
دانلود و خرید کتاب صوتی سنگی بر گوری
معرفی کتاب صوتی سنگی بر گوری
کتاب صوتی سنگی بر گوری نوشتهی جلال آل احمد یکی از شخصیترین و صریحترین متنهایی است که از او بهجا مانده است؛ متنی که در آن نویسنده با زبانی بیپرده به مسئلهی بیفرزندی خود و سیمین دانشور و همهی تبعات روحی، خانوادگی و اجتماعی آن پرداخته است. استودیو نوار این کتاب صوتی را با گویندگی بابک قهرمانی و با همکاری انتشارات جامدران منتشر کرده است. در این کتاب صوتی شنونده وارد ذهن راوی میشود؛ جایی که حسرت، خشم، شوخی تلخ، خودسرزنشگری و تأملهای فلسفی درهم تنیده شدهاند. از آزمایشگاهها و مطب دکترها و نسخههای خانگی و نذر و نیازها تا سفرهای فرنگ، ماجراهای وین و اتریش، گفتوگو با پزشکان خارجی، و بازگشت به کوچه و خانهی تجریش و حیاط ۴۲۰ متری خالی، همه در قالب اعترافی طولانی و پیوسته روایت شده است. سنگی بر گوری در مرز میان زندگینامهی شخصی، اعتراف، تأمل اجتماعی و نوعی تکگویی درونی حرکت میکند. شنونده در طول کتاب صوتی با فرازونشیبهای روحی راوی همراه میشود؛ از آزمایش اسپرم زیر میکروسکوپ تا فکر اختهکردن خود، از وسوسهی ازدواج دوباره تا ماجرای فرزندخواندگی و نفرت از «بنگاههای خیریه»، از سفر به شوش و دانیال نبی تا زلزلهی کرمانشاه و مرگ خواهرزن. این کتاب صوتی بیش از آنکه دربارهی «بچهدار نشدن» باشد دربارهی مواجههی یک مرد با سنت، خانواده، بدن، مرگ، و معنای ادامهدادن نسل است.
درباره کتاب سنگی بر گوری
کتاب صوتی سنگی بر گوری با اعترافی ساده شروع میشود: «ما بچه نداریم؛ من و سیمین.» از همین جمله، جلال آل احمد بحثی طولانی را باز میکند که در آن ۱۴ سال زندگی مشترک بیفرزند، بهانهای میشود برای کندوکاو در همهچیز؛ از آزمایشگاه و میکروسکوپ و اسپرمهای «ریغو» تا نسخههای خانگی مثل خوردن ۴۰ نطفهی تخممرغ، عصارهی جگر، ویتامینها و دواهای رنگارنگ. در فصلهای آغازین، شنونده با رفتوآمدهای مداوم راوی و همسرش به مطب دکترها، تجربهی تحقیر و خستگی از سرنگ و سرم و تشخیصهای متناقض، و نیز با ماجرای عمل لولهی تخمدان و دکتر «هیز» روبهرو میشود. آل احمد در این بخشها همزمان که واقعیت پزشکی «کمبود اسپرم» را میپذیرد، از نظر روحی زیر بار آن نمیرود و مدام میان توجیه علمی و احساس شکست شخصی تاب میخورد. کتاب صوتی سنگی بر گوری در ادامه از سطح پزشکی و جسمی فاصله میگیرد و به لایههای عمیقتری از زندگی راوی سرک میکشد. در فصلهای میانی، بحث فرزندخواندگی پیش میآید؛ از بچهی «کاکلزری» حاصل رابطهی پنهانی یک «بزرگ» تا بچههای پرورشگاهها و شیرخوارگاهها. راوی با جزئیات، ماجرای پیشنهاد گرفتن چنین بچهای، پولهایی که قرار است ردوبدل شود و «دم گاو و دم خروس» روابط پنهان را تعریف کرده است و در نهایت از این فریب و از اینکه حسرت بچهداشتن در تن کودکی بیخبر کاشته شود، بیزار میشود. در فصلهای بعدی، ماجرای سفر به شوش و زیارت دانیال نبی، چلهبری، نذرها و نسخههای مذهبی و خرافی، و سپس بازگشت دوباره به دکترها و آمپولها و آزمایشها روایت شده است. در بخشهای پایانی کتاب صوتی سنگی بر گوری، زاویهی دید گستردهتر میشود. آل احمد از تجربهی زلزلهی کرمانشاه، خودسوزی خواهرزنش هما و بردن دو بچهی یتیم او در سفری ۸۰۰ کیلومتری میگوید و از اینجا بحث به نقش «کدخدای ده» بودن برای دیگران و بیفرزند ماندن خود کشیده میشود. سپس جدال درونی میان «مرد شرقی» درونش که میگوید زن جوانتر بگیر و سنتی که طلاق و تجدید فراش را مجاز میداند، با بخش دیگری از خودش که نمیخواهد زندگیاش را برهم بزند، بهتفصیل آمده است. سفر فرنگ، ماجرای زن آمستردامی، توصیهی دکتر سوئیسی برای گرفتن زن جوانتر، و در نهایت بازگشت به ایران و رفتن به سر قبر پدر و عمهی قصهگو (عمقضی گلبته) و خواهر بیفرزند، همه به این نتیجه میرسد که راوی خود را «نقطهی خطام سنت» میبیند؛ کسی که زنجیر نسل را در یک نقطه میگسلد و این متن را همچون «سنگی بر گوری که جسدی در آن نیست» مینویسد.
خلاصه داستان سنگی بر گوری
در سنگی بر گوری جلال آل احمد از یک واقعیت ساده و دردناک شروع میکند: ناباروری. او و سیمین ۱۴ سال است که بچه ندارند و این «خانهی ۴۲۰ متری خالی» و نگاههای خاموش و سؤالهای بیجواب، آرامآرام به مسئلهای مرکزی در زندگیشان بدل شده است. راوی ابتدا به سراغ «توجیه علمی» میرود؛ آزمایش اسپرم، میدان میکروسکوپی، دیدن چند اسپرم «مردنی و عجول» بهجای ۸۰ هزار تا، و تبدیلشدن خودش به «خرگوش آزمایشگاه». او بارها به آزمایشگاهها میرود، انواع ویتامین و عصارهی جگر و پانگادوئن مصرف میکند، اما نتیجه تغییری نمیکند. این بخشها پر است از تصویرهای دقیق از آزمایشگاه، دکترها، میکروسکوپ و حس تحقیر و مضحکهبودن. در ادامه، کتاب از سطح پزشکی عبور میکند و به لایهی عاطفی و اجتماعی میرسد. راوی از حس خالیبودن حیاط، از بچههای همسایه که در خاک و خل بازی میکنند، از نگاه مادرانی که بچهشان را مثل «برهای در مقابل گرگ» از او دور میکنند، و از دعواها و کلافگیهای خودش و سیمین میگوید. بعد نوبت نسخههای خانگی و مذهبی است: خوردن ۴۰ نطفهی تخممرغ، جگر خام، نذرها، چلهبری، امامزادهی بیسر، سفر به شوش و دانیال نبی. آل احمد این تجربهها را همزمان با تمسخر و جدیگرفتن روایت کرده است؛ از یکسو میداند خرافیاند و از سوی دیگر زیر فشار خانواده و امید پنهان، تن به آنها میدهد. بخش مهمی از کتاب به نقد دکترها و صنعت پزشکی اختصاص دارد؛ از دکتر پیر و «هیز» لولهی تخمدان تا دکتر اتریشی الدو فردی و دکتر سوئیسی که صریح میگوید: «یک زن جوان بگیر، شانسات ۵۰ درصد میشود.» راوی همزمان که از این «دلالهای واسطهی آزمایشگاه و دواخانه» بیزار است، اعتراف میکند که خودش هم سالها مشتری پروپاقرص آنها بوده است. در کنار این، بحث فرزندخواندگی مطرح میشود: بچهی حاصل رابطهی پنهانی یک «بزرگ»، بچههای پرورشگاه، و این سؤال که آیا میتوان حسرت بچهداشتن را در تن کودکی بیخبر کاشت. او از «عمل خیر» و بنگاههای خیریه و اشرافیتی که با یک جعبه شیرینی به پرورشگاه میروند، بیزاری نشان میدهد و در نهایت فرزندخواندگی را هم رد میکند. در فصلهای بعدی، آل احمد به تأثیر بیفرزندی بر روابط اجتماعی میپردازد: هر رفتوآمدی، هر رفتار با بچههای دیگران، فوراً به «بیبچگی» او ربط داده میشود؛ اگر مهربان باشد میگویند حسرت دارد، اگر سرد باشد میگویند حسود است. او از تجربهی زلزلهی کرمانشاه و خودسوزی خواهرزنش هما میگوید؛ سفری ۸۰۰ کیلومتری برای دیدن زنی که ۷۵ درصد پوستش سوخته و در نهایت مرگ او و ماندن دو بچهی یتیم. در اینجا مسئلهی سرپرستی این دو بچه پیش میآید، اما راوی در نهایت اعتراف میکند که «بیبچگی» برایش به نوعی سرنوشت بدل شده و نمیخواهد کسی دیگر زندگیاش را از نو بههم بزند. در بخش پایانی، جدال درونی میان «مرد شرقی» درون او که میگوید زن جوانتر بگیر و سنتی که طلاق و تجدید فراش را مجاز میداند، با بخش دیگری از خودش که نمیخواهد شبیه پدر و برادر روحانیاش شود، به اوج میرسد. سفر فرنگ، رابطه با زن آمستردامی و انتظار بیحاصل برای خبر بارداری، این جدال را تشدید میکند. سرانجام، آل احمد به قبرستان قم میرود؛ سر قبر پدر، خواهر بیفرزند و عمهی قصهگو (عمقضی گلبته). آنجا به این نتیجه میرسد که «آخرین سنگ مزار درگذشتگان خویش» است؛ کسی که زنجیر نسل را در یک نقطه میگسلد. او میگوید این صفحات را همچون «سنگی بر گوری که آرامگاه هیچ جسدی نیست» مینویسد تا درِ هر مفری به گذشته و سنت بسته شود و بیفرزندیاش را به نوعی آزادی و گسست آگاهانه از زنجیر نسلها تبدیل کند.
چرا باید کتاب سنگی بر گوری را بشنویم؟
شنیدن سنگی بر گوری فرصتی است برای ورود به ذهن نویسندهای که از خود و زندگیاش تعارف ندارد. این کتاب صوتی بهجای پنهانکردن ضعفها و شرمها، آنها را روی میز میگذارد: ناباروری، حس حقارت، خشم از دکترها، وسوسهی ازدواج دوباره، فکر اختهکردن خود، نفرت از بنگاههای خیریه، و حتی تجربهی رابطهی خارج از ازدواج در سفر فرنگ. شنونده با این اعترافها فقط با یک زندگی شخصی روبهرو نمیشود، بلکه با مجموعهای از سؤالها دربارهی سنت، شرع، عرف، بدن، جنسیت و معنای «ادامهی نسل» مواجه میشود. این کتاب صوتی همچنین تصویری زنده از فضای خانوادگی و اجتماعی یک طبقهی شهری ایرانی ارائه میدهد: حیاط ۴۲۰ متری خالی، خواهرها و برادرها و نذرها و نسخههای خانگی، دکترهای وطنی و فرنگی، زلزلهی کرمانشاه و سفر به شوش و قم، و نقش «کدخدای ده» بودن برای اقوام. شنونده در خلال این روایتها میتواند ببیند که چگونه یک مسئلهی بهظاهر خصوصی (بیفرزندی) به نقطهی تلاقی پزشکی، مذهب، اقتصاد، اخلاق، سیاست بدن و ساختار خانواده تبدیل میشود. از سوی دیگر، سنگی بر گوری متنی است که در آن آل احمد با خودِ نویسندهبودنش هم درگیر است؛ بارها به این فکر برمیگردد که آیا «نوشتهها» میتوانند جای بچهها را بگیرند یا نه، و اینکه آیا میتوان بهجای ادامهی نسل در بدن، در کلمات دوام یافت. برای شنوندهای که به رابطهی میان زندگی شخصی و نوشتن علاقهمند است، این کتاب صوتی نمونهای کمنظیر از تلاقی این دو است. در نهایت، شنیدن این کتاب صوتی برای کسانی که میخواهند با لایهی خصوصیتر و کمتر رسمی شخصیت جلال آل احمد آشنا شوند، تجربهای متفاوت فراهم میکند. اینجا خبری از موضعگیریهای سیاسی و اجتماعی صریح آثار دیگر او نیست؛ بلکه با مردی روبهرو میشود که در خلوت خود با «مرد شرقی» درونش، با پدر و اجدادش، با سنت و با بدن خودش بحث کرده است و نتیجهی این بحث را بیپرده در اختیار شنونده گذاشته است.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن این کتاب صوتی به کسانی پیشنهاد میشود که به تجربههای شخصی و صریح دربارهی ازدواج، ناباروری و فشارهای خانوادگی و اجتماعی علاقهمندند. به پژوهشگران و دانشجویان علوم اجتماعی، مطالعات جنسیت، روانشناسی و ادبیات معاصر که میخواهند نمونهای از خودنوشتنگاری و اعترافنویسی در متن ایرانی را از نزدیک دنبال کنند نیز پیشنهاد میشود. همچنین به شنوندگانی که آثار دیگر جلال آل احمد را میشناسند و میخواهند با وجه خصوصیتر و درونیتر او آشنا شوند، و به کسانی که درگیر پرسشهایی دربارهی ادامهی نسل، نقش سنت و خانواده و معنای «عادی بودن» در جامعهاند، شنیدن این کتاب صوتی میتواند تجربهای قابلتأمل باشد.
زمان
۲ ساعت و ۱۵ دقیقه
حجم
۹۳٫۴ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۷
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۲ ساعت و ۱۵ دقیقه
حجم
۹۳٫۴ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۷
قابلیت انتقال
ندارد