
دانلود و خرید کتاب صوتی نیمه پنهان ماه جلد ۲۶ (شهید کاظم نجفی رستگار)
معرفی کتاب صوتی نیمه پنهان ماه جلد ۲۶ (شهید کاظم نجفی رستگار)
کتاب صوتی نیمه پنهان ماه ۲۶؛ شهید کاظم نجفی رستگار نوشتهی نجمه طرماح روایتی صمیمی و نزدیک از زندگی و شخصیت یکی از فرماندهان شناختهشده دفاع مقدس است که بهقلم همسر او اکرم حاجابوالقاسمی شکل گرفته است. در این کتاب صوتی شنونده با فرازونشیبهای زندگی مشترک این زوج، از سالهای کودکی و نوجوانی راوی تا آشنایی، خواستگاری، ازدواج و سپس سالهای جنگ و جبهه همراه میشود. نجمه طرماح با استفاده از روایتهای اکرم حاجابوالقاسمی تصویری جزئینگر از فضای خانوادگی، اجتماعی و سیاسی آن سالها ساخته است؛ فضایی که در آن مدرسه، حجاب، تظاهرات، اعلامیهها، جلسات مسجد و بعدتر جبهه و عملیاتها درهم تنیده شدهاند. این کتاب صوتی با گویندگی تینا میرکریمی منتشر شده و نشر روایت فتح آن را منتشر کرده است. لحن روایت در آن کتاب بیشتر بر تجربههای روزمره، احساسات و جزئیات زندگی خانوادگی تکیه دارد تا گزارشهای رسمی و خشک از جنگ. شنونده در خلال خاطرات، هم با چهرهی شخصی و عاطفی کاظم نجفی رستگار آشنا میشود و هم با چهرهی اجتماعی و نظامی او؛ از شوخیها و مهربانیهایش در خانه تا جدیت و مسئولیتپذیریاش در میدان نبرد. حضور پررنگ مادر، خواهران، برادران و بستگان در روایت، فضای یک خانوادهی درگیر انقلاب و جنگ را پیش چشم شنونده زنده میکند و نشان میدهد شهادت و جهاد فقط در خط مقدم اتفاق نیفتاده بلکه در دل خانهها و روابط خانوادگی هم جریان داشته است.
درباره کتاب نیمه پنهان ماه جلد ۲۶ (شهید کاظم نجفی رستگار)
کتاب نیمه پنهان ماه ۲۶؛ شهید کاظم نجفی رستگار با تمرکز بر روایت اکرم حاجابوالقاسمی همسر شهید، از همان صفحات آغازین شنونده را به سالهای کودکی و نوجوانی راوی میبرد؛ سالهایی که در حیاط مدرسه، زیر نگاه سختگیر ناظم و در فضای جشن تاجگذاری و اجبار بیحجابی میگذرد. در ادامه، مسیر زندگی اکرم از یک دختر ۹ سالهی درگیر مسئلهی حجاب تا نوجوانی ۱۲–۱۳ سالهای که در پخش اعلامیهها، حضور در مسجد امام حسن عسکری و تظاهرات انقلابی نقش دارد، دنبال شده است. در این میان، برادرانش محمد و جواد و دوستان پاسدارشان، پایگاه مسجد، دادستانی و فضای پرالتهاب انقلاب، بستر آشنایی شنونده با نسلی میشود که از همان جوانی درگیر مسئولیتهای سنگین سیاسی و اجتماعی بودهاند. کتاب نیمه پنهان ماه ۲۶؛ شهید کاظم نجفی رستگار در فصلهای متعدد پیش میرود و هر فصل بخشی از این زندگی را باز میکند؛ از «دخترها» و خاطرات مدرسه و حجاب، تا فصلهای مربوط به خواستگارها، شکلگیری علاقهی اکرم و کاظم، مجلس خواستگاری، بلهبرون، عقد و عروسی، و بعدتر فصلهایی که به دزفول، اهواز، شناساییها، مجروحیتها و اعزامها میپردازد. شنونده در این کتاب صوتی با جزئیات مجلسهای خانوادگی، شوخیهای خواهرها و عروسها، دفترچهی خواستگارهای اعظم، ماجرای خواستگاری ناصر شیری، و همزمان با آن، با جلسات پادگان، گشتهای شبانه، دستگیری ساواکیها و آغاز جنگ آشنا میشود. در بخشهای میانی، روایت به زندگی مشترک در دزفول میرسد؛ جایی که اکرم برای نخستینبار طعم خانهداری مستقل، گرمای طاقتفرسای جنوب، همسایگی با خانوادهای محلی و دلتنگیهای طولانی دوری از همسر را تجربه میکند. فصلهایی که به سفر اکرم و مادرشوهر به اهواز، دیدار با خانوادهی باکری، جستوجوی بینتیجه برای پیدا کردن کاظم و درنهایت دیدار ناگهانی در خیابان اختصاص یافتهاند، از پررنگترین بخشهای احساسی آن کتاب هستند. در ادامه، شنونده با صحنههایی مانند بازکردن گچ دست مجروح کاظم در خانه، کمک اکرم به نوشتن جدولهای عملیاتی و تقسیم تیپها و گردانها، و بدرقههای نیمهشب برای اعزام به عملیات روبهرو میشود؛ صحنههایی که نشان میدهد چگونه زندگی زناشویی و مسئولیتهای نظامی در هم تنیده شدهاند.
خلاصه کتاب نیمه پنهان ماه جلد ۲۶ (شهید کاظم نجفی رستگار)
در کتاب نیمه پنهان ماه ۲۶؛ شهید کاظم نجفی رستگار محور اصلی روایت، زندگی اکرم حاجابوالقاسمی از کودکی تا سالهای پس از ازدواج با کاظم است و شهید در آینهی نگاه همسرش شناخته میشود. متن با مقدمهی ناشر و نویسنده آغاز شده است؛ مقدمهای که فصل انقلاب اسلامی را در «کتاب قطور تاریخ» فصلی سرخ و بیخزان میداند و نویسنده در مقدمهی خود این تصور را به چالش میکشد که آرزومندان شهادت، انسانهایی ناامید و افسردهاند؛ او تأکید کرده است کسانی که هوای شهادت دارند، در زندگی خانوادگی عاشقترین و در برابر دشواریها استوارتریناند. در ادامه، خاطرات کودکی اکرم در مدرسه روایت شده است؛ جایی که ناظم با خطکش آهنی بهخاطر حجاب، صورت و دست او را زخمی میکند و چادرش را میگیرد. واکنش تند مادر در دفتر مدیر و واداشتن ناظم به عذرخواهی، نخستین تصویر از روحیهی مقاوم زنانه در آن کتاب است. چند سال بعد، اکرم و خواهرش اعظم در ۱۲–۱۳ سالگی در پخش اعلامیهها در مسجد امام حسن عسکری نقش میگیرند؛ از طبقهی بالای مسجد اعلامیهها را مثل باران روی سر مردان رها میکنند و در فضای تظاهرات، حضور سربازها و فراریدادن سخنرانان، با برادران پاسدارشان محمد و جواد همراه میشوند. بخش مهمی از کتاب به فضای خواستگاریها در خانهی پدری اکرم اختصاص دارد؛ دفترچهی خواستگارهای اعظم، معیارهای خانواده برای همشهریبودن، ماجرای ناصر شیری و خواستگار ترک، و در این میان، ورود نام کاظم نجفی رستگار. مجلس خواستگاری کاظم با سادگی و در عین حال با جزئیات احساسی روایت شده است؛ از تعارف بستنی، گفتوگو درباره شغل پاسداری، احتمال مجروحیت، اسارت و شهادت، تا پاسخهای صریح اکرم که نشان میدهد با خطرهای این زندگی آشناست و از زندگی در خانهی پدری کاظم و روستای اشرفآباد هم نمیترسد. نگاههای گرهخوردهی آن دو، شوخیهای زندایی و برادران، تعیین مهریهی ۵۰ سکه توسط پدر، و همزمانی بلهبرون اکرم و اعظم با خانوادهی ناصر، فضای یک خانوادهی درگیر دو وصلت همزمان را پیش چشم شنونده میآورد. پس از عقد و عروسی در مهر ۱۳۶۰، روایت وارد مرحلهی زندگی مشترک میشود؛ ابتدا در خانهی پدرشوهر در تهران، در کنار برادران و عروسهای دیگر، و بعد با شروع جنگ، اعزامهای مکرر کاظم به جبهه. اکرم میان خانهی پدر و خانهی پدرشوهر در رفتوآمد است و دلتنگیهای طولانی، ضعف جسمی و افسردگیاش او را به مطب دکتر میکشاند؛ جایی که پزشک، بیماری او را نه آنفولانزا که دلتنگی برای همسر تشخیص میدهد و به مادرشوهر تذکر میدهد که یا باید کاظم را برای دیدن همسرش بیاورند یا اکرم را نزد او ببرند. همین تشخیص، زمینهی سفر اکرم و مادرشوهر به اهواز را فراهم میکند. در اهواز، دیدار با دخترخاله و پسرخالهی کاظم، رفتن به خانهی باکریها و تلاش برای تماس با شمارههایی که کاظم در نامهها نوشته، بینتیجه میماند تا اینکه در عصر جمعهای غمانگیز، هنگام بازگشت از مزار شهدا، اکرم در خیابان ناگهان کاظم را میبیند؛ شوک دیدار بعد از سه ماه دوری آنقدر شدید است که پاهایش سست میشود و توان حرکت ندارد. توصیف چهرهی آفتابسوخته، لاغر و ریشگرفتهی کاظم، زخم روی لب و شرمندگی او از دیدن حال همسرش، از عاطفیترین بخشهای کتاب است. چند روز بعد، بازگشت به تهران و سپس تصمیم برای رفتن به دزفول و شروع زندگی مستقل، مرحلهی تازهای را رقم میزند. در دزفول، اکرم برای نخستینبار صاحب خانهای مستقل میشود؛ حیاط کوچک، آشپزخانهی ساده بدون کابینت، اتاق ۱۲ متری و گرمای طاقتفرسای جنوب. او با شوق، حیاط را جارو میکند، سماور را روشن میکند و سطلهای برنج و قند را در کمد زیر سکو میچیند، درحالیکه کاظم درگیر شناسایی و آمادهسازی عملیات است. آمدوشد دوستانی مثل گرامیزاده، سفارشهای امنیتی درباره بازنکردن در به غریبهها و حضور گروهکها در شهر، فضای ناامن پشت جبهه را نشان میدهد. در یکی از بازگشتها، کاظم با دستی گچگرفته وارد میشود؛ تصادف در حین شناسایی باعث جراحت عمیق دستش شده و او از بیمارستان فرار کرده تا در خانه گچ را باز کند. صحنهی بازکردن گچ با قندشکن، دیدن بخیههای بلند روی دست، ماساژ دادن زیر آب داغ حمام و نالههای کاظم، هم سختی جسمی جنگ را عیان میکند و هم نقش همسر را در مراقبت و پرستاری. در شبی دیگر، کاظم با دست مجروح و خستگی شدید، نقشهها و دفترهای عملیاتی را روی زمین پهن میکند و از اکرم میخواهد جدولهای تقسیم لشکر، تیپ، گردان و گروهان را طبق دیکتهی او بنویسد. اکرم تا ۳ و نیم شب بیدار میماند و زیر نور کم حیاط، اسامی و مختصرنویسیها را مینویسد؛ مشارکتی که نشان میدهد چگونه همسر یک فرمانده، در پشت صحنهی عملیاتها حضور دارد. صبح زود، کاظم برای نماز میرود و بیآنکه اکرم متوجه شود، برای شناسایی بعدی از خانه خارج میشود. در فصلهای پایانی، بدرقههای مکرر، قرآن و کاسهی آب پشت سر، جملههای کاظم دربارهی بریدن دلبستگی از دنیا و نخواستن بدرقه تا دم در، و تأکیدش بر اینکه «نمیخوام نگاهم به دنیا بمونه» محور روایت است. اکرم میان خانهی پدر و خانهی دزفول در رفتوآمد است، رو تختیها و گلهای زینتی را میشوید، منتظر تماس تلفنی میماند و هر بار با شنیدن خبر اعزام جدید، خود را برای مرحلهای تازه از دلتنگی آماده میکند. دغدغهی اصلی کتاب، نشاندادن همین همزیستی عشق، دلتنگی، مسئولیت و جهاد در زندگی یک زوج جوان است.
چرا باید کتاب نیمه پنهان ماه جلد ۲۶ (شهید کاظم نجفی رستگار) را بشنویم؟
کتاب صوتی نیمه پنهان ماه ۲۶؛ شهید کاظم نجفی رستگار فرصتی فراهم کرده است تا شنونده بهجای شنیدن روایتهای کلی و رسمی از جنگ، وارد جزئیات زندگی روزمرهی یک خانواده درگیر انقلاب و دفاع شود. در آن کتاب، جنگ فقط در خط مقدم تعریف نشده؛ در حیاط مدرسه، در دفتر مدیر، در مسجد محله، در صف نانوایی، در مجلس خواستگاری، در آشپزخانهی دزفول و حتی در مطب دکتری که افسردگی یک دختر جوان را تشخیص میدهد هم حضور دارد. این زاویهی دید، فهمی ملموستر از تأثیر جنگ بر بدن، روان و روابط خانوادگی به شنونده میدهد. شنونده در این کتاب صوتی با چهرهای چندبعدی از کاظم نجفی رستگار روبهرو میشود؛ فرماندهای که همزمان شوهر، پسر، برادر و دوست است. شوخیهایش با همسر، حساسیتش نسبت به دلتنگی او، شرمندگیاش از رنجی که اکرم بهخاطر دوری میکشد، و در عین حال جدیتش در کار، فرار از بیمارستان برای بازکردن گچ در خانه، و سپردن جدولهای عملیاتی به همسر، نشان میدهد قهرمانان جنگ در عین قاطعیت، چقدر انسانی و نزدیک بودهاند. از سوی دیگر، روایت اکرم حاجابوالقاسمی تصویری روشن از نقش زنان در پشت جبهه ارائه کرده است؛ از دختر نوجوانی که اعلامیه پخش میکند تا همسری که در دزفول، در گرمای ۵۰ درجه، هم خانه را میگرداند، هم پرستار دست مجروح همسر است و هم شریک فکری او در آمادهسازی عملیات. شنیدن این تجربهها میتواند برای کسانی که به دنبال فهم عینیتر از «صبر»، «ایثار» و «زندگی در سایهی جنگ» هستند، بسیار روشنگر باشد. این کتاب صوتی همچنین برای کسانی که به دنبال شناخت فضای اجتماعی و فرهنگی سالهای انقلاب و اوایل جنگاند، منبعی سرشار از جزئیات است؛ از نوع پوشش دختران مدرسهای و برخورد ناظم با حجاب، تا ساختار خانوادههای مذهبی، شیوهی خواستگاری، مهریه، بلهبرون، و نیز شکلگیری پایگاههای مقاومت در مساجد و پادگانها. شنیدن آن کتاب کمک میکند تصویر کلیشهای از آن دوره جای خود را به تصویری زنده، پرجزئیات و انسانی بدهد.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن این کتاب صوتی به کسانی پیشنهاد میشود که به زندگینامههای روایی شهدا و فرماندهان جنگ علاقهمندند و میخواهند آن دوره را از زاویهی نگاه همسر و خانواده تجربه کنند. به پژوهشگران و دانشجویان رشتههای تاریخ، مطالعات جنگ، جامعهشناسی و مطالعات زنان که بهدنبال روایتهای میدانی و خانوادگی از سالهای انقلاب و دفاع هستند نیز پیشنهاد میشود. همچنین به شنوندگانی که دغدغهی فهم نقش عاطفه، ازدواج، دلتنگی و روابط خانوادگی در دل شرایط سخت را دارند و میخواهند بدانند یک زندگی مشترک چگونه میتواند همزمان با جنگ و خطر پیش برود، توصیه میشود.
زمان
۷ ساعت و ۴۱ دقیقه
حجم
۴۲۲٫۸ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۳
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۷ ساعت و ۴۱ دقیقه
حجم
۴۲۲٫۸ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۳
قابلیت انتقال
ندارد