دانلود رایگان کتاب صوتی سقط جنین (قسمت اول)
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب صوتی سقط جنین (قسمت اول)

دانلود و خرید کتاب صوتی سقط جنین (قسمت اول)

نویسنده:علی پاینده
امتیازبدون نظر

معرفی کتاب صوتی سقط جنین (قسمت اول)

کتاب صوتی نمایش رادیویی داستان سقط جنین: قسمت01 نوشته علی پاینده اثری است که در قالب یک نمایش رادیویی پرتنش و گفت‌وگومحور پیش می‌رود و نشر خانه داستان چوک آن را منتشر کرده است. در این کتاب صوتی شنونده با روایتی یک‌نفره و درعین‌حال پر از دیالوگ‌های زنده روبه‌رو است که به‌وسیله گروه گویندگان اجرا شده و فضای یک نمایش رادیویی کامل را شکل داده است. ماجرا حول یک روز خاص و سرنوشت‌ساز می‌چرخد؛ روزی که راوی و دختری به نام پروانه تصمیم می‌گیرند برای سقط جنین به مطب یک دکتر در جنوب شهر بروند و در طول مسیر، همه تردیدها، ترس‌ها، خشم‌ها و وابستگی‌هایشان رو می‌شود. این کتاب صوتی با گویندگی گروه گویندگان منتشر شده و از همان جملات آغازین، شنونده را وارد ذهن آشفته و پر از کشمکش مجید می‌کند؛ مردی که بین شک و احساس گناه، بین بی‌اعتمادی و دلبستگی، و بین فرار از مسئولیت و ترس از رسوایی گیر افتاده است. فضای اثر کاملاً شهری است و از پیامک‌ها، تماس‌های تلفنی، عابر بانک، آزمایشگاه، عطاری و مطب دکتر تا خیابان‌های شلوغ و پل‌های سیمانی، همه در خدمت ساختن یک روز پراضطراب قرار گرفته‌اند. نمایش رادیویی داستان سقط جنین: قسمت01 بیش از آنکه فقط درباره یک عمل پزشکی باشد، درباره فشارهای اجتماعی، ترس از قضاوت دیگران، و رابطه‌ای است که زیر بار این فشارها ترک برمی‌دارد.

درباره کتاب نمایش رادیویی داستان سقط جنین: قسمت01

کتاب صوتی نمایش رادیویی داستان سقط جنین: قسمت01 با تمرکز بر یک موقعیت فشرده و محدود در زمان، جهان داستانی خود را شکل داده است. علی پاینده در این کتاب صوتی، ماجرای یک زوج جوان را روایت کرده است که درگیر پیامدهای یک رابطه پنهانی و بارداری ناخواسته شده‌اند. راوی که مجید نام دارد، از همان جمله «امروز بچه‌مان را سقط کردیم» شنونده را در دل ماجرا پرتاب می‌کند و سپس با بازگشت به عقب، روند شکل‌گیری این تصمیم را قدم‌به‌قدم باز می‌کند. ساختار اثر شبیه یک تک‌گویی طولانی است که در آن، صدای مجید با دیالوگ‌های پروانه، پیامک‌ها، خاطرات و تصویرهای ذهنی‌اش درهم می‌آمیزد و یک جریان پیوسته از گفت‌وگو و مونولوگ می‌سازد. در این میان، شخصیت‌هایی مثل مژگان، سمیه، مریم، پدر و مادر پروانه و حتی پرستار آزمایشگاه، هرچند حضور فیزیکی ندارند اما از خلال حرف‌ها و خاطرات، در فضای داستان حضور پررنگی پیدا می‌کنند. کتاب صوتی نمایش رادیویی داستان سقط جنین: قسمت01 در قالب یک قسمت از یک برنامه رادیویی فرهنگی معرفی شده است؛ برنامه شماره ۴۱ کانون فرهنگی چوب که در استودیوی خانه داستان چوک ضبط شده و همین اشاره، حال‌وهوای یک تولید گروهی و استودیویی را به شنونده منتقل می‌کند. در کتاب صوتی نمایش رادیویی داستان سقط جنین: قسمت01 شنونده با یک روز پراضطراب همراه می‌شود؛ از لحظه‌ای که پروانه با یک تماس ناگهانی خبر بارداری را می‌دهد تا زمانی که هر دو مقابل در زردرنگ خانه‌ای در جنوب شهر می‌ایستند؛ دری که به‌نوعی به‌عنوان دروازه جهنم و محل حساب‌وکتاب گناه در ذهن راوی تصویر شده است. در طول این مسیر، شنونده با جزئیات متعددی روبه‌رو است: پیامک‌های تهدیدآمیز و ملتمسانه پروانه، شک‌های مجید درباره واقعی‌بودن بارداری، ترس او از نقشه‌های خانوادگی و تیغ‌زدن، خاطرات رابطه قبلی‌اش با مریم، و مقایسه دائمی این دو رابطه. متن به‌تدریج از سطح یک ماجرای ساده «بچه ناخواسته» فاصله می‌گیرد و به لایه‌های عمیق‌تری مثل ترس از آبرو، نابرابری جنسیتی، فشار خانواده، و تضاد میان میل به پدرشدن و وحشت از مسئولیت نزدیک می‌شود. نمایش رادیویی در یک قسمت متمرکز شده و با تکیه‌بر گفت‌وگوهای طولانی در ماشین، عابر بانک، مطب دکتر و خاطرات آزمایشگاه، فضایی می‌سازد که در آن شنونده مدام بین همدلی و قضاوت نسبت به شخصیت‌ها در نوسان است.

خلاصه داستان نمایش رادیویی داستان سقط جنین: قسمت01

روایت کتاب صوتی نمایش رادیویی داستان سقط جنین: قسمت01 از زبان مجید، مرد جوانی است که در همان جمله اول اعلام می‌کند «امروز بچه‌مان را سقط کردیم» و بعد شروع می‌کند به بازگشتن به عقب و مرور مسیری که به این نقطه رسیده است. او از تماس ناگهانی پروانه می‌گوید؛ دختری که مدتی است رفتارش عوض شده، عصبی است، فاصله گرفته و حالا ناگهان خبر می‌دهد که «یک ماهه از تو حامله‌ام» و برای سقط جنین ۴۰۰ هزار تومان می‌خواهد. مجید بین دو صدا در ذهنش گیر کرده است؛ یک‌سو می‌گوید این فقط نقشه‌ای برای تیغ‌زدن است و سوی دیگر هشدار می‌دهد که اگر حتی یک درصد راست بگوید چه. او به داستان‌های حوادث روزنامه فکر می‌کند، به باندهای خانوادگی که مردها را در دام می‌اندازند، به احتمال اینکه بچه از دیگری باشد و بخواهند گردن او بیندازند، و به قحطی شوهر و نقشه‌های احتمالی خانواده پروانه. در ادامه، پیامک‌ها و تماس‌های پروانه شدت می‌گیرد؛ از فحش و نفرین تا التماس و قسم‌خوردن. او از قرص‌های مختلف، داروهای عطاری، شیاف‌ها و تلاش‌های ناموفق برای انداختن بچه می‌گوید و مدام تأکید می‌کند که جواب آزمایش و سونوگرافی دارد. مجید که بین شک و دلسوزی معلق است، سرانجام قبول می‌کند که اگر قرار است پولی بدهد، باید خودش همراه پروانه پیش دکتر برود. قرار می‌گذارند در دانشگاه همدیگر را ببینند. مسیر تا دانشگاه برای مجید طولانی و پر از فکرهای سیاه است؛ از احتمال نقشه و اخاذی تا ترس از دادگاه و استفاده از پیامک‌ها و عکس‌های نیمه‌برهنه به‌عنوان مدرک. وقتی پروانه را می‌بیند، با چهره‌ای گریان و عینک آفتابی روبه‌رو می‌شود؛ دختری که دیگر آن پروانه همیشگی نیست. در ماشین، پروانه گردنبندی را که گفته بود می‌خواهد بفروشد نشان می‌دهد، جواب آزمایش‌ها و سونوگرافی را از کیفش بیرون می‌آورد و با انگشت لاک‌زده‌اش عدد ۲۵ را روی برگه نشان می‌دهد؛ عددی که به‌گفته او یعنی تست بارداری مثبت است. مجید وانمود می‌کند که اصطلاحات انگلیسی برگه‌ها را می‌فهمد اما درواقع از روی واکنش‌های پروانه سعی می‌کند راست و دروغ را تشخیص دهد. وقتی از او می‌خواهد به جان رویا، خواهرزاده خردسالش، قسم بخورد، پروانه با چشم‌های آبی خیسش مستقیم در چشم او نگاه می‌کند و می‌گوید که هم حامله است و هم مطمئن است بچه از مجید است. مجید پاکت آزمایش‌ها را پشت ماشین پنهان می‌کند و در ذهنش آن را «آبرو»ی پروانه می‌نامد؛ مدرکی که هم می‌تواند او را نجات دهد و هم نابود کند. بخش بعدی کتاب صوتی نمایش رادیویی داستان سقط جنین: قسمت01 به مسیرشان تا مطب دکتر در جنوب شهر اختصاص دارد. در راه، مجید از عابر بانک‌ها پول می‌گیرد، مدام موجودی حساب‌هایش را چک می‌کند و با محدودیت برداشت روزانه درگیر است. پروانه پیشنهاد می‌دهد بخشی از پول را به کارت خودش منتقل کنند تا از حساب او هم برداشت شود. در این میان، گفت‌وگوهایشان از جزئیات مالی فراتر می‌رود و به خاطرات و مقایسه‌ها می‌رسد؛ مجید از مریم، دوست‌دختر قبلی‌اش، می‌گوید که با وجود رابطه طولانی و بدون پیشگیری هرگز حامله نشده بود و همین مقایسه، شک او را نسبت به بارداری پروانه بیشتر می‌کند. در مقابل، پروانه از لحظه‌ای می‌گوید که در درمانگاه، آزمایش را به نام خودش داده، پرستار با لحنی شاد گفته «مثبته، تبریک» و او بعد از شنیدن این جمله، در گوشه‌ای نشسته و گریه کرده است. در طول مسیر، بحث‌ها بین نگه‌داشتن و سقط‌کردن بچه در نوسان است. مجید گاهی پیشنهاد می‌دهد که بچه را نگه دارند، ازدواج کنند و حتی همان اطراف دفتر ازدواج پیدا کنند، اما پروانه از آبرو، خانواده، مهریه، نگاه مردم و برچسب «بچه حرامزاده» می‌گوید. او توضیح می‌دهد که در صورت شکایت و آزمایش دی‌ان‌ای، ماجرا فقط به اثبات پدر بودن ختم نمی‌شود و پای جرم شرعی، زندان و یتیم‌خانه هم وسط می‌آید. در همین حین، استرس نزدیک‌شدن به مطب دکتر بالا می‌رود؛ پروانه از دکتری می‌گوید که عمل غیرقانونی انجام می‌دهد، ۴۰۰ هزار تومان می‌گیرد، کارش تضمینی است و برخلاف «پیرزن‌های خانه‌ای» قرار است در محیطی به‌ظاهر مطمئن سقط را انجام دهد. مجید اما مدام از نبود مدرک، خطر کلاه‌برداری و احتمال اینکه اگر اتفاقی برای پروانه بیفتد، هیچ‌چیز قابل اثبات نباشد می‌ترسد. در نهایت، هر دو دوباره مقابل همان در زردرنگ در جنوب شهر می‌ایستند؛ دری که مجید آن را مثل دروازه جهنم می‌بیند و پشتش را جای متوکلین دوزخ و حساب‌وکتاب گناه تصور می‌کند. تا این نقطه، کتاب صوتی نمایش رادیویی داستان سقط جنین: قسمت01 شنونده را همراه با تمام تردیدها، ترس‌ها، حساب‌وکتاب‌های مالی، فشارهای خانوادگی و کشمکش‌های عاطفی این دو نفر جلو آورده است و تصمیم نهایی و پیامدهای آن را در تعلیقی سنگین نگه می‌دارد.

چرا باید کتاب نمایش رادیویی داستان سقط جنین: قسمت01 را بشنویم؟

کتاب صوتی نمایش رادیویی داستان سقط جنین: قسمت01 به‌جای طرح‌کردن بحث‌های کلی و انتزاعی درباره سقط جنین، شنونده را وسط یک موقعیت واقعی و ملموس می‌گذارد؛ جایی که پول، آبرو، ترس از خانواده، قانون، قضاوت دیگران و احساسات متناقض دو نفر در هم گره خورده است. این کتاب صوتی نشان داده است که پشت یک تصمیم ظاهراً ساده مثل «سقط‌کردن یا نکردن» چه حجم بزرگی از فشار روانی، کشمکش اخلاقی و نابرابری جنسیتی پنهان است. شنونده در طول اثر با جزئیات روزمره‌ای مثل پیامک‌ها، عابر بانک، آزمایشگاه، عطاری و مطب دکتر همراه می‌شود و از خلال همین جزئیات، تصویر روشنی از زندگی شهری و روابط پنهانی نسل جوان شکل می‌گیرد. در این کتاب صوتی، شخصیت‌ها نه قهرمان‌اند و نه ضدقهرمان؛ مجید هم‌زمان هم می‌ترسد، هم شک دارد، هم وابسته است و هم می‌خواهد از زیر بار مسئولیت شانه خالی کند. پروانه هم در مرز میان قربانی و تصمیم‌گیرنده حرکت می‌کند؛ از یک‌سو زیر فشار خانواده و جامعه است و از سوی دیگر برای کنترل سرنوشت خودش می‌جنگد. این پیچیدگی شخصیتی باعث شده است شنونده مدام در حال جابه‌جایی میان همدلی و قضاوت باشد و همین رفت‌وبرگشت، شنیدن کتاب را به تجربه‌ای فکری و احساسی تبدیل کرده است. نمایش رادیویی داستان سقط جنین: قسمت01 همچنین تصویری از ترس عمیق از رسوایی، نقش پررنگ آبرو در تصمیم‌های شخصی، و تأثیر روابط قبلی بر اعتماد در رابطه فعلی ارائه کرده است. از زاویه‌ای دیگر، این کتاب صوتی نمونه‌ای از استفاده خلاقانه از فرم نمایش رادیویی برای پرداختن به موضوعی حساس است. تمرکز بر یک روز، یک مسیر و چند مکان محدود، همراه با گفت‌وگوهای طولانی در ماشین و کنار عابر بانک، فضایی فشرده و پرتنش ساخته است که برای شنیدن در قالب کتاب صوتی مناسب است. شنونده در طول اثر، بدون نیاز به توصیف‌های طولانی، از طریق دیالوگ‌ها و مونولوگ‌های مجید و پروانه، تصویر ذهنی روشنی از موقعیت‌ها و فضاها پیدا می‌کند و همین ویژگی، شنیدن آن کتاب را برای کسانی که به روایت‌های گفت‌وگومحور علاقه دارند جذاب کرده است.

شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

شنیدن کتاب صوتی نمایش رادیویی داستان سقط جنین: قسمت01 به کسانی پیشنهاد می‌شود که به نمایش‌های رادیویی و روایت‌های گفت‌وگومحور علاقه دارند و دوست دارند از خلال یک داستان شهری، با لایه‌های پنهان روابط عاطفی و جنسی، ترس از آبرو و فشار خانواده روبه‌رو شوند. این کتاب صوتی به دانشجویان و علاقه‌مندان به مطالعات اجتماعی، روان‌شناسی رابطه و مسائل نسل جوان نیز پیشنهاد می‌شود که می‌خواهند تجربه زیسته یک موقعیت حساس مثل بارداری ناخواسته و سقط جنین را از زاویه دید درونی شخصیت‌ها دنبال کنند. همچنین به شنوندگانی پیشنهاد می‌شود که به موضوعاتی مثل اخلاق فردی، مسئولیت‌پذیری، نابرابری جنسیتی و تأثیر قانون و عرف بر تصمیم‌های شخصی حساس‌اند و ترجیح می‌دهند این موضوعات را در قالب داستان و نمایش رادیویی دنبال کنند.

نظری برای کتاب ثبت نشده است

زمان

۲۴ دقیقه

حجم

۵۵٫۸ مگابایت

سال انتشار

۱۳۹۸

قابلیت انتقال

ندارد

زمان

۲۴ دقیقه

حجم

۵۵٫۸ مگابایت

سال انتشار

۱۳۹۸

قابلیت انتقال

ندارد

قیمت:
رایگان