
دانلود و خرید کتاب صوتی پشت درختان بید
معرفی کتاب صوتی پشت درختان بید
کتاب صوتی پشت درختان بید نوشته آلگرنون بلکوود با ترجمه اسدالله حقانی و گویندگی مسعود بطحائی شنونده را به دل یکی از مشهورترین داستانهای ترسناک و وهمآلود ادبیات انگلیسی میبرد؛ داستانی که در مرز میان طبیعت، رؤیا و وحشت حرکت میکند. نشر آرادمان آن کتاب را منتشر کرده و خانه داستان چوک این نسخه صوتی را تقدیم کرده است. در این کتاب صوتی دو مرد ماجراجو با یک کانوی کوچک کانادایی، مسیر طولانی رود دانوب را تا مردابهای متروک و پررمزوراز بیدها دنبال میکنند؛ جایی که رودخانه به شبکهای از کانالها، جزیرههای شنی ناپایدار و انبوه بوتههای بید تقسیم میشود. ابتدا همهچیز شبیه یک سفر ماجراجویانه در دل طبیعت است: چادر، آتش، شنا در آب سرد، تماشای پرندگان و حیوانات، و لذت رهاشدن در جریان رودخانه. اما بهتدریج، همان چشمانداز زیبا به صحنهای ناآرام و تهدیدکننده تبدیل میشود. کتاب صوتی پشت درختان بید با توصیفهای بسیار دقیق از رودخانه، باد، ماسه و درختان بید، فضایی میسازد که شنونده کمکم احساس میکند چیزی نامرئی در کمین است؛ نیرویی که نه کاملاً طبیعی است و نه بهطور واضح ماورایی، اما حضورش در هر سطر سنگینی میکند. گویندگی مسعود بطحائی با ریتمی حسابشده، این تغییر تدریجی از شگفتی و لذت به اضطراب و وحشت را برجسته کرده است و شنیدن آن کتاب را به تجربهای تصویری و حسی تبدیل کرده است؛ تجربهای که بیش از آنکه بر «ترس ناگهانی» تکیه کند، بر خزش آرام و مداوم دلهره در ذهن و تخیل شنونده بنا شده است.
درباره کتاب پشت درختان بید
کتاب پشت درختان بید داستانی است که آلگرنون بلکوود در قالب سفر دو دوست ماجراجو بر رود دانوب روایت کرده است. راوی و همسفر سوئدیاش با یک کانوی سبک، از حوالی وین راه میافتند و در میانه راه، به منطقهای میرسند که روی نقشه فقط با یک کلمه مشخص شده: «مرداب». آنجا رودخانه به دهها شاخه و کانال تقسیم شده، جزیرههای شنی مدام شکل عوض میکنند و همهجا را بوتههای کوتاه و انبوه بید پوشانده است. کتاب پشت درختان بید در فصلهای پیدرپی، این سفر را از یک ماجراجویی شاد و پرهیجان به تجربهای هولناک در دل طبیعتی بیاعتنا و شاید خصمانه تبدیل کرده است. در این کتاب صوتی شنونده در فصلهای مختلف، از «فصل یکم» تا فصلهای بعدی، با چند محور اصلی همراه میشود: توصیف دقیق و طولانی مسیر دانوب از جنگل سیاه تا مجارستان، رابطه عاطفی و تقریباً شخصی دو مرد با رودخانه، ورودشان به «سرزمین بیدها»، برپا کردن کمپ روی یکی از جزیرههای شنی، و سپس رخدادهای ناآرامی که از همان شب اول شروع میشود. در فصلهای بعدی، کتاب پشت درختان بید بهتدریج نشانههای اختلال را روی هم میگذارد: سیلابی که مدام بالا میآید، باد غربی که در آسمان صاف به طوفان تبدیل میشود، جزیرهای که هر ساعت کوچکتر میشود، حیواناتی که ظاهرشان شبیه چیز دیگری به نظر میرسد، مرد قایقسواری که از دور فریاد میزند و صلیب میکشد، و مهمتر از همه، احساس مزاحمت و «دعوتنشدگی» که در ذهن راوی ریشه میدواند. در فصل دوم و سوم، ماجرا از سطح توصیف طبیعت فراتر میرود و به قلمرویی نزدیک میشود که در آن، درختان بید انگار اراده و آگاهی دارند، اشکال عظیم و برنزیرنگی در میان شاخهها زیر نور ماه بالا میروند، و حوادث ظاهراً کوچک و «قابلتوضیح» مثل سوراخشدن کف کانو، ناپدیدشدن یکی از پاروها و تراشیدهشدن سطح پارو دیگر، به نشانههای دخالت نیرویی ناشناخته تبدیل میشوند. در همین فصلها، گفتوگوهای راوی و سوئدی درباره «قربانی»، «خدایان این مکان» و اینکه آیا باید درباره آنچه میبینند حرف بزنند یا سکوت کنند، لایه روانشناختی داستان را پررنگ کرده است.
خلاصه داستان پشت درختان بید
راوی کتاب صوتی پشت درختان بید همراه دوست سوئدیاش با یک کانوی کانادایی، دانوب را از حوالی وین تا مردابهای پاییندست دنبال میکند. در آغاز، همهچیز رنگ ماجراجویی دارد: حرکت سحرگاهی، عبور از شهرها و دژهای قدیمی، تماشای پرندگان و حیوانات، و احساس همراهی با رودخانهای که برایشان مثل یک موجود زنده است؛ موجودی که «شخصیت» دارد، بازیگوش میشود، قهر میکند، آواز میخواند و رازهایش را در شب برای ماه زمزمه میکند. با رسیدن به منطقه مردابی، دانوب به شبکهای از کانالها و جزیرههای شنی تقسیم میشود که هر روز شکل عوض میکنند. دو مرد روی یکی از این جزیرهها چادر میزنند؛ جزیرهای کوچک، بدون سکنه، محاصرهشده با انبوه بوتههای بید و در معرض باد شدید و سیلاب رو به افزایش. از همینجا، لحن داستان تغییر میکند. ابتدا فقط حس دوری از تمدن و تنهایی مطلق است، اما کمکم راوی احساس میکند وارد قلمرویی شدهاند که به «دیگران» تعلق دارد؛ قلمرویی که برای انسانها نگهداشته نشده و حضورشان در آن نوعی تجاوز است. نشانهها آرام و تدریجی ظاهر میشوند: باد در آسمان صاف به طوفان غربی بدل میشود، سطح رودخانه هر ساعت بالاتر میآید، جزیره زیر ضربه امواج فرسوده میشود، و بوتههای بید در باد چنان موج میخورند که انگار خود جزیره در حرکت است. راوی در میان این صحنهها، احساسی مبهم و هشداردهنده را تجربه میکند که نمیتواند توضیحش دهد؛ احساسی که بهطور خاص به درختان بید گره خورده است. او بیدها را مثل ارتشی بیپایان میبیند که دور رودخانه حلقه زدهاند، گوش میدهند، انتظار میکشند و بهنوعی علیه دو مرد موضع گرفتهاند. در طول شب، این احساس به اوج میرسد. راوی زیر نور ماه، در میان باد و صدای رودخانه، اشکال عظیم و برنزیرنگی را میبیند که از میان نوک بوتههای بید بهسوی آسمان بالا میروند؛ ستون زندهای از هیبتهایی که در هم میپیچند و ناپدید میشوند. او میان اینکه آنها را بهعنوان «نیروهای عنصری» واقعی بپذیرد یا توهمی ساخته نور و باد و ذهن خستهاش بداند، سرگردان میماند. همزمان، حوادثی ظاهراً عینی رخ میدهد: دیدن «سمور»ی که در نگاه اول شبیه جسد انسان غرقشده است، مرد قایقسواری که از دور فریاد میزند و صلیب میکشد، ناپدیدشدن یکی از پاروها، سوراخشدن کف کانو و تراشیدهشدن سطح پاروی باقیمانده. سوئدی که در ابتدا عملگرا و بیتخیل معرفی شده، بهتدریج دچار اضطراب و وسواس میشود، از «قربانی» حرف میزند و از «خدایان این مکان» نام میبرد. او و راوی هر دو میدانند که بدون پارو و با کانوِ سوراخ، خروج از این منطقه سیلابی تقریباً ناممکن است. در عین حال، هر دو از بیان مستقیم آنچه حس میکنند طفره میروند، چون میدانند نامبردن از آن، وحشت را واقعیتر میکند. داستان در فصلهای بعدی، این کشمکش میان توضیحدادن همهچیز با باد و ماسه و تصادف، و پذیرفتن دخالت نیرویی ناشناخته را ادامه میدهد و رابطه دو مرد با هم، با رودخانه و با درختان بید را در مرزی لرزان میان عقل و هذیان نگه میدارد.
چرا باید کتاب پشت درختان بید را بشنویم؟
کتاب صوتی پشت درختان بید نمونهای از وحشت تدریجی است که بهجای تکیه بر صحنههای ناگهانی و خونآلود، از دل طبیعت و از طریق حس «بیجایی» و «دعوتنشدگی» ترس میسازد. شنونده در طول روایت، همراه با راوی و همسفرش، از لذت سفر در رودخانه و تماشای پرندگان و حیوانات، به نقطهای میرسد که همان منظرهها و صداها معنایی تهدیدکننده پیدا میکنند. این جابهجایی آرام، تجربه شنیدن آن کتاب را به نوعی سفر ذهنی تبدیل کرده است که در آن، مرز میان واقعیت بیرونی و اضطراب درونی مدام جابهجا میشود. این کتاب صوتی برای کسانی که به توصیفهای دقیق و حسی علاقه دارند جذاب است. بلکوود با جزئیات فراوان از جریان آب، شکل جزیرهها، حرکت بوتههای بید، صدای باد و حتی رفتار پرندگان و حیوانات حرف زده است و همین جزئیات، وقتی با گویندگی مسعود بطحائی همراه میشود، فضایی میسازد که شنونده میتواند آن را تقریباً «ببیند» و «حس کند». در عین حال، گفتوگوهای راوی و سوئدی درباره رودخانه، سرنوشت، قربانی و «قدرتهای این مکان» لایهای فلسفی و روانشناختی به داستان داده است؛ لایهای که نشان میدهد چگونه ذهن انسان در مواجهه با طبیعتی عظیم و بیاعتنا، میان توضیح علمی و اسطورهسازی در نوسان است. شنیدن این کتاب صوتی همچنین فرصتی است برای آشنایی با نوعی وحشت که ریشهاش در «عناصر» است: آب، باد، ماسه و درخت. در پشت درختان بید، این عناصر فقط پسزمینه نیستند، بلکه بهتدریج به بازیگران اصلی تبدیل میشوند؛ بازیگرانی که شاید آگاه نیستند، اما حضورشان بر روان شخصیتها سنگینی میکند. برای کسانی که به داستانهایی علاقه دارند که در آن مکان، هوا، نور و صدا خودشان شخصیت بهحساب میآیند، این کتاب صوتی تجربهای متفاوت فراهم کرده است.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن کتاب صوتی پشت درختان بید به کسانی پیشنهاد میشود که به داستانهای ترسناک و وهمآلود با ریتم آرام و فضاسازی پرجزئیات علاقه دارند. همچنین به دوستداران ادبیات طبیعت، ماجراجویی در دل چشماندازهای بکر، و کسانی که از روایتهایی درباره سفر، رودخانهها و احساس گمشدن در مکانهای دور از تمدن لذت میبرند پیشنهاد میشود. به علاقهمندان داستانهایی که در آن مرز میان واقعیت و توهم، و میان توضیح طبیعی و تفسیر ماورایی مبهم است نیز میتوان این کتاب صوتی را پیشنهاد کرد؛ بهویژه شنوندگانی که حوصله همراهی با توصیفهای طولانی و شکلگیری تدریجی دلهره را دارند، نهکسانی که فقط بهدنبال ترس سریع و لحظهای هستند.
زمان
۲ ساعت و ۵۲ دقیقه
حجم
۳۹۵٫۶ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۸
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۲ ساعت و ۵۲ دقیقه
حجم
۳۹۵٫۶ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۸
قابلیت انتقال
ندارد