شاهد ثبتنام میکند؛ جایی که تقریباً همهی دانشآموزان فرزند شهید یا رزمندهاند. فضای مدرسه، عکسهای شهدا روی دیوارها و خاطرهگویی هرروزهی بچهها از پدران و برادران شهید و جانبازشان باعث میشود او خود را در کنار آنها کماهمیت ببیند. در ذهنش، پدر فقط کارمند تعاونی سپاه است که احتمالاً در آشپزخانه یا انبار مهمات پشت جبهه بوده و کارش آنقدرها هم «حماسی» نبوده است. مدیر مدرسه تکلیفی میدهد: نوشتن مقالهای دربارهی وقایع ۸ سال دفاع مقدس. این تکلیف، دختر را بههم میریزد. او از خود میپرسد چرا پدرش در این هشت سال هیچ خاطرهای برایش تعریف نکرده و چرا چیزی برای گفتن در مراسم مدرسه ندارد. شبی در حیاط خانه، وقتی پدر کنار حوض بیآب وضو میگیرد، دختر بیمقدمه از او دربارهی حضورش در جبهه میپرسد و با لحنی که بوی سرزنش میدهد میگوید نمیتواند از بچهها بخواهد فضای جبهه را برایش تعریف کنند درحالیکه پدرش در جایی «مثل خانه» خدمت میکرده است. این حرفها پدر را به سرفههای طولانی میاندازد و دختر بعد از آن، بیشتر در ذهنش او را بهعنوان کسی میبیند که از خط مقدم دور بوده است. وقتی مدیر مدرسه اعلام میکند قرار است یک جانباز و رزمندهی مشهور که به او «شیر خط مقدم» میگفتند برای داوری مقالات بیاید، دختر در ذهنش فاصلهی عظیمی میان این رزمنده و پدر خود میبیند. شب، بهجای نوشتن مقاله، نامهای خطاب به آن رزمنده مینویسد و در آن اعتراف میکند که از پدرش خجالت میکشد چون فکر میکند او در قسمت پشتیبانی بوده است و از رزمنده میخواهد برای پدرش دعا کند. فردا صبح، نامه را بینام تحویل میدهد. در مراسم مدرسه، مدیر از «حاج حسین» جانباز دعوت میکند تا پشت میکروفون بیاید. شنیدن این نام برای دختر عجیب است اما وقتی پدرش پشت سر مدیر ظاهر میشود، شوک اصلی آغاز میشود. او میفهمد همان رزمندهی مشهور که سالها در خط مقدم بوده و اکنون بهخاطر بمباران شیمیایی در آستانهی مرگ است، پدر خودش است. پدر پشت میکروفون از نوشتههای بچهها تعریف میکند و میگوید همهشان بوی وصیتنامهی شهدا را میدهد و بعد از مدیر میخواهد به همه تقدیرنامه بدهد. سپس از یک مقالهی بینام حرف میزند که در آن دختری نوشته برای او دعا میکند و از او خواسته برای پدرش دعا کند. پدر در جمع قول میدهد برای آن پدر دعا کند و از نویسندهی نامه میخواهد او هم دعایش را فراموش نکند. دختر با گریه بهدنبالش میدود و از او عذرخواهی میکند. در پایان، روایت به زمانی میرسد که یک سال از شهادت پدر گذشته و دختر هر هفته بر سر مزارش میرود، روی سنگش آب و گلاب میریزد و به یاد قولی که داده برای «حاج حسین رزمنده» دعا میخواند و مطمئن است پدر هم برای او دعا میکند.
چرا باید کتاب تشابه اسم را بشنویم؟
کتاب صوتی تشابه اسم با تمرکز بر یک موقعیت سادهی مدرسهای، موضوع دفاع مقدس را از زاویهای نزدیک به زندگی روزمره و احساسات نوجوانان نشان داده است. در این داستان، شنونده با تجربهی درونی دختری روبهرو میشود که میان احترام به پدر و میل به افتخارکردن در جمع همکلاسیها گیر کرده و بهخاطر ندانستن حقیقت، پدرش را ناعادلانه قضاوت کرده است. این زاویهی دید، موضوع جنگ را از سطح شعار و روایتهای رسمی پایین میآورد و به سطح رابطهی پدر و دختر، احساس خجالت، حسرت و درنهایت پشیمانی میکشاند. این کتاب صوتی بهخوبی نشان داده است که همهی نقشها در جنگ، حتی پشتیبانی و تدارکات، بخشی از یک زنجیرهی واحد بوده و قضاوتکردن آدمها فقط بر اساس ظاهر و اطلاعات ناقص، میتواند به سوءتفاهمهای عمیق منجر شود. شنونده در طول داستان با نشانههایی مثل سرفههای مداوم پدر، ضعف جسمی او و نگرانی خواهر آشنا میشود و در پایان متوجه میشود پشت این نشانهها چه گذشتهای پنهان بوده است. همین روند، مفهوم «شهید زنده» و تأثیر بمباران شیمیایی را از یک عنوان کلی به تجربهای ملموس و انسانی تبدیل کرده است. از سوی دیگر، کتاب صوتی تشابه اسم به موضوع فاصلهی نسلها و سکوت والدین دربارهی گذشته پرداخته است. پدری که سالها در خط مقدم بوده اما در خانه کمتر از جنگ گفته، دختری که در فضای مدرسهی شاهد و میان فرزندان شهدا رشد کرده و برای داشتن یک خاطرهی قابل تعریف در جمع، پدرش را با دیگران مقایسه کرده است. این تضاد، شنونده را به فکر میاندازد که چقدر از زندگی نزدیکترین آدمها نادیده مانده و چطور یک گفتوگوی ناتمام میتواند سالها سوءتفاهم بسازد. درنهایت، این کتاب صوتی با پایانی تلخ و درعینحال آرام، مفهوم دعا، یاد، و وفاداری به قول را در رابطهی دختر و پدر برجسته کرده است.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن کتاب صوتی تشابه اسم به نوجوانان و جوانانی پیشنهاد میشود که به داستانهای کوتاه با محوریت خانواده و رابطهی پدر و فرزند علاقهمند هستند. همچنین به کسانی پیشنهاد میشود که دغدغهی شناخت تجربههای نسل جنگ، جانبازان و شهدا را در قالب روایتی صمیمی و قابل لمس دارند. این کتاب صوتی برای معلمان، مربیان پرورشی و فعالان حوزهی فرهنگی مدارس که بهدنبال نمونههایی برای گفتوگو دربارهی دفاع مقدس با نسل جدید هستند نیز مناسب است. به خانوادههایی که درگیر پیامدهای جنگ، مهاجرت از شهرهای مرزی یا از دستدادن عزیزان در بمباران بودهاند هم میتوان این کتاب صوتی را پیشنهاد کرد تا بخشی از تجربهی ناگفتهی خود را در آن بازشناسی کنند.
زمان
۱۴ دقیقه
حجم
۱۲٫۹ مگابایت
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۱۴ دقیقه
حجم
۱۲٫۹ مگابایت
قابلیت انتقال
ندارد