
دانلود و خرید کتاب صوتی سریال صوتی میدگارد (جلداول: دره طلسم شده ـ قسمت هفتم ـ بخش اول)
معرفی کتاب صوتی سریال صوتی میدگارد (جلداول: دره طلسم شده ـ قسمت هفتم ـ بخش اول)
کتاب صوتی سریال صوتی میدگارد؛ جلد01؛ دره طلسم شده؛ قسمت07؛ بخش01 نوشتهی احمدرضا صالحی ادامهی ماجراهای آریا و دوستانش در دنیای پررمزوراز پریان و جادو است. این قسمت شنونده را از فضای روزمرهی مدرسه و کلاسها به قلب اسرار کتابخانهی عظیم سارگن میبرد؛ جایی که مرز میان رؤیا و واقعیت، و میان گذشته و حال، بهتدریج محو میشود. در این کتاب صوتی آریا درگیر کتابی قدیمی به نام اسرار کتابخانه سارگن میشود و همین کتاب او را به کشف کتابخانهی مخفی، دالانهای پنهان و شخصیتی مرموز به نام آرتوس میرساند؛ شخصی که سالهاست در زندانی جادویی گرفتار شده است. در کنار این خط اصلی، فضای مدرسه، کلاس ماوراءالطبیعه، گفتوگوهای شاد و پرانرژی فالی، حضور تینا و کیارش و شوخیها و جدلهایشان، حالوهوای نوجوانانه و زندهای به داستان داده است. این کتاب صوتی با گویندگی گروه گویندگان و با حضور چند صدا برای شخصیتهای مختلف تولید شده و نشر احمدرضا صالحی آن را منتشر کرده است. ترکیب دیالوگهای پرکشش، توصیفهای تصویری از کتابخانه، لوسترهای پوشیده از گلهای شبچراغ، طلسمها، جامهای جادویی و کلاسهای درس، فضایی شبیه یک سریال فانتزی طولانی میسازد که هر قسمت آن بخشی تازه از جهان میدگارد را آشکار میکند. این قسمت بهطور ویژه بر کشف کتابخانهی مخفی، طلسم پرده نقرهای و گذشتهی تاریک جادوی سیاه تمرکز دارد و شنونده را برای ادامهی ماجرا در قسمتهای بعدی آماده میکند.
درباره کتاب سریال صوتی میدگارد؛ جلد01؛ دره طلسم شده؛ قسمت07؛ بخش01
کتاب صوتی سریال صوتی میدگارد؛ جلد01؛ دره طلسم شده؛ قسمت07؛ بخش01 داستان را درست از جایی ادامه میدهد که آریا در کتابخانهی سارگن با کتاب اسرار کتابخانه روبهرو شده است. احمدرضا صالحی در این قسمت تمرکز را بر فضای کتابخانه، رمزها و طلسمها و گذشتهی پنهان این مکان گذاشته است. آریا پس از خواندن بخشهای عربی کتاب، از وجود کتابخانهی مخفی و جمعآوری کتابهای خطرناک در زمان پادشاه قبلی باخبر میشود؛ کتابهایی که مکانشان با رمزی پیچیده پنهان شده است. او در حین ورقزدن کتاب و بازیکردن ناخودآگاه با گردنبند سایهی خورشید، وارد حالتی شبیه رؤیا یا سفر ذهنی میشود و مسیری را در کتابخانه میبیند که به لوستری عظیم، جامی مرمرین و ستارهای سنگی ختم میشود. این تصویر بعداً به نقشهای عملی برای یافتن دالان مخفی تبدیل میشود. در همین قسمت کلاس ماوراطبیعه نیز پررنگ است؛ پروفسور شیس دربارهی معنای ماوراءالطبیعه، جادو، وردها، اجسام جادویی، جام جهاننما و بهویژه جادوی سیاه توضیح داده است و اشاره میکند که در زمان پادشاه گذشته تمام منابع جادوی سیاه جمعآوری و ممنوع شده است. این توضیحات بعداً با کشف زندان آرتوس و کتاب جادوی سیاه پیوند میخورد. در ادامهی کتاب صوتی سریال صوتی میدگارد؛ جلد01؛ دره طلسم شده؛ قسمت07؛ بخش01 آریا با استفاده از همان تصویری که دیده بود، لوستر پوشیده از گلهای شبچراغ را مییابد، جام مرمرین را از میان گلها بیرون میآورد، معجونی از شیر، آب و نمک میسازد و آن را کنار شعلهی شمع میگیرد تا نقرهی درون جام شعلهور شود و مایع سبز و دودآلودی بسازد. این معجون روی ستارهی حکشده روی دیوار سالن شماره ۱۳ ریخته میشود و دالانی تاریک را آشکار میکند. آریا میان ترس و کنجکاوی مردد است اما درنهایت وارد دالان میشود و به سالنی دایرهای میرسد که در آن مه غلیظی جمع میشود و موجودی ناشناخته شکل میگیرد. این موجود آرتوس است؛ کسی که زمانی مدیر مدرسه و مأمور ترجمهی اسرار کتابخانه بوده و اکنون ۵۵۰ سال است در این زندان جادویی گرفتار شده. در بخشهای بعدی همین قسمت، آریا میان احساس گناه نسبت به رهاکردن آرتوس و شادی از داشتن دوستانی مثل تینا، فالی و کیارش در رفتوآمد است. در نهایت دوباره به دالان بازمیگردد، با آرتوس گفتوگو میکند و از گذشتهی او، خیانت جوفا، ربودهشدن نامزدش سوده و نقش کتاب جادوی سیاه باخبر میشود. این قسمت با سپردن گردنبند یادگاری سوده به آریا و ناتوانی او در عبور از پردهی نقرهای به پایان میرسد و زمینهی قسمتهای بعدی را میسازد.
خلاصه کتاب سریال صوتی میدگارد؛ جلد01؛ دره طلسم شده؛ قسمت07؛ بخش01
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند! در کتاب صوتی سریال صوتی میدگارد؛ جلد01؛ دره طلسم شده؛ قسمت07؛ بخش01 آریا پس از یک روز کاری در کتابخانه و بازگشت تینا به قلعهی سفید، تنها میماند و چشمش به کتاب اسرار کتابخانه سارگن میافتد. کتاب نازک است اما بیشتر آن به زبانی ناشناخته نوشته شده و فقط چند صفحهی اول به عربی است؛ زبانی که آریا در پرورشگاه آموخته است. در همین چند صفحه از کتابخانهای مخفی سخن رفته که در زمان پادشاه قبلی، کتابهای باارزش و خطرناک از سراسر دنیا در آن جمعآوری و با رمزی پیچیده پنهان شدهاند. کنجکاوی آریا شعلهور میشود اما چیزی از رمز کتاب دستگیرش نمیشود. هنگام ورقزدن کتاب، گردنبند سایهی خورشید ناخواسته از گردنش باز میشود، کتاب در دستش داغ میشود و او در تاریکی و سیلی از کلمات نورانی فرو میرود. در این حالت، مسیری را در کتابخانه میبیند که از سالن شماره ۱۳ به سمت سقف، لوستری عظیم، جامی مرمرین و ستارهای سنگی روی دیوار میرسد؛ همراه با معجونی از شیر، آب، نمک و نقرهی شعلهور که ستاره را فعال میکند. صبح روز بعد آریا در کلاس ماوراطبیعه حاضر میشود. پروفسور شیس دربارهی قوانین ناشناختهی عالم، جادو، وردها، اجسام جادویی، جام جهاننما و جادوی سیاه توضیح میدهد و میگوید جادوی سیاه خطرناکترین نوع جادو است که در زمان پادشاه گذشته ممنوع و تمام منابعش ضبط شده است. در حاشیهی کلاس، فالی دربارهی نسبت آریا با تینا و قتمیر کنجکاوی نشان میدهد و بعدتر در کتابخانه، بحث دوستان به طلسم پردهی نقرهای میرسد؛ طلسمی بسیار قدیمی که فقط اجراکنندهاش میتواند آن را بردارد. تینا حدس میزند کسی که این طلسم را در دهلیز گذاشته هنوز زنده است و همان روز در اطراف بوده است. آریا بعد از رفتن دوستان، به سراغ رؤیای شب قبل میرود. او نردبان را زیر لوستر سالن شماره ۱۳ میگذارد، میان گلهای شبچراغ جستوجو میکند و در تماس با قطعهی نقرهای شعلهمانند، سوزشی شدید در دستش حس میکند که با افتادن گردنبند سایهی خورشید از بین میرود. جام مرمرین را برمیدارد، آن را با شیر، آب و نمک پر میکند و کنار شعلهی شمع میگیرد تا نقره شعلهور شود و معجون سبزرنگی بسازد. این معجون را روی ستارهی حکشده روی دیوار میریزد؛ دیوار میلرزد، ستاره باز میشود و دالانی تاریک نمایان میشود. آریا ابتدا میخواهد مدیر مدرسه را خبر کند اما کنجکاوی بر او غلبه میکند و وارد دالان میشود. در انتهای دالان سالنی دایرهای و مهآلود قرار دارد. مه در مرکز سالن جمع میشود و موجودی با موهای بسیار بلند سفید، ناخنهای کشیده و چهرهای شکسته شکل میگیرد؛ او خود را آرتوس معرفی میکند. آریا از ترس میگریزد، آرتوس بهدنبالش میآید اما موهایش زیر پایش گیر میکند و هر دو به زمین میافتند. با ضربهی پای آریا، دست آرتوس تا آرنج آتش میگیرد؛ زخمی که آرتوس آن را نشانهی جادوی سیاه میداند و آریا را ابتدا فرزند جوفا و جادوگر سیاه میپندارد. آریا فرار میکند و از دالان خارج میشود. بیرون از این ماجرا، در کتابخانه، تینا، فالی و کیارش برای کمک به تنبیه آریا میآیند؛ بحثشان به طلسم پردهی نقرهای و این احتمال میرسد که اجراکنندهی طلسم هنوز زنده است. شوخیها و جر و بحثهای فالی و کیارش فضای سنگین ماجرا را میشکند اما ذهن آریا همچنان درگیر آرتوس است. شب، عذاب وجدان و تصویر مردی که از تنهایی التماس میکرد او را آرام نمیگذارد. پس از غروب آریا دوباره به دالان بازمیگردد. آرتوس هنوز روی زمین افتاده و دستش سوخته است. این بار آریا به او نزدیک میشود و سعی میکند دستش را معاینه کند اما لمس دست، درد و شعلهی جادوی سیاه را دوباره زنده میکند. آرتوس ناگهان درمییابد که آریا نه فرزند جوفا بلکه همان «پریزاد افسانهای» است که سالها منتظرش بودهاند و با هیجان در برابر او زانو میزند. در گفتوگویی طولانی، آرتوس گذشتهاش را بازگو میکند: او زمانی مدیر مدرسه و مأمور ترجمهی اسرار کتابخانه بوده، نامزدش سوده را دوست داشته و قرار بوده پس از پایان ترجمه ازدواج کنند. جوفا با جادو خود را به شکل سوده درآورده، آرتوس را فریب داده و همراه او وارد دالان شده تا به کتاب جادوی سیاه دست یابد. پس از کشف دالان، جوفا کتاب را برای اربابش برده و آرتوس را در این سالن بیزمان زندانی کرده است؛ جایی که نه گرسنگی و تشنگی هست و نه سرما و گرما، و تنها همدم او خاطرات و نقشهای ناخنکشیدهی سوده بر دیوارهاست. آریا در میان تصاویر جادویی که آرتوس نشان میدهد، چهرهی سوده را میشناسد و او را همان پروفسور سودهی مدرسه مینامد. آرتوس درمییابد که نامزدش زنده است اما مطمئن نیست آیا او همان سوده است یا جوفا در هیئت او. آریا پیشنهاد میکند پیغامی برای سوده ببرد. آرتوس گردنبند قلبشکلی را که نام خودش و سوده روی آن حک شده به آریا میدهد تا به او نشان دهد؛ اگر سوده آن را بشناسد، هویت واقعیاش روشن میشود. آریا که هنوز توان عبور از پردهی نقرهای را ندارد، قول میدهد فردا گردنبند را به پروفسور سوده نشان دهد و شب بعد برای خبر و ادامهی ماجرا بازگردد.
چرا باید کتاب سریال صوتی میدگارد؛ جلد01؛ دره طلسم شده؛ قسمت07؛ بخش01 را بشنویم؟
کتاب صوتی سریال صوتی میدگارد؛ جلد01؛ دره طلسم شده؛ قسمت07؛ بخش01 چند ویژگی برجسته دارد که شنیدن آن را جذاب میکند. مهمترین ویژگی این قسمت تمرکز بر فضای کتابخانهی مخفی و گسترش لایهی معمایی جهان میدگارد است. شنونده در این بخش با سازوکار یک دالان جادویی، طلسم پردهی نقرهای، معجونهای جادویی و نقش جام مرمرین و نقرهی شعلهور آشنا میشود؛ عناصری که هم حس کشف و ماجراجویی را تقویت کرده و هم به تدریج قوانین درونی این جهان را روشنتر میکنند. در این کتاب صوتی گذشتهی مدرسه و حکومت پریان نیز عمق بیشتری پیدا کرده است. روایت آرتوس از خیانت جوفا، ترجمهی اسرار کتابخانه، زندان ۵۵۰ ساله و سرنوشت نامزدش سوده، تاریخ پنهانی را پیش چشم شنونده میگذارد که با جادوی سیاه و کتابهای خطرناک گره خورده است. این گذشتهی دور با زندگی روزمرهی آریا در مدرسه، کلاس ماوراطبیعه و روابط دوستانهاش با تینا، فالی و کیارش درهم تنیده شده و تضادی میان شوخیهای نوجوانانه و خطرهای جدی جادو میسازد. از سوی دیگر این قسمت بر احساسات درونی آریا نیز تمرکز کرده است؛ از کنجکاوی شدید نسبت به کتابخانهی مخفی و ترس از ناشناختهها تا عذاب وجدان نسبت به رهاکردن آرتوس و حس تازهی داشتن دوستانی که کنارش میمانند. این ترکیب ماجراجویی، معما، تاریخ پنهان و کشمکشهای درونی، شنیدن این قسمت را برای کسانی که قسمتهای قبلی را دنبال کردهاند به مرحلهای مهم در پیشبرد داستان تبدیل کرده است. همچنین توضیحات پروفسور شیس دربارهی جادو، وردها، اجسام جادویی و جادوی سیاه، تصویر روشنتری از منطق درونی این جهان ارائه میدهد و شنونده را برای پیچیدگیهای بعدی آماده میکند.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن کتاب صوتی سریال صوتی میدگارد؛ جلد01؛ دره طلسم شده؛ قسمت07؛ بخش01 به علاقهمندان دنیای فانتزی، جادو و مدرسههای جادویی پیشنهاد میشود. این قسمت برای نوجوانان و جوانانی مناسب است که از دنبالکردن یک سریال طولانی با شخصیتهای ثابت، روابط دوستانه، کلاسهای عجیب و ماجراجوییهای پیاپی لذت میبرند. همچنین به کسانی پیشنهاد میشود که در قسمتهای قبلی میدگارد همراه آریا بودهاند و کنجکاوند دربارهی کتابخانهی مخفی، طلسم پردهی نقرهای، گذشتهی مدرسه و نقش جادوی سیاه بیشتر بدانند. شنوندههایی که به داستانهایی با فضای معمایی، دالانهای پنهان، کتابهای ممنوعه و شخصیتهای خاکستری علاقه دارند نیز میتوانند از این قسمت لذت ببرند.
زمان
۴۵ دقیقه
حجم
۱۰۴٫۷ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۲
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۴۵ دقیقه
حجم
۱۰۴٫۷ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۲
قابلیت انتقال
ندارد